محیط زیست همانطوری که از اسم آن پیداست، محیط زندگی موجودات زنده و به ویژه ما انسان های روی کره زمین می باشد. این نعمت خدا دادی که ظرفیت محدودی دارد، هر چقدر که به گذشته ها برمی گردیم، سالم تر، پاکیزه تر، زیباتر و دوست داشتنی تر بود. اما با روند رشد شهرنشینی و صنعتی شدن جوامع، حفظ مواهب آن مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته است. این بی توجهی ها، سهل انگاری ها و نامهربانی ها با اشکال گوناگونی خودنمایی کرده است. قطع درختان سرسبز، انهدام بوته زارها و چمن زارها، خشکانیدن چشمه سارها، کثیف نمودن آب رودخانه ها و آلوده نمودن هوای پاک تنفسی، نمونه هایی از این بی رحمی ها نسبت به طبیت و محیط زیست می باشد. در این راستا باید گفت که بشر با دست خود زیبایی ها و شادابی های طبیعت را کاهش و یا نابود می سازد، عرصه زندگی را بر خود، بر همنوعان خود و بر موجودات زنده بی گناه، تنگ و دشوار می سازد، آگاهانه و یا ناآگاهانه موجب بروز بسیاری از بیماری های جسمی و روحی می گردد که سالیانه هزینه های سرسام آوری را بردوش جامعه تحمیل می نماید.
محدوده مادون قرمز طیف الکترومغناطیس، باند بسیار مناسبی جهت کشف و تعقیب اشیاء گرما زا و یا حرارت دیده می باشد . فناوری بکارگیری محدوده مادون قرمز به طور قابل توجهی رشد یافته و در حال حاضر کشف کننده های فناوری یادشده برای کاربردهای نظامی در ابعاد سامانه های فضا پایه، پیشرفت شایان توجهی داشته که در همین رابطه امروزه فناوری مادون قرمز توسط ماهواره ها ، هواپیما ها و پرنده های هدایت پذیر از دور جهت اهداف نظامی به طور وسیعی بکار گرفته می شود .
سازمان ها باید به سرعت با محیط متحول ، سازگاری یافته و یادگیری سازمانی را به منظور تغییر پایگاه معرفتی خود پیش گیرند. مدیریت دانش جزئی از فرآیندیادگیری پیوسته تبدیل شده است . در جهان پرشتاب کنونی، نوزایی و آفرینش دانش نوین تنها مزیت های رقابتی پایدار برای پیشرفت و بقاء سازمان ها در عصر دانایی و اطلاعات هستند. در این مقاله تلاش گردیده است تا فرآیند یادگیری سازمانی ومدیریت دانش، به عنوان راهبردی برای ایجاد تحول سازمانی ، افزایش بقاء پذیری و ظرفیت زایی فکری مورد کنکاش قرار گیرد.
بر اساس دیدگاه زیستی ، سازمان ها به موجودات زنده شباهت دارند که دوران حیات را پشت سر گذاشته و بطور طبیعی به سمت کهولت سیر می کنند و چنانچه تغییر و تحول بموقع در آن انجام نشود ، محکوم به فنا هستند. بنابراین ضرورت انجام تغییر و تحول و فراهم آوردن ساز و کارهای تحول آفرین در عصر حاضر برای تداوم حیات سازمان ها کاملا" الزامی است . دنیای پرشتاب امروز ، شدت و عمق این تحول را زیادتر کرده است و نیاز به روشهای جدید تکامل یافته ای دارد . این مقاله با بیان ضرورت انجام تغییر و تحول در سازمان ها ، تاکید بر تغییرات برنامه ریزی شده دارد. و با بهره گیری از نظرات اندیشمندان ، الگوهای مناسب و راهبردهای تغییر و تحول در سازمان های آجا را از دو دیدگاه پیشنهاد می نماید: دیدگاه اول مستلزم ایجاد چشم انداز/بینش[1] و دورنمای مطلوب سازمان های آجادر زم ان توسعه می باشد که با بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل محیطی و تغییرات بنیادی در تمام ابعاد سازمان همراه است. دیدگاه دوم با ارزیابی عملکرد جاری سازمان و شناسایی مشکلات وارائه بازخورد و راه حل های پیشنهادی درجهت رفع مشکلات برای توسعه سازمان های آجا میباشد.
