هدف این مقاله، بررسی چهارچوب مقاله های علمی پژوهشی در نشریه های بین المللی حسابداری است تا بتوان به وضعیت ساختار مقاله های علمی حسابداری در سطح جهانی پرداخت و الگوی متداول روش علمی در حسابداری را نیز ارائه نمود. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای، یک چهارچوب مفهومی شامل 11 جزء از ساختار مقاله های علمی پژوهشی ارائه شد. در مرحله بعد، با استفاده از تحلیل محتوا به بررسی ساختار 643 مقاله به عنوان نمونه طی سال های 2009 الی 2017 و از بین 78 نشریه حسابداری بین المللی با درجه اعتبار متفاوت پرداخته شد و انطباق ساختار مقاله-های حسابداری با چهارچوب مفهومی، از طریق آزمون های آماری میانه، کروسکال والیس و من ویتنی مقایسه و آزمون شدند. نتایج مطالعه نشان داد که ترتیب رعایت اجزاء ساختار پژوهش در 354 مقاله از 643 مقاله (بیش از 55%) به گونه کامل منطبق با چهارچوب یک مقاله علمی پژوهشی نیست؛ اما میانگین ساختار کلی مقاله های حسابداری و اجزاء آن مطابق با ساختار تجویز شده در روش تحقیق برای یک مقاله علمی پژوهشی است و تنها دو بخش چهارچوب نظری و پیشنهادها از منظر روش تحقیق با ویژگی های مطلوب یک مقاله علمی پژوهشی منطبق نیستند. در پایان، رتبه نشریه ها با استفاده از چارک بندی تعیین و یافته ها مقایسه شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین ساختارکلی مقاله های حسابداری چاپ شده در نشریه هایی که از درجه اعتبار بالایی برخوردارند نسبت به مقاله هایی که در نشریه هایی با درجه اعتبار پایین تری چاپ شده اند، وجود ندارد و تنها بین ویژگی های بخش های چکیده، کلید واژه، مقدمه، مبانی نظری و یافته ها تفاوت معناداری وجود دارد.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر بازارگرایی درونی بر تمایل کارکنان به پذیرش تغییرات سازمانی است. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر، کارکنانی هستند که در شرکت های فناور پارک علم و فناوری فارس (پردیس شیراز) مشغول به کار هستند. جهت انجام این پژوهش، پرسشنامه ای استاندارد میان تمامی کارکنان شرکت های مورد مطالعه توزیع گردید و در نهایت تعداد 93 عدد پرسشنامه گردآوری شد و مبنای تحلیل ها قرار گرفت. به منظور تحلیل فرضیه های ارائه شده در قالب مدل مفهومی پژوهش، از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزیی (PLS) استفاده گردید. نتایج تحلیل ها حاکی از تایید فرضیه اصلی پژوهش و دو فرضیه فرعی مرتبط با آن است. به این صورت که برخورداری از رویکردی بازارگرایانه به محیط درونی سازمان، بر تمایل کارکنان به پذیرش تغییرات سازمانی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. علاوه بر این، ابعاد نظام پاداش دهی و توسعه کارکنان به ترتیب تاثیر مثبت و معنی دار بیشتری بر تمایل کارکنان به پذیرش تغییرات سازمانی دارد. در حالی که ارتباطات درون سازمانی، تاثیر معنی داری را نشان نداده است. در پایان نیز بر مبنای نتایج پژوهش، پیشنهاد و توصیه های کاربردی به شرکت ها ارایه گردیده است.
