امروزه، توسعه کسب و کارهای کشاورزی یک راهبرد عمده برای پیش برد کارآفرینی کشاورزی به شمار می رود. برنامه ریزی راهبردی برای تسهیل کارآفرینی کشاورزی، توجه به سازه های مرتبط با کسب و کارهای کشاورزی مانند یک سیستم پیچیده، متغیرهای زمینه ای و پویایی های مرتبط را نیاز دارد. این تحقیق کیفی با هدف شناسایی سازه ها و عوامل تاثیرگذار بر توسعه کسب و کارهای کشاورزی در استان گلستان به انجام رسیده است. اطلاعات موردنیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با نمونه ای برگزیده از کارآفرینان و مدیران کسب و کارهای کشاورزی (n=34) به دست آمده است. با استفاده از فرآیند کدگذاری مرسوم در تئوری بنیانی، متن برگرفته از مصاحبه ها تحلیل شده و یافته های حاصل از تحلیل در یک ساختار ماتریسی، شامل کدهای باز، محوری و انتخابی تدوین شده است. بر اساس کدهای طبقه بندی شده موضوعی، سازه ها و سازه های عمده تاثیر بر توسعه کسب و کارهای کشاورزی عبارتند از: ابعاد فردی (انگیزه مندی و هدف مندی اقتصادی، اجتماعی و حرفه ای، قابلیت ها و توانمندی های فردی)؛ ابعاد کسب و کار (تامین و بهره برداری بهره ورانه و مدیریت منابع تولید، توسعه منابع انسانی، ارتباطات و پیوندها، مدیریت بازار، مدیریت کسب و کار و کارکردهای حرفه ای در زمینه کسب و کار)؛ یادگیری و حرفه آموزی در زمینه کسب و کار؛ فضای حمایتی (نهادی، خانواده و معنوی)؛ محیط؛ زیرساخت و فضای کسب و کار (محیط طبیعی، محیط کلان اقتصادی، اجتماعی و نهادی کسب و کارهای کشاورزی). بر پایه مفهوم پردازی سیستمی، سازه ها و عوامل برشمرده شده به هم پیوند زده شده و در نتیجه، "نظام توسعه کارآفرینانه کسب و کارهای کشاورزی" ترسیم شده است.
تحلیل SWOT به تنهایی یک ابزار تحلیلی برای تعیین اهمیت فاکتورهای شناسایی شده و ارزیابی گزینههای مختلف استراتژیک بر حسب این فاکتورها ارائه نمی کند. به این دلیل تحلیل SWOT نقصانها و کمبودهایی در اندازهگیری و ارزیابی فاکتورها دارا ست. با وجودی که فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) این نقایص را بر طرف میکند اما خود این رویکرد در هنگامی که بین فاکتورها عدم استقلا ل و وابستگی وجود داشته باشد کارایی خود را از دست میدهد، چرا که AHP فرض میکند فاکتورهای حاضر در ساختار سلسله مراتبی مستقل میباشند در صورتی که این فرض در بررسی تاثیرات محیط درونی و بیرونی نمی تواند پذیرفتنی باشد. لذا نیاز به ابزاری داریم که وابستگیهای ممکن میان فاکتورها را به حساب آورد و اندازهگیری نماید. دراین مقاله یک رویه الگوریتمیک مبتنی بر فرایند تحلیل شبکهای بدین منظور ارائه میشود که میتواند حتی وقتی بین فاکتورهای SWOT وابستگی وجود داشته باشد کار را به خوبی به پیش ببرد.
تحلیل پوششی دادهها دامنه گستردهای از مدلهای ریاضی است که برای سنجش کارایی نسبی مجموعهای از واحدهای همسان با ورودیها و خروجیهای مشابه به کار میرود. این مدل مجموعهای از اوزان را برای متغیرهای ورودی و خروجی هر واحد تصمیمگیری به دست آورده و بر اساس آن کارایی نسبی هر واحد را محاسبه میکند. این تفاوت در اوزان واحدها انتقاداتی را برای این روش در پی داشته است. از سال 1991 مدلهای خطی و غیرخطی مختلفی برای محاسبه مجموعهای از اوزان مشترک واحدهای تصمیمگیری در مدلهای DEA ارائه شده است. در این مقاله نیز یک مدل برنامهریزی آرمانی برای محاسبه اوزان مشترک اینگونه مسائل پیشنهاد و کاربرد آن در مثالی عددی با مدلهای دیگر مقایسه شده است. خطی بودن، قابلیت کاربردی گسترده و معنیداری اوزان برآوردی از مزایای مدل پیشنهادی است.
