صنعت خودرو نیرومحرکه اقتصاد بیشترکشورهای توسعه یافته و در حال توسعه محسوب میشود. پژوهش حاضر برای بررسی عوامل مؤثر بر قصد تعویض خودرو انجام شده است. در این پژوهش از نظریه عمل سنجیده شده برای اندازهگیری قصد تعویض مصرف کننده استفاده شده است که نگرش مصرف کننده نسبت به عمل و هنجارهای ذهنی به عنوان عوامل تأثیر گذار بر قصد تعویض مصرف کننده را مد نظر قرار می دهد و همچنین درگیری ذهنی مصرف کننده به طبقه محصول و میزان توجه او به اطلاعات مقایسهای اجتماعی به الگو اضافه شده که قصد بازخرید مصرف کننده را اندازه گیری میکند. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی است. جامعه آماری482 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 86 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد . ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 751/0 محاسبه شد. نتایج نشان داد، مؤثرترین عامل در قصد تعویض خودرو در جامعه مورد مطالعه، هنجار ذهنی است.
هدف این پژوهش، معرفی نظریه مجموعه های فازی یا در اصطلاح چندمقداری به عنوان ابزاری برای مقابله با ابهام و عدم دقت در سیستم های بشری و فرایند های تصمیم گیری و ارایه کاربرد های آن در حسابداری است. بنابراین این پژوهش از نوع پس رویدادی است و از روش کتابخانه ای و تکنیک تحلیل محتوا جهت بررسی پژوهش های فازی انجام شده در حسابداری و موارد کاربرد آن استفاده می کند. دوره زمانی پژوهش سال های 1980 تا 2010 بوده و پژوهش های حسابداری- فازی مربوط به این دوره از طریق پایگاه های اطلاعاتی مطرح ملی و بین المللی جمع آوری شده است.
نتایج این پژوهش حاکی از کاربرد منطق فازی در زمینه حسابداری مدیریت (%5/74)، حسابرسی (%6/17) و حسابداری مالی (%9/7) است. عمده این کاربردها در بحث حسابداری مدیریت مربوط به تصمیم گیری های مدیریت، ارزیابی عملکرد و هزینه یابی است. کمترین کاربرد شناخته شده منطق فازی در حسابداری مالی است. با وجود موارد متعدد ابهام و عدم صراحت در حسابداری به ویژه در حسابداری مالی، به نظر می رسد که پژوهشگران و حرفه حسابداری به حد کافی از منطق فازی و کاربرد های آن استفاده نکرده اند. برطرف نکردن این ابهامات می تواند منجر به کاهش در دقت و ارزش اطلاعات حسابداری شود. در حوزه حسابرسی هر چند که پژوهش های فازی بیشتری نسبت به حسابداری مالی انجام شده است، با توجه به ویژگی حسابرسی که مبتنی بر قضاوت انسانی و نمونه گیری است، ابعاد مختلفی از ابهام وجود دارد. لذا پژوهش های فازی انجام شده در این حوزه نیز کافی و بیانگر تمامی کاربرد های منطق فازی در حسابرسی نیست
پژوهش حاضر به بررسی محتوای اطلاعاتی فزاینده معیار های سنتی و مبتنی بر ارزش ارزیابی عملکرد سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جامعه آماری، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1383 تا 1387 است. روش آزمون فرضیه ها، تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل پانلی میباشد.
با بررسی فرضیه های تحقیق مشخص گردید ارزش افزوده اقتصادی به جز وجوه نقد عملیاتی، بر هیچ یک از معیار های عملکرد سنتی محتوای اطلاعاتی فزاینده ای ندارد. اما سود خالص و سود خالص عملیاتی بر وجوه نقد عملیاتی و سود باقیمانده محتوای اطلاعاتی فزاینده دارند. همچنین وجوه نقد عملیاتی نیز فاقد محتوای اطلاعاتی فزاینده نسبت به سود باقیمانده است.