دریاهای جنوبی ایران دریچه ایی بسوی سایر بخش های جهان و واسط میانجی برای اندرکنش ایران با دیگر کشورها می باشند.نوار ساحلی طولانی و بندرگاه های مناسب در خلیج فارس و دریای عمان امتیازی منحصر بفرد برای تجارت جهانی محسوب می گردند.از اینرو، حضور قدرتمند دریایی در این منطقه از الزامات حیاتی در گسترش حوزه ژئوپلیتیکی کشورمان است. اهمیت ژئوپلیتیکی دریاهای جنوبی برای ایران ،بعنوان دهلیز دسترسی جهان به منابع عظیم انرژی در منطقه خلیج فارس، از چارچوب منطقه ایی فراتر می رود و ابعاد جهانی به خود می گیرد.بنابراین ایران می بایست بجای ورود به ائتلاف های سیال و شکننده نظامی با قدرت های منطقه ایی، رویکرد توازن قوا را برگزیند. مرزهای دریایی ایران در خلیج فارس ودریای عمان در فضای ژئوپلیتیکی ایران قرار گرفته و می بایست تلاش قدرت های منطقه ایی برای نفوذ به آن را مهار و خنثی نماید.
بدون رویکرد دریایی در تعریف اولویت های ژئوپلیتیکی ، ایران بصورت یک کشور ضعیف و محصور در خشکی در خواهد آمد و بدین ترتیب دهلیز تنفس آن بسته و پویایی حیاتش در جهان متغیر و رقابت آمیز کنونی، کاهش خواهدیافت. ازاینرو، بایسته است تا کشورمان با گسترش منطقه نفوذ قدرت دریایی از خلیج فارس به دریای عرب، فضای ژئوپلیتیکی خودرا بسوی اقیانوس هند گسترش دهد. در این مقاله تلاش شده است تا راهبرد دریایی جمهوری اسلامی ایران مورد کنکاش قرار گیرد.
در این مقاله توسعه به مفهوم عام آن از توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تکنولوژی به کار می رود. عمدتا از نظر اندیشمندان ایرانی دو مفروض در توسعه به مفهوم عام قابل مشاهده است: • توسعه خاص (مثلا توسعه تکنولوژی) تنها در پی توسعه عام تحقیق می پذیرد. • میان ابعاد مختلف توسعه، نه تنها ارتباط بلکه، هارمونی وجود دارد. در یک نگاه کلی می توان دیدگاه های مختلف درباره توسعه در ایران را به سه دسته تقسیم کرد. 1- دیدگاه مبانی گرایانه: در این دیدگاه مبانی فکری و فرهنگی توسعه در برابر مظاهر آن اصالت دارد و میان مبانی و مظاهر توسعه رابطه زایشی و توالدی وجود دارد. 2- دیدگاه فرآورده گرایانه: در آن محصول و توسعه اولا مثبت تلقی شده و ثانیا آن فرآورده را با ملاحظاتی عمدتا اراده گرایانه می توان و باید اخذ، اقتباس، گسترش و تعمیق داد. 3- دیدگاه تفکیک گرایانه: تنها به فراورده توسعه نمی اندیشد و از آن سو، میان مبانی و مظاهر آن نیز قائل به رابطه توالدی نیست. بلکه یا مبنا و مقصد توسعه را از یکدیگر و توسعه اقتصادی را از توسعه سیاسی تفکیک می کنند و یا توسعه را از جنس علم و علم را نیز مولفه ممتازی در مدرنیسم تلقی می کنند.
معماری سازمان رویکرد جامعی بشمار میرود که سعی دارد استراتژیهای سازمانی را با معماری اطلاعات و معماری فرایندها پیوند دهد. مزایای معماری سازمان را میتوان در سه کلمه "بهتر، سریعتر، و ارزانتر" تجمیع کرد. به سخن دیگر، معماری سازمانی در پی خلق سازمانی است که بتواند با هزینه کمتر به ارایه خدمات بهتر و سریعتر به مشتریان بپردازد. این مقاله ضمن تبیین مفهوم معماری سازمان سعی دارد به معرفی مدلهای معروف در این خصوص پرداخته، و تفاوتهای شرکتهای تابعه شرکتهای ملی پتروشیمی و شرکت ملی گاز را از نظر معماری سازمانی مورد توجه قرار دهد. معماری سازمانی را میتوان تلاشی برای ایجاد چسبندگی بین تدوین و اجرای استراتژی به حساب آورد. معماری سازمان یک حرکت استراتژیک است که در ارتقای بهره وری سازمان نقش کلیدی دارد.