مدیریت فرآیند، رویکردی سیستماتیک و ساختار یافته است که توسط شرکتها بهمنظور تحلیل، بهبود و کنترل فرآیندها پذیرفته میشود. این مقاله بر شناسایی و آزمودن عوامل کلیدی موفقیت که در آمادگی و موفقیت پیادهسازی مدیریت فرآیند، مؤثر میباشند، تمرکز میکند. بدین منظور، در ابتدا با مطالعه ادبیات و گزارشهای مختلف از پیادهسازی مدیریت فرآیند در سازمانها عوامل کلیدی موفقیت تعریف و شناسایی شده، سپس 13 عامل کلیدی موفقیت ابتدایی و زیرعوامل آنها با مصاحبه با مجریان و کارشناسان مدیریت فرآیند اصلاح و صحهگذاری گردیده است. بدین طریق، در این مطالعه 13 عامل کلیدی موفقیت و 64 زیرعامل، بهعلاوه درجه اهمیت آنها در موفقیت اقدامات و پیادهسازی مدیریت فرآیند ارایه شده است. همچنین میزان اهمیت عوامل کلیدی موفقیت و زیرعوامل آنها در پیادهسازی مدیریت فرآیند تعیین شده و در نهایت چارچوب خودارزیابی بر پایه عوامل کلیدی موفقیت و زیرعوامل آنها جهت ارزیابی و سنجش آمادگی سازمانها در پیادهسازی مدیریت فرآیند ارایه گردیده است.
بیگمان امروزه تقویت توانمندی افراد در بخش عمومی میتواند نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات ارائه شده از سوی سـازمانها ایفا نماید. امروزه مزیتی که سازمانها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند نه در بکارگیری فناوری جدید، بلکه در بالا بودن اعتماد به نفس و میزان تعهد کارکنان به اهداف سازمانی نهفته است. به عبارتی عنصر خلاقیت و دانش به عنوان عنصر برتری بخش در رقابت مطرح شده است. در تحقیق حاضر 20 عامل اثر گذار بر توانمند نمودن کارکنان شامل اطلاعات، اختیار، تیم کاری، شیوه رهبری، آموزش، تعلق سازمانی، تجربه اندروزی، روشن بودن اهداف و خط مشی، مشارکت، عدم تمرکز، دسترسی به منابع، مسئوولیت، تشویق، غنیسازی شغل، هدایت و حمایت، معنیدار بودن شغل، اعتماد به نفس، ابهام نقش، اهمیت قائل شدن به کارکنان و محیط شناسایی گردیدند، که با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، پنج عامل با مقدار ویژه بالای 1 احصاء که تحت عناوین " توجه به رشد فردی و طراحی شغلی، "توجه به مسایل نیروی انسانی و تیمهای کاری"، "سبک رهبری"، "توجه به رسمیت و شفافیت" و "توجه به محیط و عدم تمرکز" نامگذاری گردیدند. پنج عامل مذکور بر روی هم 533/64 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین نمودند و عامل اول یعنی عامل توجه به رشد فردی و طراحی شغلی با ارزش ویژه 746/7 و تبیین 729/38 درصد از واریانس به عنوان مهمترین عامل تاثیرگذار بر توانمندسازی کارکنان تعیین گردید که نشان دهنده درجه اهمیت این عامل میباشد.
تکنولوژیهای نوین با پنج بعد سیستم وابسته به تکنیک، دانش، کنش، فرایند و شی واسط تعریف شده است که هر یک از این ابعاد با مولفههای عملیاتی خاص تاثیر ویژهای بر فعالیتهای خبری دارد و میتواند در کسب مزیت رقابتی موثر باشد. این تحقیق از روشهای پژوهشی اسنادی، دلفای و توصیفی بهره جسته و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بوده که درجامعه آماری مدیران، سردبیران، روسای نمایندگی و خبرنگاران سازمانهای خبری و در حجم نمونه آماری 90 نفر انجام شد و با استفاده از آزمونهای فریدمن، علامت یک نمونهای، آزمون مقایسه زوجها و معادلات ساختاری به بررسی وضعیت 40 مولفه تشکیل دهنده ابعاد پنجگانه تکنولوژیهای ارتباطی در عرصه خبر و تاثیر آنها بر مزیت رقابتی پرداخته است. نتایج نشان میدهد، وضعیت مولفههای ابعاد گوناگون تکنولوژی در ایرنا نامطلوب است. مزیت رقابتی در وضع موجود متکی بر تکنولوژی به عنوان سیستم وابسته به تکنیک و ابزار است. در حالیکه نتایج تحقیق نشان میدهد مزیت رقابتی مطلوب ایرنا مستلزم تکیه بر تکنولوژی به عنوان دانش وتکنولوژی به عنوان فرآیند است. بر اساس نتایج تحقیق، استراتژی رقابتی ایرنا نیازمند توانمندسازی در تمام ابعاد پنجگانه است که در پایان پیشنهاداتی برای آن ارایه شده است.
