دانش به عنوان منبع اصلی سازمان ها تلقی شده و به عنوان یک سرمایه مطرح است. انتقال، خلق و بکارگیری دانش مستلزم وجود فرهنگ سازمانی است و دانشگاهها به عنوان سازمان های تولیدکننده دانش می بایستی از این امر بهره مند باشند. هدف این پژوهش تعیین رابطه بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان بوده که تعداد آنها در زمان انجام تحقیق 310 نفر می باشد. نمونه گیری روش طبقه ای منظم و از میان اساتید گروه ها و رشته های مختلف بوده و تعداد 70 نفر مطابق با جدول مورگان به عنوان نمونه تحقیق انتخاب گردیدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های فرهنگ سازی و مدیریت دانش استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کای اسکوئر و ضریب همبستگی) استفاده شده است. نتایج این تحقیق توصیفی که به روش پیمایشی انجام شده است نشان می دهد که بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی همبستگی مثبت وجود دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که رسالت سازمانی دارای بالاترین ضریب همبستگی و تولید دانش کمترین ضریب همبستگی را داشته اند.
سیاست گذاری و برنامه ریزی صحیح اقتصادی در هر کشور مستلزم شناخت امکانات و قابلیت های تولیدی مناطق مختلف آن کشور است. این تحقیق به بررسی وضعیت صنایع مواد غذایی استان آذربایجان شرقی و ارزیابی مزیت نسبی در زیر شاخه های عمده این صنعت می پردازد. بدین منظور با استفاده از شاخص های دهگانه مزیت نسبی در حوزه صنعت، توانایی تولید هر کدام از زیر شاخه ها به ترتیب مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه به کمک شاخص ضریب مکانی (LQ) و نتایج آن به صورت غیر مستقیم توانایی صدور رتبه بندی شده است. در نهایت به کمک تکنیک تحلیل عاملی دسته بندی اولیه، و سپس با استفاده از تاکسونومی عددی اولویت بندی نهایی زیر شاخه ها و وضعیت آنها از نظر مزیت نسبی در صنعت مذکور ارایه شده است. با توجه به نتایج شاخص ضریب مکانی در نهایت به کمک نمودار عنکبوتی میزان تغییرات ساختاری صنایع مواد غذایی استان نیز در طول سالهای 80 الی 85 نشان داده شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان رفتار سیاسی و نوآوری حرفه ای افراد انجام شده است. به این منظور 220 نفر از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی به صورت تصادفی از میان 1000کارمند دانشگاه انتخاب گردید. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استاندارد ابتکار ونوآوری حرفه ای مارتین پاتچن(1965) و پرسشنامه رفتارسیاسی ای.جی.دوبرین(1978)استفاده شده است. فرضیه اصلی تحقیق، مبنی بر وجود رابطه میان نوآوری حرفه ای وتمایل به رفتار سیاسی تایید شد. نتایج تحقیق از رابطه معنادار و معکوس میان نوآوری حرفه ای وتمایل به رفتار سیاسی حکایت دارد، بدین معنا که با افزایش تمایل به رفتار سیاسی، نوآوری حرفه ای کارکنان کاهش می یابد. تحلیل فرضیه های فرعی تحقیق گواه آن است که ارتباط معکوسی میان نوآوری حرفه ای با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی و معاشرت با افراد صاحب نفوذ وجود دارد. ولی در این پژوهش میان نوآوری حرفه ای با تصویرسازی و ایجاد پایگاه حمایتی رابطه ای حاصل نشده است. بین نوآوری حرفه ای و سن رابطه معنادار ومعکوس برقرار است، همچنین یافته های پژوهش نشان داد که نوآوری حرفه ای در زنان بیش از مردان می باشد.
