امروزه برای هوشمندی بیشتر، تعاملات معنایی بالاتر، انتقال هدفمند اطلاعات و دانش نظامی و ایجاد زبانی مشترک میان نیروها، نیازهای فزاینده ای در حوزه سامانه های نظامی وجود دارد. در همین راستا، هستان شناسی در حوزه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، به ابزاری نوین برای مدل سازی دانش نظامی تبدیل شده است. در این مقاله با استفاده از روش شناسی نوینی که ترکیبی از تکنیک های مهندسی دانش و روش های خودکار استخراج اطلاعات است و با هدف مدل سازی دانش نظامی برای ایجاد زیرساخت معنایی مشترک و توسعه سامانه های فرماندهی و کنترل و ایجاد زبان مشترک میان نیروها؛ هستان شناسی صحنه نبرد در قالب سه زیر هستان شناسی نظامی، جغرافیایی و ملاحظات غیرنظامی، توسعه یافته و در محیط نرم افزار Protégé با زبان OWL اجرایی شده است. در نهایت هستان شناسی توسعه یافته با طرحی همه جانبه مورد آزمون قرار گرفت و خبرگان صحت و پوشش محتوای آن را تأیید کردند. محصول توسعه یافته، نخستین هستان شناسی بومی نظامی است که به عنوان زیرساخت معنایی سامانه های گوناگون فرماندهی وکنترل صحنه نبرد، قابلیت کاربرد دارد.
مشارکت شهروندی محصول دموکراسی در دوران جدید و به رسمیت شناختن حق حاکمیت یکایک انسانها در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش است. این در حالی است که بر اساس آموزه های اسلامی، مشارکت مردم جزء دکترین و اندیشه های بنیادین حکومت اسلامی به شمار می رود. بنابراین دولتهای اسلامی باید ساز و کار تحقق مشارکت حداکثری مردم را طراحی کنند. مسئله پژوهش این است که چه عواملی در تقویت و یا تضعیف مشارکت مردم در عرصه های مختلف حاکمیتی نقش دارد و یا مؤثر است. برای استخراج این عوامل به یکی از مهمترین منابع معتبر دینی یعنی نهج البلاغه مراجعه شده است. تحلیل داده ها نیز با استفاده از راهبرد تحلیل مضمون مبتنی بر نرم افزار Maxqda صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندی در دو دسته عوامل پیش برنده و بازدارنده قرار می گیرد که هر یک از آنها می تواند منشأ مردمی و دولتی داشته باشد؛ به عبارت دیگر هم دولتها و هم شهروندان در ایجاد مشارکت سهیم هستند. قدرت متقابل نیروی عوامل پیش برنده و نیروی عوامل بازدارنده حد توازن و تعادل مشارکت شهروندی را ایجاد خواهد کرد.
One of the most important effective factors in the economic growth is the increased efficiency of manufacturing sectors. Thus, it is necessary to review and measure the efficiency of business units from a variety of dimensions to plan the increase of efficiency in future courses. One of these dimensions is the economics to scale (ES) referring to the concept of enhanced earnings due to the increased manufacturing unit, which may be of an increasing, fixed or decreasing trend. ES can be measured through economic production functions. This paper has applied Translog production function to measure corporates' ES. Therefore, data of 105 manufacturing corporates have been collected during 2008-2017. With regard to linearity between independent variables, the elastic net regression method has been used. Results indicate that some industries are of increasing economics to scale trend and some have a decreasing ES. Results can be applied in order to plan and determine the appropriate production level in the management accounting of corporates.
