هدف: وجود کودک معلول و مراقبت از آنها، در هر خانواده، سلامت روان اعضاء خانواده، به ویژه مادران را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف پژوهش، بررسی اثر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر احساس تنهایی، خودانتقادی و افکار خودآیند منفی در مادران دارای فرزند معلول است.
روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مادران دارای فرزند معلول مرکز بهزیستی شهرستان نور در سال 1400 می باشد. نمونه آماری بر اساس طرح پژوهش 30 نفر در نظر گرفته شد که بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های احساس تنهایی راسل و پیلوا و کورتونا (1980)، خودانتقادی تامسون و زورف (2004)، افکار خودآیند منفی کندال و هولون (1980) استفاده شد. جلسات مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اساس پروتکل 8 جلسه ای باونز و مارلات (2011) اجرا شد.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد، آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش احساس تنهایی در مادران دارای فرزند معلول به میزان 55/0، بر کاهش خودانتقادی به میزان 23/0 و بر کاهش افکار خودآیند منفی در مادران فرزند معلول به میزان 35/0 تاثیر دارد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده آن است که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش احساس تنهایی، خودانتقادی و افکار خودآیند منفی در مادران دارای فرزند معلول شد، لذا می توان گفت، به منظور کاهش احساس تنهایی، خودانتقادی و افکار خودآیند منفی از آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای مادران دارای فرزند معلول می توان بهره مند شد.
حجاب و مسئله موضوعیت و بودگی آن در قرن اول هجری- قمری ازجمله مباحث مبنایی پوشش و حجاب بانوان است. پژوهش حاضر به روش اسنادی- تحلیلی و با هدف بررسی و تحلیل مستندات تاریخی در مسئله پوشش زنان در قرن اول هجری- قمری و نوع رویارویی پیامبر(ص) و دیگر پیشوایان دینی صدر اسلام با بی حجابی و ناپوشیدگی زنان انجام شد. بدین منظور کلیه منابع مکتوب علمی اعم از کتب و مقالات و گزارش های مربوطه بررسی گردید و این ادعا که نبود گزارشی تاریخی از مخالفت و مقابله پیامبر(ص) و پیشوایان دینی صدر اسلام با بی حجابی و عدم مؤاخذه و مجازات افراد بی حجاب، مسئله نبودگی حجاب در صدر اسلام را نشان می دهد، نقد و بررسی شد. نتایج بررسی ها نشان داد که نقش پوشش زنان در وقوع بعضی نبردها، اعتراض افکارعمومی به کم حجابی برخی زنان، تغییر پوشش زنان پس از نزول آیات حجاب و تأکید بر مسئله پوشش زنان در گزارش های مربوط به اسرای کربلا حکایت از موضوعیت حجاب در صدر اسلام دارد. همچنین وجود گزارش های تاریخی در مورد مقابله ایجابی پیامبر(ص) و امام علی(ع) در قالب دستور، توصیه و یا دعا برای حجاب داشتن زنان و برخوردهای سلبی ایشان در قالب نهی بی حجابی و روی گرداندن از زنان بی حجاب، ازجمله گزارش های نقض کننده ادعای مذکور است و موضوعیت حجاب در صدر اسلام را تأیید می کند.
