یکی از مشکلات کتابداران مرجع, پاسخگویی به سئوالاتی است که دقیق و واضح نیستند. مراجعهکنندگان کتابخانه, معمولاً سئوال خود را به گونه ای کلی ومبهم مطرح میکنند. در این گونه موارد, اگر کتابدار حدود و ثغور سئوال را مشخص نکند و مستقیماً به سراغ منابع برود, با ناکامی یا ریزش اطلاعات مواجه می شود و به تجربه درمییابد که, قبل از هرگونه جستجویی, با مراجعه کننده گفتگوکند و سئوال را روشن و دقیق کند. ویلیام کتز فرآیند مرجع را شامل مصاحبهء مرجع و استراتژی مرجع میداند. مصاحبهء مرجع, گفتگوی کوتاه کتابدار مرجع با مراجعه کننده است و در این گفتگو, که معمولاً قبل از جستجو و مراجعه به قفسه, برگهدان و فهرستها و کامپیوترو ... انجام می شود, کتابدار باید سعی کند, مرز و حوزهء سئوال مرجع را مشخص کند تا بتواند به نحو بهتر و دقیقتری پاسخگو باشد. پس از مصاحبهء مرجع, کتابدار باید استراتژی مرجع را مشخص کند. در این نوشته, شگردهایی بیان می شود که نگارنده به تجربه دریافته است به استراتژی نتیجه بخشتری منجر میشود.
تجزیه و تحلیل مالی امروزه ابزار خوبی برای ارزیابی اجرای عملیات مالی، تجزیه و تحلیل وضعیت اعتباری و تعیین ارزش اوراق بهادار شرکتهاست. این نسبتها توسط سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و شرکتهای مشاوره مدیریت در تعیین ارزش اوراق بهادار بکار برده می شود. گرچه این نسبتها ممکن است برای اندازه گیری کارایی، ریسک، و سودآوری شرکتها مفید باشد اما نمی توان از آنها با مفاهیم واحدی در تمام کشورها استفاده نمود، به عبارت دیگر کاربرد آنها در تمام کشورها یکسان نیست و با یکدیگر تفاوت دارد. اختلاف در کاربرد نسبتهای مالی در کشورهای گوناگون بیشتر ناشی از قوانین و مقررات موجود و مجاز بودن حسابداران به انتخاب رویه های مختلف حسابداری و گوناگونی ساختار تأمین منابع مالی شرکتهاست، گرچه اصول اساسی حسابداری در تمام کشورها مشابه است ولی سیستم حسابداری آنها اغلب با یکدیگر فرق می کند، همانطور که سیستم حسابداری صنایع مختلف یک کشور با یکدیگر تفاوتهای دارد. در این مقاله سعی شده است که کاربرد نسبتهای مالی توسط سرمایه گذار بالقوه خارجی (مثلاً امریکایی) در کشورهای انگلستان، سوئد، ژاپن، آلمان، فرانسه، ایتالیا و ایران مورد بررسی قرار گیرد. این بررسی ها با توجه به اختلاف در قوانین و مقررات حاکم بر حرفه حسابداری و مجاز بودن حسابداران به انتخاب رویه های متفاوت حسابداری در مورد اندازه گیری داراییها، بدهیها، ارزش حقوق صاحبان سهام، سود و تهیه صورتهای مالی تلفیقی و همچنین اختلاف در ساختار تأمین منابع مالی و عوامل نهادی و فرهنگی و محیطی تأثیرگذار بر نسبتهای مالی، انجام شده است. در این مقاله مدل GAAP امریکا بعنوان معیاری برای مقایسه و تجزیه و تحلی صورتهای مالی شرکتهای خارجی در نظر گرفته شده است، چون امریکا در حال حاضر یکی از منابع اصلی تأمین مالی برای شرکتهای خارجی بشمار می رود. این مقاله از دیدگاه یک سرمایه گذار بالقوه خارجی که می خواهد ریسک خود را از طریق خرید سهام شرکتهای خارجی در بازار داخلی کم نموده یا به عبارت دیگر بازده خود را زیاد کند، ارائه می گردد.
