در این تحقیق به بررسی توانمندی اقلام تعهدی در مقایسه با اقلام نقدی در پیش بینی جریان نقدی آینده پرداخته شده است. این تحقیق بر اساس یک نمونه متشکل از 149 شرکت از میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1377 تا 1385 به بررسی توانمندی اقلام تعهدی نسبت به اقلام نقدی در پیش بینی جریان نقدی آینده و هم چنین بررسی تأثیر برخی از عوامل بر این توانمندی توجه کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد: 1) اقلام تعهدی در پیش بینی جریان نقدی آینده نسبت به اقلام نقدی محتوای فزاینده ای دارند 2)توانمندی اقلام تعهدی در پیش بینی جریان نقدی آینده با نوسان موجودی کالای پایان دوره کاهش می یابد. 3) توانمندی اقلام تعهدی در پیش بینی جریان نقدی آینده با نوسان فروش آینده شرکت افزایش می یابد. 4) توانمندی اقلام تعهدی برای پیش بینی جریانهای نقدی آینده با تغییرات اندازه شرکت افزایش می یابد.
محیط رقابتی امروزی علاقه زیادی را نسبت به مباحث قابلیت های پویای سازمانی و انعطاف پذیری تولید ایجاد کرده است، اما با وجود شناخت منافع بالقوه این دو مفهوم، فعالان اجرایی و محققین درک درستی از ارتباطات بین آنها ندارند. لذا هدف این مقاله درک این مفاهیم پیچیده و نحوه تاثیرگذاری مولفه های آنها بر هم می باشد. در این پژوهش در ابتدا به منظور شناخت کامل مولفه های قابلیت های پویای سازمانی و انعطاف پذیری تولید با بررسی مطالعات گذشته، از روش تحلیل محتوای متنی استفاده شد و در ادامه به منظور غنای این روش نظر خبرگان نیز لحاظ شد، که در نهایت 6 قابلیت پویای سازمانی و 14 بعد انعطاف پذیری تولید از مطالعات گذشته استخراج گردید. سپس با استفاده از روش DEMATEL فازی و بر اساس نظر خبرگان تأثیر گذاری این مؤلفه ها بر یکدیگر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل نشان می دهد تاثیرگذارترین قابلیت های پویای سازمانی به ترتیب عبارتنداز: خلق و یکپارچه سازی دانش، پیکربندی مجدد و شناخت فرصت ها و مدیریت تهدیدها و از بین ابعاد انعطاف پذیری تولید تاثیرپذیر ترین ابعاد به ترتیب، محصول جدید، عملیات و تولید می باشد. همچنین نتایج تحلیل گویای تأثیر گذاری بسیار بالای قابلیت های پویای سازمانی بر ابعاد انعطاف پذیری تولید می باشد.
آینده نگاری[1] از جمله مفاهیم نوپایی است که به واسطه نوپا بودنش هنوز مفهومی ساخته و پرداخته نیست و منابع قابل توجهی نیز از آن در دسترس قرار ندارد. هر مفهومی از سیر تحول تاریخی خاصی برخوردار است و در مواجهه با چالش ها و مسائل خاصی بروز و ظهور یافته است. بنابراین به منظور پرداختن به مفاهیم، ذکر این مواجهه ها اهمیت و ضرورت می یابد. مفهوم آینده نگاری نیز از ناتوانی دانش پیش بینی[2]، دانش سیاستگذاری و دانش مدیریت راهبردی در پاسخگویی به چالش هایی خاص ظاهر گشته است. به این ترتیب شناسایی چالش هایی که ما را در ساخت مفهوم آینده نگاری کمک کرده اند، اهمیت دارد. مقاله حاضر سعی دارد تا ابتدا با ذکر تاریخچه ای در مورد مباحث آینده اندیشی، به ناتوانی های پیش بینی در پاسخ به سؤالات آینده اندیشانه بپردازد و در این خلال به مفهوم آینده نگاری برسد. لازم به توضیح است که تمرکز این مقاله بر آینده نگاری های سازمانی و ملی است و به همین خاطر به اینگونه مباحث پرداخته شده است. در پایان هم استفاده از این مفاهیم به طور مشترک در فرایند سیاستگذاری آینده نگرانه سازمان ها توصیه شده است.
