در سالهای اخیر، بهره گیری از فناوری اطلاعات، به صورت چشمگیری در صنایع خدماتی ایران بویژه در صنعت بانکداری افزایش یافته است. با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات شرایط بانکداری اینترنتی، پرداخت الکترونیکی، امنیت سرمایه گذاری و تبادل اطلاعات در کشور فراهم شده است. در این پژوهش اثر فناوری اطلاعلات و ارتباطات (شامل پایانه فروش، پایانه شعب و دستگاه خودپرداز) بر سودآوری بانک های منتخب در ایران بررسی می شود. مدل با استفاده از داده های تابلویی سیزده بانک منتخب کشور (اقتصاد نوین، پارسیان، تجارت، رفاه کارگران، سامان، سپه، سرمایه، سینا، صادرات، صنعت و معدن، کارآفرین، ملت و بانک ملی) در قالب یک مدل اقتصادسنجی با اثرهای ثابت طی دوره 1381-1388 برآورد گردید. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که فناوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر مثبت بر عملکرد بانکهای ایران داشته است.
یکی از وظایف حسابرسان کشف تحریفات بااهمیت در صورت های مالی، از جمله مدیریت سود است. از آن جا که احتمالا، حسابرسان در بررسی صورت های مالی با افزایش میزان ساعات کارکرد می توانند مدیریت سود را کشف کنند(2008،Constantions& Lennox) .در این پژوهش رابطه بین میزان ساعات کارکرد حسابرسی و مدیریت سود بررسی شده است . جهت آزمون فرضیه پژوهش 84 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1385- 1387انتخاب شد و با استفاده از مدل جونز و مدل های مدیریت سود(مدل رگرسیون سوم)، صورت های مالی حسابرسی شده شرکت های انتخابی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان می دهد بین میزان ساعات کارکرد حسابرسی و مدیریت سود رابطه معنا دار و معکوس وجود دارد .
هدف این پژوهش مقایسه کیفیت گزارش گری مالی شرکتهای درمانده و غیر درمانده مالی در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. تعداد 70 شرکت درمانده مالی و 70 شرکت غیر درمانده مالی فعال در بورس اوراق بهادار تهران طبق متغیرهای مدل آلتمن و اسپیواک (1983) و ضرایب تعدیل شده آن بر اساس اندازه این متغیرها در شرکتهای عضو نمونه در دورهی زمانی 1381-1388 انتخاب شد.برای تعیین کیفیت گزارش گری مالی شرکتها از مدل بارث و همکاران (2001)، جهت مقایسه کیفیت گزارش گری مالی از آزمون t مستقل و به منظور آزمون برابری واریانسها در دو جامعه مورد نظر از آزمون لون استفاده شد. نتایج نشان میدهد که کیفیت گزارش گری مالی در شرکتهای غیر درمانده مالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در مقایسه با شرکتهای درمانده مالی پایینتر و از پایداری کمتری برخوردار است. از یافته های به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که یا شرکت های غیر درمانده مالی فعال در بورس اوراق بهادار تهران مبادرت به دستکاری سود میکنند و یا شرایط نامساعد اقتصادی در کشور، پیشبینی جریانهای نقد آتی را دچار مشکل کرده و باعث کاهش کیفیت گزارش گری مالی در شرکتهای غیر درمانده مالی فعال در بورس طبق نتایج این پژوهش شده است.
