سرمایه گذاری سودآور نبض حیات شرکت و عاملی بنیادین در تعیین ارزش آن تلقی می گردد. مدیران شرکت ها، با شناخت عوامل موثر بر سرمایه گذاری و با به کارگیری آنها در رسیدن به سطح سرمایه گذاری بهینه، می توانند نهایت بازدهی را ایجاد کنند. از جمله این عوامل اشتیاق سرمایه گذاری است، که اولین بار توسط دنگ و همکارانش در سال 2017 با استفاده از مفهوم محدودیت ملایم بودجه ارائه گردیده است. هدف این مقاله توسعه مدل دنگ و همکارانش با بررسی ارتباط هزینه های نمایندگی و حساسیت جریان های نقدی سرمایه گذاری با اشتیاق سرمایه گذاری با توجه به کنترل محدودیت مالی می باشد. این تحقیق اطلاعات مالی 161 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1388 الی 1397 را مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که حساسیت جریان نقد سرمایه گذاری در طبقات مختلف شرکت های با محدودیت مالی و بدون محدودیت مالی ارتباط منفی معنی داری با اشتیاق سرمایه گذاری دارد و حساسیت جریان نقد سرمایه گذاری می تواند اشتیاق سرمایه گذاری را در هر دو شاخص WW و SA تبیین نماید. در این تحقیق هزینه های نمایندگی با استفاده از نسبت های کارایی اندازه گیری شده است و نتایج تحقیق حاکی از آن است که در کل ارتباط معنی داری بین هزینه های نمایندگی و اشتیاق سرمایه گذاری در شاخص SA وجود ندارد ولی بین هزینه های نمایندگی و اشتیاق سرمایه گذاری در شاخص WW ارتباط منفی معنی داری وجود دارد.
لازمه هر سازمانی فعالیت هایی است که اعضای سازمان در ارتباط با یک دیگر، سازمان، ارباب رجوع، یا مشتریان انجام می دهند. هر سازمانی با توجه به مبانی ارزشی خود به دنبال دستیابی به الگویی از رفتار سازمانی است که در عملکرد سازمان بالاترین اثربخشی و کارآیی را داشته باشد. یکی از الگوهای رفتاری متناسب با سازمان های اسلامی الگویی است که مبتنی بر اخوت اسلامی باشد. سازمان های اسلامی به دلیل تفاوت مبنایی با سازمان های غیراسلامی نیازمند شیوه های خاص خود در اداره سازمان هستند. هدف از این پژوهش تبیین مؤلفه های گرایشی بود و محققان برای نیل به این هدف این سؤال را مطرح کردند که «مؤلفه های گرایشی در الگوی رفتار سازمانی مبتنی بر اخوت اسلامی چیست؟». بدین منظور در کتاب های اسلامی با روش داده بنیاد جست وجو کردند و مؤلفه های گرایشی الگوی اخوت اسلامی را به دست آوردند که عبارت اند از: تمایل به جلب رضایت الهی، آخرت گرایی، راهنماگرایی، تمایل به جلب رحمت و افاضات الهی در فعالیت ها، یک دلی و همدلی، همدردی و دلسوزی، محبت و مهربانی، مثبت گرایی، خیرخواهی، خدمت گرایی، اعتمادورزی، کنترل میل ها، و گرایش ها در جهت ایجاد و حفظ اخوت اسلامی.
