این مقاله به بررسی روابط میان فرهنگ سازمانی و سبک رهبری در سازمان میپردازد. فرهنگ سازمانی از عوامل مهم تأثیرگذار بر عملکرد سازمان و رهبری نیز از اجزای کلیدی در موفقیت سازمان به شمار میرود. بنابراین شناخت نسبت به چگونگی روابط بین این دو عامل تأثیرگذار بر عملکرد سازمان، مهم و اهمیت دارد. در این پژوهش سه فرهنگ سازمانی گروهی، توسعه ای و سلسله مراتبی و دو سبک رهبری تحول آفرین و مبادله رهبر- پیرو مورد بررسی قرار گرفته اند. روش پژوهش مورد استفاده پیمایشی- همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که فرهنگ گروهی بر مبادله رهبر - پیرو و فرهنگ توسعه ای بر هر دو سبک رهبری تحول آفرین و مبادله رهبر - پیرو اثر مثبت و معناداری دارند اما فرهنگ سلسله مراتبی اثر منفی بر هردو سبک رهبری از خود بر جای میگذارد. در پایان نیز بر اساس هدف مطالعه مدل مفهومی ارایه و در راستای آن پیشنهادهای کاربردی و پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارایه شده است.
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار برنامه ریزی درسی آموزش متوسطه ایران در خصوص میزان توجه به مولفه های خلاقیت از دیدگاه استادان و متخصصان برنامه ریزی درسی ،به منظور ارائه الگوی جهت زمینه سازی خلاقیت در فرایند یادگیری دانش آموزان بود.پژوهش به روش، زمینه ای انجام شد. جامعه آماری آن، کلیه استادان، متخصصان و کارشناسان برنامه درسی به تعداد 104 نفر بودند حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 92 نفر برآورد گردید و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است که با روشهای آزمون لوین،تی تست ، تحلیل واریانس (f) و جدول دانکن تجزیه و تحلیل شدند .یافته های پژوهش نشان داد کاربرد رویکردهای خلاق (توسعه فرآیندهای شناختی، دانش آموز مداری، انسان اجتماعی و انسان گرایی )در برنامه درسی دوره متوسطه گرایش به سمت "" نامطلوب و پایین"" دارد. همچنین میزان پرداخته شدن به مولفه های خلاقیت از عناصر مختلف فردی ،گروهی و سازمانی گرایش به سمت ""پایین"" دارد؛ اما میزان کاربرد رویکردهای معنویت گرایی، موضوع مداری در برنامه ریزی درسی گرایش به سمت بالا دارد و رویکردهای همچون انتقال میراث فرهنگی و صلاحیت مداری گرایش به سمت متوسط و پایین دارد .
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات مستقیم و غیر مستقیم سبک رهبری تحولی، فرهنگ یادگیری و یادگیری سازمانی بر هوش سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی (منطقه هشت) انجام شده است. روش پژوهش از نوع مدل یابی علّی یا مدل معادلات ساختاری بوده است.نمونه پژوهش حاضر 311 نفر از اعضای هیئت علمی واحدهای دانشگاهی منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامی بودند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه هوشی سازمانی، سبک رهبری تحولی، جوّ یادگیری و ممیزی یادگیری سازمانی گردآوری شدند. از روش تحلیل عاملی تائیدی (CFA) و مدل معادلات ساختاری (SEM) بر پایه ی نرم افزار لیزرل برای ارزیابی مدل ساختاری استفاده شد. براساس نتایج مدل معادلات ساختاری، متغیرهای نهفته سبک رهبری تحولی، یادگیری سازمانی و فرهنگ یادگیری بـه طور مستقیم و غیر مستقیم بر هوش سازمانی تاثیر می گذارند و هر چه سبک رهبری ویژگی های تحول گرایی بیشتری داشته باشد و جو مناسبی برای یادگیری وجود داشته باشد احتمال افزایش هوش سازمانی وجود دارد. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار بود. با توجه به نتایج این پژوهش، توجه به این سه متغیر اثر گذار می تواند در ارتقاء هوش سازمانی دانشگاه ها نقش مهمی داشته باشد و این عوامل باید در برنامه ریزی جهت هوشمند سازی دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.
