هر تحلیلگری پیش از هر گونه تلاشی برای تعیین نیازهای سازمان به سیستم های مدیریت باید سازمان را به درستی بشناسد . در این مقاله برای شناخت محیط سازمانی سیستمهای مدیریت از دو شیوه استفاده می شود که عبارتند از : الف – عوامل حیاتی موفقیت: در این شیوه چگونگی استفاده از روش عوامل حیاتی موفقیت در معرفت پذیری نسبت به سازمان و نیازهای آن نشان داده می شود. ب – نمودار محتوایی : این نوع نمودار برای معرفت پذیری نسبت به نقش سیستم پیشنهادی در سازمان بکار گرفته می شود . این روشها در تعیین مجموعه نیازهای مقدماتی و مرزبندی خرده سیستمها به آدمی کمک می کنند.
ایجاد شبکه کارآ، در حوزه مدیریت و ارتباطات اطلاعاتی در ایران، بعد ازسالها جنگ تحمیلی با کشور همسایه - عراق- ادامه یافت. نویسنده در این مقاله، سعی بر آن دارد تا گذشته، حال و آینده تکنولوژی اطلاعات در ایران را از جنبههای آموزشی، سیاستهای ملی، خودکاری کتابخانهها و ایجاد ارتباطات مورد بررسی قرار دهد.
اطلاع رسانی، یکی از ضرورتهای عصر حاضر است و در کشور ما به ویژه، با عنایت به شروع سازندگی، ضرورت آن بیشتر محسوس است. متاءسفانه موانعی بر سر راه است که نه تنها ما؛ بلکه اغلب کشورهای مشابه ما با آن دست به گریبان اند. در این مقاله، ضمن تعریف مختصری از مدیریت و اطلاعرسانی، به موانع دهگانه در این زمینه پرداخته خواهد شد. این موانع عبارت اند. از: 1)عدم عنایت به تفکر منظم و منطقی در کارها، 2) عدم توجه به نظام در اطلاع رسانی، 3)حاکمیت تفکر بخشی، 4) نبود روحیه جمعی 5)عدم ثبات در مدیریتها 6)نبودن پیگیری و نظارت 7) جدی نگرفتن تحقیقات از طرف مقامات مسوءول برای محققان داخلی، 8)مشکل زبان 9) عدم تفاهم و یا ارتباط بین اطلاع رسانان و متخصصان کامپیوتر، 10) حلاوت تماس و یا ارتباط با خارج که اثرات این موانع در موارد زیر تجلی می یابد: الف) بریدگی، انقطاع و انسداد در کار اطلاع رسانی، ب) در هم برهمی و بلاتکلیفی، ج) حبس اطلاعات، د)تولید اطلاعاتی که ضروری نیست، ه) زمینه سازی برای ورود اجنبی. توصیهء اصلی در این مقاله، این است که باید به خویشتن بازگشت و هر چه سریعتر نظامی را برای گردآوری ذخیره و بازیابی اطلاعات طراحی کرد و پذیرفت.