ضرورت کاهش اتلاف منابع، پاسخ گویی سریع به تغییرات تقاضا، واکنش به رویدادهای ناگهانی و دغدغه در خصوص مسائل زیست محیطی، مفاهیمی را نظیر ناب، چابک، تاب آور و سبز را معرفی نموده است. زنجیره های تامین تلاش می کنند تا ترکیب مفاهیم را (رویکرد لارج) به منظور بهبود عملکرد، کسب مزیت رقابتی، پاسخگویی به نیازهای ذینفعان و پایداری به کار گیرند. بررسی ها نشان می دهد پژوهش های پیشین با نگاه مدیریت صنعتی به ترکیب رویکردها پرداخته اند. حال آن که کنار هم قرار گیری چهار رویکرد که از جهات مختلف با یکدیگر دارای وجوه افتراقی متعدد هستند، مستلزم توجه به پیچیدگی ها و ایجاد الگویی مبتنی بر وجوه متعدد وکثرت گرایی سازمان می باشد. بدین منظور در قالب پژوهشی آمیخته، با 12 نفر از خبرگان مصاحبه و مدل با استفاده از روش تحلیل تم، تدوین و در نمونه آماری (384 نفر) از کارکنان بانک کشاورزی با استفاده از مدل معادلات ساختاری بررسی شد. الگوی پیاده سازی رویکرد لارج در صنعت بانکداری ایران متشکل از ابعاد فردی، سازمانی و محیطی می باشد. بعد فردی شامل خلاقیت و انعطاف پذیری، بعد سازمانی شامل جداسازی و ارزش گذاری اهداف، مرتبط سازی و بهبود برهم کنش اهداف، فرایند محوری، سیاست های چندگانه فرایندی/واحدی، ساختارها و رویه های منعطف، شبکه سازی، شناسایی نقاط و عملکردهای اهرمی و حمایت مدیران از تنوع فرهنگی، فضای نقد و تغییر و بعد محیطی شامل اعتماد و مشارکت جامعه در طرح های بانک، عملکرد زنجیره تامین خدمات بانکی، انتظارات سهامداران از بانک و قوانین و مقررات ناظر بر عملکرد بانک می باشد.
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی شایستگی های حرفه ای مهندسان برای سازمان های صنعتی نوین ، انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها کمی ازنوع توصیفی- تحلیلی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل؛ 1)اعضای هیئت علمی متخصص، دارای دکتری مهندسی و فعال در حوزه صنعت، 2)مدیران و کارشناسان خبره شاغل در سازمانهای صنعتی با تجربه 5 سال یا بیشتر و و دارای مدرک مهندسی که از 5 دانشگاه و 4 سازمان صنعتی برتر به تعداد 467 نفر که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، حجم نمونه ای به تعداد 216 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جهت شناسایی شایستگی های حرفه ای مهندسان برای ورود به سازمانهای صنعتی، پیشینه پژوهش های انجام شده و سایت onet مورد بررسی قرار گرفته، سپس شایستگی های استخراج و بر مبنای آن به دو دسته کلی ؛ عمومی و تخصصی طبقه بندی شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 42 گویه ای استفاده شد که ضریب آلفای کرونباخ برای همه شاخص ها زیربنایی ابزار 3/82 به دست آمد. جهت بررسی روایی پرسشنامه نیز از نظر خبرگان مرتبط و هم چنین روایی سازه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد: 1- شایستگی های حرفه ای مورد نیار شامل؛ شایستگی های عمومی (شایستگی شخصیتی، برنامه ریزی، شناختی) و تخصصی (سیستماتیک، کاربردی، اخلاق حرفه ای و استراتژیک) می باشد 2- مدل کلی پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد برازش قرار گرفت. 3- همه نشانگرها به طور معنی داری با عامل زیربنایی خود مرتبطبودند و مدل اندازه گیری طی ارزیابی شاخص های جزئی مطلوب بود.
پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل مفهومی نظام جامع آموزش برای مشاغل اختصاصی سازمان نظارتی انجام شد. ازنظر نوع پژوهش کیفی و روش پژوهش نیز سیستماتیک برخاسته از داده های استراوس و کوربن بود. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش را کلیه کارشناسان، نخبگان و اساتید شاغل در مشاغل اختصاصی سازمان نظارتی تشکیل می دادند. برای نمونه گیری از نوع هدفمند نظری استفاده شد. حجم مشارکت کنندگان به تعداد 33 نفر است که با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است و افرادی انتخاب شدند که بیشترین اطلاعات و داده را برای پاسخ به سؤالات فراهم نمودند و مصاحبه ها تا رسیدن به نقطه اشباع و حداکثر اطلاعات ادامه یافت. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد: مدل مفهومی به دست آمده دارای 673 مفهوم، 126 مؤلفه و 18 مقوله است و مقولات آن شامل: شرایط علَی ( شناسایی عوامل مؤثر در ضعف آموزش، بازنگری در وضعیت موجود، وضعیت کمی و عوامل کیفی آموزش، بازنگری در شناسنامه آموزشی مشاغل)، شرایط زمینه ای (ضرورت آموزش، عوامل اقتصادی، اجتماعی و قانونی)، شرایط مداخله گر (سیاست گذاری و بازنگری در شرح وظایف) راهبردها (نظارت و ارزشیابی، نیازسنجی واقع بینانه، بازنگری در محتوای آموزش و هدف گذاری) و پیامدها (تدوین نظام جامع آموزش، ایجاد انگیزه در کارکنان و برنامه ریزی هدفمند) است.