عملکرد راهنمایان تورهای ورودی به عنوان نمایندگان فرهنگی و کارکنان صف در تعاملات بین فرهنگی بسیار حائز اهمیت است. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی ویژگی های مؤثر بر عملکرد راهنمایان تورهای ورودی از منظر گردشگران خارجی می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه ی گردآوری داده ها توصیفی - پیمایشی است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی گردشگران خارجی در تورهای همراه با راهنما است که از فروردین تا تیر 94 از شهر تهران بازدید کرده اند. نمونه ی آماری با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 385 نفر به دست آمد که از این تعداد، 328 نفر از گردشگران به پرسشنامه پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی و آزمون فریدمن و نرم افزار SPSS و LISREL استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که اولویت ویژگی های حرفه ای و تخصصی مؤثر بر عملکرد راهنمایان تورهای ورودی از منظر گردشگران خارجی، بیشتر از ویژگی های فردی و رفتاری است.
امروزه راهبرد دفاع عامل سایبری در بسیاری از کشورهای پیشرو حکم فرماست. اساس این نوع دفاع، تسلط بر فضای سایبر و توانایی انجام عملیات سایبری است. این توانایی علاوه بر ایجاد بازدارندگی سایبری، کشورها را قادر می سازد تا قبل از بالفعل شدن تهدید، آن را از بین ببرند. به دلیل غیرملموس بودن فضای سایبر و عدم مشاهده هدف عملیات سایبری، فهم میزان موفقیت عملیات دشوار است. سنجش این موفقیت، نیازمند ارزیابی عملیات سایبری است. با ارزیابی عملیات سایبری می توان عملکرد و اثربخشی عملیات را اندازه گیری نمود، نقاط ضعف و قوت را یافت و در جهت برطرف سازی نقاط ضعف و بهبود نقاط قوت گام برداشت. برای انجام ارزیابی دقیق، همه جانبه و مبتنی بر اصول علمی عملیات سایبری نیاز به الگوی راهبردی است تا بر اساس آن ارزیابی صورت پذیرد. در پژوهش حاضر جهت ارائه الگوی راهبردی ارزیابی عملیات سایبری، از رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) استفاده شده است. در این تحقیق، از نظرات ۷۰ نفر از فرماندهان، مدیران و کارشناسان سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی عملیات سایبری کشور در قالب پرسشنامه استفاده شده است. بر اساس پژوهش انجام شده، با استفاده از نظر خبرگان سه مفهوم ارزیابی طراحی و طرح ریزی، ارزیابی آمادگی رزمی و ارزیابی اجرا به مثابه ابعاد اساسی ارزیابی عملیات سایبری مورد شناسایی قرار گرفتند و سپس مؤلفه های هر یک از این ابعاد استخراج و شاخص های هر مؤلفه معین شدند. پس از تجزیه وتحلیل آماری نتایج پرسشنامه، الگوی راهبردی ارزیابی عملیات سایبری در سه بعد، ده مؤلفه و هفتادوسه شاخص ارائه گردیده است.
برندها یکی از بازیگران اصلی اقتصاد مدرن هستند که روزبه روز بر اهمیتشان افزوده می شود و محققان همواره می کوشند تا با مفهوم سازی ها و ایجاد سازه های جدید بتوانند روابط و کارکردهای برندها را بهتر تفهیم و تبیین کنند. بیشتر مفهوم سازی های اخیر برای توصیف کارکرد برندها از طریق انسان انگاری و جان بخشیدن به آنها بوده است. در این پیامد، به تازگی در برخی نوشته ها و کتاب های بازاریابی مفهوم اسکیزوفرنی برند مطرح شده است. با وجود استفاده روزافزن از این واژه، هنوز در زمینه اینکه این مفهوم چیست و چه عواملی سبب بروز آن می شود، پژوهش دانشگاهی انجام نشده است؛ بنابراین، برای رفع کمبود ادبیات نظری پژوهش، هدف تحقیق حاضر ارائه مدلی برای شناسایی اسکیزوفرنی برند و پیشامدهای آن است. با توجه به هدف، این پژوهش از نظر نوع نتایج، بنیادین است. داده های تحلیل ، داده های ثانویه موجود در زمینه موضوع است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کیفی داده بنیاد و اصول مرتبط با آن (کد گذاری باز، مقایسه مستمر، ایجاد مفاهیم و مقوله ها) استفاده شده است تا داده های ثانویه جمع آوری شده تفسیر و پیامد ها و خود پدیده شناسایی و تبیین شوند. نتایج تحقیق به ارائه مدلی که بتواند اسکیزوفرنی برند را تعریف و همچنین پیامدهای آن را شناسایی کند، منجر شده است. بر اساس نتایج این تحقیق، 3 عامل اصلی مدیریت نامناسب پرتفوی برند، نهادینه سازی نشدن هویت برند در فرهنگ سازمانی و بی ثباتی هویت برند، پیشامدهای اسکیزوفرنی برند شناسایی شده اند.
