هدف این پژوهش، طراحی مدل بهینه سازی دوسطحی برای زنجیره تأمین است؛ به طوری که تصمیم گیری غیرمتمرکز کمّی و کیفی را در سطوح استراتژی و تاکتیکی ادغام کند. کارخانه تولیدی در نقش تصمیم گیرنده سطح بالا با ارائه تخفیف مقداری، به دنبال ترغیب مشتریان به سفارش خرید بیشتر است. در سطح پایین، مشتریان به عنوان تصمیم گیرنده سطح پایین تمایل دارند با ادغام مقادیر سفارش از طریق خرید مشارکتی، به مقیاس اقتصادی دست یابند. این مدل یکی از نخستین پژوهش هایی است که با هدف یافتن راه حل های بهینه برای مسئله زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی در ایران، مدل توقعات مشتریان را با مدل بهینه سازی تولیدکننده ها به طور هم زمان با داده های واقعی از زنجیره تأمین بررسی کرده است. طبق بررسی های به عمل آمده تاکنون هیچ مطالعه ای انجام نشده است که استراتژی های تخفیف مقداری برای فروشنده و نحوه تصمیم خرید مشتریان را به طور هم زمان به عنوان یک مسئله برنامه ریزی دوسطحی در نظر بگیرد. تحلیل ها حاکی از آن است که مدل طراحی شده دوسطحی در مقایسه با مدل تک سطحی برای مشتری و تولیدکننده از طریق کاهش هزینه ها، انطباق بیشتری با دنیای واقع دارد و به ایجاد رابطه بلندمدت بین طرفین از طریق مشارکت مشتری ها منجر خواهد شد.
پیوند اعضا از ارکان مهم سیستم های سلامت است و به درمان بسیاری از بیماری های صعب العلاج کمک شایانی کرده است. روزانه 7 تا 10 نفر از بیماران نیازمند به پیوند در ایران به علت نرسیدن به موقع عضو پیوندی از دنیا می روند. با توجه به بحرانی بودن زنجیره پیوند عضو برای سلامتی انسان، مدیریت و برنامه ریزی این زنجیره از اهمیت فراوانی برخوردار است. انتقال به موقع عضو و بیمار از یک بیمارستان به بیمارستان محل پیوند با توجه به تأثیر ثانیه ها بر کیفیت عضو مورد انتقال و موفقیت پیوند، بسیار حائز اهمیت است. در این پژوهش، مدلی ریاضی برای زمان بندی برداشت و تحویل اعضای پیوندی و مسیریابی آمبولانس های حامل اعضاء و بیماران پیوندی، به عنوان حلقه پایانی زنجیره تأمین پیوند اعضاء در شهر تهران ارائه شده است. مسئله در قالب یک برنامه ریزی غیرخطی عددصحیح مختلط فرموله شده و در ادامه با استفاده از روش های دقیق به یک مدل ریاضی خطی معادل تبدیل شده است. مدل ارائه شده به دنبال یافتن زمان بندی و توالی بهینه برداشت و تحویل اعضا و بیماران، با توجه به محدودیت های عملیاتی نظیر زمان ایسکمی سرد، ترافیک شهری و نیز محدود بودن ناوگان حمل است. مدل پیشنهادی با استفاده از نرم افزار CPLEX12.8 بصورت بهینه حل شده و نتایج محاسباتی بر کاربردپذیری آن صحه می گذارد.
حسابرسی فرایندی است منظم و با قاعده جهت جمع آوری و ارزیابی بیطرفانه شواهد درباره ادعاهای مربوط به فعالیتها و وقایع اقتصادی، به منظور تعیین درجه انطباق این ادعاها با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش به افراد ذینفع. هدف از تدوین این پژوهش بررسی اثر تخصص حسابرس در صنعت بر کیفیت حسابرسی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. برای این مهم یک فرضیه تدوین شد. فرضیه به بررسی بررسی اثر تخصص حسابرس در صنعت بر کیفیت حسابرسی می پردازد. بدین منظور داده های 127 شرکت مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss نسخه 23 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون خطی فرضیه تحقیق نشان داد که اثر تخصص(تصدی) حسابرس در صنعت بر کیفیت حسابرسی تاثیر مثبت و معنی داری دارد.