یکی از مسائلی که در این سال ها مورد توجه قرار گرفته، گرایش به فرزندآوری کمتر است. کاهش باروری در شهرها قابل توجه می باشد. هدف تحقیق شناسایی عواملی جمعیتی، فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی مرتبط با "گرایش به خواست فرزندان کمتر" در شهر تهران است. داده های مورد استفاده در پاییز سال 1392 با روش پیمایش جمع آوری شد، نمونه برابر 406 نفر از زنان دارای همسر 49-15 ساله ساکن شهر تهران می باشد. نتایج نشان می دهند که از بین عوامل جمعیتی، سن بالاتر در اولین ازدواج زنان و شوهران، از بین عوامل اجتماعی، میزان تحصیلات زنان، هنجارهای کم فرزندی، فردگرایی، ناتوانی در ایجاد هماهنگی بین کارهای خانه، بچه داری و اشتغال و همچنین از بین عوامل اقتصادی فقدان درآمد کافی و ناامنی شغلی، اعتقاد به عدم ثبات اقتصادی کشور و ناتوانی تدارک مسکن، با گرایش به فرزندآوری رابطه معناداری دارند. تحلیل رگرسیونی نشان می دهد تعداد فرزندان زنده مانده، گرایش به فرزندآوری را افزایش می دهد و در مقابل، اهمیت دادن به آزادی های فردی و استقلال طلبی گرایش به فرزندآوری را کاهش می دهد. ناتوانی در تلفیق کارهای خانه و بچه داری و نیز عدم هماهنگی بین بچه داری و اشتغال یا تحصیلات گرایش به فرزندآوری را کاهش می دهد. در نتیجه می توان گفت که باروری مبتنی بر منفعت و هزینه های اجتماعی فرزندآوری می باشد.
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و عوامل فراتشخیصی با اختلال عملکرد جنسی زنان انجام گردید. بدین منظور در یک پژوهش توصیفی-همبستگی 231 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد در سال 1395 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)، پرسشنامه تحمل ناپذیری بلاتکلیفی (فریستون و همکاران، 1994)، اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، 2004)، فراشناخت (ولز و کارترایت- هاتون، 2004)، راهبردهای تنظیم شناختی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2007) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن و همکاران، 2000) صورت پذیرفت. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اختلال عملکرد جنسی زنان رابطه معنی داری وجود دارد. هم چنین، بین عوامل فراتشخیصی و اختلال عملکرد جنسی زنان رابطه معنی داری وجود دارد. هم چنین، نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و عوامل فراتشخیصی مرتبط (تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار) پیش بینی کننده نشانه های اختلال عملکرد جنسی در زنان بودند.
از آن جایی که حضور دختران دانشجو درسال های اخیر در دانشگاه های کشور، بسیار پررنگ ترشده است و تعداد دانشجویان زن روند افزایشی داشته است.بررسی هویت جمعی دانشجویان دختر برای حضور در جامعه و احساس امنیت اجتماعی آنان ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هویت جمعی و احساس امنیت اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه های دولتی شهر بابل درسال95 -1394 انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ اجرا، پیمایشی، به لحاظ معیار، کاربردی و به لحاظ معیار زمانی مقطعی بوده است. داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر تعیین گردید. اعتبار پرسشنامه از نوع اعتبار محتوایی بوده است. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای متغیرها بیانگر بالا بودن همبستگی درونی گویه ها و به عبارت دیگر مطلوبیت پایایی ابزار پژوهش بود. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش مبتنی بر دیدگاه نظری بوزان، ویور، مولار و گیدنز می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که ،5/78 درصد از دانشجویان دختر دارای هویت جمعی بالا بوده اند. بر اساس نتایج این پژوهش، بین هویت جمعی و احساس امنیت اجتماعی دانشجویان دختر رابطه معنی دار آماری وجود ندارد. بر اساس نتایج رگرسیون خطی بین متغیرهای سن و مقطع تحصیلی با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنی داری دارد. با توجه به نتایج آنالیز واریانس چندگانه، همچنین بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و امنیت اجتماعی رابطه معنی دار است.