تحول درسیستم حسابداری و گزارشگری مالی مؤسسات بخش عمومی مستلزم حصول اطمینان از فراهم بودن شرایط لازم برای به کارگیری دو عامل کلیدی شامل مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار اندازه گیری جریان منابع اقتصادی در این سیستم می باشد[3]. به همین دلیل تحقیق حاضر، امکان سنجی استقرار سیستم حسابداری بر مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار جریان منابع اقتصادی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی را در دستور کار قرارداده است. به بیان دیگر، این تحقیق در پی آن است که وجود یا عدم وجود شرایط لازم و کافی برای بکارگیری مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار جریان منابع اقتصادی در حسابداری و گزارشگری مالی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی اطمینان حاصل نماید. یافته های تحقیق نشان دهنده این واقعیت است که در حال حاضر شرایط لازم و کافی برای بکارگیری مبنای تعهدی تعدیل شده و معیار جریان منابع اقتصادی برای ایجاد تحول در حسابداری نهادهای مذکور وجود دارد.
این باور وجود دارد که هرقدر کیفیت گزارشهای مالی افزایش یافته و از استانداردها و ضوابط معتبرتری در تهیه و ارایه گزارشها استفاده شود، ریسک اطلاعات کاهش خواهد یافت. استانداردهای حسابداری در راستای هدف بالابردن کیفیت اطلاعات حسابداری و ایفای نقش اطلاعرسانی حسابداری به گونه مطلوب، تدوین میشوند. در این تحقیق این موضوع مورد بررسی قرار میگیرد که تدوین و اجرای استانداردهای حسابداری موجب افزایش کیفیت اطلاعات حسابداری شده است؟ متغیرهای کیفیت اطلاعات حسابداری پایداری سود، ضریب واکنش سود، کیفیت اقلام تعهدی، و توان تبیین روشهای ارزشیابی درنظر گرفته شده و در قالب مدلهای کیفیت اطلاعات حسابداری، قبل و بعد از اجرای استانداردهای حسابداری مورد آزمون قرار گرفته است. همچنین برای آزمون فرضیه از روش رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتیجه آزمون مدلها در مجموع نشان داد که اجرای استانداردها تنها در مدل پایداری، با بهبود نسبی پایداری اضافی، همراه بوده است در حالی که در سایر مدلها استانداردها نتوانستهاند اثر قابل ملاحظهای داشته باشند.
این مقاله بر آن است که نخست، بر اساس شاخص های زیربنایی، آموزشی و بهداشتی، به اندازه گیری درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان در بخش روستایی و سپس، به مقایسه عملکرد برنامه ای دولت طی برنامه سوم توسعه بپردازد. از مدل تاکسونومی عددی برای همگن سازی و سنجش سطح توسعه یافتگی مناطق روستایی، از ضریب اختلاف ویلیامسون برای مقایسه ضریب نسبی تغییرات، و نیز از روش تحلیل عاملی برای رفع هم خطی، کاهش عوامل، و استخراج عوامل مؤثر بر عدم توازن منطقه ای استفاده شد. نتایج گویای آن است که طی سال های 1378 تا 1383، اگر چه سیاست های برنامه ای دولت در رشد و توسعه بخش های روستایی استان نابرابری توزیع امکانات و تسهیلات را در پی داشت، اما مقایسه ضریب تغییرات نشان می دهد که برنامه سوم توسعه با اثراتی مثبت بر توزیع متعادل تر امکانات توسعه ای در بخش زیرساخت ها، آموزش و بهداشت روستایی شهرستان های استان همراه بوده است.