امروزه دیگر در دنیا به شهرداری به عنوان پیمان کاری بزرگ که می بایست برخی از فعالیتهای عمرانی و خدماتی شهر را انجام دهد، نگریسته نمی شود بلکه شهرداری مؤسسه ای مدنی و برخاسته از مردم است که وظیفه فعالیت به سمت توسعه پایدار شهری و توسعه انسانی را بر عهده دارد. به همین دلیل است که شهرداری ها باید در کنار فعالیتهای سنتی و مرسوم خود به فعالیتهای فرهنگی، بهزیستی و زیست محیطی بپردازند. در کشور ایران، شهرداری به عنوان نهاد محلی و برخاسته از متن مردم منطقه، متولی اصلی اداره امور خدماتی، عمرانی و نوسازی شهری، ناچاراست در قبال ایفای وظایف قانونی خود، به دلیل عدم وابستگی مالی به دولت و بودجه عمومی، به طرق مختلف و بر پایه قانون، عوایدی را کسب و به مصرف امور مورد نظر برساند. این در حالی است که این نهاد در عین استقلال مالی از لحاظ سیستم نظارتی، در وضعیت بینابینی قرار دارد و از استقلال کافی برخوردار نیست. موضوع درآمدهای شهرداری مقوله ای بسیار مهمی است چرا که اگر شهرداری درآمد داشته باشد خدمات بهتری می تواند ارایه دهد و در نتیجه ارایه خدمات بهتر، استقلال شهرها از حکومت مرکزی اتفاق می افتد. تا قبل از سیاست خودکفایی شهرداری ها در ایران مندرج در قانون بودجه سال 1362، بیشتر درآمد شهرداری ها مبتنی بر منابع دولتی بود، ولی در پی سیاست های تعدیل اقتصادی، سهم پرداخت های مالی دولت به شهرداری ها کاهش جدی یافت. رشد سریع جمعیت شهری به همراه واگذاری برخی از وظایف دولت به شهرداری ها (که انتظارمی رود در آینده وظایف بیشتری نیز به شهرداری ها واگذار شود)، موجب افزایش شدید نیازهای مالی شهرداری ها شده است. بخشی از این نیازها را از طریق مالیات های محلی، وجوه انتقالی از دولت مرکزی و دیگر منابع درآمدی شان برآورده می کنند؛ اما این منابع درآمدی نمی توانند تمام نیازهای سرمایه گذاری و عمرانی شهرداری ها را پوشش دهند. از این رو، در این روند شهرداری ها برای تأمین منابع مالی مورد نیاز به دنبال یافتن منابع جدیدی بودند ولی متأسفانه به علت اقتصاد ضعیف، چندان موفق نبودند ولی این مسئله مانع از روی آوردن شهرداری ها به بازارهای مالی و مشارکت با بخش خصوصی به منظور تجهیز منابع مالی نشد. در مجموع این نهاد محلی تمام تلاش خود را برای کسب منابع جدید و عدم وابستگی به منابع سنتی به عمل آورد، می توان گفت در سال های اخیر، شهرداری های ایران پا به عرصه نوینی در زمینه کسب منابع درآمدی گذاشته اند.
