هر تحلیلگری پیش از هر گونه تلاشی برای تعیین نیازهای سازمان به سیستم های مدیریت باید سازمان را به درستی بشناسد . در این مقاله برای شناخت محیط سازمانی سیستمهای مدیریت از دو شیوه استفاده می شود که عبارتند از : الف – عوامل حیاتی موفقیت: در این شیوه چگونگی استفاده از روش عوامل حیاتی موفقیت در معرفت پذیری نسبت به سازمان و نیازهای آن نشان داده می شود. ب – نمودار محتوایی : این نوع نمودار برای معرفت پذیری نسبت به نقش سیستم پیشنهادی در سازمان بکار گرفته می شود . این روشها در تعیین مجموعه نیازهای مقدماتی و مرزبندی خرده سیستمها به آدمی کمک می کنند.
ایجاد شبکه کارآ، در حوزه مدیریت و ارتباطات اطلاعاتی در ایران، بعد ازسالها جنگ تحمیلی با کشور همسایه - عراق- ادامه یافت. نویسنده در این مقاله، سعی بر آن دارد تا گذشته، حال و آینده تکنولوژی اطلاعات در ایران را از جنبههای آموزشی، سیاستهای ملی، خودکاری کتابخانهها و ایجاد ارتباطات مورد بررسی قرار دهد.
همان گونه که همگان باور دارند، نیاز به زندگی بهتر و حس کنجکاوی برای پژوهش و یافتن راه های جدید در به کارگیری پدیدههای طبیعی و توسعه تمدن پیرامون، همواره مشوق انسانها بوده است. اگر قبول کنیم که در قرن حاضر، دسترسی به اطلاعات سالم، به موقع و کارآمد، اساسیترین عامل برتری اقتصادی، نظامی و مدیریتی یک جامعه بر جوامع دیگر است، دلیل و انگیزه جامعه غرب در سرمایهگذاری جهت توسعه تکنولوژی اطلاع رسانی و استفاده بهینه از آن را در خواهیم یافت. کشور ما، همچون بسیاری از کشورهای توسعه نیافته، همواره مصرفکننده اطلاعات سازمان یافته جوامع پیشرفته بوده و به دنبال آن، استفاده از تکنولوژی های جدید اطلاع رسانی نیز، پیوسته در فکر و ذهن مدیریتهای سطوح گوناگون جامعه ما وجود دارد و در موارد زیادی نیز، آن را به کار گرفته و استفاده می نمایند. اینکه در جامعه ما، این اطلاعات و به تبع آن ابزارهای جدید اطلاعرسانی، تا چه اندازه مثمر ثمر بوده یا نبوده است؛ استفاده از آنها مجاز است یا نه؟ و مسائل جنبی دیگر آن، خود می تواند دستمایه تحقیقات جدی و مفیدی واقع گردد. در این مقاله، سعی خواهد شد چگونگی استفاده از تکنولوژی های جدید اطلاع رسانی و مدیریت آن در ایران، مورد بررسی قرار گیرد. دیگر مباحث مطرح شده در این مقاله، عبارت از: -استفاده از تکنولوژی های جدید به چه منظور -وضعیت بانکهای اطلاعاتی -وضعیت نیروی انسانی و مدیریت در مراکزی که از تکنولوژی های جدید استفاده کرده اند. -نتیجهگیری و بررسی آمارها -پیشنهادات