تکنیک های داده کاوی، یعنی استخراج الگوها از پایگاه های داده ای بزرگ، در تجارت به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرند. با استفاده از این تکنیک ها ممکن است قواعد زیادی حاصل شوند و فقط تعداد کمی از آنها به دلیل محدودیت بودجه و منابع برای پیاده سازی در نظر گرفته شوند. ارزیابی و رتبه بندی جالب بودن و مفید بودن قواعد انجمنی در داده کاوی اهمیت زیادی دارد. در مطالعات قبلی که در مورد شناسایی قواعد انجمنی جالب از نظر ذهنی انجام شده است، اکثر روش ها مستلزم وارد کردن دستی یا پرسیدن از کاربر برای افتراق صریح قواعد جالب از ناجالب بوده است. این روش ها نیازمند محاسبات بسیار زیادی هستند و حتی ممکن است به نتیجه گیری های ناسازگار منتهی شوند. برای غلبه بر این مشکلات، این مقاله پیشنهاد می کند که از رویکرد تحلیل پوششی داده ها (DEA) با مرز دوگانه برای انتخاب کارآترین قاعده ی انجمنی استفاده شود. در این رویکرد علاوه بر بهترین کارآیی نسبی هر قاعده ی انجمنی، بدترین کارآیی نسبی آن نیز در نظر گرفته می شود. در مقایسه با DEAی سنتی، رویکرد DEA با مرز دوگانه می تواند کارآترین قاعده ی انجمنی را به درستی و به آسانی شناسایی کند. به عنوان یک مزیت، رویکرد پیشنهادی از نظر محاسباتی کارآمدتر از کارهای قبلی در این زمینه است. با استفاده از مثالی از تحلیل سبد بازار، قابلیت کاربرد روش مبتنی بر DEAی ما برای اندازه گیری کارآیی قواعد انجمنی با معیارهای چندگانه نشان داده خواهد شد.
مزیت رقابتی سازمان ها در عصر حاضر بیش از هر چیزی به دسترسی آنها به منابع دانشی بستگی دارد. تحول سریع دانش و گستردگی منابع دانشی بین شرکت های مختلف، دسترسی به دانش را برای یک سازمان به تنهایی دشوار ساخته است. این موضوع سازمان ها را وادار کرده که برای دسترسی به دانش مورد نیازشان به همکاری با یکدیگر روی بیاورند. آمارها نشان از افزایش همکاری های میان سازمانی با هدف کسب دانش، علی الخصوص در صنایع دانش بنیانی مانند صنعت داروسازی دارد. ادبیات گسترده ای در زمینه عوامل اثرگذار بر فرآیند انتقال دانش و یادگیری در همکاری ها وجود دارد و هر یک از اندیشمندان این حوزه، از دیدگاه خودشان به تعدادی از عوامل اشاره کرده اند اما تاکنون یک پژوهش فراگیر درباره روابط میان این عوامل و اهمیت آنها انجام نشده است. این پژوهش سعی در شناسایی عوامل اثرگذار بر موفقیت فرآیند انتقال دانش و یادگیری در همکاری میان سازمانی و سنجش اهمیت این عوامل و همچنین روابط آنها دارد. در این راستا ده عامل اثرگذار بر فرآیند انتقال دانش از ادبیات استخراج می شوند و در دو دسته عوامل سطح سازمان، عواملی که در کنترل سازمان هستند، و عوامل سطح همکاری، عواملی که در تعامل دو سازمان معنا پیدا می کنند، دسته بندی می شوند. سپس با استفاده از نظر سنجی از مدیران شرکت های دارویی که شرکت های آن ها در همکاری های صنعت داروسازی درگیر بودند، روابط میان عوامل و اهمیت آنها تحلیل می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که استراتژی سازمان تاثیرگذارترین عامل و سرمایه اجتماعی مهم ترین عامل از میان تمامی عوامل می باشد. شناسایی عوامل اثرگذار بر فرآیند انتقال دانش و اهمیت آنها می تواند به مدیران، در مدیریت بهتر فرآیند انتقال دانش و موفقیت در همکاری های دانشی کمک کند.
هرساله بیش از یکصد میلیون گردشگر از آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی کشور چین بازدید می کنند. علاوه بر این، چینی ها از طرق متنوع دیگری نیز برای ترویج فرهنگ گردشگری و افزایش درآمد خود، از این محمل استفاده می کنند، بدین صورت که علاوه بر میراث فرهنگی شان، میراث معنوی و پیشینه های باستانی خود را نیز در برنامه های گردشگران خود گنجانده اند. با این ترتیب، نه تنها گردشگر را با باورها، آداب و رسوم باستانی خود آشنا می کنند، بلکه آنان را با سبک زندگی امروزی، فرهنگ و نحوه مراودات خود همراه می کنند، و در نهایت هم گردشگر را با جیبی خالی به کشور خویش باز می گردانند. به عنوان مثال، یکی از مصادیق بارز موارد یاد شده، دانش گیاهان داروئی، فرهنگ بهره گیری از داروهای طبیعی و «طب سنتی» چین است.