مدیریت در زندگی بشر یک پدیده نو ظهور نیست بلکه عمر آن به درازای عمر تاریخ بشری است. انسان در یک پیوستار تاریخی از زندگی انفرادی به زندگی قومی و از زندگی کشاورزی به حیات مدرن صنعتی و در نهایت به زندگی پیچیده امروزی به نظریه ها و رویکردهای جدید در مدیریت پا نهاده است. پلیته معتقد است که در سال های اخیر کمتر وظایفی به اندازه وظایف مدیر مدرسه مورد سؤال واقع شده است. در حقیقت به موزات اصلاحات و تقویض اختیارات بیشتر به مدیران مدارس، وظایف و مسئولیت های آنان سنگین تر و چالش ها بیشتر شده، در حالی که منابع محدودتر از گذشته است. مدیریت مدرسه در حال حاضر، گسترش بیشتر مهارت ها، دانش و معلومات وسیع و هویت حرفه ای مدیر را می طلبد. مدیران مدارس باید بتوانند جامعه محلی را به همکاری و همیاری بطلبند، مدرسه را به صورت مشارکتی رهبری کنند، میانجیگری تنش ها بشوند، برانگیزاننده و مشوق رشد حرفه ای معلم ها و از همه مهم تر عامل تغییر در مدرسه باشند. تغییر موقعیت و انتظارات از مدیر مدرسه کار برنامه ریزان آموزش مدیران را تحت الشعاع قرار داده و آنان را به تجدید نظر در برنامه های آموزشی و آماده سازی مدیران وا می دارد. به همین سبب است که در بسیاری از کشورها شاهد تهیه برنامه های جدید و تجدید نظر در برنامه های سنتی آموزش مدیران هستیم و گروه ها و کمیسیون های بی شماری به بررسی و ارائه پیشنهادها برای تهیه راهکارهای متناسب با نیازهای نظام آموزشی پویا و اثربخش می پردازند. پدیده جهانی شدن از بحث برانگیزترین مسایل روز جهان به شمار می رود. پدیده ای که در تصمیم گیری ها و فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انسان ها نقش تعیین کننده ای داشته و مرزهای جغرافیایی را به حداقل ممکن کاهش می دهد، منافع مردم و کشورها را بیش از پیش به هم تنیده کرده و علاوه بر کالا وخدمات، افکار و دانش بشری را نیز آسانتر و بی حد و مرزتر از گذشته مبادله می کند.
آموزش کارآفرینی نقش بی بدیلی در ترویج کارآفرینی در فضای کسب و کار اقتصادی دارد و هوشیاری کارآفرینانه و اثربخشی آموزش نیز به عنوان مفاهیم اساسی در تئوری فرصت گرایی کارآفرینی مطرح می باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر هوشیاری کارآفرینانه با نقش میانجی اثربخشی آموزش و آگاهی اقتصادی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را 104 نفر از دانشجویان کارشناسی آموزش ابتدایی تشکیل می دهد که در دوره آموزشی آنلاین کارآفرینی شرکت نمودند. نمونه گیری از طریق روش تصادفی ساده انجام و با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 84 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بوده که پایایی و روایی آن بررسی و تایید شده است. برای بررسی فرضیه های پژوهش از روش معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که آموزش مبخث کارآفرینی به دانشجویان میتواند به آنها در هوشیار بودن در حوزه کارآفرینی و داشتن شم اقتصادی کمک کند و به نوعی نشان از اثربخش بودن این نوع آموزش را نشان می دهد.