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه علّی استرس والدگری و هوش معنوی با بهزیستی روانی از طریق میانجی گری رضایت زناشویی در مادران کودکان استثنایی به روش غیرآزمایشی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادران کودکان استثنایی شهر بجنورد بود که تعداد 210 نفر از ایشان به روش نمونه گیری در دسترس برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش با استفاده از پرسش نامه های استرس والدگری، هوش معنوی، بهزیستی روانی و رضایت زناشویی جمع آوری شد و مدل پیشنهادی بااستفاده از روش تحلیل مسیر ارزیابی گردید. همچنین برای آزمون روابط غیرمستقیم از آزمون بوت استراپ استفاده شد. مطابق نتایج، تمام مسیرهای مستقیم به جز مسیر استرس والدگری به بهزیستی روانی، معنادار بود. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق رضایت زناشویی با بهزیستی روانی معنادار بود. براین اساس، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و می تواند الگویی مناسب برای تدوین و طراحی برنامه های پیشگیری از تنیدگی های تجربه شده مادران کودکان استثنایی و افزایش بهزیستی روانی آنها باشد.
سینمای اصغر فرهادی، برنده جایزه اسکار، با تمرکز بر حضور بیشتر زنان و ارائه نقش های کلیدی بدان ها، به مقوله «زن» توجه ویژه نشان داده است، اما باید دریافت بازنمایی زن در این آثار تا چه حد توانسته از تصورات قالبی و کلیشه های مردانه رها شود؟ فیلم های «رقص در غبار»، «شهر زیبا»، «چهارشنبه سوری»، «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین»، «گذشته»، «فروشنده» و «همه می دانند» آثاری هستند که در آن ها زن نقطه کانونی فیلم به شمار می آید. در این پژوهش کوشیده ایم با روش تحلیل محتوای کیفی، و این رویکرد که فرهادی با بازنمایی زندگی زنان به اهمیت بخشی او توجه کرده، به بررسی این فیلم ها بپردازیم. بررسی کدها، مقولات و مفاهیم نشان می دهد که اگرچه تعداد و اهمیت کاراکترهای زن و نیز سپردن نقش های کلیدی بدان ها با گذشت زمان روبه فزونی بوده، در عین حال زنان با کنش های منفعلانه، نقش های شغلی جنسیت زده و عدم حضور در عرصه عمومی، به شکلی وابسته به همسر از نظر مالی، بحران زا، مستأصل، ناتوان و بی کفایت نمایش داده می شوند. به نظر می رسد جهت اهمیت بخشی به زن، تمرکز بر موضوع زن کافی نیست و باید به لایه های پنهان روایت ها که حاکی از ذهنیت و تصورات قالبی مردانه است، نیز توجه کرد.
این پژوهش با هدف تدوین الگوی بومی خانواده شادی محور انجام پذیرفت. پژوهش از نوع مطالعات کیفی بود که با استفاده از نظریه داده ها صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل تمام متخصصان شاغل حوزه خانواده در سال 1396 و هم چنین تمام فرهنگیان شاغل استان قم که خانواده خود را شاد می دانستند و در پرسشنامه شادی آکسفورد حد نصاب نمره شادی را کسب کرده بودند. روش نمونه گیری در بخش انتخاب متخصصان هدفمند از نوع متوالی گلوله برفی و در بخش انتخاب خانواده ها هدفمند متوالی همگون بود. این پژوهش با 16 نفر از متخصصان حوزه خانواده و 21 خانواده شاد به حد اشباع رسید. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته و با روش مثلث سازی انجام شد. از تجزیه و تحلیل مصاحبه با خانواده های شاد 98 مقوله در شناسه گذاری باز و 13 مقوله در شناسه گذاری محوری، و از تجزیه و تحلیل مصاحبه با متخصصان خانواده 87 مقوله در شناسه گذاری باز و 11 مقوله در شناسه گذاری محوری و از تجزیه وتحلیل کیفی متون و پژوهشهای مرتبط با عوامل مؤثر در شادی خانواده، 23 مقوله به دست آمد که در شناسه گذاری محوری در ده مقوله بر اساس شباهت موضوعی قرار داده شد. در نهایت با استفاده از مثلث سازی و بر اساس مقوله های متون و پژوهشهای مرتبط، مصاحبه با متخصصان و خانواده های شاد، الگوی بومی خانواده شادی محور در ده بعد تدوین شد.
