تحلیل نظامهای نوآوری منطقه ای نقش محوری در سیاست گذاری نوآوری برای شکل دهی به شرایط نوآوری و نیز خلق مزیت منطقه ای دارد. برای موفقیت در توسعه نظام نوآوری و افزایش کارایی در تخصیص منابع محدود، شناسایی و تمرکز بر ظرفیت های موجود اهمیت دارد. در این مقاله براساس رویکرد مارپیچ 3گانه صنعت-دانشگاه-دولت، روشی برای انتخاب و ارزیابی تعاملات میان ذی نفعان نظام نوآوری منطقه ای ارائه شده است. روش پیشنهادی در تحلیل ذی نفعان نظام نوآوری منطقه ویژه علم و فناوری ربع رشیدی تبریز مورد استفاده قرار گرفته است. ابتدا ذینفعان نظام نوآوری استان آذربایجان شرقی شناسایی شده و سپس با تحلیل علاقه مندی-قدرت ذینفعان کلیدی تعیین می شوند؛ سپس میزان تعاملات میان آنها تحلیل شده و راهکارهایی جهت توسعه نظام نوآوری در استان ارائه می شود. نتایج نشان می دهد محوری ترین ذی نفعان جهت توسعه نظام نوآوری منطقه ای در استان، پارک علم و فناوری، اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات و شرکت های دانش بنیان می باشند. با استفاده از نتایج تحلیل انواع سه گانه تعامل (دانشی،تولیدی، زیرساختی) میان ذینفعان منتخب ، پیشنهادهایی برای تقویت تعاملات و در نهایت توسعه نظام نوآوری منطقه در یک تکامل تاریخی ارائه شده است.
هدف: بر اساس مفاهیم نظری گزارشگری مالی، قابلیت مقایسه صورت های مالی، یکی از ویژگی های کیفی اطلاعات است که سودمندی در تصمیم اطلاعات حسابداری مربوط را افزایش می دهد. قابلیت مقایسه از طریق دو ویژگی سرمایه گذاران، یعنی تخصص آنها و عدم تقارن اطلاعاتی، بر میزان سودمندی اطلاعات حسابداری تأثیرگذار است. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری، با تأکید بر نقش سرمایه گذاران متخصص و عدم تقارن اطلاعاتی است.
روش: جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و هشتاد شرکت در دوره زمانی 1388 تا 1396 به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. همچنین برای آزمون فرضیه های پژوهش، از الگوی رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش حاکی از آن است که قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن، تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین بر اساس یافته های پژوهش، زمانی که سرمایه گذاران متخصص زیاد هستند، تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری افزایش می یابد. علاوه بر این نیز، زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی پایین است، تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر مربوط بودن اطلاعات حسابداری افزایش می یابد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، زمانی که سرمایه گذاران متخصص زیاد هستند و اطلاعات خصوصی کمتر است، قابلیت مقایسه صورت های مالی، توانایی استفاده کنندگان از اطلاعات را به منظور شناسایی شباهت ها و تفاوت ها بین پدیده های اقتصادی، بهبود می بخشد. در نتیجه، سرمایه گذاران، بهترین گزینه سرمایه گذاری را انتخاب می کنند که سبب می شود، منابع به صورت بهینه تخصیص پیدا کنند.
هدف پژوهش حاضر، تعیین وضعیت ابعاد بازاریابی کالاها و خدمات کتابخانه های دانشگاه های دولتی استان اصفهان است. این ابعاد عبارت اند از بازارشناسی، بازارگرمی، بازارداری، بازارسنجی، بازاریابی، بازارگرایی، بازارسازی، بازارگردی و بازارگردانی. پژوهش به روش توصیفی - پیمایشی انجام گرفته و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 168 کتابدار شاغل در کتابخانه های دانشگاه های دولتی استان اصفهان است که از میان آنها 117 نفر بر اساس فرمول کوکران انتخاب شد. روایی محتوای پرسشنامه و پایایی آن با مقدار آلفای برابر با 92/0 به تأیید رسید. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و با نرم افزار اس.پی.اس.اس انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد میانگین و انحراف معیار ابعاد بازاریابی محصولات و خدمات کتابخانه ای در کتابخانه های دانشگاهی استان اصفهان به ترتیب 50/3 و 52/0 است. همچنین یافته ها نشان دهنده سطح معناداری 0001/0 بوده که کوچک تر از مقدار 05/0 است. باتوجه به سطح معناداری، میانگین ابعاد بازاریابی اختلاف معناداری با حد وسط طیف لیکرت دارد و بزرگ تر از حد متوسط است؛ بنابراین با اطمینان 95 درصد، ابعاد بازاریابی محصولات و خدمات کتابخانه ای در کتابخانه های دانشگاهی استان اصفهان بیشتر از حد متوسط است و در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. همچنین، میانگین ها نشان می دهد در بین ابعاد بازاریابی خدمات و محصولات کتابخانه ای، بیشترین میانگین مربوط به بعد بازارگرایی و کمترین میانگین مربوط به بعد بازاریابی است. نتایج پژوهش نشان می دهد فعالیت های مربوط به هریک از ابعاد بازاریابی در کتابخانه ها وضعیت نسبتاً مطلوبی دارند و کمترین فعالیت ها مربوط به بعد بازاریابی است که نتایج پژوهش لزوم تلاش برای ارتقای این بعد در کتابخانه ها را نشان می دهد. همچنین، فعالیت هایی مانند وجود بخش مجزّا برای بازاریابی یا وجود واحد روابط عمومی به بهبود وضعیت این بعد از بازاریابی کمک می کند.
