دین مقدس اسلام به عنوان کامل ترین دین الهی، برنامه ای جامع و کامل در راستای سعادتمندی انسان دارد. وقف از جمله سفارش های مؤکد اسلام است. وقف واجب نیست، اما مصلحت های فراوانی دارد که در تعالی روح و ایجاد معنویت در جامعه سهم بسزایی ایفا می کند. افراد زیادی علاقه مند به وقف هستند لیکن این امکان برای همگان فراهم نمی شود؛ به ویژه اگر عین موقوفه از نوع ساختمان، مدرسه و... باشد؛ زیرا نیازمند مبالغ زیادی پول است که برای همگان میسر نیست.
این مقاله در صدد است تا با استفاده از ایده های مربوط به گسترش و تنوع ابزارهای مالی، اقدام به ارائه مدلی برای رفع این مسئله نماید. انتشار اوراق وقف، علاوه بر جذب سرمایه های اندک افراد، ترویج فرهنگ وقف را نیز در پی دارد. این اوراق به صورت غیرانتفاعی هستند و دارنده آن پس از ساخت دارایی، امکان وقف نمودن آن را می یابد. ازاین رو، مقاله حاضر ضمن بررسی ارکان مؤثر در فرایند انتشار اوراق وقف، به ارائه مدل مالی این اوراق پرداخته است
در این مقاله سعی بر آن است تا عملکرد صندوق های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس معیارهای مبتنی بر تئوری مدرن پرتفوی(شامل شاخص شارپ، انحراف معیار و بتای سنتی) و تئوری فرا مدرن پرتفوی(شامل شاخص سورتینو، پتانسیل مطلوب، ریسک نامطلوب و بتاهای نامطلوب) بررسی و ارتباط میان رتبه بندی های آنها با یکدیگر مقایسه گردد. بدین منظور، داده های مربوط به چهارده صندوق سرمایه گذاری، طی دوره 88- 87 بررسی گردید. در این تحقیق که ماهیت متغیرهای آن ترتیبی است، از آزمون های ناپارامتریک برای بررسی فرضیه های تحقیق استفاده شده است.بر اساس نتایج این تحقیق، بین رتبه بندی معیارهای مبتنی بر تئوری مدرن و فرامدرن پرتفوی ارتباط معناداری وجود دارد که این ارتباط معنادار به علت نرمال بودن توزیع بازدهی نبوده، بلکه به علت چولگی منفی بازدهی صندوق های سرمایه گذاری است و لذا نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از معیارهای فرا مدرن در مقایسه با معیارهای مدرن پرتفوی، ارجح است.
مقدمه: اهمیت مقایسه عملکرد بیمارستان ها با استفاده از شاخص های بیمارستانی، لزوم بهره گیری از مدل های کاربردی را امری اجتناب ناپذیر نموده است. پژوهش حاضر به منظور مقایسه هم زمان شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستانی مراکز با استفاده از نمودار پابن لاسو (Pobon Lasso) انجام گرفت.روش بررسی: مطالعه توصیفی حاضر به صورت مقطعی و گذشته نگر در سال 1386 انجام گرفت. 31 بیمارستان و مرکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مقطع پژوهش جامعه آماری را تشکیل دادند.شاخص های منتخب (درصد اشغال تخت، میزان چرخش تخت و میانگین مدت بستری) با مراجعه به معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و بررسی فعالیت ماهانه مراکز، در سال های 1384 و 1385 استخراج و مقایسه آن ها با استفاده از برنامه Excel و نمودار پابن لاسو انجام شد.یافته ها: از مجموع 31 مرکز مورد مطالعه در سال 1384، 3 مرکز (10 درصد) در ناحیه اول، 12 مرکز (39 درصد) در ناحیه دوم، 14 مرکز (45 درصد) در ناحیه سوم و 2 مرکز (6 درصد) در ناحیه چهارم و در سال 1385، 2 مرکز (6 درصد) در ناحیه اول، 14 مرکز (45 درصد) در ناحیه دوم، 13 مرکز (43 درصد) در ناحیه سوم و 2 مرکز (6 درصد) در ناحیه چهارم نمودار پابن لاسو قرار داشتند.نتیجه گیری: با استفاده از نمودار پابن لاسو می توان ضمن مقایسه هم زمان سه شاخص کلیدی عملکرد بیمارستان، به ارزیابی مراکز از بعد رعایت کارایی در اداره امور پرداخت. پیشنهاد می شود مدیران بیمارستان با استفاده از این روش که یکی از روش های فعال شناسایی مساله می باشد، تحلیلی از موقعیت مرکز خود در زمینه کارایی داشته باشند.این تحلیل می تواند راهنمای مفیدی برای برنامه ریزی های بهبود کارایی مرکز باشد.
