فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۱۲۱ تا ۹٬۱۴۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
تدوین راهبرد توسعه صنعت گردشگری منطقه آزاد قشم با استفاده از مدل سوات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکنون صنعت گردشگری، به عنوان گسترده ترین صنعت خدماتی جهان، از منابع مهم رونق اقتصادی ( اشتغال زایی، کسب درآمدهای ارزی، کاهش فقر و غیره) و افزایش تبادل و تعامل اجتماعی محسوب می شود. از این رو، مناطقی که از ظرفیت های گردشگری برخوردار هستند، باید راهبرد های مناسبی انتخاب کنند تا از مزایا و فواید اقتصادی و اجتماعی - فرهنگی صنعت مذکور برخوردار شوند. جزیره قشم با مساحت تقریبی 1491 کیلومتر مربع در شمال تنگه استراتژیک هرمز قرار دارد و با سه جزیره هرمز، هنگام و لارک، شهرستان قشم را در استان هرمزگان تشکیل می دهد. برای تدوین راهبرد گردشگری در جزیره قشم، از چهارچوب جامع تدوین راهبرد استفاده شده است. در مرحله شروع، بیانیه مأموریت گردشگری این منطقه تعیین گردید. سپس در مرحله ورودی، ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE) تدوین شد. آنگاه با توجه به اطلاعات جمع آوری شده، در مرحله تطبیق و مقایسه، دو ماتریس سوات و ماتریس داخلی و خارجی IE)) تشکیل گردید. در نهایت، در مرحله تصمیم گیری با استفاده از ماتریس برنامه ریزی راهبردی (QSPM)، میزان جذابیت راهبرد های تعیین شده، مورد ارزیابی قرارگرفت و بهترین راهبرد برای توسعه صنعت گردشگری منطقه آزاد قشم انتخاب شد. راهبرد مذکور، گسترش طبیعت گردی و گردشگری درمانی در جزیره قشم است.
تاثیر روابط میان فرهنگی بر شیوه زمامداری از دیدگاه حضرت علی علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مطالعه دقیق سخنان حضرت علی(ع)، ابتدا نظام فکری و فرهنگی امام علی(ع) را به سه بخش« الف) از بین بردن تعصبات قومی قبیله ای و برقراری مساوات ب) از بین بردن فساد اقتصادی و فاصله طبقاتی ج) مبارزه با ظلم و ستم و رعایت حقوق مردم» تقسیم کرده و بعد از آن، دیدگاه حضرت علی(ع) را بر روابط میان فرهنگی مورد بررسی قرار داده و در پایان تأثیر روابط بین خرده فرهنگها بر نوع رفتار زمامداران و کارگزازان حکومت اسلامی را در سه بخش «الف) روابط میان اقشار مختلف جامعه ب) روابط میان اقلیت های مذهبی ج) روابط میان قبائل و نژادهای مختلف»، بررسی کرده است. این پژوهش با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای که منبع اصلی آن کتاب نهج البلاغه است با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی این مطالب پرداخته است. نتایج نشان می دهد که حضرت علی(ع) در راه تباین و توافق میان فرهنگهای مختلف، فرهنگهای نادرست را با دلیل و منطقی روشن رد، و فرهنگ و آداب و رسوم صحیح را تأیید، و مطابق با آن رفتار می کرده است.