هدف این مطالعه بررسی سودمندی استفاده از چکلیست راهنمای کشف تقلب در ارزیابی خطر تقلب مدیریت میباشد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه کتبی است. ابتدا بر اساس ادبیات، چک لیست کشف تقلب و پرسشنامه مبتنی بر آن تهیه و تعداد 600 پرسشنامه بین حسابرسان توزیع شد که 255 پرسشنامه قابل قبول دریافت گردید. نتایج نشان داد که استفاده از چک لیست راهنمای کشف تقلب مدیریت موجب کاهش اشتباهات قضاوت شخصی حسابرس می شود. علاوه بر این، استفاده همزمان از چک لیست راهنمای کشف تقلب و قضاوت شخصی حسابرس نسبت به شرایطی که فقط از چک لیست استفاده شود، منتج به ارزیابی بهتری از خطر تقلب مدیریت خواهد شد. به علاوه، با افزایش اندازه شرکت مورد حسابرسی و کاهش زمان مورد نیاز برای انجام حسابرسی، احتمال استفاده حسابرس از چک لیست کشف تقلب افزایش می یابد. بنابراین، نتایج به طور کلی بیانگر سودمندی استفاده از چک لیست کشف تقلب در ارزیابی خطر تقلب مدیریت می باشد
هدف این پژوهش بررسی تأثیر ساختار بدهی بر محافظه کاری شرطی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای اندازه گیری ساختار بدهی از نسبت کل بدهی ها به کل دارائی ها و نسبت بدهی بلندمدت به کل بدهی ها و برای اندازه گیری محافظه کاری شرطی از سه مدل ا. مدل مبتنی بر رابطه سود و بازده باسو (Basu, 1997) 2. مدل مبتنی بر تغییرات سود باسو (Basu, 1997) و 3. مدل مبتنی بر رابطه اقلام تعهدی و جریان نقد عملیاتی بال و شیواکومار (Ball, et al., 2005) استفاده شده است. در این پژوهش، تعداد 81 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1387-1381 به عنوان نمونه آماری انتخاب و با استفاده از مدل های رگرسیون خطی چند متغیره تجمعی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بر اساس نتایج فرضیه اول پژوهش، نسبت کل بدهی ها به کل دارائی ها بر محافظه کاری شرطی در مدل مبتنی بر رابطه سود و بازده، تأثیر مثبت، در مدل مبتنی بر تغییرات سود، بی تأثیر و در مدل مبتنی بر رابطه اقلام تعهدی و جریان نقد عملیاتی تأثیر منفی دارد. هم چنین یافته های پژوهش در مورد فرضیه دوم حاکی از عدم تأثیر نسبت بدهی بلندمدت بر کل بدهی ها بر محافظه کاری شرطی در هر سه مدل یاد شده دارد که این امر نشان-دهنده عدم تأثیرگذاری ویژگی مربوط به سررسید بدهی ها بر محافظه کاری شرطی می باشد.
تغییرات مستمر در محیط و کسب کار در سال های اخیر، سازمان ها را ملزم به نظارت بر محیط درون و بیرون خود و تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از این تغییرات نموده است تا از این طریق بتوانند واکنش به موقع به فرصت ها و تهدیدها از خود نشان دهند. در همین راستا، سیستم های هوشمندی استراتژیک به عنوان ابزاری نوین با فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز هر بخش سازمان، مدیران را در دستیابی به این مهم یاری می رساند. بنابراین با توجه به اهمیت هوشمندی استراتژیک، این پژوهش با شناسایی انواع متفاوت هوشمندی بر مبنای نیازهای اطلاعاتی در اتخاذ تصمیمات سازمان از دیدگاه محیط درونی و بیرونی آن به طراحی مدل جدیدی برای اندازه گیری هوشمندی استراتژیک پرداخته است. بدین منظور، داده های مورد نیاز پژوهش با توزیع پرسشنامه ای میان سازمان های استفاده کننده از سیستم های هوشمندی کسب و کار، گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اعتبار این مدل نیز با استفاده از روش های روایی واگرا و روایی همگرا سنجیده و از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که هوشمندی استراتژیک از طریق هوشمندی درون و برون سازمانی اندازه گیری می شود. همچنین، متوسط بودن میزان هوشمندی استراتژیک در سازمان های ایرانی، لزوم درک بهتر و پیاده سازی بهینه این نوع سیستم ها را بیان می کند.
