هدف این مقاله بررسی چگونگی رابطه دو معیار اساسی «فضیلت» و «صلاحیت» در مدیریت اسلامی است. بررسی ها نشان می دهند که از منظر صاحب نظران مدیریت در غرب، فضیلت ها و شایستگی های فنی و تخصصی یکسان دانسته شده اند و اصولاً در پارادایم مدیریت غربی، میان این دو معیار در بیشتر موارد تفاوتی قائل نشده اند (مک کولی و لاوتن، 2006). در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته و با توجه به این واقعیت که تعریف فضایل تا حدودی از دیدگاه اسلام متفاوت با نگاه غالب در دنیای غرب است، به این پرسش پاسخ داده شود که آیا در مدیریت اسلامی که ارزش های بنیادی آن تا حدودی متفاوت از ارزش های مدیریت غربی است، فضیلت ها با صلاحیت های فنی و شایستگی های تخصصی یکسان است، یا تفاوتی معنا دار دارد. جامعه آماری این پژوهش بدین شرح است: گروهی از اعضای هیئت علمی و دانشجویان مقطع دکترای رشته مدیریت در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و علامه طباطبایی که با مبانی مدیریت اسلامی آشنا هستند و شماری از فضلای حوزه علمیه که نوعاً در زمینه مدیریت اسلامی صاحب نظر محسوب می شوند. یافته های پژوهش پس از تجزیه و تحلیل آماری داده ها نشان می دهد که پاسخگویان در اغلب موارد ضمن تفاوت قائل شدن میان فضایل و صلاحیت ها، این دو دسته ملاک را از منظر مدیریت اسلامی الزاماً یکسان ندانسته و برخلاف دیدگاه رایج در دنیای غرب و به تبع آن در پارادایم مدیریت غربی، فضیلت ها و صلاحیت ها را دو معیار نسبتاً مجزّا و تا حدودی متفاوت از هم می دانند.
تحول درسیستم حسابداری و گزارشگری مالی مؤسسات بخش عمومی مستلزم حصول اطمینان از فراهم بودن شرایط لازم برای به کارگیری دو عامل کلیدی شامل مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار اندازه گیری جریان منابع اقتصادی در این سیستم می باشد[3]. به همین دلیل تحقیق حاضر، امکان سنجی استقرار سیستم حسابداری بر مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار جریان منابع اقتصادی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی را در دستور کار قرارداده است. به بیان دیگر، این تحقیق در پی آن است که وجود یا عدم وجود شرایط لازم و کافی برای بکارگیری مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار جریان منابع اقتصادی در حسابداری و گزارشگری مالی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی اطمینان حاصل نماید. یافته های تحقیق نشان دهنده این واقعیت است که در حال حاضر شرایط لازم و کافی برای بکارگیری مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار جریان منابع اقتصادی برای ایجاد تحول در حسابداری نهادهای مذکور وجود دارد.
هدف پژوهش حاضر، شناخت رابطه ی فرهنگ سازمانی با توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی خوزستان است. در این پژوهش، پنج ویژگی فرهنگ سازمانی، شامل: نوآوری، هویت سازمانی، حمایت مدیریت، سیستم پاداش برگرفته شده از الگوی رابینز (1997) و تمرکز بر نتیجه ها از الگوی فرهنگ سازمانی اوریلی و همکارانش (1991) مورد استفاده قرار گرفت. برای سنجش توانمندسازی کارکنان نیز، از ابعاد ارایه شده توسط وتن و کمرون (1381) استفاده شد. این پژوهش، از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری در این پژوهش حدود 800 نفر و حجم نمونه 204 نفر بوده است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه و به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss v.17 استفاده شد. یافته های تحلیل همبستگی و رگرسیون، نشان می دهد که بین فرهنگ سازمانی و توانمندسازی کارکنان در سازمان تأمین اجتماعی خوزستان رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. از مؤلفه های فرهنگ سازمانی، نوآوری و تمرکز بر نتیجه توانایی پیش بینی ابعاد توانمندسازی کارکنان را داشته اند
حجم وسیع اطلاعات بر روی شبکه وب باعث میگردد تا پاسخدهی به کاوشهای ارسالی از سوی کاربرن، بدون دسترسی به تمام متون و فقط با استفاده از فایلهای نمایه صورت گیرد. بدین منظور، در سطح شبکه از روشهای مختلف نمایهسازی استفاده میگردد. روش نمایهء انتهای کتاب، استفاده از ابردادهها، شاخههای موضوعی و ساختار متمرکز و پراکنده در فنآوری موتورهای کاوش از روشهای دیگر میباشد. بسیاری از موتورهای کاوش از یک ساختار متمرکز خزنده-نمایهساز، سود میجونید. خزندهها برنامههای نرمافزاری هستند که عمل پیمایش وب را انجام داده و صفحات جدید و یا به روز در آمده را به سرویسدهندهای که قرار است این صفحات در آنجا نمایه شوند، میفرستند. در ساختار پراکنده که بسیار موءثرتر از نوع متمرکز است، مشکلات ناشی از استفاده از ساختار متمرکز چون: 1) دریافت درخواست صفحات، توسط خزندههای متفاوت موتورهای کاوش، از سرویسدهندگان وب؛ 2) افزایش ترافیک در وب به علت استخراج تمام اشیا و اجزا صفحات وب و نادیده گرفتن اکثر آنها هنگام نمایهسازی؛ 3) جمعآوری اطلاعات بدون همکاری و آگاهی سایر خزندهها و موتورهای کاوش، مورد توجه قرار گرفته و مرتفع شده است.
