به طور سنتی سازمان ها از رویکرد استراتژی رقابتی در تدوین راهبردهای خود استفاده می کنند. درصورتیکه، در فضای کسب وکار امروز که در آن سازمان ها تعامل بیشتری با یکدیگر داشته و بر یکدیگر اثر می گذارند، مدیریت استراتژیک نیازمند طرز فکری جدید و دیدگاهی تعاملی به منظور جایگزین نمودن رویکرد رقابتی-مشارکتی با رویکرد رقابتی است. این دیدگاه جدید در مفهوم «اکوسیستم کسب وکار» تجلی می یابد. اکوسیستم کسب وکار شبکه ای از بازیگران مختلفی است که موفقیت و بقای آن ها به یکدیگر وابسته است. مطابق این مفهوم، سازمان های امروزی نه به صورت بازیگران مجزا، بلکه باید به صورت جزئی از یک اکوسیستم درنظر گرفته شوند. این سازمان ها درون شبکه ای متشکل از بازیگران مختلف به فعالیت می پردازند، لذا استراتژی آنها باید هم براساس محیط درون و برون سازمان(استراتژی سطح سازمان) و هم براساس تعامل با سایر بازیگران (استراتژی سطح اکوسیستم کسب وکار) تدوین شود. این تحقیق با تمرکز بر تعامل سازمان ها با یکدیگر، به تبیین اهداف استراتژیک صنعت بانکداری ایران در سطح اکوسیستم کسب وکار پرداخته است. روش تحقیق این پژوهش ترکیبی(کیفی-کمی) و جامعه آماری آن صنعت بانکداری است. در فاز کیفی، با 30 خبره نظام بانکی ایران، مصاحبه های عمیق با سوالات باز انجام شده که پس از تلخیص و طبقه بندی داده ها با کمک روش داده بنیاد، اهداف استراتژیک سطح اکوسیستم کسب وکار صنعت بانکداری شناسایی شده است. در فاز کمی، این اهداف از طریق پرسشنامه توسط 100 خبره نظام بانکی مورد تأیید قرار گرفته است. از نتایج مهم این تحقیق می توان به شناسایی و تبیین پنج هدف استراتژیک در سطح اکوسیستم کسب وکار صنعت بانکداری کشور نام برد که جزو نوآوری این تحقیق نیز به شمار می آید.
برداشته شدن تحریم ها و زمزمه های ورود برند های معتبر به کشور، برند ها و تولید کنندگان ایرانی را نگران کرده و برخی از آنها را بر آن داشته که برنامه ریزی و استراتژی هایی را مختص شرایط پساتحریم اتخاذ کنند. تولید کنندگانی که در چند سال گذشته برای بقا در بازار دست و پا می زدند، حال باید وارد فضای رقابتی جدید شوند تا بتوانند در رقابت با برند های خارجی حرفی برای گفتن داشته باشند و از سهم بازار خود دفاع کنند. از طرفی برداشتن تحریم ها شرایط صادرات برند های ایرانی را به کشورهای دیگر تسهیل کرده است و اگر در ذهن مدیران ایرانی رویای صادرات محصول به کشورهای دیگر نقش بسته است، قطعا باید استراتژی و برنامه ریزی های هدفمندی را اتخاذ کنند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژیهای بازاریابی در دوران پساتحریم صورت گرفته است.
شناسایی شرایط نهادی و ساختاری جامعه و تاثیرآنها براقتصاد و متغیرهای اقتصادی در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از اقتصاددانان قرار گرفته است که می توان از میان آنها به رونالد کوز، داگلاس نورث و الیور ویلیامسون اشاره کرد. در این مقاله پس از ذکر تئوری های مختلف در زمینه دلایل تغییرات نرخ ارز و مدل های مورد استفاده برای توضیح دهندگی این تغییرات، به بررسی تاریخی تحولات ارزی و شناسایی مهمترین ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران پرداخته شده است تا با تطبیق این دو در دوره مذکور به تحلیل نقش ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر تغییرات نرخ ارز اشاره شود. نتایج این تحلیل نشان داد که ساختارها به طرق مختلف بر تغییرات نرخ ارز تاثیرگذار بوده اند. نتایج به دست آمده از تحلیل و مرور تاریخی پس از استفاده از روش Focus Group، در قالب پرسشنامه در اختیار صاحبنظران مسائل اقتصادی، اساتید دانشگاه و مسئولان اقتصادی کشور قرار گرفت تا فرضیه های تحقیق که به صورت تحلیلی بررسی شد، مورد آزمون نیز واقع شود. آزمون ضرایب تاو کندال c،b،گاما و اسپیرمن، تائید سه فرضیه تحقیق یا وجود رابطه معنی داری بین ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و تغییرات نرخ ارز را دربرداشت. تحقیق حاضر با جمع بندی، توصیه های سیاستی و ملاحظات پایانی خاتمه یافته است.
