استانداردهای حسابداری در راستای بالا بردن کیفیت اطلاعات حسابداری و ایفای نقش مطلوب اطلاعرسانی حسابداری تدوین میشوند. استفاده از استانداردها و ضوابط معتبر در تهیه و ارائه گزارشها، موجب افزایش کیفیت گزارشهای مالی و در نتیجه سودمندی اطلاعات حسابداری برای استفاده کنندگان میگردد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر همگرایی استاندارد تلفیق ایران با استاندارد بینالمللی، بر سودمندی اطلاعات تلفیقی است. جامعة آماری تحقیق، کل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در سالهای 1381 تا 1389 عضو بورس اوراق بهادار تهران بوده و صورت های مالی تلفیقی تهیه و ارائه نمودهاند. الگوهای رگرسیونی چند متغیره خطی تحقیق، بر اساس الگوی ارزشیابی و الگوی بازدهی تدوین و فرضیه تحقیق با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته مورد آزمون قرار گرفت. با توجه به تجدیدنظر استاندارد تلفیق در سال 84، الگوهای مذکور در دوره قبل و بعد از سال 84 به طور جداگانه برازش و نتایج برازش آنها با هم مقایسه گردید. نتایج حاصل از آزمون الگوها حاکی از آن است که همگرایی استاندارد تلفیق ایران با استاندارد بینالمللی، بر سودمندی اطلاعات تلفیقی تأثیر دارد.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی بر رابطه بین ارزش دفتری هر سهم و سود هر سهم (به صورت مشترک) با ارزش شرکت، در بورس اوراق بهادار تهران، است.. نمونه آماری شامل 119شرکت طی دوره زمانی 1390تا 1396می باشد. این پژوهش توصیفی - همبستگی است و از نظر نوع پژوهش کاربردی تلقی می شود. آزمون فرضیات با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره و روش داده های ترکیبی اجرا گردید. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت حسابرسی، ارتباط مثبت بین سود هر سهم و ارزش دفتری هر سهم (به صورت مشترک) با ارزش شرکت را تقویت می کند.
روایتگری سازمانی سال هاست که در علم مدیریت بارها مورد بحث قرار گرفته، و از مزایای به کارگیری آن در سازمان فراوان گفته شده است، ولی متأسفانه در پژوهش های داخلی فقط یک تحقیق در این زمینه شایان توجه بوده است. با توجه به خلأ نظری یادشده، بر آن شدیم شیوة بهره گیری از مهم ترین موضوع های مطرح در مدیریت، یعنی فرهنگ، اخلاق و معنویت را از روایتگری سازمانی، شرح دهیم. در این پژوهش قدرت بهره گیری از روایتگری توسط رهبران و در نتیجه انتقال آن ها به فرهنگ سازمانی طوری است که اعضای سازمان ارتباط با یک جامعة بزرگتر و هدف عالی تر را احساس کنند. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی و کاربردی است. دو فرضیة پژوهش تأثیر روایتگری در ایجاد فرهنگ اخلاق مدار و معنوی است و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است، روایی محتوا و پایایی با محاسبة آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعة پژوهش کارکنان صنعت برق است و تعداد نمونه 131 نفر برآورد شد. تحلیل اطلاعات به وسیلة نرم افزارهای SPSS و لیزرل انجام گرفت و برای آزمودن فرضیه ها از آزمون تی یک طرفه و بر اساس آن فرضیه های پژوهش به میزان 95 درصد تأیید شد. امید است پژوهش یادشده با منابع غنی به کارگرفته شده در آن، فتح بابی بر تحقیقات آتی مبحث مغفول ماندة روایتگری سازمانی باشد.
پیوستن شهرها به مجموعه شهرهای پایدار، از اساسی ترین فعالیت هایی است که در صدر اهداف کلان شهرداری های جهان قرار دارد. یکی از ابزارهای تحقق توسعه پایدار شهری، سیستم مدیریت ایمنی و بحران شهری است. سیستم مدیریت ایمنی، جز جدایی ناپذیر مدیریت سازمان ها بویژه شهرداری ها و دخیل در تمام برنامه ریزی ها، سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها است. این سیستم منسجم ضمن حفاظت از محیط زیست باعث جلوگیری از تاثیرات منفی فعالیت های خدمات شهری روی شهروندان و محیط شهری می شود. بخشی از منافع حاصل از پیاده سازی سیستم مدیریت ایمنی و بحران شهری در شهرداری ها شامل موارد: شناسایی، کنترل و کاهش آلاینده های ورودی به هوای مناطق شهری، شناسایی، کنترل و کاهش آلاینده های صوتی و کنترل و کاهش آلودگی و فرسایش خاک، کاهش تولید و تصفیه فاضلاب، کاهش و مدیریت مواد زائد جامع در مناطق تحت پوشش، صیانت از شهروندان و نیروی کار شاغل در شهرداری، پیشگیری و کاهش حوادث ناشی از فعالیت های شهرداری و پیمانکاران تحت پوشش و ایجاد بستری مناسب جهت توسعه پایدار می گردد.
