با وجود سیطره ی رهیافت کارآفرینی در سطوح فردی، سازمانی و ملی و بخاطر محیط رقابتی جهانی، بنگاه های صنعتی، تولیدی و شرکت ها مخصوصا در کشورهای در حال توسعه، به نظر می رسد که برای پیگیری این رهیافت در سازمان هایشان ناتوان هستند. تحقیقی مرتبط درباره ی 130 بنگاه صنعتی ایران در سال 2000، موانع کارآفرینی در چنین بنگاه هایی را به شکل موانع ساختاری و رفتاری تحت عنوان عوامل داخل سازمانی و محیطی مورد بررسی قرار داده است. این مقاله براساس نتایج مطالعات در این زمینه، سعی بر مرور کارآفرینی سازمانی و توضیح روش تحقیق بعلاوه تجزیه و تحلیل علمی یافته ها با بکارگیری شیوه های آماری و فراهم آوردن پیشنهاداتی برای از بین بردن موانع در مسیر کارآفرینی شرکتی می باشد.
توسعه منابع انسانی، موضوعی وابسته به شاخه مدیریت منابع انسانی است که در دو دهه اخیر مورد توجه اندیشمندان مدیریت قرار گرفته است. از دیدگاه عموم اندیشمندان و مجامع بینالمللی، انسان، محور توسعه است؛ توجه به انسان را با شاخصهای کیفیت زندگی میسنجند و رویکرد گستردهتر آن پرورش تواناییهای انسان و گسترش این حوزه او برای بهرهبرداری و سودمندی بیشتر است. بر مبنای ادبیات موجود، شاخصهای مهمی چون دانش، مهارت و نگرش مثبت، عوامل «توسعه منابع انسانی» است. این در حالی است که صفت ممیزه انسان از دیگر جانداران به جنبه روحی، معنوی و فطری او مربوط است و رشد، تعالی و اکمال انسانها به این بخش از وجود برمیگردد. با این رویکرد، الگوی تحقیق، مبتنی بر دیدگاه ارزشی در توسعه منابع انسانی با متغیرهای اساسی «نگرش فطرتگرا» و «ارتباطات چهارگانه انسان» و تأثیر این رویکرد بر «رفتار اثربخش» طراحی، تبیین و توصیف شده است.
در متغیر «نگرش فطرتگرا» با بهرهبرداری از دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی سه عامل امید به نیروی برتر (خدا)، امانتداری و خدمتگزاری در این الگو استفاده شده است. در ارتباطات چهارگانه، عوامل ارتباطی فرد در چهار بعد ارتباط با خدا، ارتباط با خود، ارتباط با دیگران و ارتباط با محیط طبیعی مورد توجه است. چنانچه فرد در زندگی خود این ابعاد را به.طور متعادل رعایت کند در جهت توسعه انسان ارزشیِ متأثر از نگرش فطرتگرایی، رفتاری اثربخش خواهد داشت. در این الگو از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج دیدگاه استادان دانشگاه در رساله تحقیقی نویسنده، این الگو را تأیید کرده است.
چکیده هدف این پژوهش مطالعه و بررسی سلامت سازمانی ادارات مناطق 19 گانه آموزش و پرورش شهر تهران بر طبق الگوی هوی و فیلدمن در سال 1386 بود . روش پژوهش توصیفی – پیمایشی و جامعه آماری (1280 N=) نفر شامل کلیه کارکنان رسمی ادارات مناطق 19 گانه آموزش و پرورش شهر تهران بود. حجم نمونه براساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 272n= نفر تعیین شد. ابزارگردآور داده ها، پرسشنامه سلامت سازمانی (OHI) بود که ضریب پایایی آن برای خرده مقیاسهای گوناگون مابین 0.85 و 0.86 محاسبه گردید. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه سلامت سازمانی و هر یک از ابعاد جداگانه سلامت و نیز با استفاده از t تک نمونه ای برای مقایسه میانگین های مشاهده شده در هر بعد سازمانی و میانگین نظری و تحلیل واریانس یکطرفه (One-way ANOVA) برای مقایسه میانگین نواحی 19 گانه بررسی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین سلامت سازمانی ادارات مناطق 19 گانه تفاوت معنادار (a<0.05)وجود دارد. بعلاوه سلامت سازمانی ادارات در سطح فنی و اداری بطور معنادار(a<0.01) بالاتر از میانگین نظری و در سطح نهادی (a<0.01)پایین تر از میانگین نظری (2.5) بود .هم چنین بین سلامت سازمانی و ابعاد روحیه، تأکید علمی، مراعات، ساخت دهی، نفوذ مدیر مافوق و حمایت منابع همبستگی معناداری مشاهده شد ،حال آنکه بین سلامت سازمانی و بعد یگانگی نهادی همبستگی بسیار کمی (071/0) بدست آمد.