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های موثر بر کیفیت زندگی کاری کارکنان زن شرکت عمران آب خدمات جزیره کیش و عوامل موثر بر این مولفه ها بود. جامعه پژوهش کارکنان زن شرکت عمران آب خدمات جزیره کیش بودند. نمونه پژوهش با اجرای مصاحبه نیمه ساختاریافته 24 نفر بود. طرح پژوهش از نوع کیفی و تحلیل آن با تجزیه و تحلیل مضمون انجام شد. یافته های به دست آمده از پژوهش شامل نه عامل موثر بر بهبود کیفیت زندگی کاری زنان بود که عبارتند از: کیفیت محیط کار، ارتباطات در سازمان، کرامت نیروی انسانی، ارائه تسهیلات و سیاست های خانواده محور، عوامل شغلی، توجه به عوامل سازمانی، رفع مشکلات سازمانی، زمینه سازی توسعه کارکنان و پیشرفت سازمان. هم چنین نتایج نشان داد که توجه ویژه به سلامت روحی و روانی زنان شاغل، تامین رفاه آنان، برگزاری مراسم های شاد و مفرح، برگزاری دوره های کلاس های ورزشی، رایزنی با اماکن تفریحی و گردشگری جهت تخفیف دهی به کارکنان سازمان، برگزاری مسابقات ورزشی مخصوص بانوان، حل مشکلات بیمه کارکنان از جمله عواملی هستند که سازمان می تواند در جهت تامین سلامت، بهداشت و رفاه کارکنان زن انجام دهد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تطبیقی شخصیت پردازی زن در دو داستان کوتاه «مشنگ» اثر منیرو روانی پور و «بچه مردم» اثر جلال آل احمد است. جامعه پژوهش آثار منیرو روانی پور و جلال آل احمد و نمونه مورد پژوهش، شخصیت پردازی زن در داستان مشنگ و بچه مردم بود. طرح پژوهش توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و از طریق فیش برداری صورت گرفت و پس از آن با تکیه بر دو داستان کوتاهِ مورد بررسی، نحوه ی شخصیت پردازی این دو نویسنده، واکاوی و توصیف شد. یافته های پژوهش نشان داد که داستان «مشنگ» اثر منیرو روانی پور، نمونه موفق شخصیت پردازی زن است که نویسنده در آن به همه ابعاد گوناگون هویت زن مانند جسمی، رفتاری، فکری و... پرداخته و هیچ یک را نادیده نگرفته است و داستان «بچه مردم» اثر جلال آل احمد، نمونه ناموفق این نوع شخصیت پردازی است که نویسنده در به کارگیری عناصر داستان عملکرد مطلوبی نداشته و اغلب ابعاد هویتی شخصیت زن را نادیده گرفته است.
هدف این مقاله فهم سازوکارهای گرایش به ختنه در میان زنان لک و نگاه آنان به ختنه است. برای رسیدن به این هدف، با بیست و شش زن که تجربه انجام ختنه داشتند و همچنین با دو کولی که جراح ختنه در میان زنان لک هستند، مصاحبه هایی انجام شد. یافته ها نشان داد که تعریف زنان از ختنه، اهداف و عوامل ختنه در بین سه نسل زنان متفاوت است. زنان نسل اول تحت اجبار جامعه، زنان نسل دوم تحت اجبار خانواده و زنان نسل سوم تحت اجبار مردان ختنه کرده اند. یافتهها همچنین نشان داد که رسم ختنه به خاطر وارداتی بودن در این منطقه از اجبار خشنی در بین زنان برخوردار نیست و کولی ها با تأکید بر بن مایه های مذهبی و وضعیت اقتصادی منطقه زنان نسل اول و دوم را به انجام ختنه ترغیب می نمودند و تبلیغات زیباسازی باعث ترغیب زنان جوان به ختنه شده است.