هدف: تحقیق حاضر به منظور بررسی واکنش مصرف کننده نسبت به ادراک محصول با تصویر برند انجام گرفته است. روش : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، تحقیقی توصیفی – پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری خریداران آنلاین محصولات در منطقه پنج شهرداری کرج که حجم نمونه 384 نفر از بین آن ها انتخاب و با پرسشنامه اقتباسی که روایی و پایایی آن تائید شده موردسنجش قرارگرفته است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها جمعیت شناختی و استخراج شاخصه ای مرکزی از آمار توصیفی و نرم افزار24 SPSS و برای تجزیه وتحلیل آمار استنباطی از مدل معادلات ساختاری و از نرم افزار PLS2 Smart استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از اثر مثبت و معنی دار متغیر سازگاری درک محصول با تصویر برند بر خرج کردن ، نگرش مثبت نسبت به فضای فروشگاه ، احساس لذت و ارزیابی مثبت مصرف کنندگان از فضای فروشگاهی دارد. نتیجه گیری: با سازگاری درک محصول با تصویر برند بر هزینه، نگرش، لذت، برانگیختگی و درک فضای فروشگاه تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی سنجش میزان بلوغ سیستمهای هوش تجاری در صنعت بانکداری(کاربرد معادلات ساختاری) می باشد. در این راستا اهداف اختصاصی شامل ارائه مدلی جهت سنجش بازاریابی رابطه مند، مدیریت عملکرد، مدیریت ریسک، و مدیریت دارایی ها و تعهدات در صنعت بانکداری ایران با استفاده از معادلات ساختاری حداقل مربعات جزیی می باشد. جامعه آماری شامل کارکنان بانک های ملی مرکزی استان تهران در سال 1397 می باشند که برابر با 4912 بوده، از طریق جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان تعداد نمونه آماری 357 نفر از کارکنان انتخاب شدند. نتایج مشخص نمود هوش تجاری و شاخص های آن حدود 47 درصد از واریانس بانکداری را تبیین نمودند.
امروزه برندها به عنوان مهم ترین دارایی کسب و کارها تلقی می شوند. برندها و شخصیت آن ها مبنایی هستند که مصرف کنندگان بر اساس آن ها، محصولات و خدمات مختلف را شناسایی و پیوند می دهند. ایجاد روابط پایدار با مصرف کنندگان هدف اصلی بازاریابی برای اکثر شرکت ها محسوب می شود؛ شرکت های موفق دارای روابط مستحکمی بین برند و مصرف کنندگانشان هستند، لذا روابطی که مصرف کنندگان با برندهای مختلف برقرار می کنند، اهمیت ویژه ای در بازاریابی برقرار کرده است. در جامعه مصرف کننده امروزی که امکان نشان دادن طرفداری برند برای مصرف کنندگان به آسانی وجود دارد، برای صاحبان بازار فهم رفتارهایی که منجر به انتخاب برند می شوند، مهم است. این مطالعه به شناسایی و درک متغیرهای کلیدی (ابعاد تصویر برند، ادراک برند، انتظار برند، عشق به برند و محبت به برند) پرداخته است؛ هم چنین در این مقاله به بررسی و تبیین عوامل مؤثر بر هماهنگی برند و مصرف کننده می پردازد و ادبیات موجود در این زمینه را مورد مداقه قرار می دهد.
از آنجا که حجم اطلاعات افشا شده توسط شرکت ها مدام در حال افزایش است؛ این مقاله در صدد است تا با تفکیک اطلاعات با ماهیت «متن» از اطلاعات با ماهیت «اعداد» به بررسی وجود و جهت تأثیرگذاری حجم این دو دسته از اطلاعات بر کارایی فرایند قیمت گذاری سهام در شرکت ها بپردازد. این پژوهش همچنین به تأثیری که حجم این دو گونه از اطلاعات در فرایند قیمت گذاری سهام بر یکدیگر می گذارند نیز پرداخته است. اما تمرکزی بر کیفیت محتوای اطلاعات حسابداری و سودمندی آن ندارد. نمونه پژوهش از 169 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1397 تشکیل شده است. فرضیه های پژوهش با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی به روش مقطعی آزمون شد. نتایج پژوهش نشان می-دهد که حجم اطلاعات افشا شده، چه از نوع «متن» و چه از نوع «اعداد»، در مجموع تأثیر معناداری بر کارایی فرایند قیمت گذاری سهام شرکت ها در بازار سرمایه ایران ندارد. همچنین مشخص شد که حجم این دو گونه از اطلاعات، قادر نیست که تأثیرگذاری یکدیگر بر کارایی فرایند قیمت گذاری سهام را تقویت نماید. نتایج این پژوهش علاوه بر گسترش ادبیات حسابداری در حوزه های «افشا» و «کارایی بازار»، حاوی دستاوردهای مهمی برای سیاست گذاران، تحلیل گران، سهامداران و مدیران شرکت ها پیرامون حجم افشای اطلاعات است. توان استفاده کننده و همچنین کیفیت افشا نیز از جمله عواملی هستند که باید در زمان تصمیم گیری راجع به افزایش حجم افشا مد نظر قرار گیرند.