مصورسازی اطلاعات روشی رایانهای برای نمایش «داده» است، که عبارت است از پردازش اطلاعات تبدیل شده به قالب دیداری که کاربر را قادر میسازد تا اطلاعات را مشاهده، مرور، دریافت و درک نماید. مصورسازی اطلاعات، یک حوزه پژوهشی نوین میباشد که بر استفاده از فنون مصورسازی جهت کمک به افراد، برای درک و تحلیل دادهها تمرکز یافته است. مبانی مصورسازی شامل طراحی رابطکاربر، گرافیک رایانهای، تعامل میان انسان و رایانه، نظریههای شناختی و طراحی هنری میشود. بر اساس طبقهبندی اشنایدرمن، مصورسازی اطلاعات شامل: دادههای یکبعدی، دوبعدی، سهبعدی، چندبعدی، زمانی، سلسلهمراتبی و شبکهای است.
این فصلنامه درشماره های قبلی به بازارلوازم پوشاک ولوازم آرایشی درایران پرداخت وبسیاری ازسایتهای خبری درایران، فرانسه، چین، وخاورمیانه براساس این مطالب، اخبار متنوعی رادرسایت خود درج کردند.درایران سایتهای تابناک،آفتاب،خبر-گذاری مهر،خبر گذاری موج، ایسنا، و...اخبار گوناگونی رادراین باره نقل کردند و دراین شماره، اندازه ی بازار لوازم خانگی ایران بررسی شده است. روند رشد اندازه ی این بازار معرفی شده است، همچنین برای تولید کننده های کوچک وبزرگ ایرانی، فروشگاه داران،توصیه های فراوانی داردکه دراین بازار چگونه عمل کنند تا سهم بیشتری رانصیب خود سازند.
قدرت این مقاله در بررسی رفتار مصرف کننده ی ایرانی و پیش-بینی اندازه ی بازار، و همچنین نقش بازیگران اصلی و مار کهای ایرانی و خارجی است.
در سال های اخیر، موضوع راهبری شرکتی به عنوان یکی از مباحث مهم، مورد توجه قرار گرفته است. امروزه نتایج عملکرد شرکت ها منافع گروه کثیری از آحاد جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. برای بررسی رابطه میان شاخص های راهبری شرکتی و معیارهای ارزیابی عملکرد پژوهش هایی در ایران انجام شده است. اما همچنان نتیجه واحدی در این مورد حاصل نشده است. به نظر می رسد که سطح ارزش آفرینی یک شرکت به لحاظ اعتبار و ارزشی که برای شرکت فراهم می آورد، می تواند به عنوان یک عامل مؤثر در ارتباط میان راهبری شرکتی و عملکرد، رفتار نماید. لذا در این پژوهش علاوه بر بررسی ارتباط میان شاخص های راهبری شرکتی و عملکرد شرکت های نمونه، از میان این شرکت ها، شرکت های ارزش آفرین با توجه به معیار ارزش افزوده بازار انتخاب شده و فرضیات پژوهش در این نمونه شرکت ها نیز مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج حاصل به صورت مقایسه ای ارائه شده است. این فرضیه ضمنی وجود دارد که نتایج حاصل از شرکت های ارزش آفرین مشابهت بیشتری با نتایج حاصل در کشورهای توسعه یافته داشته باشد و یکی از دلایل تفاوت نتایج پژوهش های مختلف وجود نمونه های متفاوت از نظر ارزش آفرینی شرکت ها باشد. برای ارزیابی عملکرد در این پژوهش از بازده دارایی ها استفاده شده است. شاخص های راهبری شرکتی شامل، ساختار هیئت مدیره، سهامداران نهادی و تمرکز مالکیت است. نتایج حاصل شده در نمونه شرکت های ارزش آفرین غالبأ مطابق با تئوری های مطرح است، اما در نمونه ی دیگر شرکت ها نتایج متفاوتی مشاهده شده است، بنابراین می توان نتیجه گرفت، که ارزش آفرینی شرکت ها یکی از عوامل مؤثر در تعیین نوع ارتباط معیارهای ارزیابی عملکرد و شاخص های راهبری شرکتی می باشد
قواعد بازاریابی میتواند گاهی اوقات پیچیده و گیجکننده باشد. به عنوان یک کهنه سرباز بازاریابی، بازاریابان بیشماری را دیدم که در زمینه های مختلف بازاریابی تأثیر اندکی در نتایج بازاریابی داشته اند. بر اساس تجاربم چهار عنصر حیاتی برای داشتن یک بازاریابی موفق لازم است. به عنوان یک بازاریاب وظیفه ما است که بخشهای بازار را بشناسیم نه آنکه مشتری را پشت درهای بسته ی فروشگاه رها کنیم. انرژی خود را بیشتر صرف ایجاد روابط با مشتری کنید