مراکز آموزش عالی مخصوصاً دانشگاهها به عنوان مهمترین منابع علمی و پژوهشی سهم عمده ای را در پیشرفت و توسعه هر جامعه دارا می باشند.حصول اهداف آموزش عالی و از جمله دانشگاه منوط به استفاده بهینه از نیروی انسانی و منابع مالی و تجهیزات است.اما پویایی نظام دانشگاه منوط به عوامل مختلفی از جمله داشتن کارکنانی با روحیه بالا و دارای رضایت شغلی است تا با به کار بستن و استفاده از توان خود در راستای کارایی هر چه بیشتر این سازمان گام بردارند.نویسنده در این مقاله به بررسی رابطه احساس برابری و رضایت شغلی کارکنان سازمانهای آموزش عالی پرداخته و پژوهشی در این رابطه در دانشگاه فردوسی مشهد انجام داده است.جامعه آماری در این پژوهش، کارکنان اداری سازمان مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد N=858 بوده که حجم نمونه با بهره گیری از فرمول مورگان N=266 در نظر گرفته شد.روش تحقیق از نوع همبستگی بوده که با استفاده از سه پرسشنامه شامل " سنجش احساس برابری، سنجش رضایت شغلی و سنجش میزان اطلاع کارکنان از پاداش دیگران" اطلاعات لازم جمع آوری و سنجش جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی گشتاوری پیرسون و آزمون t استفاده شد
امروزه الگوی برنامه ریزی اوقات فراغت در برنامه ریزی شهری بسیاری از کشورهای پیشرفته جایگاه مهمی یافته است به طوری که می توان گفت اصل اساسی مورد نظر و مشترک طراحان شهری ایجاد شهر در دل پارک ها است . نه ایجاد پارک در شهرها رنامه ریزی اوقات فراغت فرایندی است که اوقات فراغت افراد را به فضاو مکان پیوند می دهد این برنامه ریزی هنر و علمی مرکب از اطلاعات و تکنیک های طراحی محیط و ایده های علوم اجتماعی برای توسعه گزینه های اوقات فراغت، فضا، انرژی و سرمایه منطبق با نیازهای انسان است ........
همه ما در یک «محیط اطلاعاتی» زندگی میکنیم. از بُعد جغرافیایی این محیط شامل محیط اطلاعاتی جامعه عرب میباشد. مطالعه نشان میدهد که هیچ نظام مشخص و مدون اطلاعاتی در این محیط دیده نمیشود؛ از اطلاعات تولید شده، میزان آن، کیفیت و شکل آن ، اطلاعات کامل و صحیحی در دست نیست؛ پژوهشگران حوزههای مختلف شناسائی نشدهاند؛ موضوعات اساسی که باید برروی آنها پژوهش صورت پذیرد اولویتبندی نشده و زیرساختهای لازم برای تبادل اطلاعات فراهم نشدهاند. سیاستهای کلان ملی، منطقهای و بینالمللی در ارتباط با نظامهای اطلاعرسانی طراحی و طرحریزی نشدهاند و شبکة مناسبی برای ثبت و ضبط و تبادل اطلاعات به وجود نیامده است. در این مطالعه سعی شده است شمای کلی این محیط تحت مقولات فناوری، نیرویانسانی آموزشدیده و متخصص، زیرساختهای ارتباطی، مسایل مربوط به فرهنگ و توسعة فرهنگی، عوامل درون محیطی و برون محیطی، مسایل مربوط به بومیکردن و درونیکردن شبکهها، ارتباط دانشگاه با جامعه، آموزش و نظامهای اطلاعرسانی ترسیم شود.
مقاله با تشریح جایگاه بازارهای مالی در اقتصاد، این موضوع را در اقتصاد ایران نیز بررسی می کند. آنگاه دلایل چیرگی پول بر بازار سرمایه ایران و محوریت پول در بخش مالی کشور تبیین می شود. نویسنده به علاوه به نقد افق زمانیِ کوتاه مدت تصمیم گیری های فعالان اقتصادی ایران به مثابه یک عامل ساختاری مهم و همچنین بحث ساختار مالکیت و نیز ساختار بازار سرمایه در ایران پرداخته است. در ادامه و براساس محدودیت های چهارگانه بازار سرمایه، ابعاد مطلوب گسترش این بازار، شامل گسترش جغرافیایی، ساختاری، موضوعی و ابزاری، توضیح و تبیین شده است. محورهای اصلی اصلاحات در بازارهای مالی ایران، شامل چهار محور تربیت نیروی انسانی ماهر، تدوین قانون جامع بازارهای مالی، ترویج محیط رقابتی و توجه به معیارهای صلاحیت و شایستگی در عزل و نصب مدیران و ایجاد نظام شفاف از دیگر موضوعات مورد بررسی در این مقاله است. علاوه بر این، شرایط موفقیت برنامه های توسعه بخش مالی نیز در خلال مباحث بررسی گردیده است.
یکی از مباحث عمده و اساسی در دانش برنامه ریزی شهری و منطقه ای جایگاه و شان حقیقی نظریه در آن دانش است. این موضوع با تفکیک میان نظریه در برنامه ریزی و نظریه برنامه ریزی در دهه های اخیر گسترش و تعمیق یافته است. ماریوس کامهیس در مقدمه کتاب نظریه برنامه ریزی و فلسفه با پرداختن به رابطه میان فلسفه و نظریه برنامه ریزی به بررسی تمایز مذکور پرداخته است. سپس او با تحلیل مقایسه ای بین فلسفه علم و نظریه برنامه ریزی و با دسته بندی نظریه های برنامه ریزی بر اساس نظریه های شناخت، چارچوب کتاب خود را پایه ریزی می کند.