مشتریان بر اساسی ادراک خود از قیمت، ویژگیهای محصول و سایر عناصر آمیخته بازاریابی تصمیم میگیرند. بنابراین نکته مهم برای تصمیمگیران بازاریابی ادراک مصرفکنندگان از قیمت است و نه قیمت واقعی آنها. ادراک قیمتی مصرفکنندگان تحتتاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. از جمله عواملی که در شکلگیری ادراک قیمتی موثر است، عوامل فرهنگی میباشد. در این پژوهش در صدد تبیین فرایند ادراک قیمتی و بررسی متغیرهای اثرگذار بر ادراک قیمت در مشتریان ایرانی هستیم و سپس به مقایسه ادراک قیمتی مصرفکنندگان ایرانی با سایر کشورها پرداخته خواهد شد. پژوهش حاضر از نظر هدف در گروه تحقیقات توسعهای قرار میگیرد. از نظر ماهیت دادهها و سبک تحلیل در گروه تحقیقات کیفی و با مرور سیستماتیک و مصاحبههای عمیق با مشارکتکنندگان دادهها جمعآوری میشود. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی - توصیفی است و دادههای پژوهش با روش تحلیل محتوی، تحلیل میشوند. برای تحلیل دادهها از نرمافزار مکسکیودا استفاده میگردد. در این پژوهش درمرحله اول با مطالعه سیستماتیک به بررسی عوامل ادراک قیمتی در پیشینه نظری و تجربی در سایر کشورها میپردازیم و در مرحله دوم مصاحبههای انجام شده در ایران از طریق روش تحلیل محتوی تحلیل میشوند و سپس نتایج مقایسه میشوند در این پژوهش بعد از روش فراترکیب و انجام مصاحبه از مشارکتکنندگان ایرانی و تحلیل محتوی مصاحبهها به چارچوبی دست یافتیم که از 6 عامل اقتصادی، اجتماعی، موقعیتی، خدمات؛ عوامل بازاریابی و ویژگی خریدار تشکیل شده است. در نهایت از مجموع 14 تم یا مضمون شناسایی شده، 12 مضمون مربوط به مفاهیم موجود در پیشینهپژوهش بوده و 2 مضمون نیز به عنوان مفاهیم جدید شناسایی شدند. این مضمونها شامل خدمات و توزیعکننده میباشد. تعداد 8 کد در پیشینهپژوهی یافت شد که در مصاحبههای انجام شده تکرار نگشت. این کدها عبارتند از تعصب به کالای داخلی، ارزش ادراک شده، دوام، کارایی، کوپن، چانهزنی حین خرید، سبد محصولات، روش پرداخت.