همکاری مشترک بینالمللی به شرکتها فرصت میدهد تا نسبت به ارتقای مزیت رقابتی و انتقال تکنولوژی جهت افزایش منابع و قابلیتهای سازمانی خود اقدام کنند. سوالات اصلی این پژوهش عبارتند از: 1 چه عواملی در موفقیت همکاری مشترک واحد فناوری داخلی با شرکت خارجی تاثیرگذارند؟ 2 این عوامل چه ارتباطی با یادگیری دارند. جامعه آماری این پژوهش کلیه افرادی که به طور مستقیم در اجرایی ساختن طرح تحقیق و توسعهای شرکت ایران خودرو دخیل بوده است، محسوب میشود. نمونه آماری مناسب بر اساس فرمول نمونهگیری کوکران و انجام تعدیلات لازم در نهایت برابر با 105 نفر تعیین گردید جامعه آماری بالغ بر 250 نفر است که از این تعداد حدود 150 نفر انتخاب شدند و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. از این 150 نفر، 105 پرسشنامه در تحلیل نهایی مورد استفاده واقع شد. برای تکمیل ادبیات پژوهش و مبانی تئوریک از روش کتابخانهای و برای گردآوری سایر اطلاعات مورد نیاز در مورد پروژهها از روش میدانی(پرسشنامه و مصاحبه) استفاده شده است. جهت بررسی میزان و نوع ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. همچنین نتایج پژوهش نشان میدهد که انتخاب شریک، انگیزه شکل دهی همکاری، نوع کنترل و نفوذ بر شبکه همکاری، تجربه همکاری مشترک و انتظارات طرفین همکاری از جمله عوامل تاثیرگذار در یادگیری همکاری مشترک هستند.
بهره وری نیروی انسانی از موضوعات مورد توجه در تئوری و عمل می باشد، به گونه ای که بسیاری از سازمان¬ها ارتقای بهره¬وری را در سرلوحه برنامه های خود قرار داده اند. هدف اکثر سازمان ها ایجاد ارزش برای سهامداران است، بنابراین لازمه جلب توجه مدیران به بهره وری نیروی انسانی، شناسایی تاثیر آن در رسیدن به این هدف و شناسایی موانع موجود در این رابطه است. هدف این تحقیق ارزیابی تاثیر بهره¬وری نیروی انسانی بر ارزش بازار شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور 112 شرکت در بازه زمانی 1380 تا 1384 به عنوان نمونه انتخاب شدند و رابطه فوق در آنها مورد آزمون قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیون و همبستگی نشان داد که بین بهره وری نیروی انسانی و ارزش بازار شرکت در بورس اوراق بهادار تهران رابطه مثبت و معنادارای وجود دارد. همچنین تاثیر متغیر تعدیل کننده نوع صنعت در رابطه فوق مورد آزمون قرار گرفت و این نتیجه به دست آمد که در کلیه صنایع مورد مطالعه این رابطه وجود دارد.
در محیط ویژهای که سازمانهای صنعت فناوری اطلاعات فعالیت میکنند، رویکردهای مبتنی بر مدیریت ریسک میتواند در بسیاری موارد بسیار اثربخش باشند. در سطح استراتژیک سازمان، مدیریت ریسک به صورت یکپارچه مطرح است. پژوهش حاضر با هدف کمک به سازمانها برای درک سیستمی چگونگی تأثیر ریسکها و فعالیّتهای مدیریت ریسک بر عملکرد سازمان, در قالب مدلی مفهومی تاثیر دستهبندی پیشنهادی ریسکهای سازمانی بر عملکرد مالی را از طریق تاثیر بر سرمایههای نامشهود سازمان تبیین مینماید. استفاده از روشهایی مانند سنجش همبستگی و مدلسازی ساختاری پیشنهاد میکند که شناسایی ریسکهای سازمانی بر ارتقاء وضعیت سرمایههای نامشهود سازمان (سرمایههای انسانی، سازمانی و اطلاعاتی) و تغییرات عملکرد مالی موثر است. همچنین پیشنهاداتی درباره اولویتهای ریسکهای سازمانی و سرمایههای نامشهود ارائه شده است.
