تواناسازی کارکنان یکی از الزامات سازمانهای کنونی است . جهت تواناسازی افراد در سازمان به طور کلی گامهای زیر باید برداشته شود . گام اول : تحول ساختار سازمان از حالت سنی به حالت ارگانیک و پویا تا بستر و زمینه بروز توانایی افراد در سازمان برای آنان آماده گردد و افراد بتوانند پتانسیلهای واقعی مثل خلاقیت و شایستگی را از خود نشان داده و به مرحله اجرا درآورند . گام دوم : جهت تواناسازی در سازمان فرهنگ سازمانی باید تغییر نماید تا افراد یاد بگیرند که به صورت مشارکتی در تصمیمگیریها و اجرای عملیات اقدام نموده و مسئولیت بیشتری از خود در قبال وظایف محوله نشان دهند ...
این مقاله مروری بر تخمین تابع تقاضای پول ارایه کرده و آن گاه خود به تخمین این تابع در بلند مدت و کوتاه مدت می پردازد. به این منظور ابتدا عوامل اصلی موثر بر تقاضای پول از دیدگاه پول گرایان توضیح داده شده است. آن گاه گزارشی کوتاه درباره مطالعات انجام شده درباره تقاضای پول در اقتصاد ایران با تاکید خاصی بر مشکلات و نواقص آنها ارایه می شود. از جمله این مشکلات و نواقص می توان به وارد کردن متغیرهای نادرست در مدل تقاضای پول، اشتباه در محاسبه داده ها در تبدیل آنها از سالانه به فصلی، وارد کردن متغیرهای پایا در رگرسیون همگرایی یکسان (در تابع بلندمدت تقاضای پول)، و در نتیجه به دست آوردن مقادیر نادرست ضرایب متغیرها در مدل و بالاخره عدم تفسیر درست از کشش درآمدی تقاضای پول اشاره کرد. در پایان مقاله به ارایه مدلی پرداخته و تحلیل داده ها با روش دیکی فولر انجام شده است. سپس مدل را در بلندمدت و کوتاه مدت تخمین می زند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که عوامل موثر بر تقاضای پول عبارتند از: تولید، تورم و نرخ های بازدهی ارز و ماشین سواری.
علیرغم اینکه ادبیات مدیریت مالی از ارزش فعلی خالص به عنوان بهترین روش ارزیابی طرح های سرمایه ای حمایت می کند اما در عمل تصمیم گیرندگان و مدیران مالی نرخ بازده داخلی را که برخلاف ارزش فعلی خالص یک معیار درصدی است برارزش فعالی خالص ترحیح می دهند. در این مقاله نشان می دهیم که دانشگاهیان روش ارزیابی درصدی دیگری به نام نرخ بازده داخلی تعدیل شده را که از روش نرخ بازده داخلی معمولی بهتر بوده و نقائص و اشکالات آن را پوشش می دهد ابداع کرده اند. همچنین در ادامه پیشنهادهایی را در این خصوص ارائه می نماییم.
مدیریت هزینه یک سیستم برنامه ریزی و کنترل هزینه هاست که روش های متفاوتی برای ایجادآن وجود دارد. هر سازمانی با توجه به شرایط خودبایدروش مناسب تر را انتخاب کند.در مقاله حاضر، پس از مطالعه تحقیقات مختلف انجام شده در زمینه سیستم مدیریت هزینه نوین و روش های آن ( هزینه یابی فعالیت، هزینه یابی هدفمند ، هزینه یابی کایزن ) سه معیار اساسی و مشترک در هر سه روش را شناسایی و شاخص های اثر گذار در هر روش را معرفی نموده؛ سپس اولویت هر شاخص را با استفاده از نظر خبرگان و کمی سازی از طریق فازی و همچنین روش AHP به دست آورده است. در ادامه، برای انتخاب مناسب ترین روش، مدل سازگاری (Degree of Adaptive) را مورد استفاده قرارداده و اطلاعات لازم را از جامعه مورد مطالعه( واگن پارس) تهیه نموده و مدل را آزمون نموده است و پس از به دست آوردن نتایج میزان سازگاری هر کدام از روش ها، روشی را که بالاترین میزان سازگاری را با ویژگی ها ، فرایند و محصولات شرکت داشته، به عنوان مناسب ترین روش مدیریت هزینه به شرکت معرفی نموده، همچنین وضعیت هر کدام از شاخص ها را در هر سه روش برای شرکت تعیین و راه های ارتقای شرکت را برای نیل به هر یک از روش های مدیریت هزینه، ارائه نموده است.
