توجه به مقوله سامان یابی و سامان دهی شهری تفاوت میان آنها در حوزه پارادایم شهرسازی اهمیت فراوان دارد. تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجراء سیستماتیک در چارچوب فرایند برنامه ریزی، سامان دهی شهری را از سامان یابی شهری متمایز می سازد. حال آن که سامان دهی شهری و سامان یابی شهری، هر دو به شدت متاثر از یک مجموعه از نظام ها و روابط حاکم بر آنها هستند. تاکید بر سامان دهی شهری، بررسی نظام های اثرگذار، نقد روابط موجود در نظام شهرسازی کشور و ارائه پیشنهاد نظری مقصود اصلی مقاله حاضر است.
تا اواخر 1960 موج مسلط در مطالعات و رویکردهای توسعه، رهیافت توسعه گرایی کلاسیک بود. براساس این رهیافت، توسعه جنبه ای کمیت گرا به خود گرفت؛ جنبه ای که با تعصب و قوم محوری متاثر از تجبه تاریخی غرب داعیه تعمیم و جهان شمولی را داشت. این ادعا تا آنجا پیش رفت که برخی از توسعه گرایان کمیت گرا مانند روستو، ارگانسکی و ادوارد شیلز با چرخشی به گذشته تاریخی غرب و پیش بینی تحولات بعدی آن در آینده الگویی یکسان انگارانه از سرنوشت تاریخی تمام جوامع ارائه دادند؛ و بر همان اساس با نگرشی تجویزی توصیه کردند که اگر کشورهای جهان سوم بخواهند به توسعه دست یابند، می بایست تمامی مراحل تجربه تاریخی غرب را طی کنند.
در اندازه گیری مزیت نسبی تولیدات، اغلب از دو معیار مزیت نسبی آشکارشده (RCA) و هزینه منابع داخلی (DRC) استفاده شده است. تحقیق حاضر نشان می دهد که هردو رهیافت سنتی محاسباتی RCA و DRC، ازتوانایی لازم جهت اندازه گیری مزیت نسبی برخوردار نیستند. معرفی یک معیارجدید DRC و بکارگیری آن درصنایع منتخب کشور نشان می دهد که این معیار قابلیت انعطاف پذیری زیادی را دربهره برداری آن در هر واحد تولیدی صنعتی دارد. این رهیافت نوید امیدبخشی برای واحدهای صنعتی است تا اقلام صادراتی قابل رقابت خود در صحنه بین الملل را در کوتاه ترین زمان شناسایی کنند.
این مقاله، با بکارگیری رهیافت DRC، به عنوان معیار سنجش مزیت نسبی و با استفاده از روش پیشنهاد شده پرکینز در اندازه گیری بهره وری کل عوامل و روش پیشنهاد شده نیشی میزو و پیج در تجزیه تغییرات در DRC به اثر رقابت پذیری قیمتی و اثر رشد بهره وری، سعی در بررسی وضعیت برخی از فعالیت های مهم صنعتی در ایران در دوره 1376 – 1371 دارد.
این مقاله، از طریق بررسی تاریخی همگرایی اروپا و سپس تمرکز بر برخی جزییات مربوط به تشکیلات درونی با هدف کمک به کشورهای در حال توسعه، تهیه شده است.
در این مقاله ابتدا تاریخچه ای از همگرایی در اروپا ارایه می شود و سپس به بررسی جزییات خاصی از سازمان داخلی اتحادیه اروپا پرداخته می شود و در ادامه، پس از ارایه بحث مختصری پیرامون اهمیت اقتصادی همگرایی، فهرستی از درسهای مهمی که می توان از تجربه اروپا به دست آورد، مطرح می شود.
در این مطالعه به بسط نظریه کلاسیک EOQ بر اساس تقسیم بندی اقلام انباری به اقلام پر تحرک و کم تحرک و با در نظر گرفتن ذخیره اط مینان مورد نیاز پرداخته شده است. فرضیات اساسی مدل EOQ بازنگری و مورد دقت نظر قرار گرفته و تعدیلات لازمه در این خصوص جهت بسط این نظریه به عمل آمده است.بدین ترتیب مقدار سفارش انجام شده در سیستم بر اساس حداکثر و حداقل مقدار سفارش اقتصادی تعدیل می گردد. در مدل پیشنهادی در عین ثابت نگهداشتن سطح بالای خدمت دهی و ذخیره اطمینان، هزینه سفارش (بر اساس تقسیم بندی اقلام) کاهش یافته و تعیین مقدار سفارش بر اساس نیاز واقعی امکان پذیر می گردد.
اگرچه دیر زمانی نیست که از تولد منطق فازی می گذرد ولی در همین مدت کوتاه هزاران مقاله و صدها کتاب و در همین حدود کنفرانس و نشست علمی در مورد منطق فازی برگزار شده است. در این میان چیزی که حائز اهمیت است آن است که علی رغم حجم گسترده کار روی منطق فازی این فعالیتها همه جانبه نبوده و بیشتر در زمینه ریاضیات و سیستم های مهندسی فازی فعالیت شده تا در حوزه مفاهیم بنیادی و مبانی آن، بگونه ای که امروزه بسیاری از مهندسان، ریاضیات فازی را به کار می برند اما فهم درستی از آن ندارند. این مقاله قصد دارد یکی از ایده های اساسی در پیدایش منطق فازی را تبیین نماید تا هم کسانی که از آن استفاده می کنند فهم درستی داشته باشد و هم با شناخت دقیق برخی مفاهیم بنیادی فازی، عرصه های جدید تری فرا روی جامعه علمی و خصوصاً مدیریت علمی ایجاد شود.
این مقاله برخی از جنبههای مربوط به بافتار تاریخی و اجتماعی و علوم اطلاعرسانی و مؤسسات اطلاعرسانی بررسی میکند. نقطة آغاز این بحث، سخنرانی فیلسوف اسپانیایی «خوزه اورتگا وای گاست» در سال 1934 دربارة تاریخ کتابداری است. «اورتگا» از سویی به تحلیل کوتاهی از نیاز اجتماعی به کتاب و وظایف کتابداران از دیدگاه تاریخی میپردازد. او کتابخانهها را با روشی کلاسیک در بستر تاریخ تمدن، و با پارادایم دهة 30 که در آن، کتابخانه یک نهاد اجتماعی به شمار میآمد بررسی میکند. از سوی دیگر، وی به پدیدههای تازه در دنیای دگرگون شوندة دانش توجه دارد. مقاله از این نقطة آغاز، با توجه به مفاهیم متغیر ساختاری، کانونها و محتوای این رشته، ] امکان و [ چگونگی تأثیر دگرگونیهای تاریخی بر علوم اطلاعرسانی (و طلیعهدار آن، یعنی علوم کتابداری و سندداری) را در دهة کنونی بررسی میکند. پارادایمها و چارچوبهای بررسی شده عبارتاند از: پارادایم پیش از جنگ که کتابخانه را نهادی اجتماعی به شمار میآورد؛ پارادایم فیزیکی؛ دیدگاه شناختی؛ و نگرشهای گوناگون دهة 90 میلادی که نشاندهندة گرایش جدید به نوعی یکپارچگی در بُعد اجتماعی میباشد که مبنای آن، از جمله بر جامعهشناسی علم، هرمنوتیک، و نشانهشناسی استوار است.