رابطه جو توانمندسازى با ادراک توانمندى کارکنان در بیمارستانهاى آموزشى کرمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
پایداری و تداوم فعالیت بیمارستان ها بیش از پیش در گروی ایجاد مزَیت رقابتی نسبی می باشد که برای دستیابی به آن در مقایسه با رقیبان باید بتوان خدمات بهتری را ارائه کرد. امروزه عامل اصلی ایجاد ثروت و ارزش افزوده در بیمارستان ها را کارکنان صاحب دانش و یا به عبارت دیگر سرمایه های فکری توانمند می دانند. توانمند سازی منابع انسانی از طریق ایجاد مجموعه ای از ظرفیت های مورد نیاز در آنان و درسایه ی جوَ توانمندسازی سازمان میسَر می شود. ارزیابی ادراک توانمندی کارکنان انعکاس دهنده جوَ توانمند سازی سازمان است. در این پژوهش با مطالعه ی رابطه ی جوَ توانمندسازی با ادراک توانمندی کارکنان در بیمارستان های آموزشی کرمان به بررسی همبستگی مؤلفه های هر یک از متغیَرهای فوق در جامعه مورد مطالعه می پردازیم.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ی توصیفى از نوع همبستگى ست که در سال 1386 انجام شده است. جامعه پژوهش را کارکنان بیمارستان هاى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى کرمان تشکیل می دهند. سیصدوهشتادوشش نفر از کارکنان جامعه ی آمارى به روش نمونه گیرى دو مرحله اى شامل نمونه گیری تصادفى و طبقه اى مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآورى داده ها، پرسشنامه اى با طیف درجه بندی لیکرت ؛ مشتمل بر سه بخش: اطلاعات جمعیت شناختى و جوَ توانمندسازى که بر اساس پرسشنامه معتبر اسکات و ژاف بود. این متغیَر دارای مؤلفه های هشتگانه می باشد. متغیَر ادراک توانمندى کارکنان که بر اساس پرسشنامه ی معتبر وتن و کمرون مشتمل بر مؤلفه های پنجگانه مى باشد. داده ها به روش خود پاسخگویى از نمونه هاى پژوهش اخذ و بعد از ورود به نرم افزار آمارى SPSS ، با استفاده از شاخص هاى آمار توصیفى، آزمون t یک نمونه اى، آزمون همبستگى پیرسون، t مستقل، و تحلیل واریانس یک طرفه مورد تحلیل قرار گرفت. معیار قضاوت براى مطلوب بودن میانگین متغیَرها، کسب حداقل 70درصد مقیاس پنجگانه با طیف درجه بندی لیکرت یعنی50/3 تعیین شد. یافته ها: در زمینه ی ""جوَ توانمندسازى حاکم بر بیمارستان هاى آموزشى مورد مطالعه""، یافته ها نشانگر آن است که میانگین تمامى مؤلفه ها از وضعیت مطلوبى برخوردار نبودند. بالاترین میانگین ها به ترتیب مربوط به روشنى و وضوح اهداف 2 /97 و کار تیمى 2 /77 و کمترین آن مربوط به ارتباطات با میانگین 2 /10 بود. در زمینه ی ""ادراک توانمندى کارکنان"" یافته ها نشان داد که على رغم میانگین نسبتاً بالای مؤلفه های خوداثربخشی؛ و معناداربودن میانگین مؤلفه های خودسامانى، تأثیرگذارى، اعتماد به دیگران در سطح مطلوبی قرار نداشته و درکل، متغیَر ادراک توانمندى از وضعیت مطلوبى برخوردار نبود. در این پژوهش فرضیه معنى دار بودن رابطه جو توانمندسازى و ادراک توانمندى کارکنان با احتمال 99درصد؛ و ضریب همبستگى 723/0 در سطح معنى دارى 0001/0 تأیید شد. به علاوه هر یک از متغیَرهاى هشتگانه نیز داراى ارتباط مستقیم و قوى (ضریب همبستگى بیش از 5/0) با ادراک توانمندى کارکنان بودند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج آمارى تحلیل همبستگى پیرسون نشان داد که بین متغیَر جوَ توانمندسازى و متغیَر ادراک توانمندى کارکنان بیمارستان های مورد مطالعه ارتباط مثبت ، قوى و معنى دارى وجود دارد. بیشترین ضرایب همبستگى مربوط به مؤلفه های روحیَه ی کاری ، روشنى و وضوح اهداف بود. این ارتباط و همبستگی، به تفکیک در خصوص مؤلفه های هشتگانه ی جوَ توانمندسازى با ادراک توانمندی کارکنان نیز مشاهده می گردد. با توجه به ارتباط معنى دار بین جوَ توانمندسازى و ادراک توانمندى کارکنان و وجود همبستگی مستقیم و قوی ما بین آنها ،براى اجراى رویکرد توانمندسازى ،مدیران و مسئولین بیمارستان می توانند با اعمال مدیریت کارآمد و ایجاد شرایط مطلوب، جوَ توانمندسازى مناسبی را در بیمارستان هاى آموزشى فراهم کنند و از این طریق به نحو مؤثری بر شناخت ، احساس و ادراک توانمندی کارکنان تأثیربگذارند . "