یکی از مباحث مهم در سیستم های حمل ونقل و لجستیکی مسأله مسیریابی وسایل نقلیه می باشد. از طرفی در سال های اخیر به علت افزایش نگرانی های زیست محیطی، مسائل اقتصادی و فشارهای قانونی، توجه خاصی به لجستیک سبز و لجستیک معکوس شده است. در این راستا ما در این تحقیق مسأله مسیریابی وسایل نقلیه را با هدف بهینه سازی مصرف سوخت در امر جمع آوری کالاها در لجستیک معکوس بررسی می نماییم به طوری که جمع آوری کالاها از مشتریان به طور تقسیم پذیر ممکن است. برای این مسأله یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته پیشنهاد گردیده است. همچنین به منظور اعتبارسنجی مدل ارائه شده تعدادی مثال نمونه تولید گردیده و با نرم افزار GAMS حل شده است.
ارزیابی اثربخش عملکرد منابع انسانی موضوعی است که فکر بسیاری از مدیران را به خود جلب کرده است . اغلب آنان به دنبال رویکرد یا راهکار عملی هستند از طریق آن بتوانند عملکرد کارکنان خود را بهبود بخشیده و زمینه های رشد و تعالی را فراهم ساخته و بر مزیتهای رقابتی خود بیفزایند . اثربخشی ارزیابی عملکرد به عواملی از قبیل دانش و شناخت مدیران نسبت به روشها و الگوهای ارزیابی عملکرد ، حمایت همه جانبه آنان از برنامه های ارزیابی عملکرد ، مشارکت دادن کارکنان در برنامه های ارزیابی ، بررسی عینی و منصفانه عملکرد کارکنان ،تدوین عملی برای ایجاد زمینه های بهبود عملکرد و زدودن عوامل استرس زا در ارزیابی بستگی دارد ...
توجه به فناوری اطلاعات در دهه آخر قرن بیستم را مبتنی بر توسعه عملی زمینههای فناوری در آزمایشگاههای پژوهشی و تا حدودی دانشگاههای توسعهیافته دانستهاند، در حالی که در آغاز هزاره جدید، فناوری اطلاعات به نحوی گسترده راهکارهای عملی خود را در زمینههای زندگی اجتماعی مانند دولت الکترونیکی، سلامت و بهداشت الکترونیکی، و آموزش الکترونیکی جستجو کرده و این امر به مرور ساختار حاکمیتی دولتها را تحت تأثیر قرار میدهد. دسترسی به اطلاعات مراقبتهای پزشکی نیز، یک حق ابتدایی و اساسی عامه مردم است .فراهمآوری امکانات و منابع انسانی کافی به همراه تجهیزات مناسب الکترونیکی در همه جا و بویژه نقاط دور دست و محروم،کاری دشوار و پرهزینه میباشد. با بهرهجویی از فناوری مخابراتی و اطلاعاتی، افراد جامعه قادر خواهند بود از دسترسی یکسان به خدمات بهداشتی و پزشکی الکترونیکی به منظور حفظ سلامت خویش بهرهمند شوند و فرایند مراقبتهای بهداشتی و درمانی خود را به نحو مناسبتری اداره کنند. کاربرد اساسی دیگر این روند، کمک به پیشگیری و کنترل بیماریهای واگیردار، راهنمایی منابع انسانی متخصص در درمان، و تسریع در فرایند ارائه خدمات بهداشتی و پزشکی است (المدرسی، 1382). بر این مبنا، بهرهجویی از ساختار دولت الکترونیکی نیاز به برنامههای دقیق در حوزه نرمافزاری مانند تجارت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، و پزشکی الکترونیکی دارد. در این مقاله، به دیدگاه جهانی در خصوص پزشکی الکترونیکی پرداخته شده و سپس برنامههای مقدماتی این حوزه در کشور مورد بررسی قرار گرفته است.
کارآفرینی به عنوان یکی از مهمترین پایه های توسعه ی پایدار جوامع می باشد، به گونه ای که در دهه های اخیر به یکی از راهبردهای توسعه ی ملی کشورها مبدل شده است. در کشور ما نیز سیاست گذاران به اهمیت این فرآیند پی برده و درصدد ایجاد بسترهای مناسب شکل گیری برای آن هستند. از جمله بسترهای اصلی این مهم، توجه به زمینه های فرهنگی و اجتماعی خاص آن می باشد. سرمایه گذاری در این زمینه ها علاوه بر اثرات مثبت، نتایج بلند مدت و ماندگاری به همراه دارد. هدف این پژوهش بررسی نقش زمینه های اجتماعی بر گرایش کارآفرینانه در میان مدیران کسب و کارهای کوچک صورت پذیرفته است.
در این پژوهشِ کاربردی که به شیوه توصیفی - پیمایشی اجرا شده است، تلاش شده تا به کمک ابزار محقق ساخته، اطلاعات مرتبط با این زمینه ها، از آراء و نظرات مدیران کسب و کارهای کوچک شهرک های صنعتی تهران جمع آوری گردد. در نهایت این داده های به کمک تکنیک های ضریب رگرسیون و تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل علاوه بر تأیید ارتباط «تجربه گرایی» و «جبرگرایی» با «گرایش کارآفرینانه» افراد، میزان آن را در جامعه آماری قوی ارزیابی نموده است. همچنین میزان ارتباط بین «آموزش» و «گرایش کارآفرینانه» افراد ضعیف قلمداد شد که این نتایج ناشی از ضعف در نوع آموزش های افراد (عدم توجه به آموزش منجر به ریسک پذیری)، می باشد. در نهایت نیز راهکارهای لازم در خصوص بهره گیری از این زیرساخت های اجتماعی در توسعه و ارتقاء «گرایش کارآفرینانه» افراد ارائه شده است.