مقدمه: در آینده نزدیک هیچ عاملی همانند فن آوری اطلاعات قادر به تغییر طرح سازمان ها نخواهد بود. پژوهش حاضر گامی در جهت شناخت سطح فن آوری اطلاعات و چگونگی اثر آن بر ابعاد ساختار سازمانی (رسمیت، پیچیدگی و تمرکز) بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.روش بررسی: این پژوهش، یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که به صورت پیمایشی در سال 1386 انجام شد.جامعه پژوهش آن را کلیه اعضای شبکه تصمیم گیری بیمارستان که دارای پست مدیریتی بودند و نیز متخصصین فن آوری اطلاعات (مسوولین سایت و یا مسوول قسمت فن آوری اطلاعات و یا نماینده شرکت فن آوری اطلاعات) تشکیل دادند. محیط پژوهش، 10 بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات از طریق مشاهده، مصاحبه و با استفاده از دو نوع پرسش نامه Rabinz و CSF صورت گرفت که هر دو پرسش نامه استاندارد و به ثبت رسیده بود. در تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون های توزیع نرمال، همبستگی Pearson، رگرسیون خطی و چند متغیره استفاده شد.یافته ها: بین وضعیت کلی فن آوری اطلاعات با تمرکز (P=0.01) و رسمیت (P=0.06) ارتباط معنی داری وجود داشت که در اکثر موارد ابعاد پنج گانه فن آوری اطلاعات، رسمیت و تمرکز را تحت تاثیر قرار داد.نتیجه گیری: با این که نفوذ فن آوری اطلاعات به گونه ای نبود که به تحول بنیادین در ساختار بیمارستان های مورد مطالعه منجر شود، با این حال، فن آوری اطلاعات تاثیرات گسترده ای بر دو بعد تمرکز و رسمیت سازمانی داشت.
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات مستقیم و غیر مستقیم سبک رهبری تحولی، فرهنگ یادگیری و یادگیری سازمانی بر هوش سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی (منطقه هشت) انجام شده است. روش پژوهش از نوع مدل یابی علّی یا مدل معادلات ساختاری بوده است.نمونه پژوهش حاضر 311 نفر از اعضای هیئت علمی واحدهای دانشگاهی منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامی بودند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه هوشی سازمانی، سبک رهبری تحولی، جوّ یادگیری و ممیزی یادگیری سازمانی گردآوری شدند. از روش تحلیل عاملی تائیدی (CFA) و مدل معادلات ساختاری (SEM) بر پایه ی نرم افزار لیزرل برای ارزیابی مدل ساختاری استفاده شد. براساس نتایج مدل معادلات ساختاری، متغیرهای نهفته سبک رهبری تحولی، یادگیری سازمانی و فرهنگ یادگیری بـه طور مستقیم و غیر مستقیم بر هوش سازمانی تاثیر می گذارند و هر چه سبک رهبری ویژگی های تحول گرایی بیشتری داشته باشد و جو مناسبی برای یادگیری وجود داشته باشد احتمال افزایش هوش سازمانی وجود دارد. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار بود. با توجه به نتایج این پژوهش، توجه به این سه متغیر اثر گذار می تواند در ارتقاء هوش سازمانی دانشگاه ها نقش مهمی داشته باشد و این عوامل باید در برنامه ریزی جهت هوشمند سازی دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.
امروزه، رفتارهای فرانقش اهمیت زیادی در رسیدن سازمانها به اهدافشان دارند. بنابراین، در این پژوهش رابطه بین سبک رهبری رابطه متقابل رهبر-عضو با رفتار شهروندی سازمانی در سطح سازمانی بررسی شده است. جامعه آماری استادان دانشگاه علامه طباطبایی (ره) هستند که از تعداد 500 نفر اعضای جامعه تعداد 275 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای اجرای آزمون از پرسشنامه لیدن و ماسلین به منظور بررسی میزان کیفیت رابطه متقابل رهبر-عضو ادراک شده از سوی استادان و از پرسشنامه ارگان به منظور بررسی میزان رفتار شهروندی سازمانی استادان استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا از آزمون همبستگی اسپیرمن به منظور بررسی فرضیات و از تحلیل عاملی تاییدی برای بررسی برازش کلی مدل تحقیق استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که بین هر دو بعد رابطه متقابل رهبر-عضو و ابعاد رفتار شهروندی سازمانی در میان استادان دانشگاه علامه طباطبایی (ره) رابطه مثبتی وجود دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان می دهد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است
شکلگیری و تدوین راهبرد بازاریابی نیازمند شناختی است که از وضعیت بازار و توانمندیهای سازمانها ایجاد میشود. بنابراین، تدوین راهبرد بازاریابی باید بر اساس همخوانی با توانمندیهای درونی و وضعیت بازار(هم خوانی بیرونی) باشد. این پژوهش به تعیین روابط میان متغیرهایی نظیر: قوّت راهبرد بازاریابی و همخوانی درونی و بیرونی می پردازد و با توجه به این که عوامل مؤثر بین متغیرهای مذکور را در سطح سازمانها بررسی میکند، یک پژوهش بنیادی به شمار میرود. همچنین از نظر نحوة گردآوری دادهها، این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکتهایی است که خدمات اینترنتی را در کشور عرضه میکنند. از آن جا که این تحقیق به صورت کمّی به بررسی رابطه میان متغیرها می پردازد، نتایج آن قابل تعمیم به کل جامعه هستند. با توجه به داده های گردآوری شده از 87 نمونه آماری، می توان گفت که همخوانی درونی و بیرونی و قوّت بازاریابی، با هم ارتباط متقابل دارند و وجود یکی از آنها در سازمان، احتمال وقوع دیگری را افزایش میدهد. هنگامی که همخوانی بیرونی در سازمان وجود داشته باشد، میتواند به عنوان نمایندهای از وجود همخوانی درونی باشد و احتمال افزایش قوّت راهبرد بازاریابی را در پی خواهد داشت.