سؤالی که اغلب در ذهن اکثر مدیران و سرپرستان مطرح است ، این است که چرا فلان کارمند آن کار را انجام می دهد؟ چرا اواینطور رفتار می کند ؟ چرا دیگری این عکس العمل را در کار نشان می دهد؟ و سؤالات فراوان دیگری در این راستا . واقعیت این است که آنچه مدیران و سرپرستان درباره علل رفتار خود و دیگران به آن معتقد هستند ، می توان تا حدود زیادی بر روابط آنها و کارکنانشان در سازمانها مؤثر باشد. لذا هدف از این مقاله بررسی و تجزیه و تحلیل واقعیتی است که متأسفانه اکثراً از نظر مدیران و سرپرستان حتی حاذق ، دور مانده و همواره در اداره امور منجر به بروز مشکلات عدیده ای می شود . وچون اغلب مشکل به خوبی درک نمی شود لذا اکثر مدیران در بیان مسأله ناتوان بوده و برای حل مشکل به بررسی و مطالعه معلولهایی می پردازند که به هیچ عنوان آنها را در رهیابی به هدف اصلی راهنمایی نمی کند. گاهی وقات انسان می تواند علل اعمال و رفتار مردم را به طور قطعی مشخص کند. اما اغلب چنین قطعیتی وجود ندارد چون اطلاعات کافی برای درک علل اعمال و رفتار افراد در دست نیست . با این حال ، حتی اگر درباره علل رفتار دیگران یز اطلاعات کافی در دسترس نباشد می توان با استفاده از اطلاعاتی که رفتار را توجیه می کند به علل رفار آنان پی برد. غالباً درباره این گونه توجیه ها زیاد تفکر نمی شود ، اما خواه این توجیه ها مورد تحلیل واقع شود یا نه ، دلایلی که برای رفتار دیگران نسبت داده می شود در واکنشهای انسان نسبت به آنها تأثیر می گذارد . مدیران و سرپرستان بیشتر از سایرین علاقه به بررسی علل رفتارها دارند. در حقیقت نیاز برای توجیه رفتار دیگران در مدیران قوی تر است. زیرا قسمتی از کار آنها ارزیابی کار کارکنان است و یک تحلیل اشتباه احتمالاً اثرات زیان باری در کارآیی سازمان خواهد داشت. دیگران قطع و به صورت منفعل عمل کنند . برای مدیران مفید و مهم است که درباره عواملی که در قضاوت آنها نسبت به دیگران و خودشان تأثیر دارد ، اطلاعات و آگاهی خود را افزایش دهند ، عواملی که در ادراک انسان از رفتار دیگران تأثیر دارد ، بوسیله شاخه ای از علم روانشناسی اجتماعی که به « نظریه اسناد » معروف است ، مشخص شده است . براساس مطالعاتی که انجام پذیرفته ، این واقعیت مشخص شده است که برداشتها و نگرش افراد از رفتار دیگران تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد . و دلایلی که افراد برای توجیه رفتار دیگران ارائه می دهند متأثر ازاین عوامل متعدد است. آنچه که مدیر باید متصور شود این است که فرض کند رفتار کارکنان ( و یا حتی رفتار اعضاء خانواده خود) منتج از خصوصیات شخصی آنها است ، مثل ویژگیهای فردی ، مهارتها و تلاشهای شخصی ، ویا ناشی از خصوصیات موقعیت بیرونی و اجتماعی آنها است ، مثل وجود پاداشها و تنبیه ا ، صعودت کار و شانس افراد . درهر حال ویژگیهای فردی و خصوصیات موقعیتی و اجتماعی افراد را میتوان به دو دسته تقسیم نمود : ویژگیهای با ثبات مثل توانایی و صعودت کار و ویژگیهای بی ثبات مثل تلاش و شانس افراد . منتهی اهمیت موضوع دراین تقسیم بندی دراین است که هم به فرایند های نظریه اسناد و هم به عواملی که در این نظریه مؤثر است ( یعنی علل نسبت دادنها و قضاوتها ) توجه نمود.