تبیین الگوی ارتقاء مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ششم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۳
43 - 60
حوزههای تخصصی:
سازمان ها ضمن آن که به حفظ و بقای خود می اندیشند باید بتوانند فراتر از نگاه خودمدارانه، به علیت و اصلیت خویش که برگرفته از نقش و جایگاه اجتماعی آن ها است به پیامدها و آثار خویش بر جامعه بپردازند و حس تعهد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازها و خواسته های جامعه را با مدنظر قرار دادن اخلاق و ارزش های اخلاقی در قالب مدیریت و برنامه ریزی جامع و راهبردی خود داشته باشند. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است با رویکردی کیفی به جست وجوی راهکارهای ارتقاء مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان با تأکید بر کدهای اخلاقی بپردازد. روش فن دلفی کلاسیک تعدیل شده برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. گروه نمونه نیز با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. بر اساس یافته های پژوهش، اولویت های پیشنهادی متخصصان در خصوص داشتن یک سازمان با مسئولیت پذیری اجتماعی بالا شامل: افزایش سطح اعتماد سازمانی و سلامت روان شناختی کارکنان از طریق رهبری اخلاقی، ایجاد جوسازمانی حمایتگر، تشکیل کمیته اخلاقی به منظور صیانت از تعالی سازمانی، حمایت جدی مدیران ارشد از تدوین و اجرای کدهای اخلاقی به عنوان راهنمای اصول اخلاق حرفه ای و مسئولیت پذیری اجتماعی، اطلاع رسانی و آموزش کدهای اخلاقی از طریق یک سیستم اطلاعاتی، سنجش سطح ادراکات اخلاقی کارکنان قبل از استخدام، اجرای کدهای اخلاقی بدون اِعمال تبعیض و عدم ورود به حریم خصوصی و شخصی کارکنان و... بود.
پراکندگی مالکیت و نقدشوندگی سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پراکندگی مالکیت از عوامل مهم اثرگذار بر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام شرکت ها است. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام نیز از مهم ترین معیارهای نقدشوندگی سهام شرکت ها محسوب می شود. برخی از پژوهش های خارجی صورت گرفته بیانگر آن است که افزایش پراکندگی مالکیت سبب کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و درنتیجه افزایش نقدشوندگی سهام شرکت ها می شود. در ایران پژوهش های چندانی در مورد رابطه ی پراکندگی مالکیت و نقدشوندگی سهام صورت نگرفته است، بنابراین هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه ی درصد سهام بلوکی در دست سهامداران (معیاری از پراکندگی مالکیت) به عنوان متغیر مستقل و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به-عنوان متغیر وابسته، در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای این هدف، اطلاعات 7 ساله (81-87) صد و پنجاه و شش شرکت، مورد مطالعه قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چند متغیره با استفاده از داده های ترکیبی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش بیانگر آنست که بین پراکندگی مالکیت و نقدشوندگی سهام در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه ی معنا داری وجود ندارد.
تجزیه و تحلیل مقایسه ای ورشکستگی شرکت های مواد غذایی بر مبنای دو مدل افزایشی تحلیل پوششی داده ها (DEA-Additive) و تشخیصی تحلیل پوششی داده ها (DEA-DA)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورشکستگی، پدیده ای است که بسیاری از شرکت ها خصوصاً در عصر شدیداً رقابتی حاضر، با آن مواجه اند. از این رو، تجزیه و تحلیل و پیش بینی ورشکستگی، امری بسیاری حیاتی خصوصاً برای سرمایه گذاران است. بر این اساس، تحقیق حاضر با هدف معرفی دو روش مبتنی بر تحلیل پوششی داده ها (DEA) در تجزیه و تحلیل و پیش بینی ورشکستگی برای شرکت های مواد غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفت.
تحقیق حاضر، از نوع توصیفی کاربردی است و به منظور ارزیابی مدل های تحلیل ورشکستگی، 58 شرکت مواد غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد.
