راهکار های آینده نگر در سیاست گذاری های فروش یکی از مؤلفه های مهم و ضروری در برنامه ریزی های کوتاه مدت و میان مدت در هر کسب وکاری است. تدوین درست و دقیق سیاست های فروش می تواند در مدیریت جریان های نقدی و تخصیص منابع نقش مؤثری داشته باشد. امر مزبور حکایت از این دارد که باتوجه به اینکه در دنیای رقابتی امروز (که رضایت خاطر مشتریان و افزایش سهم بازار مهم تلقی می شود) براورد مسئله دررابطه با رفتار خرید مشتریان موضوع اصلی هر سازمانی است که با استفاده از ارائه راهکار در جهت تحلیل های پیشرفته آینده نگر در حوزه سیاست گذاری می توان این مسائل را بهبود بخشید. هدف این پژوهش ارائه الگوی برای خوشه بندی مشتریان و استخراج سبد محصولی هر خوشه است که با استفاده از این اطلاعات سیاست های فروش و پخش متناسب هر خوشه استخراج شده که درنهایت نتایج به دست آمده به وسیله خبرگان صنعت پخش تأیید شده است . صرفنظر از مشتریان فعلی با ورود مشتریان جدید، با بهره گیری از الگوریتم دسته بندی خوشه ها، سیاست مناسب این دسته از مشتریان نیز پیش بینی می شود که قابل ارائه برای تقویت و وفاداری آنها خواهد بود.
هدف از پژوهش حاضر تحلیل استنادی مقالات منتشر شده دوفصلنامه اسلام و مدیریت بوده است. روش تحقیق در این پژوهش تحلیل استنادی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(فراوانی، درصد و میانگین) و نرم افزار اکسل استفاده شده است. از ابتدای آغاز به کار نشریه در سال 1391 تا سال 1396 جمعا 79 مقاله تالیف شده است که میانگین تعداد مقالات برای هر شماره 58/6 و میزان کل استنادها 2777 که میانگین استناد برای هر شماره 231 منبع می باشد. طبق یافته های پژوهش، در بین منابع اطلاعاتی کتب(اعم از فارسی، لاتین و عربی) با بیش از 54 درصد و از نظر وضعیت زبانی منابع فارسی با 55 درصد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. بیشترین تعداد مقالات مربوط به مردان با 144 و 87 درصد و مابقی مربوط به زنان با 22 مقاله و 13 درصد بوده است. بیشترین مقالات متشر شده به صورت گروهی با 52 مقاله و 66 درصد می باشد. از نظر مدرک تحصیلی بیشترین مقالات با 56.6 درصد توسط افرادی تالیف شده اند که دارای مدرک تحصیلی دکتری و پرکارترین نویسنده در بین نویسندگان مقالات دوفصلنامه اسلام و مدیریت دکتر جعفر ترک زاده با 3 مقاله بوده است. از نظر مضامین و عناوین پژوهشی کار شده بحث اخلاق، فرهنگ سازمانی در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی و شایسته سالاری و شایسته گزینی بیشتر مورد اقبال نویسندگان بوده است. از نظر رویکرد روش شناختی، روش کیفی رویکرد غالب و تحلیل محتوا ابزار پرکاربرد نویسندگان مقالات دوفصلنامه اسلام و مدیریت بوده است.
هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر بیگانه گرایی مصرف کننده بر قصد خرید محصولات خارجی: تحلیل نقش تصویر کشور تولید کننده و نگرش به برند می باشد. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و براساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مصرف کنندگان پوشاک خارجی در مشهد است. نمونه آماری این تحقیق 220 نفر از مصرف کنندگان پوشاک خارجی در سطح مشهد (براساس 4-10 برابر تعداد گویه های پرسشنامه) است و داده های آماری گردآوری شده طی 6 ماهه اول سال 1399 به روش نمونه گیری غیراحتمالی داوطلبانه می باشد. ابزار اندازه گیری در این مطالعه، پرسشنامه با طیف لیکرت پنج گزینه ای و شامل 22 گویه بوده است. همچنین جهت تعیین روایی از روایی محتوا و سازه و جهت پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار بدست آمده مورد تأیید می باشد. جهت تحلیل توصیفی داده ها از نرم افزار SPSS و جهت آزمون فرضیات با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری ( SEM ) و با کمک نرم افزار Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیگانه گرایی مصرف کننده بر قصد خرید محصولات خارجی تاثیر معناداری دارد، همچنین تصویر کشور تولید کننده رابطه بین بیگانه گرایی مصرف کننده و قصد خرید محصولات خارجی را میانجی گری می کند و درنهایت نگرش به برند رابطه بین بیگانه گرایی مصرف کننده و قصد خرید محصولات خارجی را میانجی گری می کند.