سازمان های تولیدی معاصر با چالش هایی از دو سو مواجه هستند. از یک سو، فلسفه ها و تکنولوژیهای تولیدی جدید برای منسوخ کردن فلسفه ها و تکنولوژیهای تولیدی موجود ظاهر شده اند. از سوی دیگر، مشتریان امروز با تقاضای محصولات و خدمات جدید در یک دوره زمانی کوتاه مدت پیشاپیش جسور و مهاجم تر شده اند. از این رو، سازمان های تولیدی امروز به منظور تأمین چالش های هجوم آورده از هر دو سو نیاز دارند که بر حسب موقعیت های رقابتی پیرامون به سرعت عمل کنند. بنابراین در طی چند دهه گذشته، صحنه تولید به سمت نوع نسبتاً جدیدی از پارادایم تولید تحت نام ""تولید چابک"" جهتیابی کرده است. اما یک سؤال وجود دارد که آیا چابک سازی یک سازمان، یک ضرورت اجتناب ناپذیر فعالیت و رقابت در عرصه اقتصاد جهانی است. در این مقاله، با استفاده از چارچوب مفهومی تحلیل نیاز به چابکی، یک مدل فازی ارایه شده است که از مفهوم فازی در فرآیند سنجش و تحلیل نیاز به چابکی و نیز مدل های تصمیم گیری چند شاخصه استفاده شده است.
هدف این مطالعه، ارایه الگویی به منظور اندازه گیری و تحلیل بر نوآوری در صنعت خودروسازی است. این تحلیل، سه حوزه نوآوری فردی، سازمانی و ماهیت و قوت نوآوری در وضعیت موجود را در بر میگیرد. انتخاب نمونه ها به صورت نمونه گیری تصادفی در دو سازمان طراحی و توسعه محصولات جدید (NPD) و سازمان تحقیق، طراحی و تولید موتور (IPCO ) ایران خودرو صورت گرفت. بر اساس مقدار بارهای عاملی و نحوهی بارگیری مؤلفه ها بر عوامل، در رابطه با هریک از ابعاد سه حوزه مذکور در نوآوری، عوامل مکنون استخراج و نام گذاری شد. اعتبار مدل های مفهومی استخراج شده در رابطه با هریک از عوامل تحلیل نوآوری، از طریق تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. نتایج حاکی از تأیید روابط علی بین مؤلفه ها و عوامل مکنون است. در نهایت 7 مدل علی شامل 6 مدل مفهومی از روابط بین مؤلفه های مشهود و عوامل مکنون و مدل جامع استخراج و بر مبنای شاخص های مختلف برازندگی تأیید شد.
قابلیت ردیابی به عنوان یک الزام از سوی دولت ها و مشتریان اکثر محصولات تولیدی مطرح است. این قابلیت رکن اساسی سیستم های کیفیت است و سیستم های اطلاعاتی مربوط به آن نقش عمده ای در تغذیه اطلاعاتی سیستم های زنجیرهی تأمین دارند. هدف این مقاله ارایه یک مدل مفهومی جامع و مرجع با رویکرد مدل سازی ساختیافته جهت توسعه و پیاده سیستم های ردیابی در سطح زنجیره تأمین است که فارغ از ابعاد زنجیرهی تأمین، دامنه تعریف آن، تنوع محصولات و فرآیندهای تولیدی مربوط بتواند پشتیبانی لازم را از برگزاری طرح های فراخوان محصولات تولیدی به عمل آورد، الزامات مربوط به تضمین کیفیت محصولات را در حوزه ردیابی پوشش دهد، امکان مدیریت پیشگیرانه و مؤثر مواد و فرآیندهای تولیدی را فراهم آورد، بهینه سازی مدیریت زنجیرهی تأمین و راهکارهای ارایه شده در این زمینه را پشتیبانی کند، پشتیبانی لازم را در تغذیه اطلاعاتی سایر سیستم های زنجیرهی تأمین به عمل آورد و تعاملات چند زنجیرهی تأمینی را پوشش دهد. روش پژوهش بهکار گرفته شده به طور اساسی بر تفکر عمیق استوار مبتنی بر مطالعات موردی منتشر شده، نظرات مدیران عملیاتی، و توسعه دهندگان سیستم های اطلاعاتی است و در پی ارایه تصویری کامل از موجودیت های سیستم ردیابی در سطح زنجیرهی تأمین به صورت مجتمع و یکپارچه میباشد.