یافته های تحقیق نشان داد که دقت مدل تشخیصی تحلیل پوششی داده ها در پیش بینی شرکت های غیرورشکسته 92 درصد و در پیش بینی شرکت های ورشکسته 70 درصد بود؛ در حالی که دقت مدل افزایشی تحلیل پوششی داده ها در پیش بینی شرکت های غیرورشکسته 90 درصد و در پیش بینی شرکت های ورشکسته 70 درصد بود. بنابراین در مجموع در تحلیل ورشکستگی، مدل تشخیصی نسبت به مدل افزایشی دقت بیشتر و بر آن ارجحیت دارد.
تعیین درجه توسعه نیافتگی شهرستان های استان اصفهان با تکنیک تاکسونومی عددی
حوزههای تخصصی:
هر جامعهای در راه توسعه تلاش میکند، زیرا توسعه هدفی است که اکثر مردم آن را ضروری می دانند. پیشرفت اقتصادی تنها یکی از جنبه های توسعه است؛ به این مفهوم که توسعه صرفاً پدیده ای اقتصادی نیست. بسیاری از جوامع به منظور تقویت پایههای توسعه و رفع و تعدیل عدم تعادلها و انبوه مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیشان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامهریزی و شناسایی امکانات و منابع بالفعل و بالقوه شان هستند. این مقاله با به کارگیری روش تاکسونومی عددی، در گام اول به تعیین درجه توسعه یافتگی شهرستانهای استان اصفهان در سال 1385 با استفاده از 33 شاخص پرداخته ، سپس به مقایسه اجمالی آن با درجه توسعه یافتگی این شهرستانها در سال 1375 با استفاده از 18 شاخص مشترک می پردازد تا از این رهگذر به مشخص کردن میزان تغییر در درجه توسعه نیافتگی هر یک از شهرستانها دست یابیم و در ادامه با ارائه راهکارهایی به کاهش فاصله شهرستانهای استان کمک شود. نتایج، گویای آن است که شهرستانهای آران و بیدگل و اصفهان، توسعه یافتهترین و فریدونشهر توسعه نیافتهترین در سال 1385 شناسایی شدهاند، در حالی که در سال 1375 دو شهرستان کاشان و فریدونشهر به ترتیب برخوردارترین و غیر برخوردارترین شهرستانهای استان از لحاظ درجه توسعه یافتگی بودهاند.
واژه های کلیدی: شاخص توسعه، درجه توسعه نیافتگی، تاکسونومی عددی، استان اصفهان
تاثیرکیفیت اقلام تعهدی بر صرف ریسک سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، تاثیر کیفیت اقلام تعهدی بر صرف ریسک سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران بررسی شده است. بدین منظور و بر مبنای مدل سه عاملی فاما و فرنچ (1993)، از تفاوت میانگین بازده حاصل از استراتژی انتخاب شرکت های با کیفیت اقلام تعهدی بالا و شرکت های با کیفیت اقلام تعهدی پایین، در محدوده زمانی سال های 1376-1387 استفاده شده است. کیفیت اقلام تعهدی هر شرکت برمبنای مدل فرانسیس و همکاران (2005) محاسبه گردیده است. نتایج بررسی نشان می دهد که کیفیت اقلام تعهدی توانایی لازم برای تببین رفتار صرف ریسک سهام شرکت ها را ندارد. در ادامه مجددا با تشکیل جداگانه 25 ،50 و 64 پورتفوی ساختگی و انجام آزمون رگرسیون مقطعی دو مرحله ای بر مدل فاما و فرنچ، مجددا اثر کیفیت اقلام تعهدی بر صرف ریسک سهام شرکت ها آزمون شده است. نتایج انجام این آزمون نیز برای هر کدام از پورتفوی های ساختگی، دلالت بر عدم توانایی کیفیت اقلام تعهدی برای تببین رفتار صرف ریسک سهام شرکت ها دارد.