مفهوم دانش پژوهی و به ویژه، دانش پژوهی آموزشی، از مفاهیمی است که در دو دهه اخیر، در حوزه آموزش عالی، مورد توجه قرار گرفته است. اخیراً نیز قرار گرفتن این مفهوم در ماده یک آئین نامه ارتقای رتبه اعضای هیات علمی، توجه به این مسئله را وارد مرحله جدیدی کرده است . از این رو این پژوهش کاربردی، با روش توصیفی و رویکرد آمیخته و با هدف بررسی میزان تاثیر دانش پژوهی آموزشی بر عملکرد اساتید دانشگاه فرماندهی ستاد آجا انجام شد. جامعه موردمطالعه شامل کلیه اساتید دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا و جامعه آماری این پژوهش اساتید سازمانی دانشگاه بوده که با استفاده از فرمول کوکران و با سطح اطمینان 95% و خطای قابل تحمل(d) 1/0 حجم نمونه 46 نفر محاسبه، و به علت همگن بودن جامعه آماری از روش نمونه گیری ساده تصادفی استفاده شد. در این پژوهش در گام اول (کیفی) از طریق مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران داده های جمع آوری شده از اسناد و مدارک و مصاحبه دسته بندی، پردازش و تصمیم گیری (قضاوت) انجام گرفت و در گام بعدی (روش کمی) با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته و میزان تأثیر دانش پژوهی آموزشی بر عملکرد اساتید این دانشگاه بررسی و در جهت ارتقاء عملکرد اساتید در مبحث دانش پژوهی آموزشی، پیشنهادات کاربردی ارائه شد.
هدف: اکتشاف و تبیین رفتارهای مشاهده پذیر فرهنگ پشتیبان برنامه های جانشین پروری در صنعت بیمه ایران روش شناسی: پژوهش حاضر مبتنی بر روش شناسی آمیخته با رویکرد توصیفی- اکتشافی صورت گرفته است. جامعه آماری برای مرحله کیفی، شامل خبرگان دانشگاهی و صنعت بیمه، و برای مرحله کمی، کلیه کارکنان شعب مرکزی شرکت های بیمه بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی با رویکرد هدفمند قضاوتی به تعداد 13 نفر به حد اشباع رسید و در بخش کمی به روش طبقه ای تصادفی به تعداد 284 نفر انتخاب گردیده است. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله اول شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و در مرحله دوم پرسشنامه 33 سوالی محقق ساخته بوده که روایی آن به روش صوری و محتوایی و پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ (893/0) تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و داده های کمی به روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار Amos 21 انجام شده است. یافته ها: الگوهای رفتاری فرهنگ جانشین پرور شامل رفتارهای مشاهده پذیر محتوایی و ساختاری می باشند. همچنین در بین رفتارهای مشاهده پذیر فرهنگ، پیاده سازی برنامه های جانشین پروری (با بار عاملی 649/0)، مدیریت تغییر و تحول جانشین پرور (با بار عاملی 595/0) و مدیریت شایستگی ها (با بار عاملی 585/0) بیشترین حمایت را از مدل اندازه گیری داشته اند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، یکی از رفتارهای مشاهده پذیر اصلی فرهنگ برای پشتیبانی از برنامه های جانشین پروری در صنعت بیمه، رفتارهای محتوایی می باشد که شامل؛ رفتارهای انگیزشی جانشین پروری، ارتباطات سازمانی یکپارچه و متعهدانه، رهبری تحول آفرین مبتنی بر مشارکت، مدیریت تغییر و تحول جانشین پرور می شود. همچنین سایر یافته های این پژوهش نشان داد که رفتارهای ساختارگرایانه نیز یکی دیگر از رفتارهای مشاهده پذیر فرهنگ برای پشتیبانی از برنامه های جانشین پروری در صنعت بیمه است که شامل؛ قوانین و مقررات تسهیل گر، ساختار سازمانی چابک، مدیریت شایستگی ها، مدیریت راهبردی سرمایه انسانی، پیاده سازی برنامه های جانشین پروری، توانمندسازی مبتنی بر آموزش و مدیریت دانش، و مدیریت عملکرد مبتنی بر جانشین پروری می گردد. طبقه بندی JEL: J24, M51, M54