در زمینه آسیب شناسی دوره های آموزش ضمن خدمت کمتر از هر زمینه دیگری تحقیقات جامع انجام شده است. از طرف دیگر تنها از طریق ارزشیابی آموزشی است که می توان نقاط ضعف و معایب دوره های آموزشی را شناسایی کرد و در راستای بهبود آنها گام برداشت. بر این اساس تحقیق حاضر به ارزشیابی کیفیت دوره های آموزش ضمن خدمت استان فارس بر اساس مدل سیپ می پردازد تا از این رهگذر نقاط ضعف و آسیب های وارد بر این دوره ها را شناسایی کند. با توجه به دوره های آموزش ضمن خدمت برگزار شده طی سال 1387 توسط دفتر آموزش و پژوهش استانداری فارس، جامعه آماری این تحقیق کلیه افرادی است که در دوره های توجیهی این مرکز شرکت نموده اند که از بین 1068نفر آموزش دیده، 283 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از آزمون T برای تحلیل نتایج پرسشنامه ای که بدین منظور تدوین شده بود، کیفیت مطلوب ابعاد زمینه و فرایند مورد تایید قرار گرفت؛ اما نتایج تحقیق، مطلوبیت ابعاد درون داد و برونداد را تایید نکرد. لذا نقاط ضعف و آسیب های مربوط به هرکدام از ابعاد چهارگانه مدل شناسایی و پیشنهاداتی مبتنی بر نتایج تحقیق در خصوص مطلوبیت بیشتر دوره های آموزش ضمن خدمت ارائه شد.
در عصر حاضر، در شرایطی که بازاریابی نسل جدیدی از مفاهیم را مرور می کند، اخلاق و اجتماعی در کسب و کار از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. مباحث سلامت انسان، آلودگی محیط زیست و کمیاب شدن منابع اولیه از جمله مباحثی هستند که توجه به اجتماعی در کسب و کار را توجیه می کنند. یکی از ابزارهای مهمی که در دنیای رقابت امروزی می توان برای ایجاد تمایز از رقبا و به دست آوردن مزیت رقابتی جهت بالا بردن سهم بازار از آن بهره جست، توجه به اجتماعی در کسب و کار می باشد.در این مقاله سعی شده است رابطه توجه به اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتها بررسی شود و برای این منظور از مدل پژوهش الانصاری و کرن (2005) و الگوی پژوهش چاترجی (2007) استفاده شده است . داده های از طریق پرسشنامه و از میان شرکتهای صادرکننده نمونه صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بین توجه به اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتی مورد مطالعه رابطه مثبت وجود دارد.
"امنیت اطلاعات یک مسأله حیاتی است و امروزه سازمانها در سراسر دنیا با آن روبهرو هستند. امنیت سیستمهای اطلاعاتی هم فناوری و هم افراد (عوامل انسانی) را در برمیگیرد. در بیشتر تحقیقاتی که در زمینه امنیت سیستمهای اطلاعاتی صورت گرفته؛ یک نوع دید و رویکرد فنی وجود داشته است. پژوهش حاضر در راستای الگوی جدیدی است که آن را ""مسأله انسانی"" و""مسأله سازمانی"" مینامند. این الگو بر ""امنیت اطلاعات رفتاری"" تمرکز دارد و در آن بر این نکته که کاربران و در کل عوامل انسانی، ضعیفترین و سستترین عنصر آسیبپذیر در مدلهای امنیت سیستمهای اطلاعاتی مطرحند تأکید میشود. در این پژوهش با در نظر گرفتن اهمیت امنیت، برای سازمانهای امروزی، یک مدل مدیریتی برای بررسی نقش عوامل انسانی در امنیت سیستمهای اطلاعاتی ارائه میشود. هدف این پژوهش، به طور خاص شناسایی و مدلسازی سازه های مدیریتی حیاتی و اساسی مؤثر بر اثربخشی امنیت سیستمهای اطلاعاتی است. در این راستا، سازههای ""حمایت مدیریت عالی، آموزش امنیتی، فرهنگِ امنیتی، مهارت امنیتی، تقویت خطمشی امنیتی، تجربیات و خودباوری افراد"" بهعنوان فاکتورهای مؤثر بر اثربخشی امنیت سیستمهای اطلاعاتی معرفی میشوند. روششناسی این مطالعه، ترکیبی از تکنیکهای کیفی و کمّی تحقیق است. از طریق تکنیکهای کیفی و بررسی پیشینه موضوع، متغیرهای کلیدی مؤثر بر امنیت سیستمهای اطلاعاتی شناسایی شدهاند.