علی رغم اینکه همه دولتها و ملتها تلاش گسترده ای در جهت توسعه و آبیاری و عمران روستایی انجام می دهند ، تجربه نشان می دهد که تنها به کار گیری تکنیکها ، توزیع نهاده ها ، قطعات و لوازم و ابزار ، کاربری سیستمهای آبیاری مدرن و ... سبب توفیق ملتها نیست ، بلکه همزمان با به کارگیری آخرین تجربه ها و اطلاعات علمی ، مدیریتهای صحیح و اصولی در راهبری و سیاستگزاری آبیاری بسیار تعیین کننده و با ارزش است. شکی نیست که همه کشورها به جهت خروج از بن بست فقر و گرسنگی و افزایش عملکرد محصول در واحد سطح به دنبال راهبری و به کارگیری آبیاری هستند . اما نظر به اینکه ایدئولوژیها ، سیاستها ، فرهنگها ، امکانات پرسنلی و مالی ، و عقاید انسانها بسیار متفاوت و متغیر است ، لذا برنامه ریزی آبیاری نیز به دنبال نظریات چنین سیاستگذاریها بسیار متغیر و سبب گردیده که رشد و توسعه آبیاری در سطح جهان بسیارمتغیر و توفیقات و تجارب کسب شده بسیار متفاوت باشد. برخی از کشورها با مدیریت مطلوب ضمن پرداختن به ابهاد مختلف و زوایا و ریزه کاریهای راهبری آبیاری این علم و فرهنگ را به حد و سقف توسعه رسانیده اند و پاره ای به دلیل نداشتن ابزار مورد نیاز اعم از اقتصادی ، اجتماعی ، پرسنلی ، فنی ، تکنیکی و ... بسیار ناکام عمل نموده اند. متغیرهای بسیار زیادی در بهکارگیری اصولی و منطقی آبیاری دخالت دارند از جمله رقابت شدید وتنگاتنگ بخش کشاورزی با صنعت و معدن و آب آشامیدنی شهرها و ... ایجاب می کند که یک توازن صحیح و منطقی در این بخش ایجاد گردد و دراین ارتباط نقش هدایتگر دولت و مشارکتهای فعال مردمی و بخش خصوصی به گونه ها و جنبه های متفاوتی در سطح جهان متجلی گردیده است . چگونگی سهم و مشارکتهای دولت ، حدود و اختیارات مشارکتهای مردمی و توازن منطقی بین آن نشان از توفیقات و ناکامی دولتها و ملتها دارد. نظر به اینکه محدودیت آب ، اساسی ترین و حیاتی ترین مشکل و معضل کشورماست ، در برنامه های پنجساله اول و دوم (4) اولویت ویژه ای به آن داده شده و از طرفی دیگر راندمان آبیاری در کشور ، در حد و سطح بسیار پایینی قرار دارد (3) لذا بر آن شدیم نگاهی گذرا و مروری مختصر بر نقش مدیریت دولتی در توسعه و عدم توسعه آبیاری در چند کشور مختلف جهان از جمله ایران بیندازیم و از این رهگذر تجربیات و توفیقات دیگران را یادآور شویم به این امید که روزی با اعمال مدیریت صحیحتر دولتی و مشارکتهای بهتر مردمی ، قدمهای مؤثری درتوسعه امور آب و آبیاری و در نهایت آبادانی کشور برداشته باشیم .
موجودات زنده اعم از گیاهان ، حیوانات ، و انسانها پس از تولد و پا گذاردن به عرصه حیات ، مراحل مختلفی را یکی پس از دیگری در یک سیر تکاملی و به هم پیوسته طی می کنند تا اینکه سرانجام به مرحله پیری می رسند . سازمانها نیز همانند موجودات زنده در موقعیتهایی خاص پا به عرصه وجود می گذارند و سپس در صورت موفقیت با عبور از مراحل گوناگون رشد و توسعه به مرحله پیری سازمانی – یعنی مرحله ای که در آن از قدرت تحرک و درجه انعطاف پذیری سازمان به گونه قابل ملاحظه ای در مقایسه با مراحل قبلی آن کاسته می شود – می رسند تا اینکه در پی این مرحله چراغ عمر سازمان به تدریج و یا یکباره خاموش می شود ؛ با این تفاوت که سازمانها می توانند قبل از ورود به وادی پیری و یا حتی بعد از ورود در آن با اتخاذ استراتژیهای نوین و ایجاد مجموعه ای از تغییرات هماهنگ در تارو پود خود ، وارد چرخه عمری جدید گردند و مجدداً سیر تکاملی