امروزه مدیریت ریسک به همان اندازه کسب حداکثر بازده برای سرمایه گذاران مهم و حیاتی است؛ لذا بررسی الگوها و ابزار مدیریت ریسک برای سرمایه گذاران سودمند و قابل توجه است. این مطالعه به دنبال آن است تا با استفاده از دو روش الگوریتم بهینه سازی محلی و سراسری و با تکیه بر الگوهای مدیریت ریسک مارکویتز، ارزش در معرض ریسک و ارزش در معرض ریسک احتمالی، اوزان بهینه پورتفوی ها را با هدف حداقل کردن ریسک در سطوح مختلف بازده بیابد، مرزهای کارای آن را رسم کند و مورد مقایسه قرار دهد. برای این منظور، پس از آزمون نرمال بودن توزیع بازده شرکت های انتخاب شده، الگوهای برنامه ریزی غیرخطی پارامتریک برای هر سه الگوی مدیریت ریسک معرفی شده و با استفاده از الگوریتم های بهینه سازی ""حداقل سازی محدودیت دار"" نرم افزار Matlab، تابع بهینه سازی بر اساس روش گرادیان و الگوریتم شبیه سازی بازپخت مرزهای کارا رسم و مورد مقایسه قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهند که تفاوتی در استفاده از الگوهای مارکویتز، ارزش در معرض ریسک و ارزش در معرض ریسک احتمالی (در حالت پارامتریک) وجود ندارد، مرزهای کارای آنها بر روی یکدیگر قرار می گیرد، ضرایب بهینه پورتفوی یکسان است و در نتیجه نتایج مشابهی را ارائه می دهند. همچنین، توصیه می شود برای بهینه سازی الگوهای مدیریت ریسک از روش های سراسری در کنار روش های محلی جهت اطمینان بیشتر استفاده شده و در صورتی که هدف سرمایه گذار، بهینه سازی در حداقل زمان ممکن باشد، جهت دستیابی به اوزان بهینه از روش های محلی استفاده شود.
منبعیابی و تخصیص سفارش به تأمین کنندگان مناسب، هزینه های تأمین را به شکل قابل ملاحظه ای کاهش و قابلیت رقابت پذیری سازمان را افزایش می دهد. از طرفی در محیط پررقابت امروزی، سرعت بالای تغییرات، بر عدم اطمینان حاکم بر تصمیم گیری ها افزوده است. با توجه به این دو مهم، به منظور افزایش اطمینان در این تحقیق، از رویکرد بهینه سازی استوار در برنامه ریزی تأمین قطعات دو محصول شرکت ایران خودرو استفاده می شود. با توجه به تعداد بالای قطعات هر خودرو، قطعات ارزشمند برای بررسی انتخاب گردید و مدل تأمین این قطعات، در قالب یک مدل برنامه ریزی خطی چند هدفه چند دوره ای طراحی شد. با توجه به عدم اطمینان حاکم بر برخی پارامترهای مدل، این نوع پارامترها به صورت متغیری تصادفی در نظر گرفته شدند. برای رفع نگرانی در مورد این نوع پارامترها، به کمک تکنیک های موجود، مدل ما به مدلی استوار تبدیل شد تا پاسخ های آن قابل اتکا باشد. در پایان، برای ارزیابی صحت عملکرد مدل و بررسی کیفیت جواب ها از تکنیک شبیه سازی استفاده شد
برخی تلاش دارند تا از مزایای محتوای اطلاعاتی ارقام حسابداری به جای ارقام جریان نقد جهت ارزیابی عملکرد مالی بهره مندشوند. این که آیامحتوای اطلاعاتی اضافی اجزای تعهدی سودهاموجب بهبود اندازه گیری عملکردمی شود یک سؤالتجربی همگانی است.از نقطه نظرعملی چندین مانع برای انجام یک آزمون تجربی وجود دارد. مانع اصلی عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و صاحبان سهام و انگیزه های گوناگون برای مدیریت سود توسط مدیران است. دراین پژوهش، مربوط بودن ارقام حسابداری در مقایسه با ارقام جریان نقدی در رابطه با توان توضیح دهندگی بازده در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بر اساسداده های 118 شرکت طی دوره ی زمانی 1383-1388 بررسی شده است. برای انجام آزمون تجربی، نمونه ها به دو زیر نمونه تجزیه شده اند. زیر نمونه