هدف اصلی این مقاله، مطالعه راه های توسعه صادرات غیر نفتی استان مازندران با در نظر گرفتن کلیه شرایط داخلی و موقعیت های موجود در بازارهای هدف می باشد. بنابراین، ابتدا با استفاده از شاخص مزیت نسبی آشکار (RCA)، اقلام صادراتی مزیت دار استان مازندران شناسایی شده و پس از بررسی بازارهای هدف، با استفاده از تکنیک SWOT به بررسی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدات در مورد این اقلام پرداخته می شود و استراتژی های مناسب برای توسعه صادرات غیر نفتی این استان ارائه می گردد. در نتیجه این تحقیق مشخص شد که بخش کشاورزی و صنعت، از نظر شاخص RCA دارای نمره بالایی بوده و دارای مزیت نسبی هستند و در خود بخش کشاورزی نیز اقلام گل و گیاه و مرکبات و کیوی دارای مزیت نسبی هستند. با بررسی SWOT برای گل و گیاه و کیوی، استراتژی توسعه بازار و برای مرکبات، استراتژی رسوخ در بازار، استراتژی های جذاب شناخته شده اند. در پایان مقاله، جمع بندی، بحث و نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات آمده است.
در این مقاله، اثرگذاری نظام های زراعی بر توسعه روستایی در استان اصفهان مورد مطالعه قرار گرفته است. برای دست یابی به اهداف تحقیق، ابتدا روستاهایی که نظام های زراعی مختلف در آنها وجود داشتند، شناسایی و تفکیک شدند. سپس برای هر نظام، روستاهایی که حداقل50 درصد بهره برداران آن عضو این نظام بودند، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. بر این اساس،برای سه نظام اصلی زراعی موجود در استان مجموعاً 300 روستا مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تعیین ارتباط بین نظام های زراعی و توسعه روستایی، مجموعه شاخص ها فهرست شدند و پس از حذف و تلفیق آنها، در مجموع 27 شاخص برای نظام های زراعی از یک سو و توسعه روستایی از سوی دیگر انتخاب شدند و داده های مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل در مدل معادلات ساختاری نشان داد که در نظام تعاونی تولید در مقایسه با سایر نظام های زراعی بیشترین ارتباط و تعامل بین شاخص های توسعه روستایی و شاخص های نظام های زراعی وجود داشته است، به گونه ای که در اکثر شاخص های این دو مؤلفه ارتباط معنی داری مشاهده می شود. نظام خانوادگی، به لحاظ تعامل با توسعه روستایی، پس از نظام تعاونی تولید قرار دارد و در نظام تعاونی مشاع، ارتباط بین شاخص های نظام زراعی و توسعه روستایی در رتبه آخر قرار گرفته است. همچنین، برازندگی مدل GFI در نظام تعاونی تولید 989/0، در نظام خانوادگی 973/0 و در نظام تعاونی مشاع 746/0 به دست آمد.
در این مقاله فراز و فرودهای نظام تعاونی روستایی در ایران از گذشته بسیار دور تا 22 فروردین ماه 1386 به طور فشرده مورد بررسی قرار گرفته است. برای اینکه خواننده گرامی به عمق مسائل تعاونی های روستایی واقف گردد مقایسه ای نیز در سطح بین المللی به عمل آمده است تا بدانیم ما و دیگران در مورد تعاونی روستایی چه کرده ایم و در حال حاضر در کجا قرار داریم.
تخصص گرایی در کنار تحولات علمی و اجتماعی ضرورت همکاری بیشتر تخصص های گوناگون در رفع مشکلات جامعه را اجتناب ناپذیر ساخته است. مقاله حاضر بر اساس چنین ضرورتی در قالب یک مطالعه اسنادی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از وجوه اشتراک میان تخصص های مددکاری اجتماعی و ترویج روستایی از نظر پیشینه در داخل کشور و سیر تحولات داخلی و بین المللی و نیز تا حدی به لحاظ نوع مخاطبان است؛ همچنین، درک مخاطبان از خدمات مددکاری و در مقابل، عدم آگاهی آنها از مواهب آموزش های ترویجی را می توان از جمله تفاوت های این دو رشته برشمرد. به دنبال پاره ای تحولات جمعیت شناختی در جامعه روستایی کشور و به ویژه رشد گروه های معلول و سالمند، از سویی این گونه گروه ها که همواره مخاطب خدمات مددکاری اجتماعی بوده اند، بیش از پیش به صورت ارباب رجوع فعالیت های ترویج کشاورزی کشور مطرح شده اند، و از سوی دیگر، حضور پررنگ تر خدمات مددکاری اجتماعی در این مناطق اجتناب ناپذیر می نماید. ضرورت همکاری مددکاران اجتماعی و مروجان کشاورزی ریشه در همین واقعیت ها دارد و از رهگذر این کنش و واکنش هاست که می توان غنای فعالیت هر یک را با بهره گیری از تجارب دیگری و سرانجام، توانمندسازی گروه های ویژه شاهد بود.