مقدمه: در مراقبت های سلامت، پیشگیری از اشکالات، کارآمدتر از تمرکز بر اقدامات اصلاحی آن ها است. تعمیرات اغلب گران قیمت هستند و به پرسنل با تخصص بالا نیازمندند. معاینه و بازرسی منظم و استفاده از سرویس دهی دستی و چک لیست الزامات، به اثر بیشینه ی نگهداری و هزینه های کمتر منجر می شود. نظر به اهمیت نیازسنجی الزامات استقرار برنامه ی نگهداری پیشگیرانه در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه های مدیران بیمارستانی و مهندسان تجهیزات پزشکی واحدهای ستادی و بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مورد استقرار برنامه ی نگهداری پیشگیرانه انجام شد.
روش بررسی: مطالعه از نوع کمی، کیفی یا ترکیبی (Mix-method) و به روش پرسش نامه ی دلفی در سال 1389 انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل 23 نفر از مهندسان تجهیزات پزشکی و مدیران بیمارستان ها و نهادهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. الزامات استقرار با مصاحبه از کارشناسان به چهار دسته ی ساختاری، نیروی انسانی، مالی و امکاناتی تقسیم شد و به صورت پرسش نامه ی دلفی در آمد و به کارشناسان امر عودت داده شد. در پایان، نظرات متخصصان به صورت پرسش نامه ی مدون لیکرت تهیه شد. پایایی این پرسش نامه نیز توسط کارشناسان آمار به روش Cronbach's alpha محاسبه و به میزان 92 درصد تخمین زده شد و بعد از جمع آوری با نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: اولویت بندی الزامات استقرار برنامه از نظر مهندسان تجهیزات پزشکی چنین بود: الف. الزامات ساختاری: ایجاد ساختار سازمانی مناسب مسؤول تعمیرات و نگهداری در بیمارستان ها، ب. الزامات نیروی انسانی: اعتقاد راسخ مدیران سطوح مختلف وزارت خانه و بیمارستان ها به ضرورت اجرای برنامه، ج. الزامات مالی: اختصاص بودجه برای آموزش پرسنل و مدیران ارشد و کارشناسان تجهیزات پزشکی، د. الزامات امکاناتی: تهیه ی چک لیست های موارد قابل بررسی هر دستگاه و استخراج اطلاعات آن از کاتالوگ مربوط. همچنین اولویت بندی الزامات استقرار برنامه از دیدگاه مدیران مشتمل بر این نکات بود: الف. الزامات ساختاری: فرهنگ سازی برای اجرای برنامه در همه ی سطوح وزارت خانه ای و بیمارستانی، ب. الزامات نیروی انسانی: اعتقاد راسخ مدیران سطوح مختلف وزارت خانه و بیمارستان ها به ضرورت اجرای برنامه، ج. الزامات مالی: اختصاص بودجه جهت شناخت نگهداری پیشگیرانه و مطالعات تکمیلی، د. الزامات امکاناتی: طراحی فرم ها و مستندات و نسخ مورد نیاز برای ثبت جریان برنامه در بیمارستان.
نتیجه گیری: در ابتدا ضرورت ایجاد کادر توانمند مهندسی پزشکی و حضور مهندسان پزشکی در تمام بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه و ایجاد دفتر پیگیری فعالیت های نگهداری پیشگیرانه ضروری به نظر می رسد. با این وجود، نیاز به یک هم اندیشی در میان مدیران و مهندسان احساس می شود تا زوایای مبهم اجرای طرح به خوبی روشن شود.