تازه ای را ، که در ان توانمندیها و شادابی جدیدی در سازمان ایجاد می شود ، آغاز نمایند. آنکه سازمانها دقیقاً قبل از رسیدن به مرحله پیری چه مراحلی را طی می کنند ، خود سؤال جداگانه ای است که باید در فرصتی دیگر بدان پرداخت . دراینجا فقط لازم است قبل از ورود به اصل موضوع به چند نکته مقدماتی توجه شود: اول اینکه علی رغم حساسیت و توجه روز افزونی که دانشمندان مدیریت به تازگی در این خصوص به خرج داده اند ، در عین حال ، ادبیات معاصر مدیریت در این زمینه بسیار ضعیف و به تعبیری در مرحله ابتدایی قرار دارد. امروزه تئوریهای مدیریت با پشت سر گذاشتن بیش از یک قرن سابقه تاخت و تازهای نظریه پردازی و ذخیره سازی انبوهیاز فنون و تکنیکهای پیشرفته ، در عین حال ، هنوز هم نتوانسته اند چارچوب نظری و کاربردی منسجمی را در باب چگونگی « جوان سازی » و « تجدید حیات سازمانی » در وضعیتی که چراغ عمر سازمان بر اثر پیری رو به خاموشی می رود ، ارائه دهند ، به گونه ای که یکی از صاحبنظران کاربرد روش علمی تبلور را برای حل معضلات سازمانی در عصر کنونی « فاجعه » قلمداد نموده ، حتی تلاش می کند تفسیر جدیدی از « علم » و « مدیریت علمی » ارائه دهد . نکته دوم اینکه درجه بزرگی سازمان و سالهای عمر آن را نمی توان در زمره علتها و یا شاخصهای پیری سازمان بر شمرد به گونه ای که بر مبنای آن سازمانهای بزرگ و پر سابقه در ردیف سازمانهای فرتوت ، و سازمانهای کوچک و کم سابقه درشمار سازمانهای جوان فرض شود. حجم سازمان و عامل زمان به خودی خود موجبات رسیدن به مرحله پیری رافراهم نمی سازد. چه بسا بتوان سازمانهایی را یافت که با حجمی نه چندان بزرگ و عمری نه چندان طولانی ، در عین حال ، در زمره سازمانهای بالغ قرار گیرند. نکته بعدی اینکه بنا بر تجربیات مدیریت در سازمانهای امروزی « هر فرایندی از رشد ، شرایط سقوط خود را به وجود می آورد » ؛ یعنی اینکه سازمانها به صورت طبیعی به سمت کهولت و پیری سیر می کنند . این موضوع طبیعتاً با نظریه آنتروپی در تئوری سیستمها مطابقت دارد. بر پایه این نظریه ، ساختارهای سازمانی به خودی خود ه سمت واگرایی و از هم گسیختگی درونی کشش دارند ، مگر اینکه همواره انرژی جدیدی ، سازمان را به سمت همگرایی و رسیدن به رشد بیشتر سوق دهد. از اینرو با توجه به روند رو به تزاید انحلال و از هم پاشیدگی بسیاری از سازمانهای امروزی ، امر جوان سازی و فراهم آوردن مکانیزمهای تحول آفرین برای تداوم حیات بسیاری از سازمانهای بزرگ و کوچک کاملاً الزامی و اجتناب ناپذیر است. در این مقاله تلاش می شود ضمن ارائه تصویری روشن از وضعیت پیری سازمان به گونه ای که مانع از فرو افتادن آن در گرداب افت تدریجی » گردیده و متضمن استمرار رشد و شکوفایی آن در بستر زمان باشد ، مورد بررسی قرار گیرد.
در این مقاله ابتدا به نقش خلافیت و نواوری در بقای شرکت ها توجه شده و سپس ضمن بررسی تعریفهای خلاقیت و نوآوری ، عوامل موثر در پرورش استعداد و توانایی خلاقیت و نوآوری مورد توجه قرار گرفته است. نقش مدیران در پرورش این استعداد بسیار مهم و حساس است . آنها با رفتار و عملکرد خود می توانند افراد خلاق و نواور بار بیاورند یا می توانند موجب فرسودگی مغزها را فراهم کنند . در بین عوامل موثر ایجاد نظام مدیریت مشارکت جو ، تشکیل تیم های کاری ، انگیزه و نواوری ، فرهنگ لازم ، ایجاد واحد تحقیق و توسعه آموزش و ملزومات ساختاری مورد توجه قرار گرفته و در پایان اشاره ای به موانع خلاقیت شده است.