سپس با توجه به مدل مفهومی پژوهش که از مرور پیشینه و منابع موضوع و بررسی نتایج تحقیقات قبلی بهدست آمده است، ابزار جمعآوری دادهها (پرسشنامه) طراحی شده و نسبت به جمعآوری دادهها از طریق نمونههای انتخابی (خبرگان و سازمانی) اقدام شده است. پس از آن دادههای جمعآوری شده توسط SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند و طبق آن، مدل نهایی تحقیق با عنوان "" مدل عوامل انسانی مؤثر بر امنیت سیستمهای اطلاعاتی"" ارائه شده است."
"بسیاری از نظریهپردازان مدیریت، سازمان یادگیرنده را سیستمی زنده و رو به تکامل میدانند که بهطور مداوم از طریق دستیابی به دانش، عملکرد خود را بهبود میبخشد. دو عنصر «اندیشیدن به آینده یا آیندهسازی» و «افزایش ظرفیت یادگیری» نقطه مشترکی است که همه نظریهپردازان سازمانهای یادگیرنده بر آن تأکید دارند. در هزاره جدید، سازمانهایی قادر به حفظ و ادامه حیات خواهند بود که یادگیرنده باشند و سازمانی که یادگیری مولد نداشته باشد، نخواهد توانست در عصر حاضر به حیات خود ادامه دهد.
مدیران سازمانها، برداشتهای متفاوتی از میزان یادگیرنده بودن سازمانهای خود دارند و برای اینکه بدانند سازمان تحت مدیریتشان تا چه اندازه از ویژگیهای سازمان یادگیرنده برخوردار است، نیاز به ابزار اندازهگیری دارند. در این مقاله، شاخصهای اندازهگیری پنج دسته ویژگی اصلی سازمان یادگیرنده، شامل ویژگیهای رهبری، نیروی انسانی، طرح سازمانی، فرهنگ سازمانی و مأموریت/استراتژی، استخراج و روایی محتوی، روایی سازه و روایی همگرا و واگرای آن با استفاده از روشهای دلفی، تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل متغیر سنجیده شده است.
شاخصهای تأییدشده در این مقاله، اجزای تشکیلدهنده ابزار سنجش ویژگیهای سازمان یادگیرنده است که میتواند در اندازهگیری میزان یادگیرنده بودن شرکتها و سازمانهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد."
بیمارستان یکى از سازمان هاى اصلى ارائه دهنده ى خدمات بهداشتى و درمانى ست، و درصد بالایی از منابع بخش سلامت را به خود اختصاص مى دهد. تضمین بهترین استفاده از این منابع کمیاب، اندازه گیری کارایی آن را ضرورى مى سازد. هدف این مطالعه برآورد کارایى بیمارستان هاست.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی - تحلیلی در سال 1386 انجام گردید. مراکز آموزشی درمانی و بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان جامعه آماری بررسی را تشکیل مى دهند. متغیرهای نهاده در این مطالعه شامل تعداد پزشکان متخصص، تعداد پزشکان عمومی، تعداد نیروی پرستاری، تعداد سایر پرسنل و تعداد تخت فعال و متغیرهای ستانده شامل متوسط اقامت بیمار، فاصله چرخش تخت، ضریب اشغال تخت، تعداد پذیرش سرپایی و درآمد بیمارستان ها بود. داده ها از طریق فرم های محقَق ساخته جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها و نرم افزار DEAP 2 تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین کارایی فنی کل، کارایی مدیریَتی و کارایی مقیاسی بیمارستان های موردمطالعه در سال 1384 به روش حداقل سازی نهاده به ترتیب 938/0، 957/0 و 98/0 و در سال 1385 به ترتیب 946/0، 964/0 و 981/0 محاسبه شد. میانگین کارایی های مورد نظر به روش حداکثر سازی ستانده نیز در سال 1384 به ترتیب 931/0، 974/0 و 956/0 و در سال 1385 به ترتیب 868/0، 902/0 و 962/0 به دست آمد.
بحث و نتیجه گیری: پیشنهاد می شود بیمارستان ها از طریق بهبود کمى و کیفى خدمات، افزایش توان جذب منابع مالى، ارزیابى مستمر عملکرد و واگذارى ارائه خدمات به بخش غیردولتى به سمت افزایش سطح بهینه کارایى هدایت شوند."