در این تحقیق سعی داریم تاثیر بیش اعتمادی مدیران بر روش های تأمین مالی شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران بپردازیم. جامعه آماری کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1390 الی 1399 می باشد . برای این منظور ابتدا شرکت هایی که یکی از اهداف افزایش سرمایه شان مشخص نموده و سپس یکسری فاکتورهایی که در هر شرکت بررسی نماییم. این فاکتورها می تواند موارد زیر باشد: اهرم مالی ، افزایش سرمایه ، بیش اطمینانی ، مالکیت نهادی . ابتدا مراجعه به سایت سازمان بورس اوراق بهادار و در آنجا با بررسی شرکت هایی که یکی از اهداف افزایش سرمایه شان، اصلاح ساختار مالی بوده، شرکت هایی را واجد شرایط بودند انتخاب گردید. و بعد در میان شرکت های انتخاب شده، شرکت هایی که دارای شرایط تعدیلی جامعه آماری بود بررسی شد، درنهایت 167 شرکت برگزیده گردید. بعد از انتخاب شرکت ها، برای محاسبه متغیرها، اطلاعات را از سه صورت مالی اصلی: ترازنامه، صورت سود وزیان و صورت جریان وجوه نقد شرکت استخراج گردید. با توجه به آزمون فرضیه ها مشخص گردید اهرم مالی و افزایش سرمایه بعد از اصلاح ساختار سرمایه (بافت مالی) تفاوت معناداری دارد و در بقیه متغیر ها چنین رابطه معناداری مشاهده نگردید.
هدف: این پژوهش به بررسی تأثیر کاربردِ استعاره دیالکتیکی بر فرایند بلوغِ مذاکره حسابرسان پرداخته است. روش: تحقیق حاضر از نظر نوع و ماهیت مسأله و اهداف تحقیق، کاربردی است. این تحقیق باتوجه به روش جمع آوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی- همبستگی است. بر این اساس از سه مقیاس رعایت اخلاق حرفه ای، اعتماد متقابل و رعایت هنجارهای اجتماعی بر اساس 12 سؤال در قالب مقیاس لیکرت 5 گزینه ای در قالب پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها و برازش الگو از تحلیل حداقل مربعات جزیی استفاده شده است. یافته ها: بر اساس یافته ای پژوهش بالاترین سطح میانگین، مربوط به متغیر رعایت اخلاق حرفه ای است که بیان کننده این موضوع است که حفظ هویت فردی در قالب اخلاق گرایی در مذاکره می تواند به افزایش اثر بخشی مذاکره بین حسابرس با صاحبکار منجر شود از طرف دیگر مشخص شد بالاترین میزان انحراف معیار مربوط به متغیر اعتماد متقابل حسابرس است، بدین معنی که نظر حسابرسان نسبت به رعایت اعتماد در مذاکره دارای تفاوت و پراکندگی است. نتیجه گیری: براساس نتیجه آزمون فرضیه های پژوهش مشخص گردید، کاربردِ استعاره دیالکتیکی بر اثربخشی مذاکره حسابرسان تأثیر مثبت دارد. در تحلیل نتیجه این فرضیه باید بیان نمود، استعاره دیالکتیکی که رویکردهای فردی در بیان فلسفه ذهنی و بینش فردی است باعث می گردند تا فرد از اصول خود جهت بیان دیدگاه های حرفه ای دور نشود و براساس یک تعامل هدفمند و سازنده با طرف مذاکره کننده یعنی صاحبکاران در تلاش باشد تا چالش ها و اختلاف نظرها در رابطه با انجام حسابرسی در مورد عملکردهای مالی را حل نمایند.