نظریه اقتصادی مستمری بازنشستگی
حوزههای تخصصی:
"مقاله ابتدا به ارزیابی نظام های پرداخت جاری کارکنان پرداخته، آن ها را به این علت که کسور پرداختی کسانی که کار می کنند باید با مستمری هایی که به هنگام بازنشستگی می گیرند برابر باشد در قبال تغییرات ادوار اقتصادی و نیز عوامل جمعیتی، معمولاً «بسیار حساس» توصیف می کند.همچنین بر پذیرش نظام های پرداخت جاری در بیش تر کشورها تصریح می شود؛ زیرا گروه های مختلف جمعیتی چنین می اندیشند که وجود این نظام ها، باعث کاهش فقر و محرومیت اجتماعی آن ها می شود و به علاوه در مواقع بحرانی صرفاً همین نظام ها، تا حدودی به فریاد نیازمندان می رسند. تأمین مالی نظام های پرداخت جاری نیز از طریق سازوکارهایی است که کسور پرداختی افراد شاغل را صرف پرداخت مستمری های بازنشستگان می کند.در بخش بعدی مقاله، نظریه اقتصادی مستمری بازنشستگی و استدلال های گوناگون مربوط به سازوکارهای پایه ای آن- در سه گرایش اصلی- خلاصه و تبیین شده است. در انتها، تأثیرات نظام های پرداخت جاری بر پس انداز خصوصی، سطح اشتغال و مبارزه با فقر بررسی می شود.
در این ضمن ارزش گذاریِ فوق العاده بر نقش تأمین اجتماعی در مبارزه با فقر، تصریح و تأکید می شود که به کار بستن و اجرای برنامه های تأمین اجتماعی، تأثیری مثبت بر حذف فقر دارد.
"
مدیریت بحران مالی
منبع:
حسابدار ۱۳۷۷ شماره ۱۲۷
حوزههای تخصصی:
شناخت حوادث 2011 خاورمیانه در قالب مبانی مفهومی-نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوادث اخیر در خاورمیانه و شمال آفریقا که از زمستان 1389 آغاز و ادامه دارد، منجربه سقوط سه دولت در تونس، مصر و لیبی و همچنین بی ثباتی در کشورهایی چون بحرین، یمن، سوریه، اردن، عربستان سعودی و کویت گردیده است. درپی این تحولات، مشخص شد نظریه ها و مفاهیم علم سیاست نتوانستند این حوادث را پیش بینی نمایند و نظریه پردازان درباره ماهیت، علل و پیامدهای آن دچار نوعی سردرگمی هستند. در این مقاله، تلاش می شود با استفاده از مفاهیم و نظریه های علوم سیاسی، شناخت مناسبی از این تحولات به دست داده شود.
طراحی مدل عملکرد بازار مبتنی بر قابلیتهای پویای بازاریابی با رویکرد چابکی عملیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مفاهیم هر سازمانی در هر اندازه و هر بخشی عملکرد بازار سازمان است. موفقیت سازمان در بازار در نتیجه عملکرد بازار سازمان است در واقع می توان گفت عملکرد بازار یکی از مشخصه های مهم نتایج سازمان است. قابلیت های پویا از ضرورت های حیاتی برای بهبود عملکرد سازمان ها در محیط های متلاطم شناسایی شده است. این مفهوم در سال های اخیر توجه بسیاری از محققان مدیریت را به خود جذب کرده است. چگونگی دستیابی به این نتیجه مهم برای سازمان ها امری حیاتی است ولی با این وجود تحقیقات اندکی در این راستا انجام شده است. در این مطالعه مدل بهبود عملکرد بازار سازمان مبتنی بر ترکیبی از قابلیت های پویای مؤثر نظیر شایستگی IT، هوشیاری کارآفرینانه، ظرفیت جذب، چابکی عملیاتی و بازارگرایی به منظور بهبود عمکرد بازار در صنعت الکترونیک ایران ارائه و آزمون شده است. این مدل بر اساس چهار حوزه ادبیاتی مدیریت، یعنی ادبیات مدیریت استراتژیک در ارتباط با قابلیت های پویا، ادبیات مرتبط با حوزه بازاریابی، کارآفرینی و ادبیات مرتبط با فناوری اطلاعات ایجاد شده است. نتایج به دست آمده از نمونه آماری، مدل بالا را تأیید می کند. بنابراین می توان چنین نتیجه گیری کرد که ترکیب ارائه شده از قابلیت های پویا به بهبود عملکرد بازار کمک می نماید.
