آشنایی نزدیک با علوم مدیریت و آمار از یک سو و مشاهده عدم توجه کافی به کاربرد صحیح آمار استنباطی در تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده از تحقیقات از سوی دیگر ، نویسنده را بر آن داشت که به تهیه این مقاله و ارائه راهنماییهای لازم در خصوص کاربرد آمار استنباطی در علوم رفتاری و بویژه مدیریت بپردازد. امید است که رهگشای محققان عزیز باشد.
سازمانها بدین دلیل دستخوش تغییرو تحول می گردند که در دستیابی به عملکرد مورد انتظار در سطح مطلوب با شکست روبرو می شوند . در بعضی از موارد رهبران سازمان می توانند تغییراتی را که برای بهبود عملکرد مطلوب ضروری است ، مشخص کنند ولی در پاره ای از موارد نیز به راهنمایی نیاز دارند . در این مقاله کوشش می شود راهنماییهای لازم به منظور هدایت سازمان در شرایط مختلف برای عملکرد مطلوب ارائه گردد. در مطالعات مربوط به تئوری اقتضائی سازمان ، چهار مدل سازمانی که در چهار اقتضای خاص می تواند مورد استفاده قرار گیرد ، شناخته شده است . با آگاهی بر این چهار مدل می توان نوع تغییر مورد لزوم برای بهبود عملکرد سازمان خاص خود را تعیین کرد . چهار مدلی که در این مطالعه مورد بررسی قرار می گیرد عبارتند از : MECHHNICHI ( مکانیک ) ، ORGANIC (ارگانیک)، CRAFT ( سنتی – دستی ) و مکانیکی – ارگانیکی .
الوین تافلر در کتاب جابجایی در قدرت ، از شوک جهان و ظهور جامعه فرا – صنعتی سخن می گوید . از جابجایی فرایند تولید ثروت ، از سیستم ساخت یدی به سیستم مغزی بحث نموده و از دو عامل مغز و عضله به عنوان مهمترین عوامل پیش رونده نام می برد. همچنین وی اضافه می کند که دیگر از آدمهای موج اول ( کشاورزی ) که از نظام طبیعت پیروی می کردند و با آهنگ فصول سال و طلوع و غروب روز ، کار خود را تطبیق می دادند خبری نیست . فن آوری های گذشته که بیشتر سنگین و انعطاف نا پذیر و سرمایه بر بودند ، از این جابجایی بی نصیب نمانده اند.