این مقاله به بررسی شرایط امکانی پیدایی بی حجابی در ایران اختصاص دارد و درصدد است نشان دهد که در برآیند چه نیروها و مناسباتی، نخستین اقدام به بی حجابی در ایران ممکن شده است. برای رسیدن به این هدف، از جهت گیری فوکویی متکی بر روش دیرینه شناسی استفاده شده است. مقاله نشان می دهد که «بی حجابی» حکمی از احکام تجدد است که باید در مناقشه «تجدد بومی» و «تجدد غربی» در ایران فهمیده شود. از این رو، برخلاف تصور رایج، حضورِ بدون حجابِ قرهالعین بابی در اجتماع بدشت در 1231 ش.، در حالی که «تجدد بومی» و نظامات آن در مرحله مهمی از اقتدار خود است، نمی تواند نقطه صفر بی حجابی در ایران باشد. به علاوه، شیوه استدلال و اسلوب بیانی قرهالعین نیز به تمامی در متن سنت است. مقاله نشان می دهد که بی حجابی فقط در مرحله پیشرفته ای از «تجدد غربی»، و با پیدایی نظامات و نیروهای آن، در ایران می توانسته ممکن شود و از حیث تاریخی، این امر در 1306 ش. و با حضورِ بدون حجابِ صدیقه دولت آبادی در خیابان ها محقق شد. اقدام دولت آبادی در برآیند مجموعه ای از روابط و مناسبات داخلی و بین المللی مورد حمایت «دولت جدید» رضاخان قرار گرفت: تأثیر الگوهای نوسازی در ترکیه و افغانستان، و میل به شناساییِ بین المللی در پایان جنگ جهانی اول، و نیز راهبرد ملت گرایانه تربیت زنان از این جمله اند. خود دولت آبادی نیز، هرچند بدواً تحت تأثیر مناسبات جدیدی قرار داشت، که از زمان سپهسالار و خصوصاً از انقلاب مشروطه ذیلِ «گفتمان عقب ماندگی» در حیطه آموزش جدید پدید آمده بود، بعدها خود به مبلغ گفتار جدیدی برای ترویج بی حجابی و تعریف حقوق زنان بدل شد که تحت تأثیر روندهای فمنیستی بین دو جنگ جهانی، از استدلال های رایج مبتنی بر نوگرایی دینی به نوعی «فمنیسم مادرانه» تمایل پیدا کرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت ارتباطی با رویکرد دینی بر افزایش سلامت روان و عزت نفس زنان سرپرست خانوار بود که به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان سرپرست خانوار شهر پرند بود که تعداد 60 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. داده های پژوهش قبل و بعد از اجرای مداخله آزمایشی مهارت های ارتباطی با رویکرد دینی و با استفاده از پرسش نامه سلامت روانی گلدبرگ و مقیاس عزت نفس کوپراسمیت جمع آوری شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس با نرم افزار SPSS10 نشان داد که بین عزت نفس (F=49/35 و P< 0/001) و سلامت روانی (F=83/72 و P
هدف پژوهش حاضر تبیین جایگاه زن در روایت های ازدواج شاهنامه تهماسبی با تکیه بر تحلیل بینامتنیت متن و نگاره در ایران زمین بود. جامعه پژوهش حاضر شامل تمام نگاره های شاهنامه تهماسبی می باشند. نمونه پژوهش را 29 نگاره تشکیل می دهند که در تمام آن ها زنان نقش مهم و کلیدی بر عهده دارند. طرح پژوهش توصیفی-تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای اسنادی، مشاهده و خوانش بینامتنیت نگاره ها و تحلیل عناصر بصری موجود در آثار منتخب بود. داده ها با استفاده از مطالعات بینارشته ای و روش تحلیل محتوا ارزیابی شدند. نتایج یافته ها نشانگر این است که جایگاه زن در روایت های ازدواج شاهنامه، ریشه در باورهای اسطوره ای ایرانیان دارد و از این حیث، دارای اعتبار ویژه ای است؛ چرا که در ساختار اسطوره ای شاهنامه فردوسی امانت داری و پای بندی به اصول متون اولیه کاملا واضح و هویداست؛ لیکن در تصویرسازی نگاره های شاهنامه تهماسبی به طور آشکار، اختلافاتی با متن دیده می شود که منشا این اختلافات، فرهنگ حاکم بر جامعه صفوی و اعتقادات جامعه مردسالار آن دوره است.