در تحقیق حاضر، هدف اصلی بررسی محتوای افزاینده اطلاعاتی ارزش افزوده (شامل ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده نقدی) در مقابل سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات است. بدین منظور ارتباط بازده سهام و تغییرات داده های مربوط به ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده نقدی، سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات، برای شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهاداری تهران از سال 1375 تا 1381 مورد ازمون قرار گرفته اند. نتایج حاصل از آزمون فزضیه های نشان می دهد که هنوز سود حسابداری به عنوان مهم ترین متغیر حسابداری در تصمیم های مالی و سرمایه گذاری، مورد توجه تصمیم گیرندگان در بازار اوراق بهادار بوده و در اغلب موارد دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرها است. ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده نقدی نیز توانسته اند به طور بالقوه وارد مدل های تصمیم گیری در این بازار شوند و بعضا از خود محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرهای مورد مطالعه نشان دهند. ولی وجوه نقد حاصل از عملیات نه تنها ارتباط معنی داری با بازده سهام ندارد، بلکه دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرهای مورد مطالعه نیست
موجودات زنده اعم از گیاهان ، حیوانات ، و انسانها پس از تولد و پا گذاردن به عرصه حیات ، مراحل مختلفی را یکی پس از دیگری در یک سیر تکاملی و به هم پیوسته طی می کنند تا اینکه سرانجام به مرحله پیری می رسند . سازمانها نیز همانند موجودات زنده در موقعیتهایی خاص پا به عرصه وجود می گذارند و سپس در صورت موفقیت با عبور از مراحل گوناگون رشد و توسعه به مرحله پیری سازمانی – یعنی مرحله ای که در آن از قدرت تحرک و درجه انعطاف پذیری سازمان به گونه قابل ملاحظه ای در مقایسه با مراحل قبلی آن کاسته می شود – می رسند تا اینکه در پی این مرحله چراغ عمر سازمان به تدریج و یا یکباره خاموش می شود ؛ با این تفاوت که سازمانها می توانند قبل از ورود به وادی پیری و یا حتی بعد از ورود در آن با اتخاذ استراتژیهای نوین و ایجاد مجموعه ای از تغییرات هماهنگ در تارو پود خود ، وارد چرخه عمری جدید گردند و مجدداً سیر تکاملی تازه ای را ، که در ان توانمندیها و شادابی جدیدی در سازمان ایجاد می شود ، آغاز نمایند. آنکه سازمانها دقیقاً قبل از رسیدن به مرحله پیری چه مراحلی را طی می کنند ، خود سؤال جداگانه ای است که باید در فرصتی دیگر بدان پرداخت . دراینجا فقط لازم است قبل از ورود به اصل موضوع به چند نکته مقدماتی توجه شود: اول اینکه علی رغم حساسیت و توجه روز افزونی که دانشمندان مدیریت به تازگی در این خصوص به خرج داده اند ، در عین حال ، ادبیات معاصر مدیریت در این زمینه بسیار ضعیف و به تعبیری در مرحله ابتدایی قرار دارد. امروزه تئوریهای مدیریت با پشت سر گذاشتن بیش از یک قرن سابقه تاخت و تازهای نظریه پردازی و ذخیره سازی انبوهیاز فنون و تکنیکهای پیشرفته ، در عین حال ، هنوز هم نتوانسته اند چارچوب نظری و کاربردی منسجمی را در باب چگونگی « جوان سازی » و « تجدید حیات سازمانی » در وضعیتی که چراغ عمر سازمان بر اثر پیری رو به خاموشی می رود ، ارائه دهند ، به گونه ای که یکی از صاحبنظران کاربرد روش علمی تبلور را برای حل معضلات سازمانی در عصر کنونی « فاجعه » قلمداد نموده ، حتی تلاش می کند تفسیر جدیدی از « علم » و « مدیریت علمی » ارائه دهد . نکته دوم اینکه درجه بزرگی سازمان و سالهای عمر آن را نمی توان در زمره علتها و یا شاخصهای پیری سازمان بر شمرد به گونه ای که بر مبنای آن سازمانهای بزرگ و پر سابقه در ردیف سازمانهای فرتوت ، و سازمانهای کوچک و کم سابقه درشمار سازمانهای جوان فرض شود. حجم سازمان و عامل زمان به خودی خود موجبات رسیدن به مرحله پیری رافراهم نمی سازد. چه بسا بتوان سازمانهایی را یافت که با حجمی نه چندان بزرگ و عمری نه چندان طولانی ، در عین حال ، در زمره سازمانهای بالغ قرار گیرند. نکته بعدی اینکه بنا بر تجربیات مدیریت در سازمانهای امروزی « هر فرایندی از رشد ، شرایط سقوط خود را به وجود می آورد » ؛ یعنی اینکه سازمانها به صورت طبیعی به سمت کهولت و پیری سیر می کنند . این موضوع طبیعتاً با نظریه آنتروپی در تئوری سیستمها مطابقت دارد. بر پایه این نظریه ، ساختارهای سازمانی به خودی خود ه سمت واگرایی و از هم گسیختگی درونی کشش دارند ، مگر اینکه همواره انرژی جدیدی ، سازمان را به سمت همگرایی و رسیدن به رشد بیشتر سوق دهد. از اینرو با توجه به روند رو به تزاید انحلال و از هم پاشیدگی بسیاری از سازمانهای امروزی ، امر جوان سازی و فراهم آوردن مکانیزمهای تحول آفرین برای تداوم حیات بسیاری از سازمانهای بزرگ و کوچک کاملاً الزامی و اجتناب ناپذیر است. در این مقاله تلاش می شود ضمن ارائه تصویری روشن از وضعیت پیری سازمان به گونه ای که مانع از فرو افتادن آن در گرداب افت تدریجی » گردیده و متضمن استمرار رشد و شکوفایی آن در بستر زمان باشد ، مورد بررسی قرار گیرد.