امروزه دستیابی به بهبود مستمر و سرآمدی در همه ابعاد سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ در این
راستا، الگوی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ) EFQM ( سازمانها را در جهت حرکت به سمت سرآمدی
کمک میکند. در این الگو توانمندسازها نقشی مهم و اساسی در حرکت سازمان به سمت سرآمدی دارند
و اولویت بندی آنها برای جلب رضایت کارکنان از ارزش زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش،
اولویتبندی توانمندسازها مبتنی بر انتظارات کارکنان از مدیریت سازمان با استفاده از تکنیک گسترش
کارکرد کیفیت ) (QFD و مقایسه این اولویتبندی با روش معمول، یعنی بدون استفاده از QFD است.
به این منظور، شرکت پلی اکریل ایران برای مطالعه موردی انتخاب شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن
است که اولویت بندی توانمندسازهای EFQM قبل و بعد از استفاده از QFD متفاوت است. همچنین از
دیگر نتایج حاصله میتوان به مواردی چون کاهش شکاف بین مدیریت و کارکنان، ایجاد جو مناسب
برای توسعه روابطی مؤثر و هماهنگ بین مدیران و کارکنان، اولویتبندی مشخصههای عملکردی
مدیریت سازمان بر اساس دیدگاه کارکنان و توسعه الگوی EFQM اشاره کرد
با وجود پیشرفت های مهم در زمینه افزایش ایمنی در آزادراه ها، توجه به اهمیت تصادفات در آزادراه ها و هزینه های انسانی و اقتصادی ناشی از آنها، لزوم مطالعه و مدل سازی در زمینه تصادفات آزادراهی را برای شناخت عوامل مؤثر در شدت تصادفات اجتناب ناپذیر می-نماید. در این تحقیق آزادراه تهران-کرج به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته شده است و اطلاعات مورد نیاز در خصوص تصادفات این آزادراه مربوط به سا ل های 1384 تا 1387 از سازمان ها و نهادهای ذیربط مختلف گردآوری شده است. با توجه به ماهیت رخداد حوادث رانندگی، پارامترهای متعددی در بروز این گونه حوادث و شدت آنها نقش دارند. در این تحقیق روش رگرسیون ترتیبی مورد استفاده قرار گرفته و نحوه تأثیر عوامل مختلف در شدت تصادفات با استفاده از معیارهای آماری توضیح داده شده است. برای انجام مدل سازی از نرم-افزار SPSS استفاده شده است. براساس نتایج بررسی اثر متغیرهای مختلف بر شدت تصادف و نتایج حاصل از مدل های ارایه شده در این مطالعه، عواملی نظیر هوای صاف، حجم ترافیک کمتر از 4000 وسیله نقلیه در ساعت، رانندگان دارای کمتر از 35 سال و عدم رعایت فاصله طولی از جمله عواملی هستند که نقش عمده ای در افزایش شدت تصادفات داشته اند.
هنری مینتزبرگ، مخالف پیتر دراکر، در زمرهی نام آورترین چهره های منتقد مدیریت در جهان است. مینتزبرگ بر این باور است که هر سازمانی مانند یک ارگانیسم یکتا بوده و خصوصیات، محیط، نیازها و منابع خاص خودش را دارد؛ او مدیریت را بیشتر شبیه به هنر میبیند تا علم.
گفتگوی صریح و انتقادی او، خواب مدیران اجرایی ارشد 500 شرکت موفق را آشفته کرد؛ چرا که بیواهمه آنها را فاسد خواند، از آن رو که پاداشهای کلانی را نصیب خود میسازند.
مینتزبرگ، شرکتهای امریکایی را مریض میداند. بیپروا میگوید:""از مدل امریکایی مدیریت استفاده نکنید. بیشتر شیوه های امریکایی از رده خارج اند و بسیاری از شرکتهای امریکایی در خطرند. شرکتهای تجاری معروف، به طور وحشتناکی بد مدیریت میشوند.""
وی دربارهی بحران نیز اظهار نظرش فراتر از بخش بانکداری و مالی امریکا است و میگوید: این یک بحران مدیریتی است. کوشش پل کروگمن، نویسندهی ستون اقتصادی نیویورک تایمز و دیگر نوسیندگانی را که به دنبال راه حلهای اقتصادیاند، به سخره گرفته و میگوید: این مسأله ای اقتصادی نیست بلکه، مسأله ای مدیریتی است که نمیتوان آن را با اصلاح سیاستهای مالی و پولی درست کرد. لیکن هیچکس نمیخواهد این پیام را بشنود!