هدف: در پژوهش حاضر، پدیده شیوع قمار آنلاین در ایران با رویکرد آسیب شناختی در شبکه های اجتماعی واکاوی شده است. برای این منظور، پس از تحلیل رفتار کاربران و محتوای منتشرشده از سوی گردانندگان در دو شبکه مجازی تلگرام و اینستاگرام، به واکاوی جامعه شناختی این پدیده پرداخته شد. روش: برای جداسازی و استخراج پست های شرط بندی در هر بستر، مدلی بر اساس الگوریتم با نظارت رگرسیون لجستیک توسعه داده شد. همچنین، در راستای بررسی پست های برتر، از معیار جمع لایک و کامنت در اینستاگرام و میزان بازدید در تلگرام استفاده شد. پس از پاک سازی و حذف داده های نامرتبط، به تحلیل کمّی داده های عددی و تحلیل محتوای کیفی داده های متنی پرداخته شد. تحلیل کیفی داده ها نیز با استفاده از رویکردهای «بی ثباتی اقتصادی» و «اقتصاد رفتاری» انجام گرفت. یافته ها: در بستر تلگرام، پس از مقایسه نسبت بازدیدها به انتشار مطالب در هر گروه موضوعی، مشاهده شد که مخاطبان موضوع «تجارت و بازرگانی» با اختلاف بسیاری از موضوع های دیگر، به شرط بندی واکنش نشان می دهند که این از اهمیت ویژه موضوع اقتصاد در دغدغه های مخاطبان به شرط بندی حکایت می کند. محتوای پست ها و سوژه های داغ در سه مقوله محوری «انگیزش مالی»، «بیکاری» و «نوسان های نرخ ارز» (ذیل مضمون اصلی بی ثباتی اقتصادی) و دو مقوله محوری «سوگیری کاهش درد پرداخت» و «توهم کنترل» (ذیل مضمون سوگیری شناختی) قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج بیانگرِ استفاده گردانندگان سایت های شرط بندی از سازوکارهای ایجاد اختلال در حسابداری ذهنی مخاطبان است و از اولویت دغدغه های اقتصادی در کاربران، تحت تأثیر تغییرات در ساختار کلان اقتصاد کشور حکایت می کند.
تصویب استاندارد شماره 42 حسابداری توسط سازمان حسابرسی (مطابق با نسخه 2018 استاندارد شماره 13 بین المللی) و لازم الاجرا بودن آن از ابتدای سال 1400 و ابلاغیه های قبلی سازمان بورس و اوراق بهادار، لزوم توجه به گزارشگری ارزش های منصفانه و نظارت بر آن توسط حسابرسان یا سایر نهادهای ذیربط را دوچندان نموده است. یکی از مهم ترین ابعاد این موضوع، توجه به زیرساخت های لازم و همچنین چالش های پیش رو از نظر استانداردگذاران، مدیران، حسابرسان، و تحلیل گران است. در این تحقیق، با تاکید بر چالش ها و مسایل زیرساختی گزارشگری و نظارت بر ارزش های منصفانه، و طی مصاحبه با 17 خبره در حوزه های مختلف درگیر در پیاده سازی نظام ارزش های منصفانه، مدلی با استفاده از روش تئوری داده بنیاد ارائه شده است. توجه به مفروضات ارزشیابی و مجهز نمودن حرفه حسابرسی به انجام خدمات ارزشیابی و استفاده از ظرفیت قانونی موجود در قانون بازار اوراق بهادار از مهم ترین یافته های این تحقیق است.
از رایج ترین رویکردها در حوزه مدیریت پروژه، رویکرد شایستگی محور است. این رویکرد برخلاف رویکردهای فرآیند محور، بصورت ویژه بر نقش «فرد» متمرکز است. تفاوت شرایط حاکم بر کشور به ویژه در مقطع فعلی، نسبت به شرایط پایداری که مبنای تدوین استانداردها و مدل های بین المللی بوده، اصلی ترین ضرورت تدوین شایستگی ها در سطح ملّی است. در این پژوهش تلاش شد با روش داده بنیاد، مبانی نظری توسعه مدل شایستگی های مدیران پروژه در صنعت ساخت ایران مورد کاوش قرار گیرد. با انجام 27 مصاحبه به روشSTAR سعی شد شایستگی های مؤثر بر موفقیت پروژه شناسایی شود. 551 کد شناسایی و ضمن تحلیل در نرم افزار Atlas ti. با کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، نهایتاً تدوین شرایط علّی، عوامل بستر، راهبرد و پیامدها صورت گرفت. از لحاظ شرایط علّی، تأثیر زیاد عوامل کلان محیطی و شرایط خاص کشور بر نحوه مدیریت پروژه ها به وضوح قابل درک است. در نتیجه شاهد شکل گیری محیطی سراسر تغییر، تعریف پروژه هایی غیر اصولی، پیچیدگی و پیش بینی ناپذیرشدن رفتارها و قوانینی فرد محور هستیم. در چنین بستری، رنگ پذیری شایستگی های رفتاری از محیط، اهمیت بیشتر شایستگی های رفتاری و محیطی نسبت به تکنیکال و البته تغییر پارادایم شایستگی های تکنیکال به عنوان راهبردها مطرح می شود. پیامد این راهبردها ضرورت کنار گذاشتن ساختارهای معمول و توجه به شایستگی هایی همچون کلان نگری، توان اقناع مدیران ارشد، عارضه یابی مستمر، مدیریت در لحظه، خلاقیت و توان بالای حل مسأله و نیز آمادگی ذهنی، انعطاف پذیری، جدیت و تعهد کاری و البته نتیجه محوری است.