این پژوهش با هدف ارزیابی اثر مشارکت، تعهد و اعتماد مشتری بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری و با رویکردی کاربردی در شرکت سامسونگ صورت گرفته است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ای شامل 22 پرسش با طیف لیکرت پنج درجه استفاده گردید. ابتدا پرسشنامه از دیدگاه خبرگان امر از نظر روایی محتوا تایید شد. سپس روایی سازه با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی نیز انجام شد. مقدار AVE تمامی متغیرها نیز بالای 5/0 بوده و روایی همگرا تایید شد. برای سنجش پایایی نیز ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب محاسبه گردید. جامعه آماری این تحقیق پژوهش کلیه مشتریان و مصرف کنندگان محصولات سامسونگ ساکن در شهر تهران می باشند و پرسشنامه به صورت تصادفی در اختیار 400 نفر از مشتریان و مصرف کنندگان محصولات سامسونگ ساکن در شهر تهران قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار Smart Pls استفاده شده است. در نهایت می توان نتیجه گرفت رضایت مشتری از طریق تکرار خرید، خرید کالای جدید و خرید کالا توسط مشتریان جدیدی که از طریق مشتریان راضی به کالا تمایل پیدا کرده اند، به افزایش درآمد و سود منجر می شود. در واقع مشتریانی که از سازمان رضایت زیادی دارند، تجربیات مثبت خود را به دیگران منتقل می کنند و به این ترتیب وسیله تبلیغ برای سازمان شده و در نتیجه هزینه جذب مشتریان را کاهش می دهند.
نقض علامت تجاری به معنی بهره برداری از حقوق انحصاری ناشی از علامت تجاری بدون اخذ مجوز از صاحب علامت است. این اقدام به شرط ورود ضرر منجر به مسئولیت مدنی ناقض خواهد بود. در شرطیت سه عنصر بهره برداری غیرمجاز زیانبار در تحقق مسئولیت ناقض تردیدی طرح نشده است.آنچه محل تردید قرار گرفته است تاثیر علم و آگاهی بهره بردار غیرمجاز به هنگام ارتکاب فعل است. در این مقاله با توجه به سکوت قانون سال 1386، سعی شده است با استفاده از مبانی کلی در حقوق داخلی و بررسی تطبیقی نقش تقصیر در مسئولیت مدنی ناشی از نقض غیر مستقیم علامت تجاری در حقوق ایران و آمریکا،همراه با ارائه تحلیلی مناسب جایگاه آن تعیین شود. به این منظور مسئولیت مدنی ناقض علامت تجاری در دو سیستم حقوقی ایران و ایالات متحده آمریکا در منابع حقوقی هر دو کشور با استفاده از کتب، قوانین، مقالات و آرا صادره توسط دادگاه های ایران و ایالات متحده به روش کتابخانه ای مورد بررسی تطبیقی قرار گرفت. در این مطالعه در گفتار اول مسئولیت ناقض غیر مستقیم علامت تجاری در حقوق ایران مورد بررسی قرار گرفت، در گفتار دوم مسئولیت ناقض غیر مستقیم در حقوق آمریکا مورد بررسی قررار گرفت، در گفتار سوم دو سیستم حقوقی مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت و در نهایت در گفتار چهارم اصول حاکم بر احراز تقصیر در نقض غیرمستقیم علامت تجاری در دوسیستم حقوقی به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گفت. نتایج نشان داد در حقوق علایم تجاری ایران و ایالات متحده اصولا نقض مستقیم علامت تجاری موجب مسئولیت مطلق شخص ناقض خواهد بود و علم و عمد و یا بی اطلاعی شخص ناقض از فعل نقض، تاثیری در مسئولیت وی ندارد. البته در هر دو سیستم علم و عمد شخص ناقض در نقض علامت تجاری موجب مسئولیت کیفری وی نیز خواهد بود. اما در خصوص نقض غیر مستقیم علامت تجاری، در حقوق ایران ذکری از اثر علم و عمد و یا بی احتیاطی در تحقق مسئولیت به میان نیامده است. نظر به این ابهام، شایسته است قانون گذار داخلی با توجه به قواعد و مقررات عام مسئولیت مدنی، نوع مسئولیت مدنی را به نحوی روشن نماید تا مغایرت عمده ای با قوانین سایر کشور ها در زمینه مالکیت فکری نداشته و از برداشت متفاوت در محاکم قضایی جلوگیری شود.