مینتزبرگ، صرفاً انتقاد نمیکند بلکه، راه حلهای عملیاتی و اجرایی دقیقی نیز دارد. جالبتر آنکه در کمال متانت و شکیبایی، راه حلهایش را عرضه میکند: ""درمان آرام را میتوان از رأس شرکتهای بزرگ شروع کرد. خودشیفته ها و پاداشهای شرم آورشان، باید از آپارتمانهای مدیران اجرایی بیرون رانده شوند. و به جای آنها باید رهبرانی واقعی قرار گیرند، افرادی که شخصاً و عمقاً در مسائل بنگاه اقتصادی درگیر شوند و حس جمعی آن را از نو بسازند.
مینتزبرگ را باید ستود از آن رو که بحران فعلی را به بحران مدیریت منتسب میکند و برای آموزش و پرورش مدیران، رویکرد آموزشی جدیدی را در دانشگاه مکگیل کانادا پایه گذاری و اجرا میکند، ویژگی مدیران و رهبران را در 50 شرط طبقه بندی میکند، از نمونه های نادر مدیران و رهبران برجسته نام میبرد، از مدیران شرکتهایی میگوید که با ویژگیهای او سازگارند.
مینتزبرگ را میتوان در خلال همین مصاحبهی کوتاه اما پرمغز شناخت و به ارزیابی راه حلهای او با جدیت پرداخت؛ بویژه آنکه در شرایطی هستیم که با بحرانی در سطح جهانی روبه روئیم، با شرکتهایی رو به روئیم که تنها به سود خود میاندیشند و مسئولیتهای اجتماعی برایشان کم معنا است....
مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) در آغاز به عنوان بهترین راه حل عملی از سوی شرکتها مورد توجه قرار گرفت. با استقرار آن، شرکتها در عمل دیدند به رغم انبوهی از اطلاعات، حضور مشتری و ارتباطات حسی هیجانی و پیوند مشتری کاهش یافته است. و این مستلزم مدیریت تجربهی مشتری (CEM) است که نباید از آن غافل شد.
اکنون تجربهی شرکتها بخوبی نشان میدهد که سیآرام یا مدیریت ارتباط با مشتری، همان سیاییام یا مدیریت تجربهی مشتری نیست. افزون بر آن، برای پیشبرد فعالیتها به هر دو یعنی سیآر ام و سیاییام نیازمندیم.
از جمله محورهای اساسی که در قانون برنامه چهارم بر آن تأکید شده، موضوع امنیت ملی و توسعه پدافند غیرعامل است. این موضوع در تعیین منطقه دفاع عامل و غیرعامل یگان های نظامی به عنوان یکی از مهم ترین مراحل تصمیم گیری و طرح ریزی فرماندهان در یک منطقه محسوب می شود. به طوری که این انتخاب می تواند امنیت، تهدیدات، توان رزم نیروها را تحت تأثیر قرار دهد. علم ژئومورفولوژی در قلمرو علوم نظامی با بررسی شیب زمین، خاک شناسی، زمین شناسی، ژئومورفولوژی و شبکه زهکشی در این طرح ریزی دخالت می نماید. هدف از این تحقیق مکان یابی مناطق پدافندی نیروهای نظامی و شناسایی قابلیت های بالقوه منطقه به منظور تعمیم به سایر مناطق کشور با شناخت محدودیت ها و چالش های که این عوامل برای نیروها به وجود می آورند است. روش تحقیق پهنه بندی دشت مسیله و محدوده آن با اتکا به کار میدانی، داده های تجربی و تصاویر ماهواره ایGoogle earth, Aster، نقشه های توپوگرافی1:50000، زمین شناسی و خاک شناسی 1:250000 و استفاده از مدل پهنه بندی و نرم افزار Arc/GISانجام شده است. نتایج حاکی از این است که با بررسی عوامل ژئومورفولوژیکی مناطق و با به کارگیری راهبردهای تاکتیکی و تکنیکی، انتخاب مناطق پدافندی یگان ها و تأمین امنیت آن ها در محدوده های پایکوهی و سطوح نیمه مرتفع محدوده مطالعاتی با دقت قابل اجرا است.