نادیده گرفته شدن بسیاری از مؤلفه های اخلاقی و قوانین شرعی در مدل های مرسوم حاکمیت شرکتی نشان دهنده این است که در صنعت مالی اسلامی اجرای رویه های حاکمیت شرعی که نظارت شرعی در کانون آن متمرکزشده است، اجتناب ناپذیر است. حاکمیت شرعی نوعی حاکمیت شرکتی اسلامی است که ارزش های بیشتری را به سیستم حاکمیت شرکتی موجود اضافه می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی ادراکات دانشگاهیان و شاغلان بازارهای مالی درباره موانع اجرای رویه های حاکمیت شرعی در بازارهای مالی است. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است که داده های آن از طریق ارسال پرسش نامه ها جمع آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. یافته های حاصل از 171 پرسش نامه دریافت شده در سال 1399 نشان می دهد که اکثریت پاسخ گویان موانع اجرای سیستم حاکمیت شرعی را در بازارهای مالی کشور بااهمیت قلمداد کرده اند. همچنین نتایج حاکی از این است که میزان تحصیلات بر دیدگاه های پاسخ گویان در خصوص موانع اجرای رویه های حاکمیت شرعی در بازارهای مالی تأثیر دارد بااین وجود سابقه کاری پاسخ گویان، وضعیت اشتغال آن ها و مرتبه علمی دانشگاهیان بر دیدگاه های آن ها تأثیرگذار نیست. یافته های این پژوهش می تواند منبع اطلاعاتی ارزشمندی را جهت تدوین چارچوب حاکمیت شرعی در صنعت مالی اسلامی کشور در آینده فراهم نماید.
اثر هاله ای موجب می شود که افراد به هنگام ارزیابی و وزن دهی به اطلاعات، معیارهای خود را تغییر دهند. با استفاده از روش خودتوضیحی کسب دانش، حسابرسانی که تحت تأثیر اثر هاله ای هستند، می توانند استدلال های خود درباره ارزیابی ریسک تحریف های بااهمیت را که قبلاً تعیین کرده اند، مشخص و روشن کنند. مسئله اصلی و مشکلی که مطالعه حاضر به دنبال بررسی و تجزیه و تحلیل آن می باشد، افزایش کیفیت تصمیم گیری و قضاوت های حسابرسان در راستای افزایش هرچه بیشتر کیفیت حسابرسی است. علی رغم این که شواهد تجربی اخیر از کاهش اثر هاله ای از طریق کسب تجربه خبر داده اند، تاکنون راه حلی برای کاهش اثر هاله ای ارائه نشده است. در این راستا، در مطالعه حاضر به بررسی نقش اثر هاله ای در تصمیم گیری حسابرسان با تأکید بر فرایند خودتوضیحی پرداخته می شود. نمونه نهایی مورد استفاده برای این مطالعه، شامل 229 نفر از حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشد. همچنین به منظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه تعدیل شده یوتامی و همکاران (2017) مورد استفاده قرار گرفت و برای پردازش داده ها، از آمار توصیفی و آزمون t دونمونه ای استفاده شد. نتایج بررسی ها نشان داد که حسابرسان تحت تأثیر شرایط اثر هاله ای، تصمیمات حسابرسی صحیح تری را به وسیله خودتوضیحی اتخاذ می کنند.