محیط های حامی استقلال و عجین شدن با شغل در بین کارمندان دانشگاه تهران: نقش واسطه ای نیازهای روانی اساسی شناسایی علل و پیامدهای عجین شدن با شغل برای مدیران بسیار مهم است و یکی از اهداف غایی مدیریت رفتار سازمانی است؛ چرا که به عنوان یک بازخور، متغیر مهمی در جهت افزایش اثربخشی سازمان است. با توجه به اهمیت انگیزش درونی در عجین شدن با شغل، ضروری است که این مفهوم با یک نظریه انگیزشی همچون نظریه خود تعیین گری تبیین شود. این نظریه بیان می کند که محیط های کاری که اجازه برآورده شدن نیازهای روانی اساسی را می دهند، موجب تسهیل عجین شدن با شغل می شوند. تحقیقات بسیار کمی در رابطه با اثر برآورده شدن این نیازها بر عجین شدن با شغل در بین کارکنان انجام گرفته است و ضروری است که مطالعات بیشتری در این باره انجام پذیرد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی با استفاده از روشهای مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارمندان دانشگاه تهران می باشند که 113 نفر از آنها به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که محیط های حامی استقلال، اثر معنی داری (6/0) بر برآورده شدن نیازهای روانی دارند. همچنین برآورده شدن نیازهای روانی اثر مستقیم معنی داری(54/0) بر عجین شدن با شغل دارند. علاوه برآن معنی داری اثر غیر مستقیم حمایت از استقلال بر عجین شدن با شغل (33/0) نیز نشانگر نقش واسطه ای برآوردن شدن نیازهای روانی در ارتباط بین این دو متغیر است
این مقاله به بررسی رابطه شایستگیهای منابع انسانی با استراتژیهای کسب و کار و استراتژیهای منابع انسانی پرداخته است. در این راستا دفتر مرکزی شرکت ملی پتروشیمی در تهران به عنوان جامعه مورد مطالعه بوده که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای تعداد 218 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد به عنوان نمونه انتخاب گردید. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی است که به منظور آزمون فرضیات تحقیق از آزمونهای آماری رگرسیون و همبستگی استفاده گردید. با توجه به نتایج بدست آمده فرضیه اول تحقیق مورد تأیید قرار گرفت، بنابراین استراتژیهای کسب و کار بر استراتژیهای منابع انسانی تأثیر مثبت و مستقیم دارند. فرضیههای دوم و سوم تحقیق نیز پذیرفته شدند، در نتیجه استراتژیهای کسب و کار و منابع انسانی، شایستگیهای منابع انسانی را به طور مثبت و مستقیم تحت تأثیر قرار میدهند. همچنین این تحقیق نشان داد که استراتژی تمایز در مقایسه با استراتژی رهبری هزینه با شایستگیهای منابع انسانی رابطه قویتر و منسجمتری دارد. بنابراین بر اساس این یافتهها پیشنهاد میگردد که سازمان مربوطه استراتژیهای کسب و کار و منابع انسانی خود را همسو ساخته، در جذب و مدیریت استعدادها دقت کند و به منابع انسانی خود برای کسب شایستگیهای منابع انسانی کمک نموده و از آنها حمایت نماید.
مقدمه: سازماندهی و نگهداری نظام سازمانی یکی از مهم ترین وظایف و مسؤولیت های مدیریت سازمان محسوب می شود. در واقع مدیران، مسؤول میزان و نوع تعهد کارکنان نسبت به ارزش های رسمی می باشند. چرا که نیروی انسانی متعهد و وفادار به سازمان می تواند تأثیر چشمگیری بر خدمت ارایه شده در سازمان های سلامت بگذارد. هدف از این پژوهش، شناسایی میانگین ابعاد سه گانه ی تعهد سازمانی (مشتمل بر عاطفی، مستمر و هنجاری) در کارکنان مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان اصفهان بوده است.
