کمبود سرمایه در بخش کشاورزی که ناشی از پایین بودن سطح درآمد و در نتیجه ناچیز بودن میزان پس انداز خانوارها می باشد یکی از مشکلات توسعه بخش کشاورزی است. این وضعیت علاوه بر اینکه امکان افزایش ظرفیت بخش های تولیدی و بکارگیری ن آوری های نوین را در فرآیند تولید در این مناطق با محدودیت مواجه ساخته است، موجب بروز مشکلات اجتماعی چون مهاجرت روستاییان به شهرها، بیکاری پنهان و آشکار و کاهش سطح زندگی خانوارها شده است. از این رو انتظار می رود که تسهیلات اعتباری مؤسسات رسمی، وسیله مناسبی برای روند انتقال و تسریع در امر توسعه کشاورزی باشد. روش تحقیق در این تحقیق که دارای دو بخش نظری و تجربی است، در بخش نظری از روش اسنادی و کتابخانه ای و در بخش تجربی از روش پیمایش استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل از یک مدل ادغام داده ها و سری زمانی بین شهرستانهای سیستان و بلوچستان در برخی سال های 96 1390 استفاده شده است ،کارشناسان بر اعتبارات کشاورزی و ارایه خدمات حمایتی مناسب به کشاورزان به عنوان عوامل تقویت کننده جریان توسعه کشاورزی، تأکید می کنند، کشاورزی تنها شغل پایدار بخش روستایی و بانک کشاورزی حامی این بخش است و به ویژه در شرایط تحریم، بخش کشاورزی می تواند مزیت رقابتی ما در بازارهای بین المللی و صادرات غیر نفتی باشد و در این راستا بانک کشاورزی با حمایت مالی از توسعه مکانیزاسیون، بهبود روش های کشت و پشتیبانی از تحقق کشاورزی اقتصادی، سهم به سزایی در افزایش تولیدات صادرات محور، بهبود کیفی و استانداردسازی محصولات کشاورزی و درنتیجه توسعه پایدار این بخش دارد
باوجود رشد روزافزون سرمایه گذاری در حوزه بازاریابی رسانه های اجتماعی، شناسایی چالش ها و فرصت های این رویکرد نو در ادبیات حوزه بازاریابی از نظرها دور مانده است. به همین منظور، هدف از پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی فرصت ها و چالش های بازاریابی رسانه های اجتماعی است. پژوهش در دو مرحله با رویکرد آمیخته انجام شده است. در مرحله نخست پژوهش با رویکرد کیفی به شناسایی فرصت و چالش ها از خبرگان و صاحب نظران حوزه بازاریابی رسانه های اجتماعی پرداخته شده و در مرحله دوم به منظور نظرسنجی درباره یافته های بخش کیفی و نیز رتبه بندی فرصت ها و چالش ها از دیدگاه صاحب نظران، رویکرد کمّی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. در بخش کیفی، از روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمّی، از روش نمونه گیری قضاوتی استفاده شد. در مرحله کیفی، داده های حاصل از 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با روش تحلیل محتوا تجزیه وتحلیل شد. در مرحله کمّی، داده های حاصل از 47 پرسشنامه گردآوری شده، با آزمون های علامت و میانگین موزون تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد مهم ترین فرصت بازاریابی رسانه اجتماعی، شناخت دقیق نیازهای مشتریان از طریق رسانه های اجتماعی و مهم ترین چالش، بی اعتمادی مخاطب به رسانه های اجتماعی است.
خوشبینی مدیران یک ویژگی شخصیتی است که بهعنوان داشتن باور مثبت در رابطه با هر یک از جنبههای یک پیشامد در شرایط عدم اطمینان تعریف میگردد. براساس پژوهشهای انجام شده در این حوزه، خوشبینی مدیران را میتوان ناشی از دو عامل انگیزههای اقتصادی و واکنش ذهنی افراد دانست که در ادبیات حسابداری به هر دو پرداخته شده است. در پژوهش حاضر مفهوم خوشبینی مدیران، عوامل زیربنایی آن و شاخصهای تعریف شده در ادبیات حسابداری، مالی و روانشناسی جهت اندازهگیری آن بحث و تلاش شده است تا با بیان مفاهیم مرتبط با هر دو نوع خوشبینی، خوشبینی در گزارشگری مالی، ارتباط خوشبینی، فرااعتمادی و استدلال انگیزشی بینشی جدید در ارتباط با مفهوم خوشبینی مدیران فراهم گردد.