در دو دهه گذشته، صادرات به عنوان یک فعالیت بازرگانی حیاتی در اقتصاد ملی کشورها رشد سریعی داشته و روند جهانی شدن بازارها، اهمیت زیربنایی درک رفتار و عملکرد شرکت ها را در بازارهای صادراتی بیشتر کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بیرونی بر عملکرد صادراتی با در نظر گرفتن نقش میانجی قابلیت های پویا است. این پژوهش کاربردی، به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد و صادرات شرکت های صادراتی استان اصفهان است که در سال های 1395 و 1396 به عنوان نمونه یا برگزیده انتخاب شده اند. به دلیل محدود بودن اندازه جامعه، نمونه گیری انجام نشده و جامعه آماری به طور کامل مورد بررسی قرار گرفته است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و به شیوه مدلسازی معادلات ساختاری در نرم افزار Smart PLS3 تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد سرمایه اجتماعی بیرونی بر عملکرد صادراتی و قابلیت های پویای اکتشاف و بهره برداری بازار صادراتی، پژوهش و توسعه، کارآفرینی گرایی صادراتی و انعطاف پذیری در تولید اثر مثبت دارد. علاوه براین، قابلیت های اکتشاف بازار صادراتی و کارآفرینی گرایی صادراتی بر عملکرد صادراتی تأثیر مثبت می گذارد. برخلاف انتظار، در پژوهش حاضر، قابلیت بهره برداری بازار صادراتی تأثیر منفی بر عملکرد صادراتی داشته است. تأثیر قابلیت های پژوهش و توسعه و انعطاف پذیری در تولید نیز بر عملکرد صادراتی مورد تأیید قرار نگرفته است.
یکی از اولین سازمانهاکه در مواجهه با طیف گسترده ای از حوادث قرار دارد، آتش نشانی است ازاین رو پرسنل سازمان های آتش نشانی در معرض حوادث مختلف قرار می گیرند؛ اما دلایلی چون خطای نیروی انسانی، کیفیت نامناسب تجهیزات، نبود مدیریت کارآمد و... این سازمانها را با مشکلات و حوادثی مواجه می سازد. این حوادث عموما یاعث ایجاد شرایط ریسک در عملیات های مختلف میگردد، هرچند می توان با رعایت اصول ایمنی از بسیاری ازین حوادث جلوگیری نمود یا آثار مخرب آنها را تا حد زیادی کاهش داد. لاکن در اکثر مواقع نمی توان اطمینان حاصل کرد که این حوادث به وقوع نخواهند پیوست. یکی از معمولترین روشها برای رسیدن به این اهداف استفاده از تکنیک های مدیریت ریسک است. در این پژوهش استفاده از روش ارزیابی ریسک FMEA برای تحلیل مسئله مورد توجه قرار گرفته است. روش FMEA تکنیکی تحلیلی و متکی بر قانون (پیشگیری قبل از وقوع) است که برای شناسایی عوامل بالقوه خرابی و حوادث بکار میرود. حوادث سازمان آتش نشانی اراک از سال 1395 تا سال 1399 ازین طریق مورد ارزیابی قرار گرفته است. با دسته بندی سوانح رخ داده طی پنج سال، مشخص شد که سوانح منجر به نقص عضو، در این روش در سطح بحرانی 3 قرار دارد که توجه و اقدامات پیشگیرانه را در بین سوانح موجود می طلبد.
هدف این تحقیق بررسی تاثیر هموار سازی سود بر خطر سقوط سهام با تاکید بر نقش تعدیل گری پوشش تحیل گر، مالکان نهادی و اقلام تعهدی اختیاری بوده است. قلمرو مکانی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1391 تا 1395 بوده و با روش حذف سیستماتیک تعداد 112 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده است. برای جمع داده ها از مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار و به منظور توصیف و تلخیص داده ها از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. در تحلیل داده ها آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و برای تایید و رد فرضیه ها (نرم افزار ایویوز) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد هموار سازی سود بر خطر سقوط سهام تاثیر گذار است، به علاوه متغیر های پوشش تحیل گر، مالکان نهادی و اقلام تعهدی اختیاری نیز بر روابط بین هموار سازی سود و خطر سقوط سهام تاثیر گذارند.
همواره در طول تاریخ تخطی از قانون به نحوی وجود داشته است. نمونه ای از این نقض قانون، تقلب است. تقلب نوعی از دروغ، کلاه برداری و حیله گری است که باعث ایجاد برتری ناعادلانه متقلب بر دیگران می شود. جلوگیری و ایمن سازی سازمان از تقلب همواره یکی از دغدغه های اصلی مدیران است که باعث صرف زمان و هزینه زیادی در سازمان می شود. این پژوهش مروری به بررسی ماهیت تقلب، فرآیند شکل گیری آن و مسئولیت های حسابرسان در مواجهه با آن به روش مرور منابع کتابخانه ای پرداخته است. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که اگرچه حسابرسان در بررسی های خود به موارد مشکوک به تقلب برخورد می کنند اما "مدیر" مسئول نهایی هر گونه اقدامی از جمله تقلب در سازمان است و حسابرس تنها در برابر بررسی های منطقی خود پاسخگوست.