توسعه و پیشرفت صنعت و فناوری یکی از مسائل اصلی کشور است و سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان دولتی تلاش می کنند تا با اعمال سیاست ها و تخصیص منابع مسیر این پیشرفت را هموار نمایند. علی رغم تلاش سیاست گذاران و صرف منابع قابل توجه، نتایج حاصله در عمل چندان رضایت بخش نبوده و صنایع دولتی و زنجیره های وابسته به آن از جایگاه مناسبی در محیط رقابت جهانی برخوردار نیستند. در میان صنایع دولتی ایران، صنایع دفاعی با رویکرد قابلیت سازی درون زا با الگوی «هسته های کوچک دانا و شبکه بزرگ توانا» دستاوردهای بهتری داشته و به جایگاه قابل قبولی در میان کشورهای هم تراز دست یافته است؛ با این همه، صنایع دفاعی جمهوری اسلامی ایران هم با چالش های ناشی از زیست بوم صنعتی و سازمانی کشور درگیرند و مسائل خاص خود را دارند. این پژوهش با هدف بازاندیشی و تأمل در سیاست های صنعتی و توسعه قابلیت های فناورانه در صنایع دفاعی انجام شده و با استفاده از مفهوم تله های قابلیت تلاش دارد تا راهبردها و سیاست هایی را برای برون رفت از تله های قابلیتی ارائه نماید. در این راستا با استفاده از ادبیات تحقیق اقدام به شناسایی تله های بالقوه سازمان های مختلف کرده و بر اساس مصاحبه با خبرگان، تله های قابلیت های مورد مطالعه در قالب «نمودار حلقه های علّی» ترسیم شده است. در مرحله بعد با توجه به روش پویایی شناسی سیستم (SD) با استفاده از نرم افزار ونسیم «نمودار جریان - حالت» شبیه سازی مسئله انجام شده است. با توجه به مدل شبیه سازی شده، سیاست ها و راهبردهایی برای برون رفت از تله های موجود و رشد و توسعه قابلیت ها ارائه شده که عناوین آن عبارت است از: «ایجاد شرکت های زایشی و توسعه شبکه همکاری»، «ارتقای انگیزه کارکنان»، «تعریف پروژه های مشترک» و «افزایش تسهیم دانش». در نهایت سیاست های پیشنهادی در محیط نرم افزار آزمون شده که نتایج آزمون نشانگر تأثیر هریک از آن ها در رشد قابلیت هاست.
استفاده از تیم های چندتخصصی، راهبردی مناسب برای تقویت عملکرد سازمانی است. تعیین ترکیب اعضای تیم یکی از مهم ترین مسائل مرتبط با بحث تیم های چندتخصصی است؛ بنابراین در این پژوهش ویژگی های مؤثر در انتخاب اعضای تیم چندتخصصی و ارائه مدلی مناسب برای انتخاب اعضای تیم مطالعه شده است. برای این منظور با مرور ادبیات پژوهش، عوامل و معیارهای مؤثر برای انتخاب اعضای تیم شامل ارتباطات، انطباق و هماهنگی، توانایی های فردی، تخصص و هزینه شناسایی شده است. سپس یک مدل برنامه ریزی چندهدفه صفر و یکِ غیرخطی طراحی و توسعه داده شده است. برای به دست آوردن جواب بهینه با تغییر متغیر، مدل پیشنهادی به مدل خطی تبدیل شده است. مدل طراحی شده برای انتخاب اعضای تیم چندتخصصی سرشماری در مرکز آمار ایران به کار گرفته شده است. داده های لازم از طریق پرسشنامه و مصاحبه با گزینه های بالقوه برای مشارکت در تیم و فرد مسئول انتخاب تیم (خبره) گردآوری شده است. نتایج به دست آمده از حل مدل نشان دهنده کارایی مدل پیشنهادی است و می توان از مدل پیشنهادی در این پژوهش برای انتخاب افراد برای ایجاد تیم چندتخصصی در حوزه های مختلف بهره گرفت.