در این پژوهش ابعاد و نتایج کمک های دولت به تعاونی های تولیدی فعال استان خراسان رضوی و مقایسه آن با کمک های دولت به صنایع غیرتعاونی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، نمونه ای به حجم 96 تعاونی تولیدی فعال در دو بخش صنعتی و معدنی بررسی شده است. اطلاعات مورد نیاز برای این تحقیق، توسط پرسش نامه و در قالب حمایت های ارایه شده در 4 بخش تسهیلات فیزیکی، تکنولوژیکی، تجاری و آموزشی گردآوری شده است. نتایج نشان می دهد که 78% از تعاونی های تولیدی فعال هیچ گونه حمایت و کمکی را از طرف دولت دریافت نکرده اند و تنها 22% از آنها دریافت حمایت از دولت را تایید کرده اند. مقایسه بین میزان حمایت های واقعی ارایه شده به تعاونی های تولیدی با میزان حمایت های مورد انتظار آنها نیز نشان می دهد که اختلاف معنی داری بین میانگین حمایت های واقعی و میانگین حمایت های مورد انتظار تعاونی های تولیدی وجود دارد. این در حالی است که بیشترین اختلاف بین میانگین حمایت های واقعی و میانگین حمایت های مورد انتظار تعاونی های تولیدی نیز به ترتیب در بخش های تجاری،تسهیلات فیزیکی، تکنولوژیکی و آموزشی دیده می شود.
بازاریابی و به طور اخص، بازارگرایی به عنوان یک عامل اصلی درعملکرد کسب و کار شناخته می شود. به طوریکه مهارت اندک بازاریابی در کسب وکارهای کوچک اغلب منجر به سطوح پائین تر عملکرد و ریسک های بالاتر شکست می شود. برخورداری از سرمایه اجتماعی قوی در این گونه شرکت ها، منجر به دسترسی سریع و با زمانبندی مناسب به مجموعه متنوعی از اطلاعات رقابتی می شود. و از اینرو که اطلاعات دریافتی از افراد مورد اطمینان، عموما دقیق، مرتبط و قابل اتکا هستند؛ یکی از مولفه های کلیدی فرصت های کارآفرینی به شمار می آید. نوآوری پژوهش در بررسی توامان سرمایه اجتماعی و بازاریابی کارآفرینانه با استفاده از روش شناسی نگاشت مفهومی به مثابه ترکیبی از روش های استقرایی و قیاسی است. در فرآیند اجرای پژوهش روش نمونه گیری هدفمند ملاکی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق از 10 نفر از خبرگان موضوع تا مرحله اشباع استفاده شد. نتایج مطالعه گویای جایگاه برجسته و نمایان سرمایه اجتماعی و ابعاد آن در فعالیت های بازاریابی کارآفرینانه است. به طوریکه سرمایه اجتماعی بر عناصر هفت گانه بازاریابی کارآفرینانه (شامل نوآوری، غیر رسمی، فرصت گرایی، تجربه، سفارشی سازی، انعطاف پذیری و شبکه سازی) نگاشته می شود. این نقش آفرینی در عناصر نوآوری و غیر رسمی نمایان تر است.
سود حسابداری به منزله برجسته ترین متغیّر اطلاعاتی، نقش بسزایی در بازارهای مالی ایفا می کند و استفاده کنندگان اطلاعات مالی تصمیم های خود را بر پایه آن شکل می دهند. در این میان، ترکیب اجزای سود و نحوه محاسبه آن، از نظر انتخاب رویه های اختیاری حسابداری (توسط مدیران)، محتوای اطلاعاتی آن را که همان سودمندی اطلاعات برای تصمیم گیری است، به چالش کشیده است. در این تحقیق، نقش اقلام تعهّدی و جریان های نقد عملیاتی در تبیین رفتار بازدهی سهام شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. برای دستیابی به هدف تحقیق، محتوای اطلاعاتی افزاینده سود و جریان های نقد عملیاتی شرکت ها، به تنهایی و به صورت ترکیبی، در حضور متغیّر های سودهای گذرا (سود های غیرعملیاتی)، اندازه، اهرم مالی و فرصت های رشد با انتخاب نمونه ای متشکّل از 111 شرکت در دوره زمانی سال های 1383-1388 مقایسه شده است. یافته های تحقیق حاکی از برتری نسبی محتوای اطلاعاتی سود در مقایسه با جریان های نقد عملیاتی است. بر این اساس، ملاک گزینش شرکت ها سود عملیاتی گزارش شده است و سرمایه گذاران در مقایسه میان سود و جریان های نقد عملیاتی نسبت به سود، حساسیّت بیشتری نشان می دهند. بنابراین، با توجه به اهمیت موضوع، برقراری الزامات هدفمند، برای افزایش کیفیت گزارشگری و شفّافیت روزافزون جریان اطلاعاتی در بازار سرمایه ایران، هدفی ضروری به نظر می آید.