پ ژوهش حاضر با در نظر گرفتن متغیر درگیری عاطفی به عنوان یک متغیر واسط، تأثیر عامل فرایندی تغییر را بر تعهد به تغییر مورد بررسی قرار داده است.جامعه آماری مشتمل بر کلیه مدیران و کارشناسان شرکت برق منطقه ای خراسان است. روش نمونه گیــری، تصادفی طبقه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده1ها از پرسشنامه ای مبتنی بر 6 متغیر در مقیاس پنج نمره ای لیکرت استفاده شد. روایی پرسشنامه به روش صوری- محتوایی و قابلیت اعتماد آن با محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ برای هر متغیر تأیید شد. نرمال بودن توزیع متغیرها، از طریق آزمون کلموگروف اسمیرنوف تأیید گردید. برای تحلیل داده های تحقیق به وسیله مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر از نرم افزار لیزرل استفاده شد. نتایج نشان می دهد که نخست نمره تعهد به تغییر و درگیری عاطفی، متوسط به بالا است. دوم درگیری عاطفی در بین کلیه متغیرهای فرایندی به جز متغیر زمان از نقش واسط بر تعهد به تغییر برخوردار است. سوم این که بین دو رده مدیریتی و کارشناسی در ارتباط با متغیرهای تعهد به تغییر، درگیری عاطفی، حمایت مدیریت عالی، مشارکت در تصمیم گیری و رهبری صفی تفاوت معنادار وجود دارد اما بین دو رده مدیریتی در هیچ یک از متغیرها تفاوت معناداری به چشم نمی خورد.
پیتر سنج معتقد است که در عصر حاضر سازمانهایی موفق هستند که همه کارکنان برای بالا بردن سطح توانایی خود بکوشند و وظیفه مدیر این است که شرایطی را ایجاد کند که همه کارکنان به سوی بالا بردن توانایی خود حرکت کنند. به عقیده پیتر ام سنج نظریه پرداز اصلی سازمان یادگیرنده انسانها برای یادگیری طراحی شده اند. هیچ کس اعمال اساسی مورد نیاز کودکان را به آنها نمی آموزد بلکه آنها خود به کمک حس عمیق کنجکاوی و آزمایش کردن که در درون خود دارند راه رفتن صحبت کردن و ... را یاد می گیرند. در این مقاله سعی شده است که جنبه های مختلف این نظریه...
استرس کم آبی خربزه را شیرینتر میکند و آب بیش از حد باعث بیطعمی آن خواهد شد. چالش و بحران برای بعضی، باعث شکست و برای بعضی پله ترقی میشود. «اینتل» در بعضی دوم میگنجد. یعنی دو بحران بزرگ نفتی دهههای 80 و 90 آنها را به تغییر راهبردی واداشت واز تولید حافظه به تولید ریزپردازنده سوق داد و اکنون اینتل بزرگترین سازنده ریزپردازنده جهان است. «مسعود بینش» در بنگاههای برتر جهانی نوبت را به «اینتل» داده است.
با هدف تعیین وضعیت غذایی و هزینه حذف ناامنی غذایی در راستای طرح نمونه هدفمندسازی یارانه مواد غذایی، در ارسنجان فارس پژوهشی انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی از طریق مصاحبه حضوری با 120 خانوار ارسنجانی جمع آوری گردید. به منظور بررسی وضعیت ناامنی غذایی در نمونه مورد بررسی، شاخص های FGT مورد استفاده قرار گرفته و بدین ترتیب درصد افراد ناامن غذایی، نسبت شکاف ناامنی غذایی و حساسیت در توزیع ناامنی غذایی محاسبه شد. نتایج بدست آمده از محاسبات نشان داد که چنانچه 2000 کالری بتواند نیازهای روزانه افراد را تأمین نماید، 6/37 درصد افراد ناامن غذایی هستند. شکاف ناامنی غذایی در میان افراد مورد مطالعه 047/0 و شدت ناامنی غذایی 01/0 می باشد. هزینه حذف ناامنی غذایی در نمونه مورد بررسی، درصورتیکه هدفمندسازی صورت نگیرد و به تمامی افراد 340 کالری مساعدت شود، 1395200 ریال و در صورت هدفمندسازی کامل 130100 ریال خواهد بود. همچنین با استفاده از نتایج بدست آمده و اتخاذ فروض دیگری هزینه حذف ناامنی غذایی در کل ایران نیز محاسبه شد. با توجه به نتایج بنظر می رسد که هدفمندسازی یارانه ها بتواند هزینه های دولت را کاهش داده و از سوی دیگر به نحوی اجرا شود که با تحت پوشش قرار دادن افراد مستحق، زمینه حذف ناامنی غذایی را فراهم نموده و از اثرات منفی پرداخت عمومی یارانه ها در بلندمدت بکاهد.