بنگاه های کوچک و متوسط نقش اصلی در ایجاد شغل بر عهده دارند. بعضی پژوهشگران معتقدند بیشتر مشاغل جدید توسط بنگاه های موجود و نه بنگاه های جدید ایجاد میشوند. همچنین مدیریت رشد میتواند مهم ترین تاکتیک برای موفقیت آینده بنگاه باشد. باوجود اینکه رشد، مزایای زیادی برای یک بنگاه به همراه دارد، فرآیند رشد با چالش هایی رو به رو است. در این پژوهش عوامل بازدارندهی رشد بنگاه های کوچک صنعت ریخته گری شناسایی شده-اند، تفاوت بین میزان تأثیر آن ها بر رشد و میزان اهمیت هر یک از این عوامل در صنعت ریخته گری نشان داده شده اند. برای این کار، از داده های پرسشنامه ای و تلفیق آن ها با یافته های ادبیات پژوهش و روش تحلیل عاملی، استفاده شد. سپس موانع رشد، با روش مقایسهی زوجی اولویت بندی شدند. با توجه به نتایج به ترتیب اولویت، عامل ناتوانی در انعطاف پذیری تنوع محصولات، ناتوانی در تأثیرگذاری بر بازار، محدودیت منابع، کمبود شایستگی و تخصص، شناسایی شدند. نتایج این پژوهش نشان میدهد، نبود انگیزه برای رشد، مانعی برای رشد بنگاه های کوچک و متوسط ریخته گری ایران نیست.
این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد مراکز علمی کاربردی استان مرکزی بااستفاده از مدل تعالی سازمانی انجام
شده است. پژوهش از نوع توصیفی است. محیط پژوهش شامل تمامی مراکز علمی کاربردی استان مرکزی است .
بر اساس 5 معیار حوزه (EFQM) ابزار گردآوری داده ها پژوهش پرسشننامه استاندارد شده الگوی تعالی سازمانی
توانمندسازها که شامل رهبری، خط مشی و راهبردها، کارکنان، مشارکت ها و منابع، فرآیند ها است که شامل 86 گویه
با مقیاس 10 درجه ای تنظیم شده بود . این پرسشنامه بین تعداد 175 نفر از کارکنان به عنوان نمونه توزیع شد . نمونه ها
به صورت تصادفی ساده از تمامی 15 مر کز علمی کاربردی استان مرکزی انتخاب شدند . داده های پژوهش با استفاده
و با توجه به شاخ ص های آمارتوصیفی تحلیل شد . یافته های پژوهش نشان داد که در زمینه رهبری spss از نرم افزار
1، در مورد / 8و انحراف معیار 39 / 1، در زمینه خط مشی و راهبردها میانگین 34 / 8 و انحراف معیار 24 / میانگین 62
8 و انحراف معیار / 1، در مورد معیار منابع و مشارکت میانگین 12 / 8و انحراف معیار 84 / مدیریت کارکنان میانگین 03
1 به دست آمده است. از اینرو با توجه به حداکثر / 8 و انحراف معیار 68 / 1/52 ، و در مورد معیار فرآیند ها میانگین 13
نمره ای که در مقیاس صفر تا ده برای هر یک ازپرسش های ابزار تحقیق در 5 حوزه توانمندسازها درنظر گرفته شده
بود. نتایج به دست آمده در مورد مراکز علمی کاربردی استان مرکزی نشان داد که عملکرد مراکز علمی کاربردی
استان مرکزی مطلوب می باشد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت موجود کارراهة شغلی و ارائه مدل مناسب برای معلمان مقطع متوسطه
86 انجام شد. روش انجام تحقیق پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش را - آموزش و پرورش در استان سمنان در سال 87
کلیه معلمان دوره متوسطه استان سمنان تشکیل داد . مطابق جدول مورگان یک نمونه 389 نفری به شیوه نمونه گیری
تصادفی خوشه ای از جامعه مزبور انتخاب شد . ابزار گردآوری داده ها پر سشنامة محقق ساخته با 51 گویه بود . ضریب
پایایی 94 % محاسبه گردید . دادههای جمع آوریشده با استفاده از تحلیل عاملی و آزمون فریدمن تجزیه و تحلیل
گردید. نتایج نشان داد که مولفه های کارراهه شغلی معلمان در مدارس متوسطه استان سمنان در وضعیت مطلوب
استقلال، مهارت مدیریت اجرایی، تنوع فعالیتها، خدمات، شایستگی فنی، خلاقیت وهویت بود.