هدف: در سال های اخیر، مدیریت تجربه مشتری به عنوان اولویت پژوهشی برای مدیران و محققان بازاریابی مطرح شده است. اهمیت این حوزه تحقیقاتی و توجه به آن در مطالعات بازاریابی، شناخت زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی آن را ضروری کرده است. این مطالعه با هدف بررسی پژوهش های حوزه مدیریت تجربه مشتری، شناسایی مقالات هسته، شناخت زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی آن صورت گرفته است. روش: این پژوهش با استفاده از تجزیه وتحلیل های کتاب سنجی، به بررسی حوزه مدیریت تجربه مشتری پرداخته است. داده های این پژوهش از 124 مقاله منتشر شده در پایگاه داده اسکوپوس جمع آوری شدند و روی آنها تحلیل زوج کتاب شناختی و تحلیل هم رخدادی کلمات کلیدی انجام گرفت و بدین ترتیب، مقالات هسته و زیرحوزه ها شناسایی شد. در ادامه با ایجاد نقشه پوششی و میانگین عمر کلمات، روند تحقیقاتی این حوزه مشخص شد. یافته ه ا: تحقیقات مدیریت تجربه مشتری در 9 خوشه دسته بندی و مقالات هسته این حوزه شناسایی شد. بر اساس یافته های این مطالعه مشخص شد که در سال های اخیر، موضوعاتی مانند کلان داده ها، سفر مشتری، کیفیت خدمات، مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی و فروش آنلاین، در تحقیقات حوزه مدیریت تجربه مشتری در کانون توجه قرار گرفته است. نتیجه گیری: این پژوهش با شناسایی مقالات هسته، زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی مدیریت تجربه مشتری، از این حوزه دیدگاه منسجمی ارائه می دهد و در انتخاب مسیر تحقیقاتی به پژوهشگران کمک می کند.
هدف اصلی این تحقیق، ارائه مدل وفاداری مشتری برای سیستم های توصیه گر تجارت الکترونیک است . مدل پیشنهادی، به کمک مدل موفقیت «سیستم اطلاعات دلون و مک لین» و مجموعه ای از عوامل شناخته شده از منابع موجود تدوین شده است . برای آزمایش فرضیه های تحقیقی مدل تدوین شده، نظرسنجی پرسشنامه ای انجام و داده های حاصل از 384 مشتری از یک وب سایت B2C جمع آوری شده است . در اجرای آمار توصیفی و تحلیل های مسیر و اعتبارسنجی مدل پیشنهادی، از نرم افزار "اس پی اس اس" و "اسمارت پی ال اس" استفاده شده است . نتایج «مدل سازی معادلات ساختاری»، نشان داد که عامل «اعتماد» دارای رابطه مهمی با رضایت مشتری در سیستم های توصیه گر تجارت الکترونیک است . علاوه بر آن ، نتایج حاکی از آن است که رضایت از محصولات پیشنهادی، می تواند موجب ارتقاء وفاداری مشتری در سیستم های توصیه گر B2C شود . مدل پیشنهادی، به مدیران تجارت الکترونیک برای بهبود سیستم های توصیه گر کمک خواهد کرد و از طریق کسب وفاداری مشتریان ، فروش محصولات را در وب سایت های فروش آنلاین افزایش خواهد داد.