هدف: اهمیت انتقال دانش تجربی به سایر همکاران دغدغه ای است که از ادوار گذشته تا به امروز در نظر مدیران سازمانی بوده است. تجربه افراد موفق نشان داده است که روابط مربیگری به دلیل انجام کار در کنار افراد باتجربه تاثیر بسزایی بر عملکرد افراد داشته است. هدف از بررسی این پژوهش اثرات مربیگری بر فلات زدگی شغلی و تمایل به ترک خدمت کارکنان می باشد. روش کار: پژوهش حاضر در حوزه رفتار سازمانی و منابع انسانی قرار دارد ازلحاظ هدف توصیفی- پیمایشی و ازنظر نتیجه کاربردی با رویکردی کمی می باشد. جامعه آماری کلیه پرستاران در بیمارستان خاتم الانبیاء نیرودریایی بوشهر می باشد. با توجه به برآورد حجم نمونه از طریق جدول مورگان، تعداد 118 پرستار که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه و جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای اس پی اس اس، پی ال اس برای آزمون های آماری توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته ها: میزان میانگین واریانس استخراج شده 5/0 و آلفای کرونباخ 7/0 برای تمامی سازه ها صدق می کند که نشان می دهد روایی و پایایی مورد تایید برای تمامی سازه ها می باشد. برازش مدل ساختاری با استفاده از ضرایب تی نشان داد که از 96/1 بالاتر است و فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاکی از آن است که مربیگری تاثیر منفی و معناداری بر فلات زدگی شغلی و قصد ترک خدمت دارد. همچنین فلات زدگی شغلی رابطه مثبت و معناداری با قصد ترک خدمت دارد.
با توجه به نقش محوری کار در زندگی افراد، اخراج شدن می تواند تبعات زیادی برای فرد و اطرافیان وی به دنبال داشته باشد؛ اما در حال حاضر در خصوص این تجربه فهم ناچیزی وجود دارد. بنابراین در این پژوهش از روش پدیدارشناسی گیورگی و گیورگی استفاده شد تا معنای این پدیده توصیف شود. بدین منظور به کمک روش نمونه گیری هدفمند، با 8 تن از افرادی که به تازگی از کار خود اخراج شده بودند، مصاحبه پدیدارشناسی عمیق شد. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد جوهره تجربه اخراج شدن از سه تم اصلی و یازده تم فرعی تشکیل شده است که عبارت اند از: 1. اخراج به مثابه محرومیت ناگهانی با تم های فرعی اخراج به مثابه فروپاشی برنامه ها، از دست دادن امنیت مالی و محیط اجتماعی کار؛ 2. اخراج به مثابه محرک عواطف با تم های فرعی نفرت، شوک، بی انصافی و بی عدالتی، سردرگمی، غم و اندوه و رهایی و 3. تأثیر اخراج بر خودانگاره با تم های فرعی تصور بی اهمیتی و تصور بی کفایتی. فهم به دست آمده از تجربه اخراج شدن، می تواند مدیریت این پدیده را هم برای سازمان ها و هم برای افراد تسهیل کند.
بهداشت و درمان برای ملت ها بعنوان حقی طبیعی و برای دولت ها بعنوان مسئله ای استراتژیک مطرح می باشد. برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی حقی همگانی بوده و از اهداف توسعه ملی می باشد. در حوزه خدمات بهداشتی موضوع کیفیت خدمات دارای جایگاه ویژه ای است، زیرا وظیفه و رسالت خطیر حفظ سلامت در جامعهبر عهده این بخش است. هدف این مقاله تشخیص ویژگی های کیفی خدماتی است که از اصول سروکوال استفاده می کنند. مطالعه ای تجربی با استفاده از پرسشنامه با تمرکز بر خدمات، در جهت جویاشدن نحوه اجرای خدمات و رضایت عمومی مشتری با استفاده از اصول سروکوال در پنج بخش انجام شد. این داده ها وارد مدل رضایت مشتری کانو شدندکه از پرسشنامه کانوی پنج سطحی برای تجزیه و تحلیل و مقایسه نسبت بین یکی و دیگری استفاده می کند. محدودیت های این تحقیق این است که مدل رضایت مشتری کانو باید به سایر متغییرهای رفتاری مشتری و همچنین مدیریت پاسخ راهبردی برای افزایش وفاداری مشتری هم تعمیم یابد.
انگیزه کارکنان و مدیران بخش عمومی با انگیزه همتایان خود در بخش خصوصی متفاوت است. شناسایی مؤلفههای انگیزه خدمت عمومی در شهرداری قم بهعنوان سازمانی که بیش از 50 درصد از بودجه سالانه خود را از محل منابع غیردولتی تأمین میکند، علاوهبر ایجاد ادبیات نظری بومی، به ایجاد خدمترسانی بهتر به شهروندان منجر میشود. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه و برای تجزیهوتحلیل آن از تکنیک تحلیل مضمونی استفاده شد. دراینراستا، با 13 نفر از مدیران و کارکنان شهرداری قم به روش نیمهساختاریافته مصاحبه شد و متون مصاحبه در سه مرحله کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و مضامین فراگیر تجزیهوتحلیل شد. این تجزیهوتحلیل به شکلگیری 44 کد توصیفی، هشت کد تفسیری و چهار مضمون فراگیر، منجر شد. نتایج نشان داد که اعتقادات و مذهب، عدمتعلق به مادیات، احساسات درونی، ویژگیهای فردی، شایستهسالاری و عدالت، ویژگیهای شغل، توجه به منافع عمومی و بهبود جایگاه اجتماعی، باعث شکلگیری (ایجاد) انگیزه خدمت عمومی میشود.
