هدف این مطالعه بررسی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر میزان مزاحمت های خیابانی در شهر کرمانشاه است که با روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری مورد مطالعه دختران و زنان 15 تا 49 سال شهر کرمانشاه که در زمان پژوهش به استناد آمار سال 1390 تعداد کل آنها 20325 نفر می باشند. از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده به عمل آمد. نتایج ضریب همبستگی نشان می دهد که بین بی نظمی اجتماعی، محرومیت نسبی، میزان دینداری و میزان تأثیرگذاری دوستان رابطه معنادار وجود دارد. هم چنین نتایج مقایسه میانگین ها نشان می دهد که پایگاه اقتصادی اجتماعی، وضعیت تأهل و همراه داشتن در رفتن به خیابان بر میزان مزاحمت های خیابانی تأثیر معناداری دارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نیز نشان می دهد که چها متغیر میزان محرومیت نسبی (364/0Beta=)، تأثیرگذاری دوستان (272/0Beta=)، میزان دینداری (199/0-Beta=) و متغیر بی نظمی اجتماعی (168/0Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشتند، وارد معادله شده و توانستند روی هم رفته 57 درصد از تغییرات درونی متغیر وابسته را تبیین نمایند.
رعایت حقوق انسانی یکی از اصلی ترین اصول حکومت می باشد. متأسفانه به رغم تأکید نهادهای حقوق بشری به رعایت دموکراسی و تساوی حقوق زنان و مردان، اما هنوز بسیاری از کشورهای عربی ناقض جدی حقوق زنان به شمار می روند. در این میان بحرین و حکومت آل خلیفه با برقراری قوانین تبعیض آمیز، زنان را از حقوق انسانی محروم ساخته اند. از سویی شعله ور شدن جریانات انقلابی در اعتراض به جنایات ضد بشری نظام سیاسی بحرین ، زنان را نیز در صف انقلابیون قرار داد. با توجه به شرایط نامساعد زنان در بحرین و استبداد و ظلم آل خلیفه ، نویسنده در این مقاله، به بررسی وضعیت زنان در حکومت های شیخ نشین عرب پرداخته و سپس به فجایع انسانی و نقض حقوق زنان در کشور بحرین به عنوان یک مصداق بارز جنایت علیه بشریت توجه کرده است. در آخر نیز وظیفه جامعه جهانی و میزان واکنش ها را به این اقدامات خشونت بار بررسی نموده است.
این پژوهش با هدف بررسی عوامل موثر بر گرایش به کجروی فرهنگی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیا منور در شهرستان در هشهر صورت پذیرفته است. متغیرهای مطرح در این پژوهش که شامل پایگاه اجتماعی- اقتصادی، دینداری، میزان کجرو بودن دوستان، و غیره است، با استفاده از دلالت های نظریه های کجروی فرهنگی مطرح شدند. چارچوب نظری این پژوهش بنا به تناسب موضوع، کجروی فرهنگی را مورد استفاده قرار داده و فرضیات پژوهش استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه ی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان در هشهر را که حدود 1600 نفر بودند تشکیل می دهد. این پژوهش به شیوه پیمایشی بر روی 300 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان دره شهر در سال 1391 که به صورت تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. ابزار سنجش، پرسشنامه بوده است و روایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. داده های آماری با استفاده از نر مافزار آماری برای علوم اجتماعی و روش همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش، حاکی از آن (SPSS) است که بین متغیر جنسیت با گرایش به کجروی فرهنگی، رابطه ای وجود ندارد، اما بین، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان دینداری، میزان کجرو بودن دوستان، واکنش والدین و متغیر دلال تهای
مقاومتی با گرایش به کجروی فرهنگی، رابط ه وجود دارد. همچنین، معادله پی شبینی میزان گرایش 0 درصد از واریانس متغیر وابسته را پی شبینی نماید. / به کجروی م یتواند 347
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رضایت از زندگی بر بروز فرسودگی شغلی صورت گرفت. هم چنین، نقش رهبری تحول آفرین و اعتیاد به کار به عنوان متغیرهای تعدیل گر بر رابطه بین رضایت از زندگی و فرسودگی شغلی نیز بررسی شد. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان شاغل فرهنگی در آموزش و پرورش منطقه 3 شهر شیراز و روش نمونه گیری در این پژوهش، نمونه گیری در دسترس و تعداد اعضای نمونه آماری 122 نفر هست. بمنظور گرد آوری داده ها، از ابزار پرسش نامه استفاده شد که شامل چهار پرسش نامه رضایت از زندگی، فرسودگی شغلی، رهبری تحول آفرین و اعتیاد به کار بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادله های ساختاری استفاده شد که تجزیه و تحلیل ها به وسیله نرم افزار SMARTPLS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رضایت از زندگی بر فرسودگی شغلی دارای تأثیر منفی است. هم چنین، مشخص شد که متغیر رهبری تحول آفرین بر رابطه رضایت از زندگی و فرسودگی شغلی تأثیر منفی و معنادار دارد و متغیر اعتیاد به کار بر رابطه رضایت از زندگی و فرسودگی شغلی دارای تأثیر مثبت و معنادار است.