هدف و زمینه پژوهش: انسجام فرایندی است پویا که در تمایل یک گروه برای وفادار ماندن نسبت به یکدیگر، متحد ماندن در دستیابی به اهداف مؤثر و ارضای نیازهای عاطفی اعضاء را نشان داده می شود و شادکامی بازتابی از این واقعیت است که ما به طور کلی چگونه احساس خوبی داریم. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی شادکامی بر انسجام و عملکرد تیمی فوتبالیست هایباشگاه اروند بندر عباس است روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 70 نفر از بازیکنان تیم فوتبال باشگاه اروند بندرعباس در سال 1396 است که دارای عملکرد و انسجام تیمی ضعیف بودند. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر به این صورت است که در آن 30 نفر از بازیکنان مرد فوتبال تیم اروند که درسال 1396 دارای مشکلاتی در انسجام و عملکرد تیمی بودند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و مداخله مورد آزمایش قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات بر اساس مقیاس انسجام تیمی کارون، وید مایر و براولی (2001) وعملکرد تیمی میچاییل و ست (1997) است. یافته های پژوهش و: نتایج نشان می دهد که تحلیل کواریانس یک طرفه در متغیرهای انسجام تیمی (56/87 = F و 001/0 > P) و عملکرد تیم (94/91 = F و 001/0 > P) معنی دار می باشد. نتیجه گیری: بنابراین نشان داد شادکامی بر انسجام تیمی و عملکرد تیم بازیکنان فوتبال باشگاه اروند بندرعباس موثر است. همچنین نتایج نشان داد شادکامی بر انسجام تیمی بازیکنان فوتبال باشگاه اروند بندرعباس اثر بخش می باشد. بنابراین با توجه به نتایج این پژوهش و اثر مثبت شادکامی بر انسجام و عملکرد تیمی بازیکنان پیشنهاد می گردد در تیم های فوتبال آموزشی این متغیر در فرایند تمرین بکار گرفته شود.
هدف : در نظام مسئولیت مدنی، هدف اولیه جبران خسارت وارده بر زیان دیده است و باید وسایلی در اختیار زیان دیده قرار داده شود تا خسارات وارده بر وی جبران گردد و وضعیت وی به قبل از ضرر بر گردد. اما قانونگذار با تصویب قانون جدید بیمه اجباری مصوب 1395 در تبصره 3 ماده 8 در خصوص جبران خسارت وارده بر خودرو ناشی از حوادث رانندگی، میزان خسارت قابل جبران را از طریق بیمه نامه شخص ثالث و یا مقصر حادثه به صورت مشخص تعیین نموده است و بیش از میزان تعیین شده امکان جبران خسارت برای بیمه و زیان زننده وجود ندارد؛ به عبارت دقیق تر قانونگذار مسئولیت جبران خسارت را در این خصوص تحدید نموده است؛ براین اساس تشخیص مبنای قاعده فوق دارای اهمیت می باشد. روش شناسی : بررسی موضوع با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است؛ بدین گونه که مبانی مسئولیت مدنی در نظریه حقوقی، آراء فقهی، رویه قضایی و نیز با توجه به حقوق تطبیقی بررسی شده تا مبنای پذیرش چنین قاعده ای توسط قانونگذار شناسایی شود. یافته ها : قبل از تصویب قاعده فوق، زیان زننده باید تمامی خسارت وارده بر خودرو را صرف نظر از نوع خودرو و میزان خسارت، قابل جبران می دانست. ولی قانون جدید قاعده ای جدید برخلاف قواعد پیشین ایجاد نموده است. لذا، بررسی مبانی قانونی و تحلیل چرایی و حدود چنین قاعده ای بیش از پیش ضروری می باشد و نظریات متعددی شامل غیرقابل پیش بینی بودن خسارت به خودروهای گران قیمت توسط زیان دیده، اقدام زیان دیده، دخالت حقوق بشر در جبران عادلانه خسارت و مبنای اقتصادی جبران خسارت (شامل هدایت مسئولیت به سمت بیمه بدنه و اسقاط حق بیمه گر و دارنده خودروی گران قیمت) بعد از جبران خسارت را می توان برای توجیه چنین قاعده ای ذکر نمود، که در این مقاله بعد از بررسی اصل جبران خسارت، به بررسی موضوع پرداخته شده است. نتیجه گیری : تحدید مسئولیت در این خصوص ناشی از رعایت وضعیت جبران کننده در جبران خسارت منصفانه و معقول و نیز توجیه بر مبنای دیدگاهی اقتصادی و تحمل ضرر بر دوش مالک خوردوهای گران قیمت بیش از میزان خسارت قابل جبران، از مبانی توجیه کننده چنین قاعده ای باشد. ولی به نظر می رسد این مبانی برای خودروهای لوکس می باشد و در خصوص خودروهای تخصیص یافته برای خدمات عمومی با وجود گران قیمت بودن آنها، چنین قاعده ای در تحدید مسئولیت نمی تواند توجیه کننده باشد.