Safety policies are implemented in the organizations to reduce occupational accidents and prevent waste of resources. Numerous measures will reduce the failure to implement occupational safety policies. In this research, these factors are identified and ranked.This research is applied and adopts survey as its strategy. The research population consists of 15 Safety managers in Kerman province who are selected through non-random and purposive sampling. Data collection tools are interviews and questionnaires and FMEA technique and integrated approach of AHP and fuzzy TOPSIS are used to analyze the data. Based on the findings, important and effective measures to reduce the failure of safety policies implementation include reducing the change of managers and requiring new managers to implement safety policies, developing scientific programs in accordance with the organization's capabilities.According to the research findings, it is necessary for organizations to pay more attention to creating and strengthening the structure of safety units by carefully planning and changing the approach of managers.
هدف: هدف از انجام این پژوهش در مرحله اول، ارائه الگویی جهت سنجش ریسک مالیاتی و در مرحله بعد، بررسی اثر ریسک مالیاتی و مسئولیت اجتماعی و همچنین اثر تعاملی آنها بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در چارچوب الگو های قیمت گذاری تک عاملی، سه عاملی، چهارعاملی و پنج عاملی می باشد. هدف دیگر پژوهش، مقایسه قدرت توضیح دهندگی الگو های قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای است. روش:برای رسیدن به اهداف پژوهش، داده های 103 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 الی 1396 جمع آوری گردید و با استفاده از تکنیک داده های تلفیقی تجزیه و تحلیل شد. این پژوهش کاربردی و از نوع تحلیلی- تبیینی است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که ریسک مالیاتی و مسئولیت اجتماعی بر ارزش شرکت در هر چهار الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اثر معنادار دارند. نتیجه گیری: تأثیر ریسک مالیاتی بر ارزش شرکت، معکوس؛ تأثیر مسئولیت اجتماعی بر ارزش شرکت، مستقیم، ولی اثر تعاملی ریسک مالیاتی و مسئولیت اجتماعی بر ارزش شرکت، معنادار نیست. همچنین در مقایسه الگو ها نشان داده شد که الگوی پنج عاملی بازار تأثیر متغیر مستقل بر وابسته را بهتر از سایر الگو های این پژوهش توضیح می دهد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف مطالعه میزان حضور بروندادهای پژوهشی حوزه بازاریابی عصبی در رسانه های اجتماعی صورت گرفته است.روش پژوهش: پژوهش حاضر نوعی مطالعه توصیفی است که با استفاده از شاخص های علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 482 مقاله پژوهشی، مقاله مروری، یاداشت سردبیر، نامه به سردبیر و فصل کتاب است که طی سال-های مختلف در حوزه بازاریابی عصبی منتشر و در پایگاه استنادی وب آو ساینس نمایه شده است. داده های پژوهش از پایگاه های وب آو ساینس و آلتمتریک اکسپلورر استخراج و سپس با استفاده از نرم افزارهای اکسل و اس پی اس اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: بیشترین میزان اشاره به تولیدات علمی حوزه بازاریابی در توییتر، پتنت ها، فیسبوک اتفاق افتاده و میانگین نمره آلتمتریک این بروندادها برابر با 7/35 بوده است. همچنین این تولیدات 23204 بار در مندلی نشانه گذاری و خوانده شده است. ضمن این که نتایج آزمون همبستگی نشان دهنده وجود رابطه آماری معنادار و مثبت بین تعداد استنادهای دریافتی، و تعداد اشاره در توییتر، فیسبوک و تعداد خواننده در مندلی بود. به بیان دیگر بروندادهایی که استناد بیشتری دریافت کرده اند در توییتر، فیسبوک و مندلی نیز بیشتر حضور داشته و مورد توجه قرار گرفته اند.نتیجه گیری: شاخص های آلتمتریکس می توانند در کنار شاخص های سنتی استنادی، جهت مطالعه اثرگذاری بروندادهای پژوهشی حوزه بازاریابی عصبی مورد استفاده قرار گیرد. از این رو آشنایی پژوهشگران این حوزه با سنجه های جایگزین و اهمیت حضور در رسانه های اجتماعی در افزایش رویت پذیری تولیدات علمی حائز اهمیت است.