پدیدار شدن اقتصاد دانش بنیان و بالتبع آن افزایش اهمیت مقولاتی چون دانش، نوآوری و فناوری موجب افزایش تمرکز بر مفاهیمی چون مدیریت دانش، مدیریت فناوری و مدیریت نوآوری شده است. در این تحقیق سعی شده است تا با توجه به اهمیت این سه نوع مدیریت بر عملکرد و رقابت پذیری سازمانها، چارچوبی جدید و یکپارچه طراحی شود تا ضمن پوشش ویژگیهای هر یک از این مدیریتها، از اتلاف منابع سازمانی ناشی از همپوشانی مدیریت دانش، مدیریت نوآوری و مدیریت فناوری و تقابل آنها با یکدیگر جلوگیری شود. چارچوبی که در این مقاله بیان شده است، تحت عنوان چار چوب مدیریت دانش فن نوآوری نام گرفته است که برگرفته از بخشی از سه واژه مدیریت دانش، مدیریت نوآوری و مدیریت فناوری است. این چارچوب سعی نموده است تا مدیریت دانش، مدیریت نوآوری و مدیریت فناوری را تجمیع نموده و در چارچوبی جدید ارائه نماید تا ضمن بهره گیری از ویژگیهای هر یک از این مدیریتها، موجبات پرهیز از دوباره کاری در سازمان را فراهم آورد. چارچوب مذکور دارای 7 فعالیت اصلی به علاوه دو فعالیت پشتیبان است. در انتهای این تحقیق، دو نمونه موردی از صنایع دارویی و پوشاک نیز با توجه به این چارچوب مورد بررسی قرار گرفته است.
جامعه پژوهش حاضر را کلیه تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی که در سالهای 1998 تا 2007 در نمایه استنادی علوم پایگاه «وبآوساینس» نمایه شدهاند، تشکیل میدهند. روند رشد تولیدات علمی با الگوهای نویسندگی مختلف (تکنویسندهای، دونویسندهای، سهنویسندهای، چهارنویسندهای و بیش از چهارنویسندهای) در حوزههای مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه این بررسی نشان داد که تولیدات تکنویسندهای در اکثر حوزهها کمترین میزان رشد را داشتهاند و در مقابل، تولیدات بیش از چهارنویسندهای و چهارنویسندهای به ترتیب بیشترین میزان رشد را به خود اختصاص دادهاند. پرمشارکتترین حوزه موضوعی، حوزه زیستشناسی مولکولی و ژنتیک، و کممشارکتترین حوزه، ریاضیات است. میزان همکاریهای بینالمللی پژوهشگران در حوزههای مختلف نیز نشان داد که پژوهشگران در حوزههای زمینشناسی و اقتصاد و بازرگانی، بیشترین مشارکت را با پژوهشگران دیگر کشورها داشتهاند. پژوهشگران حوزههای داروشناسی و شیمی نیز کمترین میزان همکاری بینالمللی را داشتهاند.
