هدف از پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای عوامل روان شناختی مثبت و اجزای آن (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) در سازمان است. جامعهی آماری این پژوهش، کتابداران عضو انجمن کتابداری ایران هستند که از میان آن ها، 128 نفر به عنوان نمونهی آماری انتخاب شدند. بنابر یافته های این پژوهش، سطح متغیر عوامل روان شناختی مثبت و مؤلفه های تشکیل دهندهی آن در کتابداران بالاتر از سطح متوسط است. در رابطه با تاثیر اجزای تشکیل دهندهی عوامل روان شناختی مثبت شامل خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی کتابداران، بیشترین تاثیر مربوط به متغیر خوش بینی است. هم چنین در بین اجزای تشکیل دهندهی عوامل روان شناختی مثبت، در سطح اطمینان 95 درصد، تنها متغیر خودکارآمدی با متغیر میزان تحصیلات پاسخ دهندگان رابطهی معنادار دارد، به طوری که خودکارآمدی در دارندگان مدرک دکتری بیشتر از دارندگان مدارک تحصیلی پایین تر است. علاوه بر این، در سطح اطمینان 95 درصد، میزان تاب آوری کارکنان متاهل بیشتر از تاب آوری کارکنان مجرد است
امروزه برنامه ریز ی برای تبدیل چشم اندازها و شعارهای منتخب شبکه های رادیویی به طرح برنامه و سپس برنامه سازی، به عنوان مسئله ای جدی وگاه مبهم، پیش روی مدیران و برنامه ریزان این رسانه قرار گرفته است. زیرا روش های سنتی و تجربی اتخاذ شده در این زمینه از نواقص و ضعف هایی چون ایستا بودن یا فقدان جامعیت رنج می برند.
بنابراین هدف این مقاله تحلیل اصول و شرایط برنامه ریزی برای شبکه های رادیویی و طرح استفاده از فرایند معکوس تحلیل گفتمانی به عنوان روشی نوین برای حل مسئله یاد شده است. بر این اساس کوشش شده است با بیان ارکان اصلی برنامه ریزی رادیویی شامل توجه به نظام اجتماعی، ویژگی های رسانه رادیو و ماموریت شبکه ای و همچنین شرح اصول نظریه های گفتمانی و نیز مراحل فرایند تحلیل گفتمان و مرور اجمالی انواع و سطوح آن، شناسایی و درک بهتری از مبانی نظری و مفاهیم مرتبط با موضوع صورت گیرد و در نهایت، مدلی معکوس (از گفتمان تا متن) به منظور برنامه ریزی محتوایی رادیویی، تبیین شود.
رفتارجمعی سرمایه گذاران در بازار سرمایه نوعی تورش رفتاری است که میتواند تاثیرات مخربی بر عملکرد بازار سرمایه داشته باشد. روش ها و مدل های مختلفی توسط پژوهشگران و صاحب نظران جهت سنجش و اندازه گیری رفتارجمعی سرمایه گذاران در بورس های مختلف جهان ارائه گردیده است که هریک از این روش ها برای شرایط خاصی مناسب هستند. رویکرد تبعیت از بتا، یکی از جدیدترین روش ها و رویکردهای اندازه گیری و سنجش رفتار جمعی سرمایه گذاران است. در رویکرد مذکور، رفتار جمعی سرمایه گذاران از طریق پراکندگی مقطعی عوامل حساسیت (ضرایب بتا) اندازه گیری میشود. مقاله حاضر، با استفاده از همین رویکرد و با به کارگیری مدل فضای حالت، تبعیت جمعی سرمایه گذاران ازعوامل بازار، ارزش و اندازه در یک دوره زمانی92 ماهه (فروردین 1380 الی آبان ماه 1387) را بررسی و مطالعه می نماید. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران به صورت جمعی و مستمر از عامل بازار تبعیت میکنند. تبعیت جمعی سرمایه گذاران از عامل بازار و نادیده گرفتن متغیرهای بنیادی توسط سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار باعث میگردد تا روابط تعادلی در بورس اوراق بهادار تهران تا حد زیادی تضعیف شده، بازار به سمت عدم کارایی متمایل گردد. علاوه بر این، نتایج پژوهش نشان میدهد که سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران در تصیمات سرمایه گذاری خود به عامل اندازه و ارزش توجه جمعی ندارند که بر این اساس میتوان گفت که توجه همزمان به سهم شرکت های کوچک یا بزرگ و یا توجه همزمان به سهام شرکت های ارزشی یا رشدی نمیتواند تاثیری بر روابط تعادلی بازار سرمایه در ایران داشته باشد.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت حسابرس و قابلیت اتکای اقلام تعهدی است. جهت تعیین کیفیت حسابرس از دو معیار اندازه مؤسسه حسابرسی و دوره تصدی حسابرس و به منظور محاسبه قابلیت اتکای اقلام تعهدی در پیروی از مدل ریچاردسون و همکاران از پایداری اقلام تعهدی استفاده شده است. جامعهی آماری این پژوهش، کلیهی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در دوره زمانی 1380-1386 مورد بررسی قرار گرفته اند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل های رگرسیونی خطی چندگانه استفاده شده و روش بررسی داده ها به صورت مقطعی و بررسی سال به سال است. نتایج این پژوهش نشان میدهند، شرکت های حسابرسی شده توسط حسابرس با کیفیت بالاتر در مقایسه با شرکت های حسابرسی شده توسط حسابرس با کیفیت پایین تر، دارای ضریب پایداری اقلام تعهدی بیشتری بوده و درنتیجه قابلیت اتکای اقلام تعهدی بالایی دارند.
هدف پژوهش حاضر، مطالعه نقش رسانه ملی در شکل دهی به الگوی صحیح مصرف شهروندان در مسائل شهری و در نهایت اتخاذ یک مدل نظری در این زمینه بوده است. بنابراین با توجه به رابطه متقابل رسانه ملی، مصرف و مسائل شهری، سازوکارهای تاثیرگذار بر مسائل شهری شامل ارتقای کیفیت زندگی شهری، محقق سازی شهر الکترونیک به عنوان زیرساخت اصلی دولت الکترونیک و ارتقای سرمایه اجتماعی شهروندان، مطرح شد و سپس بر چارچوب مفهومی شهروندی فرهنگی برای توسعه پایدار در مسائل شهری تاکید صورت گرفت. در بخش دیگر مقاله به رابطه متقابل رسانه، الگوی مصرف و مسائل شهری پرداخته و در نهایت الگویی جامع برای تبیین نقش رسانه ملی در شکل دهی به الگوی صحیح مصرف شهروندان در مسائل شهری ارائه شد.
بر اساس این مدل، رسانه ملی از طریق بهبود سازوکارهای تاثیرگذار بر کالبد شهری و همچنین بازنمایی نظام مند مسائل مختلف و انتقال معانی مورد نظر با استفاده از دستاوردهای نظریه های برجسته سازی، چارچوب بندی و کاشت، دستیابی به الگوی بهینه مصرف را تحقق می بخشد.