روش های متعددی برای تعیین اقتصادی بودن و رتبه بندی پروژه های رقابتی وجود دارد. روش نرخ بازگشت سرمایه داخلی یکی از پر کاربرد ترین روش هایی است که به منظور تعیین مطلوبیت پروژه ها می شود. اما علی رغم محبوبیت، این روش دارای مشکلات و محدودیت های جدی است. بعد از سال ها تلاش به منظور بهبود روش و غلبه بر مشکلاتش، مگنی در سال 2010، رویکرد جدید و متمایزی را ارائه نمود که توانست اغلب مشکلات روش نرخ بازگشت سرمایه داخلی را حل نماید و گام بزرگی را در موضوع بردارد. این مقاله به ارائه یک روش جدید می پردازد به طوری که از رویکرد مگنی نشات گرفته ولی دارای محاسباتی به مراتب ساده تر از روش او بوده و در عین حال تمامی مشکلات روش نرخ بازگشت سرمایه داخلی را پوشش می دهد.
موشک ها سلاح هایی هستند که امروزه در تمام اشکال مختلف جنگ یکی از موثرترین و جنجالی ترین ابزارهای نظامی به حساب آمده و با پیشرفت فنآوری روز رفته رفته پیچیده تر و دقیق تر می شود. سیر تکاملی موشک ها از اواسط جنگ دوم جهانی تا به امروز نشان دهنده علاقه وافر طراحان نظامی به این سلاح می باشد، این مقاله سعی بر این دارد تا به صورت اجمالی خوانندگان عزیز را با انواع مختلف موشک ها و نیز دو عامل تعیین کننده دقت، هدایت و کنترل آشنا نماید که در قسمت اول بحث عامل هدایت بیان شد و در این قسمت به ارایه موضوع کنترل پرداخته می شود.
چکیدهیکی از مهم ترین وظایف اقتصاد مالی مدل سازی و پیش بینی نوسانات قیمت دارایی های ریسکی است. از نظر تحلیل گران و سیاست گذاران، نوسان پذیری قیمت یک متغیر کلیدی است که به درک نوسانات بازار کمک می کند؛ بنابراین تحلیل گران نیاز دارند تا پیش بینی درستی از نوسان پذیری قیمت به عنوان یک ورودی ضروری برای انجام وظایفی چون مدیریت ریسک، تخصیص پرتفوی، ارزیابی ارزش در معرض خطر و قیمت گذاری دارایی ها را داشته باشند. بر این اساس در تحقیق حاضر با استفاده از ترکیب مدل هایTVP-VAR وPLS در نرم افزار متلب و XLSTAT در بازه زمانی 1-1377 تا 6-1392 (ماهیانه) با استفاده از متغیرهای حقیقی (تولیدات صنعتی، سرمایه گذاری بخش حقیقی در مسکن، رشد اقتصادی، سهم مخارج دولت به GDPو نرخ رشد صادرات غیر نفتی) و متغیرهای پولی (تورم، عرضه پول، نرخ ارز، درآمدهای نفت و قیمت داخلی طلا) بر بازدهی سهام اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. بر اساس مدل PLS این نتیجه حاصل شد که متغیرهای رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی نفت بیش از سایر متغیرها بر بازدهی بورس اوراق بهادار تهران تأثیرگذار است. در ادامه متغیرهای رشد اقتصادی و درامدهای نفتی را وارد مدلTVP-VAR نمودیم. بر اساس نتایج این مدل TVP-VAR رشد اقتصادی در طول دوره در بازه صفر تا 6/0 و رشد درآمدهای نفتی در بازه 3/0-تا 1/0 بر بازدهی سهام اثرگذار بوده اند. با توجه به نتایج تأکید بر اجرای سیاست هایی که بخش حقیقی راتقویت نماید (سیاست های سمت عرضه) بیش از سیاست های که بخش پولی (سیاست های بخش تقاضا) را تقویت می کند می تواند موجبات بهبود وضعیت بورس را تضمین کند