نقدی بر تئوری اثباتی حسابداری
حوزههای تخصصی:
تئوریی که در سال های اخیر در ادبیات حسابداری مورد تأکید قرار گرفته، تئوری اثباتی حسابداری است. تئوریی که در پی کشف روابط بین پدیدههای مالی به منظور حداکثر کردن منافع و رفاه افراد ذینفع میباشد. این تئوری برای اولین بار توسط واتز و زیمرمن در سالهای 1978 و 1979 ارائه شد. آنان در تئوری اثباتی خود از مفهومی که ریشه در اثبات گرایی علم اقتصاد دارد(حداکثر کردن منافع و رفاه افراد) بهره بردهاند، از طرفی با توجه به اینکه حتی اقتصاددانان هم بر روی اقتصاد اثباتی توافق ندارند، انتقادات زیادی بهتئوری اثباتی حسابداری وارد آمده است(بولاند و گوردان، 1992). این انتقادات به مشکلات روش تحقیق، فلسفهی موضوعات علمی و بیشتر از همه به محدودیتهای مبنای اقتصاد تئوری اثباتی آنان مربوط می شود. در این مقاله انتقادهایی که به فلسفهی موضوعات علمی و محدودیتهای مبنای اقتصاد تئوری اثباتی آنان مربوط می شود بررسی خواهد شد. با بررسی مقالاتی که تئوری اثباتی را نقد کردهاند مشخص میشود که انتقاداتی که بر مبنای فلسفهی علم صورت گرفته چندان کارساز نبوده، ولی انتقاداتی که به محدودیتهای تجزیه و تحلیل مبنای تعادلی اقتصاد تأکید می کنند، انتقاداتی معقول بوده که واتز و زیمرمن در پاسخ به آنان ناتوان بودهاند
ارزیابی رفتارهای رهبری در مدیران پروژه
حوزههای تخصصی:
مقدمه ای بر اصول گردشگری
حوزههای تخصصی:
شهر سازی و حقوق شهروندی
حوزههای تخصصی:
تعهد سازمانی در پرتو عدالت سازمانی
حوزههای تخصصی:
ارائه یک سیستم خبره فازی جهت اعتبارسنجی مشتریان حقیقی بانک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم بازپرداخت تسهیلات توسط مشتریان، بانک ها را دچار مشکلات بزرگی همچون ناتوانی در بازپرداخت وام های بانک مرکزی و افزایش معوقات بانکی می کند. اهمیت اعطای تسهیلات در صنعت بانکداری به توسعه مدل های گوناگون برای ارزیابی ریسک اعتباری مشتریان بانک ها منجر شده است. بسیاری از این مدل ها کلاسیک هستند و به طورکامل و بهینه نمی توانند اعتبار مشتریان را ارزیابی کنند. با توجه به محدودیت های مدل های کلاسیک، در این مقاله سعی شده است برای اعتبارسنجی مشتریان حقیقی بانک مدلی بر مبنای تئوری مجموعه های فازی ارائه شود. از این رو سیستم خبره ای در شش مرحله طراحی شده است. در مرحله اول، ورودی های سیستم خبره (معیارهای تعیین ریسک اعتباری) براساس ادبیات نظری، سپس براساس دیدگاه افراد خبره و با استفاده از تحلیل عاملی تعیین شدند. ورودی های سیستم خبره شامل ظرفیت مالی، پشتیبانی، قابلیت اطمینان و سابقه بازپرداخت است. خروجی سیستم خبره نیز سطح اعتبار مشتری تعریف شد. در مرحله دوم، ورودی ها و خروجی ها افرازبندی شدند. ورودی ها و خروجی های افرازبندی شده در مرحله سوم به اعداد فازی تبدیل شده و قوانین استنتاج (موتور استنتاج) نیز در مرحله چهارم تبیین شدند. در مرحله پنجم فازی زدائی انجام گرفته و در نهایت مدل طراحی شده در مرحله ششم آزمون شد.