در این مقاله، تاثیر حسابداری محافظه کارانه بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود (P.E) بررسی می شود. در پیش گرفتن روش های محافظه کارانه توسط هر شرکت موجب تطابق نادرست درآمدها و هزینه ها، و این سبب می شود. اجزای تشکیل دهنده درآمد موقتی بوده، و در نتیجه درآمد از ثبات کمتری برخوردار باشد. بنابراین، کاربرد روش های محافظه کارانه حسابداری بالقوه باعث می شود سودها ثبات کمتری داشته شد. طبق الگوی السن، که قیمت را بر اساس یک ترکیب خطی از ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و سود هر سهم محاسبه می کند، سودهای با ثبات بیشتر (کمتر) به نسبت قیمت به سود (P.E) بیشتر (کمتر) منجر می شود. لذا، فرض می شود پایداری سود در شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند، کمتر است و نسبت قیمت به سود (P.E) شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند، کمتر است. این فرضیه ها با توجه به داده های 88 شرکت بورسی برای سال های 1378تا 1386 آزمون شده است. نتایج، درستی این فرضیه ها را نشان می دهد.
هدف این تحقیق، بررسی میزان استفاده از ابزارهای حسابداری مدیریت و اثربخشی هر یک از ابزارهای تحت بررسی است. این تحقیق از نوع پیمایشی، و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کتبی که اعتماد و اعتبار آنها مورد تایید قرار گرفته، استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که مدیران شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابزارهای بودجه بندی، تجزیه و تحلیل انحرافات و تجزیه تحلیل سر به سر استفاده می کنند. هم چنین مدیران از ابزارهای کارت ارزیابی متوازن، فرآیند مهندسی مجدد، حسابداری سنجش مسولیت، هزینه یابی بر مبنای هدف و هزینه یابی بر مبنای فعالیت چندان استفاده نمی کنند. این تحقیق نشان داد که ابزارهای بودجه بندی، تجزیه تحلیل انحرافات و تجزیه و تحلیل سر به سر بیشترین اثربخشی را دارد. هم چنین ابزارهای فرایند مهندسی مجدد، حسابداری سنجش مسولیت و هزینه یابی بر مبنای فعالیت نیز اثربخش است. مهمترین موانع استفاده از ابزارهای حسابداری مدیریت مورد بررسی به ترتیب هزینه و منفعت به کارگیری ابزارها، کمبود نیروی انسانی زبده از نظر علمی و تجربی و اتخاذ سیاست های مقطعی و کوتاه مدت توسط دولت است.
تصمیم گیری زیربنای ایجاد سازمان و حرکت، رشد وتوسعه آن ها برای کسب اهداف مشخص در سطوح راهبردی است و بر پایه ادراک، دانش، آگاهی از پیامدها، شناخت محیط و سرعت عمل رهبران و مدیران سازمان صورت می گیرد. گستردگی و پیچیدگی فرایند های لازم برای تحقق به عزم سازمان و اتخاذ تصمیم های راهبردی ضرورت بهره مندی سازمان از یک سامانه سیستماتیک و هوشمند تصمیم گیری را غیرقابل اجتناب می سازد. در این مقاله به بررسی و تبیین قابلیت های توانمندساز سیستم خبره و تاثیر آن بر تصمیمات سازمان مورد مطالعه در سطوح استراتژیک به مطالعه می پردازد. جامعه آماری تحقیق را 68 نفر از مدیران سازمان در سطوح ارشد ومیانی در تعامل با ماهیت محتوایی یک سیستم هوشمند تصمیم گیری شکل می دهد. تحقیق متضمن فرضیاتی در چارچوب تشخیص ماهیت مسائل سازمان، قدرت ادراک تصمیم گیران، شناسایی فرصت ها، انتخاب راهکار مناسب و ارزیابی تصمیمات سطوح استراتژیک است که با توجه به ویژگی های سیستم خبره مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. پس از ارائه داده ها، تحلیل رفتار آزمودنی ها و تبیین نتایج آزمون فرضیه ها، راهبرد هایی جهت اشاعه سیستم های هوشمند در سطوح مدیریت عالی سازمان ارائه می شود.