روش بررسی: این مطالعه ی تحلیلی، به صورت مقطعی در سال 1390 صورت پذیرفت و جامعه ی آماری پژوهش، کارکنان حوزه ی مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان اصفهان بود. تعداد نمونه 128 نفر و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای با پایایی و روایی تأیید شده در مطالعات قبلی می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری آزمون های آماری Spearman و آنالیز واریانس تحلیل گردیده اند.
یافته ها: امتیاز تعهد سازمانی، 79/59 به دست آمد. در میان ابعاد سه گانه ی تعهد سازمانی، بعد تعهد عاطفی با کسب 2/69 امتیاز در اولویت اول و تعهد تکلیفی با 4/56 امتیاز و تعهد مستمر با 6/50 امتیاز در رده های بعدی قرار گرفتند (حداکثر امتیاز 100 بود).
نتیجه گیری: ضروری است تا مدیران سازمان با توجه به نقش کارکنان شاغل در مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در تضمین سلامت مردم و نجات جان آن ها در مواقع بروز حوادث و سوانح تمرکز بیشتری در زمینه ی ارزش های سازمانی و بعد تعهد مستمر کارکنان نموده و با اقداماتی نظیر بالا بردن امنیت شغلی، ایجاد تغییرات مثبت در فرهنگ سازمانی، ارایه ی آموزش های مناسب و توجیهی قبل از استخدام و اجرای برنامه های تشویقی در افزایش تعهد سازمانی کارکنان خود تلاش نمایند.
تغییرات روزافزون محیط و پیشرفت سریع تکنولوژی، تطابق سازمان های بهداشتی و درمانی را در جهت ایجاد تغییرات مناسب، الزامی ساخته است. در قلمرویی مانند بهداشت و درمان، تیم درمان ملزم به تبعیت از قوانین و دستورالعمل های زیادی هستند که این امر منجر به کاهش آزادی عمل، نداشتن قدرت و اختیار کافی برای سازمان دهی مجدد فرایندها و حذف فعالیت های بدون ارزش افزوده توسط آن ها می شود. اصول انعطاف پذیر مدیریت فرایند کسب و کار (BPM یاBusiness process management) راهکاری است که در حال حاضر در بسیاری از کشورهای پیشرفته با موفقیت به کار گرفته می شود. مدیریت فرایند کسب و کار، شامل شناسایی وضعیت موجود فرایندها، مدل سازی آن ها و تعیین تأثیر مدیریت فرایندها پس از اجرای اصلاحات می باشد. این رویکرد، که در بسیاری متون با عنوان موج سوم اصلاحات فرایند معرفی شده است، با هدف رفع مشکلات روش های پیشین و با در نظر گرفتن محدودیت های بودجه و الزامات قانونی موجود، بیانگر روشی قابل اجرا در سازمان ها می باشد. مدیریت فرایند کسب و کار، با در نظر گرفتن گام های ضروری برای انجام کار، یکپارچه سازی آن ها و حذف فعالیت های بدون ارزش افزوده، سعی در افزایش انعطاف پذیری، کیفیت و سرعت انجام فرایندها دارد. این رویکرد در سازمان های بهداشتی و درمانی، با به کارگیری نرم افزار BPMs (Business process management suite) و از طریق یکپارچه سازی پرونده ی الکترونیک بیمار (EHR یا Electronic health record)، دستورالعمل ها (Guidelines) و سیستم اطلاعات بیمارستان (HIS یا Health information system) به اهداف خود دست می یابد. در این مقاله، پس از شرح تاریخچه ی مختصری بر روند فرایندگرایی، رویکرد مدیریت فرایند کسب و کار، اهداف و حوزه های مداخله ی آن در سازمان های بهداشتی و درمانی شرح داده شده است.