از دیدگاه سرمایه گذاران،تجدید ارائه صورت های مالی، نمایانگر کاهش کیفیت گزارشگری مالی شرکت و کاهش کیفیت حسابرسی نیز می باشد.استدلال محقق بر تغییر حسابرسان مستقل پس از تجدید ارائه صورت های مالی شرکت در جهت مقابله با واکنش بازار سهام و بازگرداندن اعتماد سرمایه گذاران شرکت می باشد. تحقیق حاضر با هدف پاسخگویی به این سوال انجام یافته است: آیا تجدید ارائه صورت های مالی می توانند باعث تغییر حسابرسان مستقل گردند؟ با استفاده از شرکت-های پذیرفته شده در بورس طی سال های 1382 تا 1391 و نمونه گیری به روش حذفی اقدام به آزمون فرضیه های با رگرسیون لجستیک تحقیق گردید. نتایج تحقیق نشان داد بین تجدید ارائه صورت های مالی با تغییر حسابرسان هیچ رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، مطابق یافته های پژوهش، بین بااهمیت بودن تجدید ارائه صورت های مالی با تغییر حسابرسان مستقل رابطه معنادار یافت شد. مطابق نتایج یافته ها هرچه کیفیت حاکمیت شرکتی بالا باشد، تغییر حسابرس مستقل در شرکت های برخوردار از تجدید ارائه صورت های مالی رابطه معنادار وجود داشته باشد نتایج یافته-ها نشان داد بازده منفی سهام پیرامون تاریخ تجدید ارائه براساس بااهمیت یا کم اهمیت بودن تجدید ارائه بیشتر است.
این تحقیق در راستای آزمون روایی مصوبه مورخ 16/4/1376 شورای بورس اوراق بهادار تهران مبنی بر افزایش سرمایه نقدی شرکت های پذیرفته شده در بورس حداکثر تا حد شاخص قیمت خرده فروشی سال گذشته اعلام شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می باشد. این تحقیق نتیجه افزایش سرمایه مازاد بر آن را که منوط به موفقت هیأت پذیرش اوراق بهادار خواهد بود، تحت بررسی قرار داده و نشان می دهد اولاً سقفی که بورس به عنوان حداکثر میزان افزایش سرمایه مازاد بر آن را که منوط به موافقت هیأت پذیرش اوراق بهادار خواهد بود، تحت بررسی قرار داده و نشان می دهد اولاً سقفی که بورس به عنوان حداکثر میزان افزایش سرمایه (با اختیار سهامداران شرکت) مشخص نموده بدرستی کارشناسی نشده و ثانیاًعلت اینکه شرکت ها اقدام به افزایش سرمایه نقدی می کنند عدم تنوع بازار سرمایه و روش های تأمین مالی در ایران می باشد.
در عصر حاضر روند تغییرات و تنوع ابزار مورد استفاده در جریان زندگی ، هر روز بیشتر میشود . سرعت تغییرات و دگرگونی به حدی است ، که هیچ یک از افراد بشر حتی در یک قرن گذشته پیش بینی چنین تغییراتی را نمیکرد . رقابت جهانی و تجارت رو به رشد جهانی در شرق و غرب ، در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه ، فضایی به شدت ناپایدار برای تمام کسب و کارها ایجاد نموده است . رهبری سنتی در هزاره سوم ادامه حیات نخواهد یافت . اغلب اقدامات تغییر در عمل شکست خوردهاند . تغییر استراتژیها ، ساختارها و سیستمها کافی نیست . باید تفکری که این استراتژیها و ساختارها را ایجاد میکند ، تغییر داد...
در این مقاله تلاش شده است که با رویکرد روش شناختی ـ سیستمی میزان اهمیت، مفید بودن و جامع بودن مفهوم ظرفیت محیط جهت سنجش ماهیت محیط بنگاههای ایران بررسی شود. از طریق بررسیها به شیوه بازنگری متون، مصاحبه با خبرگان مفهوم ظرفیت محیط مورد بازآفرینی قرار گرفته است و براساس رویکرد ذهنی، ابعادی بر آن افزوده شده است؛ همچنین اولویت و اهمیت متغیرهای آن تعیین شده است.