همان گونه که همگان باور دارند، نیاز به زندگی بهتر و حس کنجکاوی برای پژوهش و یافتن راه های جدید در به کارگیری پدیدههای طبیعی و توسعه تمدن پیرامون، همواره مشوق انسانها بوده است. اگر قبول کنیم که در قرن حاضر، دسترسی به اطلاعات سالم، به موقع و کارآمد، اساسیترین عامل برتری اقتصادی، نظامی و مدیریتی یک جامعه بر جوامع دیگر است، دلیل و انگیزه جامعه غرب در سرمایهگذاری جهت توسعه تکنولوژی اطلاع رسانی و استفاده بهینه از آن را در خواهیم یافت. کشور ما، همچون بسیاری از کشورهای توسعه نیافته، همواره مصرفکننده اطلاعات سازمان یافته جوامع پیشرفته بوده و به دنبال آن، استفاده از تکنولوژی های جدید اطلاع رسانی نیز، پیوسته در فکر و ذهن مدیریتهای سطوح گوناگون جامعه ما وجود دارد و در موارد زیادی نیز، آن را به کار گرفته و استفاده می نمایند. اینکه در جامعه ما، این اطلاعات و به تبع آن ابزارهای جدید اطلاعرسانی، تا چه اندازه مثمر ثمر بوده یا نبوده است؛ استفاده از آنها مجاز است یا نه؟ و مسائل جنبی دیگر آن، خود می تواند دستمایه تحقیقات جدی و مفیدی واقع گردد. در این مقاله، سعی خواهد شد چگونگی استفاده از تکنولوژی های جدید اطلاع رسانی و مدیریت آن در ایران، مورد بررسی قرار گیرد. دیگر مباحث مطرح شده در این مقاله، عبارت از: -استفاده از تکنولوژی های جدید به چه منظور -وضعیت بانکهای اطلاعاتی -وضعیت نیروی انسانی و مدیریت در مراکزی که از تکنولوژی های جدید استفاده کرده اند. -نتیجهگیری و بررسی آمارها -پیشنهادات
رشد سریع و غیر قابل مهار حجم اطلاعات تولید شده در جهان ، امروزه اغلب مردم و کارشناسان امور اطلاع رسانی را با مسئله ای مهم و حیاتی روبه رو ساخته است . اطلاعات به صورت سرطانی رشد می یابد . در این بین ، کارشناسان و متخصصان مراکز اطلاعاتی با روشهای دستی و بدون استفاده از وسیله ای قوی و سریع نمی توانند به مقابله با این پدیده که به اصطلاح انفجار اطلاعات نامیده شده بروند . همزمان و به موازات انفجار اطلاعات ، شاهد پیشرفت سریع علم الکترونیک و تکنولوژی کامپیوتر و استفاده از آن در فعالیتهای اقتصادی ، اجتماعی ، نظامی و فرهنگی هستیم . با رشد فزاینده اطلاعات ، جایگاه ثبت ، عمل آوری و پیاده سازی اطلاعات در تحقیق و توسعه بسیار مشهود است . دراین مقاله ، سعی شده در مورد بانکهای اطلاعاتی و شبکه های کامپیوتری – که دو جزء لاینفک در پدیده اطلاع رسانی اند – بحث و به ویژگیها و خصوصیات فنی هر یک پرداخته شود .
طرح ریزی یک نظام اطلاع رسانی فعال در سطوح خرد و کلان، لزوم بررسی تطبیقی روشهای گوناگون اطلاع رسانی و ارزیابی نقاط ضعف و قدرت نظامهای ممکن اطلاع رسانی را پیش می آورد. چنین امری، به ویژه در سطح کتابخانه های آکادمیک که از مراکز بالقوه و بالفعل ارائه اطلاعات هستند، مشهود است. همزمان، افزایش هزینه های کسب اطلاعات، فراوانی مواد در دسترس، هزینههای تکنولوژی جدید اطلاعات و کاهش بودجه (قدرت خرید)، کتابخانهها را وادار می سازد که رهیافتهای سنتی ارائه اطلاعات را مورد تجدید نظر قرار دهند. سیاستهای قیمتگذاری ناشران ادواریها، تولید-کنندگان محصولات سی، دی، رام (CD-ROM) و عاملان بانکهای اطلاعاتی، پیوسته اقتصاد اطلاعات (تولید، اشاعه و مصرف) را به عاملی مهم در برنامهریزی تبدیل می کند. ضمن تدوین خطمشی های جدید برای مقابله با شرایط پیش آمده و انتخاب حامل اطلاعاتی، می توان نقش کتابخانه های آکادمیک را به عنوان ارائهکنند گان اطلاعات، مورد تبیین و بررسی قرار داد. پذیرش نقش جدیدی برای کتابخانه های آکادمیک، به منزله مصرفکنندگان و تسهیلکننده در امر ارائه اطلاعات با توجه به امکانات بالقوه آنان، از دیگر توصیه های تحقیق حاضر است.