نخستین گام در سنجش عملکرد یک واحد تجاری، محاسبه ی بازدهی به دست آمده ،با توجه به اهداف از قبل تعیین شده برای آن می افزایش ثروت سهامداران به عنوان هدف اصلی واحد تجاری مطرح گردیده است لذا یک واحد تجاری باید به گونه ای عمل کند که با کسب بازده مناسب ، ثروت سهامداران را افزایش دهد. بازده در فرایند سرمایه گذاری نیروی محرکه ای است که ایجاد انگیزه می کند و پاداشی برای سرمایه گذارانمحسوب می شود. بنابراین بازده سهام و عوامل اثرگذار بر آن، از جمله موضوعاتی است که مورد توجه سرمایه گذاران قرار گرفته است. عوامل متعددی می تواند بر بازده سهام اثرگذار باشد که از آن جمله می توان به روند حرکت سهام اشاره نمود. در این راستا مقاله حاضر به تشریح مبانی نظری مربوط به روند حرکت سهام می پردازد
کارایی و رقابت بازارهای مالی جهان به توانایی تهیه کنندگان صورت های مالی در برقراری ارتباط کارا و مؤثر با سرمایه گذاران از طریق گزارشات مالی بستگی دارد. در مقایسه با تغییرات جهانی مبنی بر پذیرش IFRS، این پذیرش از طرف ایالات متحده امریکاهنوز قطعی نیست، به منظور دسترسی به این همگرایی مطالعاتی در جهت مقایسه دیدگاه دو گروه دانشگاهیان و کادر اجرایی صورت گرفته است . درخصوص همگرایی به سمت یک مجموعه استاندارد حسابداری جهانی اکثریت پژوهشگران اعتقاد دارند، همگرایی کارا و اثر بخش جهت ایجاد یک مجموعه جهانی استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، برای تهیه کنندگان، استفاده کنندگان، حسابرسان، تحلیل گران و قانون گذاران سودمند خواهد بود . همگرایی در استانداردهای حسابداری نیازمند تغییرات پر هزینه و گسترده ای برای زیر ساخت و پیدایش استانداردهای جدید، مرحله اجرا در ایالات متحده امریکا و دیگر کشورها و همچنین نیاز به آموزش صحیح و مناسب برای مدیریت، حسابرسان و سرمایه گذاران می باشد
بازده سهام یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب بهترین سرمایه گذاری است، بنابراین پیش بینی و مقایسه بازده سهام شرکت های مختلف یکی از روش های بهبود فرآیند سرمایه گذاری است. در این پژوهش سعی بر آن است تا تحلیلی بر رابطه میان حجم معاملات سهام و جهت تغییرات بازده سهام (مثبت یا منفی بودن) ارائه گردد. برای بررسی فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های روزانه 76 شرکت در بازار بورس اوراق بهادار تهران، طی دور ه ای 4 ساله از 1386 لغایت 1389 الگوی پروبیت برآورد گردید. جهت بررسی دقیق تر موضوع، فرضیه ها برای طبقات مختلف شرکتهای نمونه از لحاظ حجم معاملات و نسبت بازده صفر بصورت مجزا مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می دهد که حجم معاملات سهام تا حدودی دارای قدرت پیش بینی جهت تغییرات بازده در شرکتهای دارای حجم معاملات بالا و نیز شرکتهای با نسبت بازده صفر پایین است. اما برای شرکتهای با حجم معاملات پایین و نسبت بازده صفر بالا، حجم معاملات قدرت پیش بینی مشابه برای توضیح جهت تغییرات بازده های سهام را ندارد .