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل علی سازگاری روانی با سرطان براساس سبک های دلبستگی و میانجی گری سبک های اِسناد علی در زنان مبتلا به سرطان می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به سرطان تحت درمان شهرستان ارومیه درشش ماهه اول سال 1398بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 360 نفر به نمونه انتخاب شدند. طرح پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. ابزار اندازه گیری در تحقیق حاضر شامل پرسشنامه فرم کوتاه مقیاس سازگاری روانی با سرطان واتسون و همکاران(1989)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هازن و شاور (1987)، پرسشنامه سبک اسنادی پیترسون و همکاران(1983) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار pls تحلیل گردید. نتایج پژوهش رابطه مستقیم و معنی داری را بین سبک های دلبستگی و سبک های اسناد علی نشان داد. هم چنین رابطه مستقیم و غیرمستقیم معنی داری را بین سبک های دلبستگی و سازگاری روانی با سرطان به دست آمد و رابطه مستقیم معنی داری بین سبک های اسناد علی و سازگاری روانی با سرطان نیز به دست آمد. نتیجه کلی این که مدل دارای توانایی پیش بینی و برازش بوده و مناسب ساخته شده است.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین شفقت به خود و مدیریت بدن در زنان انجام گرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان شهر شیراز در سال1400- 1399 تشکیل دادند.که تعداد 300 نفر زن از بین جامعه آماری، براساس جدول مورگان به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه شفقت به خود (SCS - SF)؛ (Raes, Pommier, Neff & Van Gucht, 2011) و پرسش نامه آگاهی از بدن شیء انگاشته (مدیریت بدن و شرم از بدن)؛ Mcinley& Hyde, 1996)) به صورت آنلاین استفاده شد. داده ها نیز با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و به وسیله نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل همبستگی پیرسون در بررسی رابطه ی معنادار بین شفقت به خود با تغییرات مدیریت بدن در زنان نشان داد که بین مؤلفه های مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، ذهن آگاهی و همانندسازی افراطی با تغییرات مدیریت بدن رابطه منفی معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر بر نقش و اهمیت شفقت به خود در مواجهه با رفتارهای مرتبط با مدیریت بدن تأکید می کند که پرورش یک ذهن شفقت ورز می تواند پیامدهای رفتاری منفی مرتبط با مدیریت غیرانطباقی بدن را کنترل نماید که می تواند تلویحات کاربردی فراوانی برای زنان داشته باشد.
پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین ابعاد کمال گرایی ( اهداف و معیار های شخصی، نگرانی درباره اشتباهات، انتظارات والدین، انتقادات والدین، تردید نسبت به اعمال و سازماندهی ) با رفتار پرخاشگرانه خصمانه در زنان بسکتبالیست شهر اصفهان، انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان بسکتبالیست شهر اصفهان به تعداد ۱۰۵ نفر تشکیل داده اند که از میان آنان تعداد ۸۰ نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار های جمع آوری اطلاعات، شامل پرسش نامه های کمال گرایی فراست (FMPS) و پرخاشگری ورزشی بردمایر (BAAGI) بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل و نتایج نشان داد که بین نگرانی در مورد اشتباهات، تردید نسبت به اعمال و انتقادات والدین از میان ابعاد کمال گرایی با پرخاشگری خصمانه، رابطه منفی معنادار وجود دارد (۰۵/۰≥P). علاوه بر این، نتایج نشان داد که بعد نگرانی بیش از حد در مورد اشتباهات، به عنوان قوی ترین پیش بین پرخاشگری خصمانه می باشد که توانست ۲۳ درصد از واریانس پرخاشگری خصمانه را تبیین کند.