در محیط رقابتی کسب وکار، توسعه امری حیاتی برای سازمان ها است و هوش تجاری از جمله عوامل کلیدی در تحقق این مهم به شمار می رود. در عصر حاضر سازمان ها تحت تاثیر اطلاعات قرار گرفته اند که باید با تجزیه و تحلیل های متفاوت، اطلاعات مورد نیاز را برداشت نموده و بر اساس آن تصمیمات لازم برای رسیدن به اهداف را اخذ نمایند. در این راستا سازمان هایی از رقبا پیشی می گیرند که به کمک فناوری های نوین و ابزارهای مختلف مدیریتی، از فرصت ها استفاده نمایند و عملکرد سازمانی خود را مدیریت کنند. هدف از انجام پژوهش، بررسی تأثیر زیرساخت فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی هوش تجاری(مورد مطالعاتی شرکت توسن)است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش پژوهش توصیفی و از نوع تحقیقات کمی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را 700 نفر از کارکنان شرکت توسن تشکیل می دهد که تعداد 248 نفر بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز برای تحلیل با استفاده از پرسشنامه های زیرساخت فناوری اطلاعات چناوپس و همکاران(2006)، عمکلرد سازمانی ، قابلیت های سازمانی هوش تجاری یافتیان(1396) جمع آوری گردید. از میان 248 پرسشنامه توزیع شده تنها تعداد 120 پرسشنامه تکمیل و جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق نرم افزار spss و تحلیل رگرسیون انجام شده است. همچنین برای اندازه گیری تأثیر متغیر میانجی هوش تجاری بر متغیر مستقل زیرساخت فناوری اطلاعات و متغیر وابسته عملکرد سازمانی از آزمون سوبل استفاده گردید. نتایج نشان داد در شرکت مورد مطالعه زیر ساخت فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمانی و هوش تجاری اثرگذار است. تحلیل داده ها حاکی از آن است که هوش تجاری بر عملکرد سازمانی اثرگذار است. با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون سوبل مشخص گردید زیر ساخت فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی هوش تجاری تأثیر دارد.
یکی از چالش های عمده پیشروی سازمان ها، گستردگی عوامل مؤثر در طراحی چشم اندازی مطلوب است. کاوش در روندهای محیطی برای درک روند آینده نیازمند رویکردی فراتر از روش های معمول پیش بینی و برنامه ریزی است . آینده نگاری این امکان را فراهم می نماید تا از بینش های حاصل، روایت ها و تصاویر باورپذیر از چشم انداز در حال ظهور داشته باشیم. هدف این پژوهش ارائه تصویری از آینده سازمان گمرک در قالب سناریوهای محتمل و سازگار است. در این پژوهش آمیخته به منظور دست یابی به اهداف، گردآوری داده از طریق مطالعه کلان روندها با روش پویش محیطی و بر مبنای تجزیه و تحلیل PESTEL صورت گرفت. اولویت بندی متغیرهای اولیه، برای یافتن مؤثرترین عوامل بر سازمان گمرک با نظرخواهی تلفنی و رایانامه ای از خبرگان صورت گرفت که منجر به طراحی پرسشنامه ای با 30 عامل گردید. ضمن تعیین میزان اثرگذاری و اثرپذیری ماتریس در یک پنل خبرگان، تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار میک مک منجر به شناسایی چهار پیشران اصلی گردید. پیشران ها در پرسشنامه تحلیل اثرات متقابل با 9 حالت در طیفی از شرایط مطلوب تا نامطلوب و برحسب درجه اهمیت و احتمال وقوع، توسط خبرگان نظرسنجی شده و با نرم افزار سناریو ویزارد تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها نشان می دهد دو سناریوی وضعیت موجود و تغییر انطباقی، محتمل ترین سناریوهای آینده گمرک خواهند بود. آشنایی با روایت هر سناریو و مقایسه مطلوبیت آن ها، می تواند مبنایی برای طراحی اقدامات آینده باشد تا گمرک ایران بتواند در جهت صیانت از جامعه، سلامت ورود کالا و تأمین رضایت ذی نفعان، یک سازمان انعطاف پذیر، شفاف و پاسخگو باشد.