هدف : گزارشگری پایداری به افشای مسائل زیست محیطی، اجتماعی و راهبری می پردازد. اما، در صنعت بیمه ایران تاکنون رهنمودی در خصوص گزارشگری پایداری تهیه نشده و هیچ شرکتی بیمه ای نیز گزارش پایداری تهیه نکرده است. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی استانداردهای گزارشگری پایداری در صنعت بیمه جهانی و مقایسه تطبیقی آنها و همچنین بررسی وضعیت انتشار گزارشگری پایداری شرکت های بیمه در سطح جهان انجام شده است. روش شناسی : از تحلیل محتوا برای بررسی وضعیت گزارشگری پایداری در صنعت بیمه استفاده شده است. تفاوت ها و تشابهات استانداردها و رهنمودهای گزارشگری پایداری از طریق مقایسه تطبیقی بررسی شده است. یافته ها : نتایج نشان داد نوع نگاه استانداردها و رهنمودهای پایداری به ذینفعان مختلف گزارش ها متفاوت است. استاندارد ابتکار گزارشگری جهانی بر تمام ذینفعان تمرکز دارد. درحالی که استانداردهای هیئت استاندارد حسابداری پایداری بر سرمایه گذاران تأکید دارد. اصول بیمه پایدار و استانداردهای مربوط به هیئت استانداردهای حسابداری پایداری، خاص صنعت بیمه است؛ درحالی که استانداردهای ابتکار گزارشگری جهانی بر صنعت خاصی تمرکز ندارد. همچنین یافته ها بیانگر این است که وضعیت انتشار گزارشگری پایداری در صنعت بیمه رو به افزایش بوده و استفاده از حسابرسان و مؤسسات حسابرسی برای اطمینان بخشی گزارش ها، در اولویت قرار دارد. نتیجه گیری : وجود رهنمودها و چارچوب های مختلف درباره گزارشگری پایداری، ضرورت وجود یک چارچوب یکپارچه در خصوص گزارشگری پایداری را روشن می سازد. در واقع، مقایسه پذیری گزارش های پایداری به خاطر تنوع رهنمودهای مختلف دشوار شده است. شرکت های بیمه کشور می توانند با استفاده از رهنمودها و استانداردهای گزارشگری پایداری، اقدام به شناسایی مؤلفه های خاص گزارشگری صنعت بیمه نمایند. با توجه به فشار ذینفعان و تأکید نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل متحد و روند رو به رشد الزامی شدن گزارشگری پایداری، یافته های تحقیق بر لزوم تهیه گزارش های پایداری توسط شرکت های بیمه ایرانی تأکید دارد.
This research investigates the capital market's efficiency relative to the decreasing and increasing information the components of cash and accrual of the accounting earnings. In the accrual accounting system, accounting earnings includes two components of cash and accrual. Information about decreasing and increasing values of the normal and abnormal portion of the changes in financial assets as a cash component is compared with the information on the decreasing and increasing amounts of discretionary and non-discretionary accruals. The required data was extracted from the financial statements of the listed companies in Tehran Stock Exchange during the years 2003 to 2017. In order to estimate the research models from the regression with the combined data as well as the equations system, the simultaneous equations system with the seemingly unrelated regression (SUR) approach are utilized and then some experiments are implemented to evaluate the research hypotheses by using Mishkin’s test. The results reveal that the capital market is inefficient in terms of the increasing information (positive portion) of accrual and discretionary accruals and information on abnormal changes in financial assets (increasing and decreasing), but rather on the information (negative) of discretionary and non-discretionary accruals and abnormal changes in the financial assets (increasing and decreasing).