امنیت یکی از مولفه های اساسی رفاه اجتماعی می باشد، و زنان به عنوان سرمایه های انسانی هر جامعه ای، نقشی موثر در پیشبرد تعالی و اهداف جامعه دارند؛ این مهم جز با احساس امنیت آن ها در عرصه های اجتماعی امکان پذیر نخواهد شد، لذا این پژوهش برآن است عوامل اجتماعی موثر بر احساس امنیت اجتماعی در میان زنان شهر سنندج را تبیین نماید. روش پژوهش، پیمایشی بوده، جامعه آماری زنان 18 تا 65 سال شهر سنندج هستند، از بین آن ها تعداد 250 نفر نمونه انتخاب شد. یافته های توصیفی بیانگر احساس امنیت اجتماعی متوسط در بین زنان شهر سنندج است که برابر با 67/31 بود. یافته های تحلیلی حاکی از روابط معنادار بین امنیت محل سکونت و حمایت اجتماعی با احساس امنیت اجتماعی زنان بوده و متغیرهای پایبندی مذهبی، پوشش مناسب، پایگاه اقتصادی - اجتماعی و رسانه های ارتباط فرهنگی، رابطه ای با احساس امنیت اجتماعی نشان ندادند. تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد به طور کلی متغیرهای پیش بین حدود 30 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین می نمایند. نتیجه این که مولفه های امنیت محل سکونت و حمایت اجتماعی با احساس امنیت اجتماعی زنان شهر سنندج رابطه دارند، هم چنین، وضعیت نامناسب اقتصادی، مزاحمت های خیابانی و همسر آزاری از مهم ترین دغدغه های بسیاری از زنان این شهر را تشکیل می دهد.