معماری منابع انسانی فرآیند تعیین و ترکیب مناسبی از عناصر مدیریت منابع انسانی برای ایجاد و ارائه نمایی از منابع انسانی سازمان است که در آن هماهنگی میان رفتار کارکنان، مأموریت ها و اهداف سازمان مشهود و محسوس باشد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و رتبه بندی معیارهای معماری منابع انسانی در انتخاب کارکنان است. در این پژوهش با شناسایی معیارهای انتخاب کارکنان و تعیین وزن معیارها با استفاده از رویکرد فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، رویکردی تحلیلی برای انتخاب کارکنان را پیشنهاد می دهد. با مراجعه به 10 تن از خبرگان مدیریت منابع انسانی که جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دهند، این معیارها وزن دهی شدند. این پژوهش، از دید هدف کاربردی و از دید روش، توصیفی - پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده گردیده است. با به کارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی، وزن هریک از معیارها و زیرمعیارها محاسبه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که معیار پیشرانه ها در رتبه نخست جای می گیرد و پس از آن به ترتیب سیستم های منابع انسانی، عناصر پایه، رفتار کارکنان، فعالیت های مدیریت منابع انسانی، و محصولات معماری منابع انسانی در رتبه های دیگر جای می گیرند.
امروزه نقش مربیگری مدیران منابع انسانی به عنوان یک پارادایم جدید در سازمان ها مطرح شده است. بر همین اساس، طراحی الگوی مدیر منابع انسانی به عنوان مربی در شرکت ملی صنایع پتروشیمی هدف قرار گرفت . در این پژوهش از روش کیفی و بر اساس رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از مدیران، رؤسا و کارشناسان منابع انسانی و گیرندگان خدمات حوزه منابع انسانی در صنعت پتروشیمی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان دهنده 18 مقوله کلی، 51 مقوله فرعی و 160 خرده مقوله است که به صورت مدل پارادایمی مدیر منابع انسانی به عنوان مربی در قالب شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، مقوله محوری، راهبردها و پیامدها طراحی و شناسایی گردید
هدف: با توجه به مطالعات گذشته مبنی بر اینکه بعد از اعمال قانون ساربنز آکسلی (2002) در امریکا و به موازات آن، آیین نامه حاکمیت شرکتی در ایران، مدیران شرکت ها از مدیریت سود حسابداری به مدیریت واقعی سود روی آورده اند؛ بنابر این گفتنی است انحراف از فعالیت های واقعی شرکت با هدف مدیریت واقعی سود، در پیش بینی خطر سقوط قیمت سهام در شرایط کاهش قدرت پیش بینی کنندگی مدیریت سود با اقلام حسابداری، نقش فزاینده ای خواهد داشت. روش: از این رو، در پژوهش حاضر، تأثیر متمایز انحراف از فعالیت های واقعی و مدیریت واقعی سود در خطر سقوط قیمت سهام در دوره بعدی با روش مدیریت واقعی سود مطالعه شده است. نتایج: نتایج نشان داد انحراف فعالیت های واقعی شرکت در مقایسه با میانگین صنعت مربوط به طورمستقیم، در خطر سقوط آتی قیمت سهام تأثیر دارد. در پژوهش حاضر مطابق با پژوهش های گانی (2010) و روی چوداری (2006) از رویکرد سال - شرکت های مظنون به مدیریت سود برای شناسایی شرکت هایی استفاده شد که انحراف از فعالیت های واقعی آنها با هدف مدیریت واقعی سود بوده است. نتایج نشان داد شرکت های با مدیریت واقعی سود فزاینده، افزایش زیادی را در سقوط قیمت سهام خود در سال آینده تجربه می کنند.
این تحقیق مدلی برای اصول راهبری شرکتی برای بازار سرمایه ایران ارائه می کند. پس از بررسی ادبیات نظری موضوع اصول راهبری شرکتی در دنیا و بررسی اصول راهبری شرکتی در بورس نیویورک، بورس لندن و بورس مالزی و در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران، مدل مفهومی و پرسشنامه تحقیق تدوین گردید. براین اساس، هیئت مدیره و اثربخشی آن، پاسخگویی، کمیته های هیئت مدیره و ارائه گزارش جامع شرکت و ارتباط با ذینفعان به عنوان اصول راهبری شرکتی انتخاب شدند. پرسشنامه تحقیق در معرض نظرخواهی 30 نفر از خبرگان قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی فازی مثلثی نتایج آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و اصول نهایی استخراج گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که دستورالعمل راهبری شرکتی تدوین شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار توانایی پاسخگویی کامل به نیازهای کاربران را ندارد و مولفه های مورد اجماع در تحقیق حاضر باید مورد استفاده قرار گیرد.