مقدمه: افزایش حجم اطلاعات در علوم مختلف از جمله پزشکی، اطلاع رسانان را برآن داشته است تا با ارایه ی راهکارهای مؤثر، راه دستیابی به اطلاعات را برای رشته های پزشکی و پیراپزشکی فراهم سازند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین میزان آشنایی و استفاده ی پزشکان بیمارستان های آموزشی شهر اصفهان با کتابخانه ی ملی دیجیتال پزشکی ایران (Iranian national medical digital library یا INMDL) بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ی توصیفی- پیمایشی بود که در جامعه ی پزشکان شاغل در 9 بیمارستان آموزشی شهر اصفهان انجام شد. بر اساس جدول تعیین حجم نمونه ی Morgan از بین 500 پزشک شاغل در 9 بیمارستان، 217 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه ی محقق ساخته بود که روایی آن مورد تأیید 4 نفر از استادان رشته ی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی قرار گرفت و جهت تأیید پایایی آن پس از پرسش نامه ها بین 10 نفر از اعضای جامعه به صورت آزمایشی توزیع و Cronbach's alpha آن محاسبه شد که برابر با 87/0 بود. تحلیل داده ها بر اساس پاسخ های 127 پرسش نامه ی تکمیل شده و در نرم افزار 18SPSS انجام شد.
یافته ها: آشنایی و استفاده ی پزشکان از پایگاه های مجلات الکترونیک، بانک های الکترونیک جامع و پایگاه کتاب های الکترونیک INMDL بسیار کم بود. ضمن اینکه در میان منابع الکترونیکی در ابتدا مجلات الکترونیکی، سپس بانک های اطلاعاتی و در نهایت کتاب های الکترونیکی مورد استفاده قرار گرفتند. بین میزان آشنایی و همچنین میزان استفاده ی پزشکان با درجه ی تحصیلی ایشان رابطه ی معنی دار وجود داشت. بین دو متغیر آشنایی و استفاده از منابع الکترونیک INMDL همبستگی زیاد مشاهده شد. در میان پایگاه های مجلات الکترونیکی (Science direct)، پایگاه های کتاب های الکترونیکی (MD consult) و بانک های اطلاعاتی
(MD consult) بیشترین استفاده را داشتند. مهم ترین شیوه ی آشنایی پزشکان با INMDL راهنمایی کتابداران بود.
نتیجه گیری: با توجه به لزوم اطلاع رسانی و آموزش به پزشکان، باید کتابداران کتابخانه های بیمارستانی و دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی نقش فعال تری در اطلاع رسانی و آموزش شیوه های جست وجوی اطلاعات به جامعه ی پزشکان ایفا کنند. در این راستا و با توجه به مشکل کمبود وقت برای پزشکان متخصص، آموزش استفاده از امکانات خدمات آگاهی رسانی (Alert) و RSS برای ایشان ضروری به نظر می رسد. همچنین پیشنهاد می شود در صورت لزوم با به کارگیری نیروهای متخصص در کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، امکان آموزش فردی برای پزشکان فراهم شود.
دیدگاه های جدید در زمینه ارزش گذاری شرکت، عموما ارزش ذاتی تحقق یافته را معیار مناسب تری در پیش بینی جریان های نقدی آتی می دانند، اما از آنجایی که محاسبه ارزش ذاتی تحقق یافته، فرآیندی پیچیده و کاملا تخصصی است، استفاده از این تکنیک برای کلیه سرمایه گذاران به منظور اتخاذ تصمیم های سرمایه گذاری میسر نیست. به همین دلیل، این پژوهش در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که از میان معیارهایی، همچون سود عملیاتی و جریان های نقدی عملیاتی، کدام یک قدرت توضیح دهندگی بیشتری در رابطه با ارزش ذاتی تحقق یافته دارند تا به عنوان جانشین ارزش ذاتی تحقق یافته در فرآیند تصمیم های سرمایه گذاری به کار گرفته شوند. دوره زمانی این پژوهش، سال 1377 الی 1386 است که به منظور محاسبه ارزش ذاتی تحقق یافته سهام، این دوره به سه دوره زمانی سه ساله تقسیم گردیده است. تعداد 153 شرکت در دوره زمانی اول، 170 شرکت در دوره زمانی دوم و 140 شرکت در دوره زمانی سوم، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که سود عملیاتی نسبت به جریان های نقدی عملیاتی، ارزش ذاتی تحقق یافته هر سهم شرکت را بهتر توضیح می دهد.