در ایران، شرکت ها صورت های مالی خود را در بسیاری از موارد صرفا بر اساس قانون مالیات های مستقیم تهیه می کنند که به نظر می رسد، در برخی موارد این صورت ها مبتنی بر اصول حسابداری نباشد. هزینه استهلاک از جمله اقلامی است که محاسبات آن در اغلب شرکت ها بر مبنای نرخ ها و روش های مندرج در قانون مالیات های مستقیم انجام می شود. در این مقاله...
از جمله اهداف برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور تحقق عدالت اجتماعی است. به منظور تحقق این هدف سالانه مبالغ زیادی در بودجه دولت به یارانه موادغذایی اختصاص می یابد. پس بجاست که نقش اقلام یارانه ای در سبد مصرفی خانوارها ارزیابی گردد. این مطالعه تلاشی در این زمینه است. بر این اساس ابتدا ارزش های غذایی دریافتی خانوارهای شهری و روستایی برآورد شده، سپس سهم اقلام یارانه ای در تأمین ارزش های غذایی خانوارها محاسبه گردید. حاصل نتایج دلالت بر آن دارد که بخش قابل توجهی از ارزش های غذایی دریافتی خانوارها از طریق اقلام یارانه ای تامین گردیده است با این حال 10 تا 20 درصد خانوارهای شهری و روستایی کمتر از مقدار توصیه شده انرژی غذایی دریافت کرده اند.
هدف این پژوهش یافتن مدلی است که بتوان به کمک آن جریان های نقدی آتی واحدهای اقتصادی را در محیط ایران پیش بینی کرد. با توجه به ادبیات نظری و پژوهش های انجام شده. چهار مدل برای پیش بینی جریان های نقدی با متغیرهای مستقل 1) جریان های نقدی عملیاتی تاریخی. 2) سودهای حسابداری تاریخی. 3) جریان های نقدی عملیاتی و سودهای حسابداری تاریخی و 4) جریان های نقدی عملیاتی. سودهای حسابداری و اقلام مربوط دارایی ها و بدهی های جاری تاریخی در نظر گرفته شد. با استفاده از جامعه آماری در دسترس شامل 40 شرکت. 11 گروه و کل آنها. یا 52 نمونه قابل آزمون. توانایی پیش بینی هر یک از مدل ها و میزان دقت دو به دو مدل ها آزمون شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که 1) پیش بینی جریان نقدی عملیاتی با استفاده از جریان های نقدی عملیاتی تاریخی (مدل 1) امکان پذیر نیست. 2) پیش بینی جریان نقدی عملیتی آتی با استفاده از سودهای تاریخی (مدل 2) به نحو معناداری امکان پذیر است و در پیش بینی جریان های نقدی عملیاتی برتری سود بر جریان های نقدی تایید می شود. 3) استفاده همزمان از جریان های نقدی عملیاتی تاریخی و سودهای تاریخی (مدل 3) تا حد زیادی مدل پیش بینی را بهبود می بخشد. 4) استفاده همزمان از جریان های نقدی عملیاتی. سودهای تاریخی. دارایی های جاری و بدهی های جاری تاریخی مرتبط (مدل 4) تا حد زیادی مدل را بهبود می بخشد. و 5) از نظر کاهش درصد خطای پیش بینی در سطح شرکت ها. مدل 4 مدل مناسب تری برای پیش بینی جریان نقدی عملیاتی است.