هدف اصلی پژوهش حاضر، تأثیر بررسی چالش های مربوط به نظام و توسعه بهسازی بر نوآوری تسهیل خدمات در مشتریان شعب بانک مسکن شهر رشت می باشد. تحقیق حاضر ازنظر هدف، یک تحقیق کاربردی و ازلحاظ روش، توصیفی و از نوع پیمایشی و مبتنی بر معادلات ساختاری است. جامعه آماری و ازلحاظ روش، توصیفی و از نوع پیمایشی و مبتنی بر معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه مشتریان شعب بانک مسکن شهر رشت است که دارای معیارهای لازم برای استفاده از نظام و توسعه بهسازی از سوی بانک بوده اند. با استفاده از فرمول محاسبه حجم نمونه (جامعه نامحدود) تعداد ۲۲۰ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده و به روش غیر احتمالی در دسترس تحت نمونه گیری قرار گرفتند. ابزار تحقیق، پرسشنامه استاندارد بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها نیز به منظور کسب یافته های توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار اس پی اس ۲۰ و لیزرل ۵۴/۸ انجام گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که نظام و توسعه بهسازی بر نوآوری خدمات در مشتریان تأثیر مثبت و معنادار دارد. نتایج حاصل از تحقیق مبنایی برای ارائه پیشنهادات تحقیق در دو بخش پیشنهادات کاربردی در جهت ارتقا سیاست های استفاده از نظام و توسعه بهسازی به مدیران و سیاست گذاران عرصه بانکی و به طور مشخص بانک مسکن و نیز محققین آتی جهت تکمیل شکاف مطالعاتی و بسط و گسترش زمینه تحقیقاتی در عرصه نوآوری خدمات در مشتریان گردید.
هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی میزان تاثیرگذاری مدیریت دانش و نوآوری در فناوری بر عملکرد کارکنان شهرداری های استان گیلان می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کارکنان فنی شهرداری های استان گیلان بوده که تعداد آنها 560 نفر می باشد. حجم تمونه با استفاده از فرمول کوکران 229 نفر بوده و از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده می شود. برای پاسخگویی به فرضیات پژوهش و نتیجه گیری از روش های آماری و آزمون های متفاوت با استفاده از نرم افزار SPSS22 وSmart PLS3 انجام گردید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که کلیه فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار گرفته و این امر نشان دهنده تاثیر گذاری مدیریت دانش و نوآوری در فناوری بر عملکرد کارکنان شهرداری های استان گیلان می باشد.
هدف این مقاله بررسی زمان بندی بهینه سرمایه گذار، تأمین مالی بدهی و مقیاس سرمایه گذاری می باشد. جامعه آماری این تحقیق شرکت های بورس اوراق بهادار تهران می باشد که تعداد 100 شرکت به عنوان نمونه در نظر گرفته می شود. تعداد 220 نفر از مدیران شرکت های فوق اقدام به پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه کردند. تحقیق حاضر در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد و از نظر روش، تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. در ادامه با استفاده از رویکرد حداقل مجذورات جزئی روابط متغیرهای تحقیق و مدل اصلی تحقیق بررسی شده است. داده های خام به دست آمده از جامعه آماری با استفاده از تکنیک های آماری مورد تجزیه وتحلیل و پس از پردازش به شکل اطلاعات ارائه شده است. نتایج نشان داد بین زمان بندی بهینه سرمایه گذار و کمک نقدی رابطه ی معناداری وجود دارد. بین تأمین مالی بدهی و کمک نقدی رابطه ی معناداری وجود دارد. بین مقیاس سرمایه گذاری و کمک نقدی رابطه ی معناداری وجود دارد.