مسأله بازیافت از جمله مسائلی است که امروزه مدیریت شهری را به خود مشغول نموده است. در بین گروه های گوناگون اجتماعی، زنان به علت نوع فعالیت هایی که در منزل انجام می دهند و نیز نقش مهمی که در محیط منزل برعهده دارند، از جایگاه ویژه ای در بحث بازیافت و به ویژه بازیافت زباله های خانگی برخوردارند. در این راستا اطلاع از نگرش زنان نسبت به بازیافت زباله امری ضروری در مدیریت زباله های خانگی محسوب می شود. تحقیق حاضر در صدد شناخت نگرش زنان نسبت به بازیافت زباله های خانگی و عوامل موثر بر آن می باشد. این تحقیق در سطح مناطق شهری استان مازندران صورت گرفته و 471 نفر از زنان خانه دار شهری نمونه های آن را تشکیل می دهند. برای انجام این تحقیق از روش پیمایشی استفاده شده و ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز، پرسشنامه محقق بوده که اعتبار و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که پارادایم نوین زیست محیطی عامل بسیار مهمی در تکوین نگرش مثبت نسبت به مدیریت بازیافت زباله های خانگی می باشد. همچنین دغدغه های زیست محیطی، سطح تحصیلات و وضعیت اقتصادی خانوارها رابطه معناداری را با نگرش زنان نسبت به بازیافت زباله داشته اند. یافته های تحقیق حاضر، علاوه بر استفاده های علمی و نظری، می تواند برای مسولین و دست اندرکاران مدیریت و برنامه ریزی محیط زیست شهری مورد استفاده قرار گیرد.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی مقایسه ای میزان هوش سازمانی مدیران در مدارس متوسطه دخترانه و پسرانه استان یزد به تفکیک جنسیت است. روش تحقیق، از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا علّی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دبیران مدارس دوره متوسطه استان یزد، در سال تحصیلی91- 1390 بودند که از میان آنها 285 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه هوش سازمانی بود که پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ 97/0 تعیین شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی(میانگین، انحراف معیار و ...) و آمار استنباطی(آزمون tبرای مقایسه میانگین های مستقل) استفاده شد. یافته ها نشان داد که از دیدگاه دبیران تفاوت معناداری میان هوش سازمانی کل مدیران مدارس دوره متوسطه استان یزد به تفکیک جنسیت وجود ندارد و با تعمیم نتایج این پژوهش در مورد هوش سازمانی مدیران زن و مدیران مرد سازمان های موجود در جامعه و با توجه به اهمیت روزافزون مدیریت منابع انسانی و نقش تعیین کننده آن در انتخاب و انتصاب نیروی کار سازمان ها می توان گفت که پرسنل کارگزینی سازمان ها، بایستی اصل شایسته گزینی را سرلوحه برنامه های استخدامی خود قرار دهند و شایسته ترین افراد را بدون در نظر گرفتن جنسیت آنها، به منظور مدیریت سازمان ها برگزینند.
پرسش بنیادی پژوهش، جست وجوی عوامل مرتبط و مؤثر با فرهنگ حجاب و عفاف و نگرش به آن و هم چنین بررسی و ارزیابی وضعیت حجاب و عفاف در میان دانش جویان دختر دانشگاه های استان ایلام است. خروجی آزمون ها و تفسیر آن ها نشان می دهد که در آزمون فرض نورمالیتی، مقدار احتمال به دست آمده برای متغیرها بیش تر از 05/0 است؛ بدین معنی فرض نرمال بودن توزیع متغیرها رد نشده و استفاده از آزمون های پارامتری مجاز است. نتایج نشان دهندة مقدار احتمال =001/005/0 نشان می دهد میان متغیر حجاب و بررسی فرهنگی هم بستگی معناداری وجود ندارد؛ به این معنا که تجربة گذشتة فرد در حجاب وی نقشی ایفا نمی کند. مقدار احتمال=421/0>05/0 هم گویای این مسئله است که بین متغیر حجاب و رابطة والدین و فرزند هم بستگی معناداری وجود ندارد
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و بررسی پیامدهای اعتیاد به شیشه در میان زنان شهر کرمان است . روش شناسی پژوهش گراندد تئوری است که یک روش شناسی کیفی است. میدان تحقیق نیز شهر کرمان است. دوازده زن معتاد به عنوان مشارکت کننده در این پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری انتخاب شدند و تجربه ی زیسته آن ها مورد بررسی قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده بعمل آمد. بطور کلی تجزیه و تحلیل و کدگذاری داده ها منجر به خلق چهار مقوله و بیست زیرمقوله گردید . چهار مقوله عمده ا عبارتند از: چالش های اجتماعی، آسیب دیدگی فرزندان، بیماری های روحی و روانی و اِستهلاک بدن. برخی از زیرمقوله ها عبارتند از: اَنگ، طرد شدن، تن فروشی ، توهم ، اخراج از کار ، جدایی از فرزند ، وسواس، پرخاشگری و ساقی شدن. واژگان کلیدی : شیشه، زنان، چالش های اجتماعی، استهلاک بدن، انگ