نوشتاری که ذیلاً از نظر می گذرد از سه بخش متمایز تشکیل گردیده است. در بخش یک، ترجمه مقاله « انقلاب در تفکر حسابداری» اثر ولز آورده شده است که به خاطر اهمیت و انسجام آن به صورت کامل ترجمه گردیده است. در مقاله ولز تکیه زیادی بر مفهوم ابرتئوری Paradigm و نوشته های کوهن وجود دارد. بدین لحاظ و برای کامل شدن نوشتار، با استفاده از یکی از مقالات آنسوف Ansoff توضیحات بیشتری درباره مفهوم ابرتئوری آورده شده است. در پایان نیز ابهامهایی که هنوز برای جمع آوری کننده این نوشتار باقی است، مطرح گردیده است. بدین ترتیب به طور خلاصه قسمتهای زیر از نظر خواهد گذشت: 1) – ترجمه مقاله انقلاب در تفکر حسابداری از ولز 2) – توضیحات بیشتر در ارتباط با مفهوم ابرتئوری برگرفته شده از یکی از مقالات آنسوف 3) – برخی توضیحات بیشتر و طرح برخی ابهامها
مدتهاست که هیأت مدیره ها را به عنوان نهادهایی که کمک مؤثری به پیشرفت شرکتها نمی کند ،نگریسته اند . این مقاله راهی را برای احیای هیأت مدیره از طریق مشارکت دادن آن در ترسیم جهت گیری های استراتژیک شرکت ، پیشنهاد می کند. بر مبنای تجربیات اخیر شرکتها در زمینه تغییر رفتار هیأت مدیره ها و نتایج این تغییرات ، هشت مورد از شرایطی که برای مشارکت اثر بخش هیأت مدیره در تدوین استراتژیها وجود دارد مطرح گردیده و حوزه هایی که بطور بالقوه مورد توجه و نظر هیأت مدیره است ، مشخص شده اند . انتظار می رود که بکارگیری توصیه های این مقاله ، موجب مشارکت مداوم و البته منظم و با قاعده هیأت مدیره ها در حوزه های استراتژیک و نهایتاً منجر به عملکرد مؤثر شرکتها شود. آیا هیأت مدیره باید در تدوین و اجرای استراتژیهای شرکت دخیل باشد؟ این سؤال طی سالهای اخیر در کانون توجه شرکتهای آمریکایی و اروپایی بوده است . برخی از مدیران و متخصصان معتقدند اعضای هیأت مدیره وظیفه اصلی خود را نمایندگی سهامداران و حمایت از سود آنها می دانسته اند و بنابراین هر گونه انحراف از این نقش باید تقبیح می شد. در عوض ، دیگران بر این باورند که هیأت مدیره ها باید به صورتی فعال در مقیاسی قابل توجه به تدوین استراتژی شرکت کنند . حتی این نکته را مطرح می سازند که بدون این کمک ، هیأت مدیره نمی تواند طور کامل وظیفه نمایندگی و مباشرت سهامداران را ایفا کند.
یکی از عوامل مهم توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه، استفاده از نطامهای حسابداری به عنوان نظامی انفورماتیک می باشد. ایجاد این نظامها قدم مثبتی در راه توسعه اقتصادی این کشورها است. استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری و مالی به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول، از تصمیم گیرندگان، سرمایه گذاران داخلی، مدیران، طلبکاران، دستگاهای دولتی و کارکنان هر سازمان می باشند. گروه دوم سرمایه گذاران خارجی هستند که از اطلاعات حسابداری به منظور ارزشیابی و بررسی فرصتهای سرمایه گذاری در کشورهای مختلف استفاده می کنند. حسابداران از جمله متخصصینی هستند که باید کوشش کنند تا نظامهای انفورماتیک بتواند نیازهای اشخاص ذی نفع در نظامهای اقتصادی را فراهم نماید. لذا لازم است که نقش حسابداران در توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه با توجه به منابع محدودی که برای آموزش افراد متخصص درنظر گرفته می شود مورد بررسی قرار گیرد. دراین مقاله پس از بررسی تاریخچه حرفه حسابداری در ایران و با توجه به ساخت اقتصادی اجتماعی این کشور پیشنهاد می شود که سازمان مستقلی با کمک بخش خصوصی و بخش دولتی تأسیس گردد. نقش اساسی این سازمان احیاء حسابداری در ایران خواهد بود. از جمله وظایف این سازمان تدوین اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی و اشاعه آن از طریق نظام آموزشی کشور می باشد.