اول شامل شرکت هایی با عدم تقارن اطلاعاتی پایین و زیر نمونه دوم شامل شرکت هایی با عدم تقارن اطلاعاتی بالا می باشد. نتایج پژوهش نشان می-دهد، ارقام حسابداری نسبت به ارقام جریان نقدی دارای توان توضیح دهندگی بالاتری در رابطه با بازده سهام شرکت هامی باشدوباافزایش عدم تقارن اطلاعاتی،سودها دارای رابطه معناداری با عملکرد بازار سهام شرکت می شوندونسبت به جریان های نقدی عملیاتی درتوضیح بازده، برتری دارند. به علاوه این نتایج نشان می دهد که محتوای اطلاعاتی جریان های نقدی تنها در زمینه های خاصی باعدم تقارن اطلاعاتی مربوط می باشند
مدیران با استفاده از روشهای متنوع اقدام به مدیریت سود می کنند. گروهی از این روش ها، استفاده از تغییر در زمانبندی و میزان فعالیت های واقعی، نظیر مخارج تحقیق و توسعه، تولید، فروش و سرمایهگذاریها است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین دست کاری فعالیتهای واقعی (مدیریت سود واقعی) با بازده آتی سهام است. برای تعیین میزان دست کاری فعالیتهای واقعی، از چهار معیار جریانهای نقدی عملیاتی غیرعادی، هزینه تولید غیرعادی، هزینه اختیاری غیرعادی و تغییرات غیرعادی در موجودی کالا استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که دست کاری فعالیتهای واقعی که منجر به افزایش جریانهای نقدی عملیاتی غیرعادی در دوره جاری گردیده است، با بازده سهام دوره بعد ارتباط منفی دارد. همچنین تغییرات غیرعادی در موجودی کالا و هزینههای اختیاری غیرعادی (که موجب کاهش جریانهای نقدی آینده میشود)، ارتباط معکوسی با بازده سهام در دوره آینده دارد. هزینه تولید غیرعادی در دوره جاری، که ناشی از تولید بیش از اندازه می باشد ارتباط معکوسی با بازده سهام دوره بعد ندارد. بدان معنا که قیمت سهام قادر به انعکاس کامل اثر اضافه تولید بر عملکرد عملیاتی آتی شرکت میباشد
وجود اطلاعات شفاف یکی از الزامات کارایی بازار سرمایه است. شفافیت و افشا از اجزای اساسی راهبری شرکتی است و شفافیت بالاتر و افشای بهتر، اطلاعات بیشتری را در خصوص نحوه اداره شرکت برای ذینفعان فراهم می کند. از آن جا که واحدهای اقتصادی هزینه افشای اطلاعات را تقبل می کنند، اطلاعات افشا شده، همواره کمتر از اطلاعاتی است که واقعاً وجود دارند. افشای بیشتر اطلاعات، عدم اطمینان کمتری به همراه دارد لیکن برای افشا نیز محدودیت هزینه- فایده باید لحاظ شود . در این تحقیق رابطه بین شفافیت و افشا با اندازه بررسی شده است. همچنین به دلیل تأثیر شفافیت بر هزینه سرمایه از یک جایگزین به نام ارزش بازار به ارزش دفتری شرکت ها، که در تحقیقات قبلی مورد تاکید بود،استفاده شده است و رابطه این دو نیز بررسی شده است. برای تعیین سطح شفافیت و افشای شرکت ها از مدل موسسه استاندارد اند پورز استفاده گردیده است. این مدل سطح شفافیت و افشای شرکت ها را در سه بخش ساختار مالکیتی و حقوق سرمایه گذاران، شفافیت مالی و افشای اطلاعات و فرایندها و ساختار مدیریت و هیئت مدیره اندازه گیری می کند. این تحقیق شامل نمونه ای به تعداد 70 شرکت بوده و برای ارزیابی نتایج، از اطلاعات سال مالی 1387 شرکت ها استفاده شده است . نتایج این تحقیق نشان داد که بین شفافیت و افشا با اندازه شرکت رابطه معنادار وجود داشته و جهت رابطه مستقیم است. اندازه توان تبیین شفافیت و افشا به میزان 17 درصد را دارد. همچنین مشخص شد بین شفافیت و افشا با نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری که معرف هزینه سرمایه است، رابطه معناداری وجود ندارد.