درختان تصمیم گیری به عنوان یکی از تکنیک های داده کاوی می توانند به اعتبارسنجی مشتریان بانکی بپردازند. مسئله ی اصلی ساخت درختان تصمیم گیری است که بتوانند به طور بهینه مشتریان را طبقه بندی کنند. در این مقاله یک مدل مناسب اعتبارسنجی مشتریان بانک ها برای اعطای تسهیلات اعتباری متناسب با هر طبقه مبتنی بر الگوریتم ژنتیک ارایه می شود. الگوریتم های ژنتیک می توانند با انتخاب ویژگی های مناسب و ساخت درختان تصمیم گیری بهینه به اعتبارسنجی مشتریان کمک کنند. در ساخت این مدل فرآیند توسعه در شناخت الگو و فرآیند CRISP برای اعتبارسنجی مشتریان به کار رفته است. مدل طبقه بندی پیشنهادی مبتنی بر تکنیک های خوشه بندی، انتخاب ویژگی ها، درختان تصمیم گیری و الگوریتم ژنتیک است. این مدل به انتخاب و ترکیب بهترین درختان تصمیم گیری مبتنی بر معیارهای بهینگی و ساخت درخت تصمیم گیری نهایی برای اعتبارسنجی مشتریان می پردازد. نتایج نشان می دهد که دقت طبقه بندی مدل طبقه بندی پیشنهادی به طورتقریبی از تمام مدل های درخت تصمیم گیری مقایسه شده در این مقاله بالاتر است. هم چنین تعداد برگ ها و اندازه ی درخت تصمیم گیری و در نتیجه ی پیچیدگی آن از همه کمتر است.
در میان انواع مختلف شکل های ارزیابی(موفقیت/اثربخشی)سیستم های اطلاعاتی، رضایت کاربر نهایی یکی از پرکاربردترین معیارهاست. در این پژوهش شناسایی فاکتور های تاثیرگذار بر رضایت کاربر نهایی سیستم های اطلاعاتی بر مبنای نظریه ی عدالت مد نظراست. بدین منظور 8 فاکتورتاثیرگذار بر رضایت کاربران نهایی از جمله عدالت مراوده ای، عدالت توزیعی، تحقق منصفانه ی روابط، تحقق منصفانه ی خودشکوفایی، انتظارات از عملکرد کاری، عدالت رویه ای، تحقق منصفانه ی عملکرد کاری و عملکرد کاری در قالب یک مدل یکپارچه شناسایی شد، سپس در یک مورد واقعی مورد آزمون قرارگرفت. جامعه ی آماری شامل کاربران سیستم های اطلاعاتی110کلانتری های شهر کرمان و نمونه، شامل97 نفر از آن هاست. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده و از معادله ی رگرسیون برای برآورد و تحلیل این رابطه استفاده می شود. نتایج این پژوهش بازگوکننده ی آن است که رابطه ی عدالت مراوده ای، عدالت توزیعی، تحقق منصفانه ی روابط، تحقق منصفانه ی خود شکوفایی، انتظارات از عملکردکاری بارضایت کار بر نهایی معنادار و رابطه ی عدالت رویه ای، تحقق منصفانه ی عملکرد کاری و عملکرد کاری با رضایت کاربر نهایی غیر معنادار است.