زمینه و هدف: از آنجا که نوجوانان دختر، پتانسیل ها و سرمایه های اصلی هر کشوری به شمار می روند، کجروی آنان به عنوان یکی از چالش های مهم حوزه خانواده، تأثیر مستقیمی بر آینده ی کشور خواهد داشت. هدف این پژوهش ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش کجروی در دختران نوجوان بود. روش: جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان متوسطه اول شهر فیروزکوه به عنوان نوجوانان دختر در سال تحصیلی 1398-1399 است و نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران، 200 نفر انتخاب شد. برای تهیه پرسشنامه، پس از بررسی مبانی نظری و مصاحبه با اساتید جامعه شناسی حوزه آسیب های اجتماعی و بررسی مسائل اجتماعی، پرسشنامه مورد هدف ساخته شد. پس از تأیید روایی محتوایی گویه ها، برای رفع ابهام و وقوف به مشکلات احتمالی آزمون، از چند نفر خواسته شد تا به پرسشنامه پاسخ دهند و عبارات و واژه های نامفهوم را مشخص کنند. به دنبال این اجرای آزمایشی، شکل برخی از گویه ها تغییر کرد، ولی گویه ای حذف نشد. یافته ها: برای تحلیل داده های پژوهش، از آزمون های تحلیل عامل اکتشافی با نرم افزار spss24 و تحلیل عامل تاییدی مرحله دوم با نرم افزار Amos 24 استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ، محاسبه و مناسب ارزیابی شد. یافته ها نشان داد که ابزار ساخته شده برای سنجش کجروی دختران نوجوان، همه ابعاد (تقلب، پرخاشگری، وندالیسم، کجروی فرهنگی، کجروی جنسی، کجروی دینی و کجروی نوپدید) را می سنجد. نتیجه گیری: با توجه به میزان اعتبار و روایی بدست آمده، پرسشنامه طراحی شده با عنوان کجروی در دختران نوجوان ابزاری مناسب برای مطالعات در این زمینه است.
هدف پژوهش حاضر بررسی کارکردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زنان دربار عباسی می باشد. جامعه مورد مطالعه شامل کارکردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زنان دربار عباسی طی سال های 132-334 هجری قمری بود. نمونه پژوهش مهم ترین کارکردهای زنان دربار عباسی هم چون کنیزان، مادران خلفا و سرایندگان بود. طرح پژوهش توصیفی-تحلیلی است. برای به دست آوردن اطلاعات از روش کتابخانه ای و با مراجعه به کتاب ها و مدارک علمی انجام شد. داده های موثق و مرتبط با موضوع مورد مطالعه با در نظر داشتن گفتمان حاکم بر عصر وقوع حوادث با استفاده از روش تحلیلی صورت گرفت. نتایج نشان داد، در سرزمین های اسلامی به ویژه از عهد عباسیان، جوامع به گروه ها و طبقات گوناگون تقسیم می شدند که هر یک از آن ها از جمله زنان از جایگاه نسبتاً مهمی برخوردار بودند. از بررسی و مطالعه اولیه منابع چنین بر می آید که بعضی از مادران و همسران خلفای عباسی با نفوذ و قدرت سیاسی و اقتصادی خود در صحنه های سیاسی گاه با بروز احساسات، حسادت های زنانه، افزون طلبی و گاه با به کار بستن عقل و منطق در سرنوشت جانشینی خلافت، خاندان های قدرتمند سیاسی و جنگ ها تغییراتی ایجاد کردند و در توطئه های سیاسی نیز نقش داشتند. بعضی از زنان عباسی نیز از موقعیت درباری و مکنت خود در زمینه عمران، آبادانی و فعالیت در امور خیریه سود جستند و برخی نیز در عرصه فرهنگی با سرودن اشعاری غنی اقدام می کردند.