هدف آماد و پشتیبانی در جنگ ناهمتراز، پشتیبانی همه جانبه نیروهای مسلح در کلیه حالات و در هر شرایط و هر نوع عملیات نظامی با هر نوع ابزار و روش، متناسب با حالات، شرایط و انواع عملیات به منظور کاهش آسیبپذیری و ارتقای پایداری می باشد. عواملی همچون چالاکی، بدیع بودن، دقت و پاسخگویی با حداکثر سرعت مبنای شکل گیری و نقش آماد و پشتیبانی در پشتیبانی عملیات ناهمتراز هستند. با توجه به این که استقرار آمادگاه های فعلی به بیش از سه دهه باز می گردد و محورهای تهدید جدیدی به وجود آمده است؛ در این مطالعه سعی شده است با بررسی آسیب پذیری آمادگاهای موجود پراکنش مناسبی برای آمادگاه ها پیشنهاد گردد. در این پژوهش، نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق موردی-زمینه ای با هدف ارائه الگوی مناسب پراکنش آمادگاه های نزاجا با توجه به جنگ ناهمتراز با تأکید بر اصول پدافند غیرعامل می باشد. نتایج حاصله با استفاده از تهیه پرسش نامه و همچنین مصاحبه با تعدادی از کارشناسان و خبرگان و انجام فرآیند تحقیق نشان می دهد که در برخی مناطق طبق الگوی ارائه شده نیاز به باز نگری و احداث آمادگاه وجود دارد.
هدف این مقاله بررسی موانع توسعه هزینه یابی کیفیت می باشد. بدین منظور، ابتدا مدل های موجود در زمینه هزینه های کیفیت مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است؛ در ادامه به منظور بررسی موانع توسعه هزینه یابی کیفیت پرسشنامه ای طراحی و تدوین شده است. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، داده های لازم جمع آوری شده و با استفاده از آزمون دو جمله ای، تجزیه و تحلیل داده ها انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را گروهی از متخصصان آشنا به موضوع هزینه یابی کیفیت تشکیل می دهند. تعداد آنها در مجموع 305 نفر شناسایی شده است. نتیجه بررسی ها نشان می دهد که عدم آشنایی متخصصان کیفیت با مفاهیم هزینه یابی کیفیت، نبود آموزش مناسب و کافی در صنایع و نبود تجهیزات مناسب جهت ارزیابی هزینه های کیفیت از موانع توسعه سیستم-های هزینه یابی کیفیت می باشد.
بر اساس شواهد جدید، اعتماد، موجب ایجاد نوآوری در سازمان می شود. اما تاکنون تلاش های اندکی برای تأیید این موضوع، به ویژه در بخش سازمان های خدماتی انجام شده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اعتماد سازمانی بر نوآوری، با تأکید بر بخش خدمات انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، همه کارمندان یکی از بانک های خصوصی و بزرگ ایرانی در شهر شیراز است و 164 نفر از کارمندان، به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. سنجش اعتماد سازمانی، بر اساس سه جنبه اعتماد سازمانی الونن، بلوم ویست و پامالاینن1، یعنی اعتماد عمودی، اعتماد افقی و اعتماد نهادی انجام شده است. همچنین برای سنجش نوآوری سازمانی در بخش خدمات، از پرسشنامه تعدیل شده وانگ و احمد2 استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر، نشان داد که جنبه غیرشخصی اعتماد، یعنی اعتماد نهادی بیشترین تأثیر را در ایجاد نوآوری سازمانی و در بخش خدمات دارد.
رقابت شدید سازمان های خدماتی برای به دست آوردن منافع اقتصادی، یکی از چالش برانگیز ترین موضوعات در حوزه بازاریابی است. توجه به جریمه مشتریان، به دلیل منافع و آثار سوء آن برای سازمان ها، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در پژوهش حاضر، رابطه بین ویژگی های جریمه های مذکور و رضایت، وفاداری و ارتباطات کلامی مشتریان سازمان های خدماتی در استان کرمان بررسی شده است. جامعه آماری همه افرادی هستند که در استفاده از خدمات مؤسسات فوق، جریمه پرداخت کرده اند و حجم نمونه 385 نفر تعیین گردید. برای بررسی پایایی پرسشنامه، 30 عدد پرسشنامه به طور تصادفی تکمیل گردید و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش ها، 95/. به دست آمد. نتایج پژوهش حاضر، بیانگر وجود رابطه معنی دار میان شدت جریمه، کفایت توضیح و نارضایتی است. همچنین بین نارضایتی و ارتباطات کلامی و وفاداری مشتریان، رابطه معنادار وجود دارد.