هدف از پژوهش حاضر، ارایه ی الگوی هم آهنگی درونی راهبردهای ارتباطات و زیرسامانه های آن با عملکرد سازمانی است که در دو فاز انجام شده است: نخست، ارایه ی الگوی هم آهنگی راهبردی ارتباطات و دوم، آزمون الگوی معرفی شده. جامعه ی آماری این پژوهش، صنعت نفت است که نمونه آماری مورد نظر در هر دو فاز بر اساس نمونه گیری قضاوتی (غیراحتمالی) انتخاب شده است. در فاز اول، صاحب نظران ارتباطات در دانشگاه و صنعت نفت و در فاز دوم، 24 شرکت در چهار بخش اصلی این صنعت شامل نفت، گاز، پتروشیمی و پالایش به عنوان نمونه ی تحقیق، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. روش شناسی تحقیق، مبتنی بر روش ترکیبی (کمی و کیفی) است. در فاز اول، بر اساس روش دلفی، زیرسامانه ها و گونه های راهبردی آن ها شناسایی گردید. در فاز دوم، با استفاده از تحلیل هم بستگی، تحلیل مسیر و تحلیل محتوا، الگوی هم آهنگی راهبردی ارتباطات مورد آزمون قرار گرفته است. یافته های فاز اول نشان می دهد که ارتباطات سازمانی را در هشت زیرسامانه با عناوین روابط کارکنان، روابط عمومی، افکارسنجی و مطالعات اجتماعی، مدیریت ارتباط با رسانه، ارتباط با ذی نفعان و مخاطبان، نشر مطلب، ارتباطات خارجی و ارتباطات الکترونیک تقسیم بندی نمود که بر هر کدام بر اساس نقاط مرجع راهبردی معنابخشی و مسیر ارتباطات دارای چهارگونه راهبرد هستند. در فاز دوم، نتایج تحلیل هم بستگی نشان می دهد که هم آهنگی درونی و بیرونی و اثر تعاملی آن ها، بر عملکرد شرکت های صنعت نفت مؤثر است. علاوه بر این، دو متغیر هم آهنگی بیرونی و درونی، 73 درصد از واریانس عملکرد شرکت ها را تبیین کردند. مابقی، مربوط به متغیرهایی است که اثر آن ها در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته است.
هنر- صنعت فرش دستباف از نظر اشتغالزایی و ارزآوری اهمیت بالایی دارد. اهمیت فرش دستباف در اقتصاد کشور از یک طرف و وجود رقبای خارجی قدرتمند مثل چین، هند، پاکستان و... از طرف دیگر باعث شده که کسب و حفظ مزیت رقابتی ملی در این عرصه از اولویت های مسئولین باشد. صاحبنظرانی همچون مایکل پورتر و دیگران در مسیر بدست آوردن مزیت ملی رقابتی به اهمیت فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی توجه خاص نموده اند، اما با اینحال موارد شکست پروژه های مربوطه و هزینه های بسیار بالا و بعضاً بدون دستاورد آنها هم کم نیستند. لذا مدیریت فرش دستباف، پژوهشی را با هدف امکان سنجی توسعه سیستم اطلاعات مدیریت فرش دستباف ایران تعریف و توسط مجری طرح اجرا نمایند. پژوهش حاضر، یک پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل تمام سازمان های مسئول، شرکتها، بنگاه های فعال (153 سازمان) در زمینه فرش دستباف در استان های تهران و آذربایجان شرقی می باشد و از روش نمونه گیری طبقه ای برای انتخاب افراد نمونه استفاده شده است. طی این پژوهش، امکان پذیری توسعه و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی فرش دستباف در سه حوزه سازمانی، فنی و اقتصادی با تنظیم نه فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داده است که توسعه سیستم های اطلاعاتی مدیریت فرش دستباف از نظر فنی، سازمانی و اقتصادی امکان پذیر می باشد.
امروزه دانش در سازمان ها اهمیت ویژه ای یافته و مدیریت موفق دانش مشخصه اصلی بقای یک سازمان است. موانعی بر سر راه مدیریت موفق و مؤثر دانش وجود دارد. در این تحقیق، یکی از موانع مدیریت دانش تحت عنوان رکود دانش مطرح شده و ارتباط آن با یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی در دانشگاه های سراسری، آزاد و پیام نور استان یزد مورد بررسی قرار می گیرد. بدین صورت که ابتدا با مطالعه و بررسی متون علمی، ادبیات تحقیق در زمینه رکود دانش سازمانی، یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی تدوین شده است. سپس پرسش نامه ای برای سه دانشگاه آزاد، سراسری و پیام نور یزد فرستاده شد. برای هر دانشگاه 200 پرسش نامه ارسال گردید که در نهایت تعداد 172، 165 و 158 پرسش نامه به ترتیب از دانشگاه های سراسری، آزاد و پیام نور پاسخ داده شد. سپس اطلاعات لازم جهت بررسی رابطه این سه متغیر از طریق پرسش نامه، کسب شده و داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزارهای Lisrel و Spss مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده از الگوسازی معادلات ساختاری حاکی است که رکود دانش، اثر منفی بر یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی دارد و از آنجا که مدل های معادلات ساختاری سه دانشگاه مورد بررسی با هم تفاوت دارند، نوع دانشگاه در این تحقیق اثر تعدیلگر دارد. هم چنین آزمون نیکویی برازش از تحلیل مسیر دانشگاه نشان می دهد که نوع دانشگاه بر رابطه متغیر ها تأثیرگذار است. در پایان نتیجه گیری و پیشنهادهایی کاربردی ارایه می گردد.