بررسی میزان استفاده از مراکز اطلاعرسانی و مجلات الکترونیکی و میزان رضایت از پایگاههای اطلاعاتی تخصصی و رابطه آنها با سن و رتبه علمی اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران هدف این پژوهش است. جامعه آماری 700 نفر از اعضای هیئت علمی دانشکدههای پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی کشور ایران است که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای منظم انتخاب شدند. نتایج نشان میدهد که استفاده اعضای هیئت علمی از مجلات الکترونیکی بیش از مجلات چاپی است. میزان رضایت از پایگاههای اطلاعاتی و همچنین استفاده از پایگاهها بالا است و بیشترین استفاده برای دستیابی به مدرک در درجه اول از کتابخانههای دیجیتالی، در درجه دوم از هر دو کتابخانه، و در درجه سوم از کتابخانههای چاپی به تنهایی میشود. از دیگر نتایج این بررسی، وجود رابطه بین سن و استفاده از مجلات الکترونیکی، سن و استفاده از مراکز اطلاعرسانی، سن و رضایت از پایگاههای اطلاعاتی تخصصی و نبود رابطه میان رتبه علمی و استفاده از مجلات الکترونیکی، و رتبه علمی و رضایت از پایگاههای الکترونیکی تخصصی، و وجود رابطه میان رتبه علمی و استفاده از مراکز اطلاعرسانی است.
در میان پیچیدگی شبکه فراگیر خدمات (GI&SG)، مسائل زیادی در حوزه امنیت نمایان می شود که عملکرد فعلی امنیت گرید نمی تواند نیازهای آن شبکه را تامین نماید. در نتیجه، مطالعه مسائل امنیتی شبکه مذکور را مهم، پیچیده و دشوار می سازد. در این تحقیق، ما جهت پوشش دادن نیازمندی های امنیتی شبکه فراگیر خدمات چارچوبی برای معماری امنیت ارائه کرده و مزایای آن را توضیح داده ایم. چارچوب ارائه شده برمبنای مدل مرجع معماری باز سرویس گرید بوده و دارای 2 بخش اصلی می باشد: مدیریت جامعیت امنیت و پیاده سازی سیاست امنیتی. مدیریت امنیت رویدادها، سیاست امنیتی، تضمین نرم افزار، سامانه و سرویس، اعمال قواعد امنیتی، مدیریت چرخه حیات دسترسی و شناسه، مدیریت تهدید و آسیب پذیری، الگوریتم های امنیتی، امنیت داده، زیرساخت گواهی، نظارت، و جامعیت امنیت از جمله خصوصیات کلان چارچوب معماری امنیت شبکه فراگیر خدمات به شمار می روند.عدم وجود چارچوبی که به طور کامل با نیازهای مشخص شده در طرح جامع فاوا منطبق باشد، سبب توجه به موضوع و بررسی آن در این مقاله شده است.
تا کنون تحقیقات زیادی، اعم از داخلی و خارجی، رابطه بین متغیرهای مختلف حسابداری با بازده یا قیمت سهام را مورد توجه و بررسی قرار داده اند. با انجام این تحقیقات می توان به اهمیت حسابداری و اطلاعات حاصل از این فرایند پی برد، با این حال تعداد تحقیقاتی که به بررسی روابط غیرخطی بین این متغیرها بپردازند، اندک می باشد. تحقیق حاضر به دنبال این موضوع، یعنی بررسی و مقایسه روابط خطی و غیرخطی بین این متغیرها می باشد. به همین منظور تعداد 80 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1386 انتخاب شدند. متغیرهای مستقل این تحقیق سود عملیاتی، سود خالص، جریانات نقدی عملیاتی، جریانات نقدی سرمایه گذاری و جریانات نقدی تامین مالی و متغیر وابسته تغییرات قیمت سهام می باشد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که روابط غیرخطی بین متغیرهای تحقیق قوی تر ازروابط خطی است.
این تحقیق به بررسی عوامل موثر در ایجاد مطالبات معوق در بانک های تجاری مناطق آزاد تجاری- صنعتی کیش طی سال های 86-1380 می پردازد. در این تحقیق پرونده هایی را که مرجع صدور مصوبه آنها کمیته اعتباری مدیریت شعب بوده و بیشترین بدهی معوق را به هریک از شعب بانک ملت منطقه آزاد کیش دارند، انتخاب نموده و با مراجعه به پرونده های این مشتریان، اطلاعات لازم جهت تجزیه و تحلیل داده ها استخراج شد. در انتها 58 پرونده مطالبات معوق طی دوره زمانی مذکور بصورت تصادفی مشخص و مورد بررسی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از توزیع فراوانی، شاخص های مرکزی و پراکندگی، تحلیل همبستگی اسپیرمن و آزمون کای دو استفاده شده است. با توجه به تجزیه و تحلیل داده ها نتایج تحقیق نشان داد که: بین نوسانات نرخ ارز، نوع فعالیت اقتصادی، مدت زمان اعتبارات اعطایی، نوع موارد استفاده از اعتبار، نوع وثایق دریافتی و نوع اعتبار اعطایی، با مطالبات معوق رابطه وجود دارد.