The purpose of this paper is to investigate the optimal timing of capital investment, financing and financing. The statistical population of this research is Tehran Stock Exchange firms. The number of firms listed as the sample is considered. The respondents were asked to answer the questionnaire. This research is among applied research and in terms of method, it is a descriptive study of survey type. Then, using partial least squares approach, the relationship between research variables and main model of research is studied. The raw data obtained from the statistical society were analyzed using appropriate statistical techniques and smart pls software the results showed that there is a significant relationship between optimal operating time and cash assistance. There is a significant relationship between debt financing and cash assistance. There is a significant relationship between investment and cash flow.
در سال های اخیر، کیفیت مستندسازی حسابرسی و تأثیر آن بر کیفیت حسابرسی در استانداردهای حسابرسی (مانند استاندارد PCAOB شماره 3) مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. بر اساس استانداردها، مستندسازی حسابرسی شامل ثبت و ضبط کردن روش های حسابرسی انجام شده، شواهد حسابرسی مربوطه و نتیجه گیری های حسابرس است. اهمیت مستندسازی حسابرسی با توجه به نیاز به ارائه شواهدی که نظر حسابرس را تأیید می کند و همچنین ارائه اطلاعات در مورد مراحل مختلف رویه های حسابرسی، تعیین می شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل کیفیت مستندسازی حسابرسی با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی می باشد. به منظور انجام مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، تعداد 16 نفر از شرکای مؤسسات حسابرسی، مدیران سازمان حسابرسی و مدیران مالی شرکت ها طی فرایندی هدفمند انتخاب شدند. یافته های پژوهش، به صورت مدل پارادایمی با 14 مقوله برای شرایط علی، 6 مقوله در زمینه بستر، 6 مقوله برای شرایط مداخله گر، 6 مقوله برای راهبرد و 3 مقوله در زمینه پیامد مرتبط با پدیده اصلی پژوهش، شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت مستندسازی حسابرسی و ارزیابی آن ماهیت پیچیده و چندوجهی دارد و علاوه بر ویژگی ها شخصیتی و فردی حسابرس، تحت تأثیر محیط خرد و کلان پیرامون حوزه حسابرسی نیز قرار می گیرد. بر این اساس، به منظور بررسی جامع موضوع، در تدوین مدل کیفیت مستندسازی حسابرسی جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
In recent years, the quality of audit documentation and its impact on audit quality in auditing standards (such as PCAOB Standard 3) has received more attention. According to auditing standards, audit documentation is the record of audit procedures performed relevant audit evidence obtained, and conclusions the auditor reached. The importance of audit documentation is determined by the need to provide evidence that corroborates the auditor's opinion, as well as to provide information about the various stages of the audit process. The present study aims to design a model of audit documentation quality with a grounded theorizing approach. The research method is qualitative. In order to conduct in-depth and semi-structured interviews, 16 partners of audit firms, directors of the audit organization and financial managers of companies were selected through a purposeful process. The research findings were identified as a paradigm model with 14 categories for causal conditions, 6 categories for context conditions, 6 categories for intervening conditions, 6 categories for strategy and 3 categories for consequences related to the main research phenomenon. The results showed that the quality of audit documentation and its evaluation is complex and multifaceted in nature and in addition to personality and auditor characteristics, it is also affected by the micro and macro environment around the audit field. Accordingly, in order to comprehensively examine the issue, various aspects have been examined in developing the quality model of audit documentation.
Keywords: Audit Documentation, Independent Audit, Audit Evidence, Background Theory