هدف: این پژوهش به بررسی شناخت عوامل موثر بر رویکرد مدیریت پلیس جامعه محور در جمهوری اسلامی ایران به منظور طراحی الگوی بومی این رویکرد می پردازد.روش: نوع پژوهش کاربردی و روش پژوهش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه فرماندهان و مدیران عالی ناجا است؛ از بین آنها به روش جدول نمونه گیری کوجیو مورگان 115 نفر انتخاب گردیده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته که روایی آن مورد تایید اساتید و صاحب نظران بوده و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تعیین شده (?=0.8614) مورد تایید قرار گرفته است. برای تحلیل داده ها از آزمون T (یک طرفه)، آزمون کلموگروف و اسمیرونوف، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون کندال تا اوبی با استفاده از نرم افزار SPSS و همچنین برای آزمون الگوی تحلیلی پژوهش از نرم افزار لیزرل تحلیل عاملی صورت گرفته است. در این پژوهش عوامل و متغیرهای درون سازمانی و برون سازمانی نظیر منابع انسانی، ساختار سازمانی، فناوری اطلاعات، حرفه ای بودن پلیس، سبک رهبری، توانمندی های رهبری، فرهنگ سازمانی، انتظارات مردم از پلیس، انتظارات حاکمیت از پلیس، مشارکت اجتماعی، نظارت همگانی، مساله محوری پلیس، اعتماد عمومی، قانون محوری پلیس و اقتدار پلیس به عنوان عوامل تاثیرگذار بر رویکرد پلیس جامعه محور در ایران تعیین شده اند.یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که کلیه عوامل و متغیرهای پیش بینی شده در تحقیق با رویکرد پلیس جامعه محور ارتباط معناداری را نشان می دهد و بر آن نیز تاثیرگذار می باشد.نتیجه گیری: الگوی پردازش یافته ها پژوهش نشان می دهد که عوامل برون سازمانی با رویکرد پلیس جامعه محور و عوامل درون سازمانی ارتباط مستقیم داشته و عوامل درون سازمانی با رویکرد پلیس جامعه محور رابطه معکوس را نشان می دهد.
زمینه و هدف: استرس شغلی تجربه جهانی در حال گسترش می باشد که به عنوان یک عامل مهم خطرساز در بیماری های جسمی و روانی مطرح بوده و باعث کاهش در عملکرد کاری و رضایت شغلی می شود. در همین راستا، این مطالعه با هدف اصلی بررسی میزان فراوانی استرس شغلی در رانندگان شهر تهران انجام شده است.روش : در یک مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 202 نفر از رانندگان سرویس دهی عمومی شهرداری و مراکز نظامی شهر تهران با میانگین سنی 41.66±8.70 سال، میزان استرس شغلی آنها با استفاده از فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو بخش و قرار گرفت.یافته ها: مطالعه نشان داد که اکثریت افراد مورد مطالعه یعنی 97% افراد متاهل، 95% تحصیلات بالای سیکل و 66.3% فاقد منزل مسکونی شخصی بودند و فقط 3.5% از درآمد ماهیانه و 13.5% از شغل خود رضایت کامل داشتند. 21.3% افراد سیگاری و 16% از مشکل جسمی شکایت داشتند. از نظر میزان استرس شغلی نیز در حیطه بارکاری نقش فاقد استرس شدید، بی کفایتی نقش 20.8%، دوگانگی نقش 6.5%، محدوده نقش 10.7%، مسوولیت 5% و محیط فیزیکی 18.8% دارای استرس شدید بودند.نتیجه گیری: از آنجایی که استرس شغلی در رانندگان زمینه ساز بروز مشکلات و عوارض جسمی، روانی و رفتاری گشته و عملکرد سازمانی را کاهش می دهد، به علاوه باعث بروز حوادث و تصادفات گشته و معلولیت و مرگ انسان ها را به دنبال خواهد داشت، لازم است ضمن بررسی جامع تر میزان این استرس در رانندگان، تدابیر لازم جهت کاهش پیامدهای آن اندیشیده شود
پژوهش حاضر به بررسی وجود استقلال در سریهای بازده (شکل ضعیف کارایی) سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و تبعیت آن از مدل گشت تصادفی میپردازد. فرضیه اول این که تغییرات متوالی قیمت سهام از مدل گشت تصادفی تبعیت کرده و مستقل از همدیگر است. فرضیه دوم این که سریهای قیمتی شرکت های سرمایه گذاری، سریهای تصادفی است. نمونه پژوهش، شامل اطلاعات قیمتی روزانه 50 شرکت برتر بورس و شرکت های سرمایه گذاری بورس تهران بین سال های 1377 تا 1387 بود. نتایج آزمون های ناپارامتریک (کولموگوروف- اسمیرنوف و آزمون گردش) و آزمون های پارامتریک (مدل اتورگرسیو، مدل ARIMA) با مردود دانستن هر دو فرضیه نشان داد که قیمت های اوراق بهادار از مدل گشت تصادفی تبعیت نکرده و سریهای قیمتی شرکت های سرمایه گذاری، سریهای تصادفی نیست. در واقع شکل کارایی ضعیف در بورس اوراق بهادار تهران رد میشود. به بیان دقیق تر سرمایه گذاران با استفاده از اطلاعات مربوط به قیمت ها و بازده های گذشته میتوانند بازدهی بیشتری به دست آورند.