مطالعه حاضر باهدف بررسی تأثیر تجربه حسی برند بر تعهد عاطفی مشتریان و ارزش ویژه برند انجام شده است. این مطالعه به صورت کاربردی در شرکت مواد غذایی خلیج فارس شهر بندرعباس صورت گرفته است. بر اساس روش و بازه زمانی گردآوری داده ها یک تحقیق پیمایشی-مقطعی است. جامعه آماری تحقیق شامل مشتریان شرکت مواد غذایی خلیج فارس می باشد. از فرمول کوکران برای انتخاب 384 نفر به عنوان نمونه استفاده شده است. برای نمونه گیری از روش تصادفی ساده استفاده شده است. وسیله ی اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامه می باشد. در بخش اول سؤالات عمومی پیرامون ویژگی های فردی مشتریان شرکت مواد غذایی خلیج فارس و در بخش دوم پرسش های تخصصی پیرامون سازه های اصلی تحقیق مطرح شده است. سازه های اصلی شامل تجربه حسی برند، رضایت مشتریان، تعهد عاطفی مشتریان و ارزش ویژه برند می باشد. پرسشنامه از طریق روایی محتوایی و روایی سازه، اعتبارسنجی گردید. پایایی پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ به تائید رسید. نتایج تحقیق نشان داد، تجربه حسی برند بر تعهد عاطفی و رضایت مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تجربه حسی برند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر ارزش ویژه برند تأثیرگذار است. رضایت مشتریان بر تعهد عاطفی مشتریان و ارزش ویژه برند تأثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت رضایت مشتریان نیز تأثیر مثبتی بر ارزش ویژه برند دارد.
برای اثربخشی تبلیغات تجاری، بازار را بر اساس شاخص هایی بخش بندی می کنند. یکی از ملاک های بخش بندی مشتریان، سن است که کودکان، بخشی از آن هستند. سؤال این پژوهش این است که از منظر اسلام، آیا صغار می توانند مخاطب تبلیغات تجاری واقع شوند؟ برای یافتن پاسخ، از سه منظر بحث شده است. نخست، کارکرد تبلیغات تجاری از منظر اسلام و غرب بررسی می شود. از منظر اسلام، هدف غاییِ تبلیغات تجاری، آگاه کردن مخاطب است؛ اما صغار به دلیل فقدان توان تشخیص نمی توانند مخاطب این گونه تبلیغات واقع شوند. دوم اینکه بر اساس دستور اسلام لازم است بر معاملات، عقلانیت، حاکم و هر گونه مانع در سر راه اِعمال عقلانیت در تخصیص درآمدها حذف شود. تبلیغات تجاری متعارف با استفاده از فنون روان شناسی، ذهن مخاطب را مسخَّر خویش می کند و او را تحت فرمان خود درمی آورد. کودکان با توجه به شرایط سنی خود، بیشتر تحت تأثیر این گونه تبلیغات قرار می گیرند و به واسطه فشارهای آنها بر والدین برای خرید، عقلانیت لازم، حاکم نخواهد شد؛ ضمن اینکه افراد برای تخصیص عقلایی منابع درآمدی، باید قدرت تشخیصِ تناسب محصول با نیاز خود و توان اولویت بندی آنها را داشته باشند. در بحث سوم، موضوع فوق الذکر با قاعده «لاتعاونوا علی الإثم و العدوان» بررسی و مصادیقی از نقض این قاعده در موضوع مخاطب واقع شدن صغار ذکر می شود. در نهایت، با توجه به استدلال های پژوهش، به نظر می رسد مشروعیتِ مخاطب قرار دادنِ صغار در تبلیغات تجاری از منظر اسلام، خالی از اشکال نیست.