در سال های اخیر شاهد تغییر پارادایمی در حوزه نگرش مدیریت ریسک بنگاه می باشیم. این تغییر باعث گردیده که نگرش به مدیریت ریسک از منظر جزء گرا به نگرشی کل گرا و سیستماتیک تغییر یابد، این رویکرد برای مدیریت ریسک های یک سازمان عمدتاً به مفهوم مدیریت ریسک بنگاه اشاره دارد. هدف این تحقیق بررسی رابطه بین استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه و عملکرد شرکت های در صنایع غذایی می باشد، است. در این مدل برای کمی سازی میزان استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه از مدل کوزو استفاده شده است. همچنین تمامی عوامل مورد استفاده در این مدل عوامل مالی و حسابداری هستند که از اطلاعات سازمان بورس قابل تهیه می باشد. در نهایت برای بررسی رابطه متغیر مستقل (میزان استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه) و متغیر وابسته (عملکرد بنگاه) پس از استاندارد سازی داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان دهنده این است که استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه رابطه معنی دار مثبتی با عملکرد سازمان دارد، همچنین در بررسی فرضیه های فرعی، تنها مدیریت ریسک های استراتژیک، هیچ گونه رابطه معنی داری با عملکرد سازمان ندارد
با مرور پژوهش های قبلی سعی بر آن است که به بررسی و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت گزارش های مالی و حسابرسی که منجر به شفافیت بازارهای سرمایه و افزایش کارایی اطلاعاتی بازار می گردد؛ بپردازیم. با گسترش فزاینده فعالیت های تجاری در دنیا ایران نیز استانداردهای حسابداری و گزارشگری مالی خود را با استانداردهای بین المللی هماهنگ ساخته است. اما بنا به تفاوت محیط اقتصادی کشورها رعایت استانداردهای گزارشگری لزوماً ارائه ی اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان از گزارشات مالی به ویژه صورت های مالی را تضمین نمی نماید. لذا در این پژوهش به بررسی عواملی که سبب بهبود گزارشگری مالی بهخصوص صورت های مالی و گزارش حسابرسی می شود؛ پرداخته شد و توصیه های کمیته مشورتی بورس و اوراق بهادار و نتایج گزارش رئیس گروه پروژه و مدیرعامل انجمن حسابداران خبرهی مدیریت، در مورد بهبود گزارشگری مالی و گزارش حسابرسی حسابداری بیان می شود. سپس به ارائهی پیشنهاداتی به اعضای کمیته تدوین استان حسابداری و حسابرسی در زمینهی بهبود گزارشگری مالی و گزارش حسابرسی پرداخته می شود. در نهایت این نتیجه استنباط شد که علی رغم انطباق زیاد استانداردهای گزارشگری مالی با استانداردهای بین المللی، هنوز موارد زیادی وجود دارد که سبب کاهش کیفیت گزارش های مالی و حسابرسی می گردد
با وجود تحقیقات بسیار در زمینه های مختلف حسابداری، به نظر می رسد که تحقیقات حسابداری نتوانسته است پاسخی کامل و بدون نقص به مسائل مطرح شده در حسابداری ارائه دهد. از طرف دیگر، این عدم پاسخگویی، سبب شده است که مسائل جدیدی در نتیجه این انباشت مسائل نیز پدید آید. به طوری که پس از تحقیقات بسیار، علم بودن یا نبودن حسابداری، همچنان مورد سوال قرار می گیرد. وضعیت کنونی نشان می دهد که تحقیقات حسابداری در هر زمان به سویی رفته است و مجدداً به همان نقطه ی آغازین بازگشته است و تنها دستاورد این تحقیقات، سؤالی جدید بوده است. بررسی تحقیقات ایرانی و خارجی انجام شده در ادبیات حسابداری، گویای این مطلب است که آن چه در پژوهش های حسابداری به آن پرداخته می شود، چیزی بیش از تحلیل همبستگی فرضیه ها نیست؛ در این پژوهش با استفاده از تحقیق اینانگا و اشنایدر(2005) ماهیت تحقیقات حسابداری را با ویژگی های تحقیقات متداول بررسی کرده و با استفاده از دلایلی که آنان برای این عدم موفقیت بر می شمارند؛ راهکارهای مورد نظر برای برون رفت از این وضعیت بررسی می شود .