مقدمه: امروزه مفهوم رفتار شهروندی سازمانی، توجه مدیران و محققان را به خود جلب کرده است. توجه به این گونه رفتارها می تواند یکی از راه های افزایش اثر بخشی سازمان ها باشد. هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه ی رفتار شهروندی سازمانی و هریک از ابعاد چهارگانه آن، و توانمند سازی کارکنان است. چهار بعد رفتار شهروندی سازمانی هم ارزیابی شد. روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر نوع هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد که در سال 1388 انجام شده است. جامعه ی پژوهش 162 نفر کارکنان ستاد مراکز بهداشت دانشگاه علوم پزشکی و با SPSS تهران است. داده ها با استفاده از پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف جمع آوری، و به وسیله نرم افزار فریدمن و آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شد. ،t آزمون های آماری یافته ها: در مراکز بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران از میان ابعاد رفتار شهروندی سازمانی، ابعاد نوع دوستی، وجدان و رادمردی و گذشت در سطح مطلوبی قرار دارد، ولی بعد رفتار مدنی پایین تر از سطح مطلوب است. بالاترین سطح مربوط ، P= به بعد وجدان می باشد. بین رفتار شهروندی سازمانی و توانمند سازی کارکنان رابطه ی معنی داری وجود دارد ( 0.00 (r=0.628 نتیجه گیری: توجه به مفاهیم رفتار شهروندی سازمانی و کمک به استقرار آن ها در سازمان، در رابطه ی معنی دار توانمند سازی کارکنان، م یتواند در جهت رشد نیروی انسانی مراکز بهداشتی، درمانی مفید باشد.
نقش شفافیت اطلاعات مالی شرکت ها در سال های اخیر اهمیت روزافزونی یافته است. شفافیت کم و کیفیت پایین اطلاعات مالی شرایطی را فراهم می سازد که تصمیم گیری را برای سرمایه گذاران مشکل کرده و آنها را با شرایط ابهام مواجه می سازد. در این وضعیت صرف ریسک اطلاعاتی افزایش می یابد. از دیدگاه استفاده کنندگان اطلاعات مالی وقتی شفافیت و کیفیت اطلاعات ارائه شده بالاتر باشد، ریسک اطلاعاتی آن شرکت پایین تر است. سهامداران و اعتبار دهندگان خواستار اطلاعات بیشتر و شفاف تری درباره عملکرد شرکت هستند. افشای کامل همراه با شفافیت گزارشگری مالی می تواند شرایط مطمئنی ایجاد می کند که اعتماد سرمایه گذاران را افزایش می دهد. شفافیت بر عملکرد شرکت ها تاثیر مثبتی دارد و می تواند از منافع سهامداران حفاظت کند . بالا رفتن اعتماد سهامداران و کاهش صرف ریسک ، بازده مورد انتظار را کاهش داده و ارزش شرکت را افزایش می دهد. به منظور فراهم کردن شواهدی تجربی در باره تاثیر شفافیت سود حسابداری بر هزینه سرمایه سهام عادی که بر اساس مدل فاما و فرنچ محاسبه شده، اطلاعات مالی 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1383 تا 1387 مورد مطالعه قرار گرفت . فرضیه تحقیق به دو روش آماری داده های مقطعی و ترکیبی آزمون شد. یافته های تحقیق نشان می دهد شرکت هایی که شفافیت سود بالاتری دارند هزینه سرمایه سهام عادی کمتری را تجربه می کنند.