مقاله حاضر با اشاره به گسترش فناوری های ارتباطی و افزایش نفوذ رسانه های جمعی در ابعاد گوناگون زندگی، بویژه نقش آنها در شکل گیری و هدایت پدیده های مهم فرهنگی و اجتماعی مانند سبک های جدید زندگی و الگوهای مصرفی، به سازوکارهای تاثیرگذاری رسانه ها بر نگرش ها و رفتارهای مخاطبان پرداخته و با تاکید بر اثرات متقابل فرهنگ و اقتصاد و معرفی الگوی مصرف به عنوان موضوعی دارای وجوه فرهنگی و اقتصادی و همچنین بیان اهمیت و ضرورت اصلاح الگوی مصرف به منزله وظیفه ای دینی و ملی، رویکردهای رسانه را در الگوسازی اقتصادی و فرهنگی و تعدیل رفتارهای اقتصادی بررسی می کند.
امروزه برنامه ریز ی برای تبدیل چشم اندازها و شعارهای منتخب شبکه های رادیویی به طرح برنامه و سپس برنامه سازی، به عنوان مسئله ای جدی وگاه مبهم، پیش روی مدیران و برنامه ریزان این رسانه قرار گرفته است. زیرا روش های سنتی و تجربی اتخاذ شده در این زمینه از نواقص و ضعف هایی چون ایستا بودن یا فقدان جامعیت رنج می برند.
بنابراین هدف این مقاله تحلیل اصول و شرایط برنامه ریزی برای شبکه های رادیویی و طرح استفاده از فرایند معکوس تحلیل گفتمانی به عنوان روشی نوین برای حل مسئله یاد شده است. بر این اساس کوشش شده است با بیان ارکان اصلی برنامه ریزی رادیویی شامل توجه به نظام اجتماعی، ویژگی های رسانه رادیو و ماموریت شبکه ای و همچنین شرح اصول نظریه های گفتمانی و نیز مراحل فرایند تحلیل گفتمان و مرور اجمالی انواع و سطوح آن، شناسایی و درک بهتری از مبانی نظری و مفاهیم مرتبط با موضوع صورت گیرد و در نهایت، مدلی معکوس (از گفتمان تا متن) به منظور برنامه ریزی محتوایی رادیویی، تبیین شود.
هدف سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در سهام شرکت ها، کسب بازده معقول است و بازده سهام از دو بخش تغییرات قیمت سهام و سود سهام دریافتی تشکیل میشود. بنابراین، قیمت سهام (یا تغییرات آن) یکی از معیارهای تصمیم گیری در مورد خرید و فروش سهام است. در این پژوهش تلاش شده است تا رابطه بین متغیرهای حسابداری، ویژگیهای شرکت و قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شود. برای این منظور نمونه ای مشتمل بر 92 شرکت در طی سال های 1380-1386 انتخاب شده است. متغیرهای حسابداری مورد بررسی شامل ارزش دفتری هر سهم، بازده داراییها، گردش داراییها، جریان نقد عملیاتی هر سهم و سود هر سهم است. ویژگیهای شرکت های مورد بررسی شامل قیمت سهام دوره قبل، اندازه شرکت و مدت فعالیت شرکت است. در این پژوهش از روش برآوردیابی حداکثر درستنمایی با اثر تصادفی برای داده های تابلویی و روش بیز سلسله مراتبی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد، بین قیمت سهام و سه متغیر سود هر سهم، بازده دارایی و قیمت سهام دوره قبل رابطه ای مستقیم وجود دارد و سه متغیر جریان نقد عملیاتی هر سهم، مدت فعالیت شرکت و نسبت گردش دارایی بر قیمت سهام تأثیری ندارند، اما بین قیمت سهام و اندازه شرکت رابطه ای معکوس وجود دارد.