دولت های مدرن امروزی، فناوری اطلاعات و نظام های اطلاعاتی را ابزاری برای عرضه خدمات مناسب تر و مؤثرتر به شهروندان قرار داده اند. اما چنانچه خدمات دولت الکترونیک، مورد پذیرش و استفاده قرار نگیرد، اهداف فوق تحقق نخواهد یافت. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین میزان تأثیر عوامل مؤثر بر پذیرش خدمات دولت الکترونیک تعیین شد و به منظور نیل به آن، از الگوی یکپارچه پذیرش و فناوری (UTAUT) استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل داد و حجم نمونه نیز تعداد 315 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده های مورد نیاز پژوهش، از پرسشنامه استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و روش های آماری مانند تحلیل رگرسیون چندگانه و رگرسیون لجستیگ استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر، تأثیر متغیرهای انتظار عملکرد، انتظار تلاش و نفوذ همتایان را بر قصد رفتاری دانشجویان تأیید کرد. یافته ها همچنین نشان داد که متغیرهای شرایط تسهیل گر و قصد رفتاری، تأثیر معناداری بر رفتار استفاده کاربران دارد. با وجود این، آثار متغیرهای تعدیل گر در این بررسی قابل توجه نبود
مدیریت راهبردی٬ هنر و علم تدوین٬ اجرا و ارزیابی تصمیم های وظیفه ای چندگانه است که سازمان را قادر می کند به اهداف بلندمدت خود دست یابد. فرایند مدیریت راهبردی، سه مرحله را شامل می شود: تدوین٬ اجرا و ارزیابی راهبرد. در پژوهش حاضر٬ تدوین راهبرد برای شرکت فراهم کننده خدمات اینترنتی1 X2، از طریق تحلیل SWOT3 و چگونگی اجرای راهبرد و ارزیابی عملکرد، با روش BSC4 انجام شده و در مرحله بعد، پس از تلفیق دو روش مذکور٬ ارتباط آنها با جایزه کیفیت مالکوم بالدریج (MBNQA)5، برای تعالی عملکرد همراه با روش QFD6 انجام شده است. درباره بخش هایی نظیر تدوین راهبردها و امتیازدهی به عوامل و سایر مسایل مشابه جامعه آماری٬ گروه راهبردی شرکت را شامل می شود. برای کسب آراء گروه مذکور، از روش مصاحبه تدوین شده حضوری با اعضای گروه راهبردی و روش طوفان فکری استفاده شده است. جامعه آماری برای تکمیل پرسشنامه های مربوط، مدیران و کارشناسان شرکت به تعداد 211 را شامل می شود. برای حصول اطمینان از جمع آوری پرسشنامه به تعداد مناسب، 150 پرسشنامه بین کارشناسان و مدیران توزیع گردید که در نهایت، 138 پرسشنامه جمع آوری شد و مبنای تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که برای اجرای مؤثر راهبردها، به گونه ای که با تعالی شرکت نیز همسو باشد، باید به مدیریت فرایند، مشتری و بازارمداری و رهبری، بیش از سایر اجزای جایزه کیفیت مالکوم بالدریج توجه گردد.
در عصر حاضر، توجه روزافزون شرکت ها به انجام خدمات غیرحسابرسی ، مزایای اقتصادی قابل توجهی دارد. این امر باعث شده است مؤسسه های حسابرسی، علاوه بر عرضه خدمات حسابرسی، به انجام خدمات غیرحسابرسی نیز متمایل شوند. از آنجا که ارائه خدمات غیرحسابرسی، حسابرس را از نظر مالی به صاحب کار وابسته می کند، آیا انجام آن همراه با خدمات حسابرسی ممکن است تهدیدی برای استقلال حسابرس محسوب شود؟ در این تحقیق ، تأثیر انجام همزمان خدمات حسابداری ، مشاوره ای و مدیریتی، همراه با خدمات حسابرسی، بر استقلال حسابرس بررسی خواهد شد. جامعه آماری این تحقیق ، شامل دانشگاهیان (استادان ، دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته حسابداری) و تحلیل گران بورس اوراق بهادار تهران است. تعدادی از این افراد، به عنوان نمونه انتخاب شدند و در نهایت، 126 پرسش نامه پذیرفته شد. بر اساس نتیجه های به دست آمده از این تحقیق ، از دیدگاه دانشگاهیان و تحلیل گران ، عرضه همزمان خدمات حسابداری و مدیریتی، همراه با خدمات حسابرسی، بر استقلال حسابرس تأثیر می گذارد و می تواند آن را مخدوش کند؛ اما عرضه همزمان خدمات مشاوره ای، همراه با خدمات حسابرسی، تهدیدی برای استقلال نخواهد بود.