در این مقاله تلاش شده تا بسترسازی مناسبی در جهت ایجاد رابطه بین داده های منابع انسانی به عنوان کلان داده و هوش مصنوعی ایجاد شود و با استفاده از نتایج مدل تعالی سازمان در صنعت بزرگ گاز ایران و برای حدود 51 شرکت، به یک مدل برای خوشه بندی مدیران موفق منابع انسانی سازمان بر اساس نتایج ارزیابی شرکت ها با مدل تعالی سازمانی (EFQM) دست یابیم. در این مقاله تلاش شده تا بسترسازی مناسبی در جهت ایجاد رابطه بین داده های منابع انسانی با استفاده از نتایج مدل تعالی سازمانی، برای حدود 51 شرکت فرعی و ستادی شرکت ملی گاز ایران با بهره گیری از روش های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین صورت پذیرد و به یک مدل برای خوشه بندی مدیران ارشد سازمان براساس نتایج ارزیابی شرکت ها با مدل تعالی سازمانی (مبتنی بر مدل تعالی EFQM) دست یابیم. ویژگی منحصربه فرد این روش این است که براساس خروجی و عملکرد واقعی سازمان های موفق به دست می آید که در رأس آن ها مدیران و رهبران موفق سازمان حضور داشته اند و براساس آن در آینده می توان به یک مدل شایستگی مبتنی بر عملکرد دست یافت. در این مقاله ابتدا بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی مدل تعالی سازمان، به خوشه بندی نتایج مدل تعالی در 51 شرکت صنعت گاز ایران بر اساس نتایج ارزیابی های سال های 1396، 1397 و 1398 اقدام می کنیم. خوشه بندی برای 3776 داده با روش های مبتنی بر هوش مصنوعی و کدنویسی با نرم افزار پایتون صورت می گیرد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و به دنبال طراحی و تدوین یک مدل جدید برای کشف خبرگان و دسته بندی علمی منابع انسانی سازمان بر اساس داده های معتبر می باشد. این پژوهش همچنین به دنبال تلفیق مباحث جدید علمی هوش مصنوعی شامل خوشه بندی در ایجاد زیرساخت های پژوهشی در منابع انسانی است و در بعد کاربردی از نتایج به دست آمده در تصمیم گیری و برنامه ریزی های سازمانی استفاده می کند و به دنبال تولید ابزاری است که با آن بتواند در آینده با داشتن داده های مناسب در حرفه منابع انسانی، عملکرد مدیریتی کارکنان این حرفه و سازمان را پیش بینی نماید. در انتها با استفاده از نرخ تفکیک پذیری فیشر یک اولویت بندی برای آموزش و توسعه مدیران براساس شکاف شایستگی های ایشان بدست خواهد آمد.
حسابرسان در تمام مراحل حسابرسی از قضاوت حرفه ای استفاده می کنند. درصورتی که تفکر فلسفی حسابرس از جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری لازم برخوردار باشد، قضاوت حرفه ای صحیح تری را به دنبال می آورد. همچنین، به واسطه توجه و اهمیت زیادی که مؤسسات حسابرسی برای دستیابی به بودجه های زمانی، به عنوان معیاری برای کارایی، قائل هستند، دشواری های آنان برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی، تضاد بالقوه بین هزینه های کنترل و دستیابی به حسابرسی هایی با کیفیت بالا را تشدید نموده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر ذهنیت فلسفی حسابرس بر قضاوت حرفه ای حسابرس و نیز تأثیر فشار بودجه زمانی بر قضاوت حرفه ای حسابرس و تأثیر فشار بودجه زمانی بر رابطه ذهنیت فلسفی حسابرس و قضاوت حرفه ای حسابرس است. روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی می باشد و جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای که در بین حسابرسان سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی شامل کلیه شرکا، مدیران و سرپرستان حسابرسی توزیع شد، صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که در مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران، بین سه بعد ذهنیت فلسفی و قضاوت حرفه ای رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ و فشار بودجه زمانی بر رابطه ابعاد ذهنیت فلسفی و قضاوت حرفه ای حسابرس تأثیر منفی و معناداری دارد. متناسب با افزایش فشار بودجه زمانی احتمال بروز رفتارهای غیرحرفه ای نیز بیشتر می گردد. بدین صورت که ذهنیت اتمام کار در زمان مقرر به دلیل فشار بودجه زمانی حسابرسان را از بکار بردن ذهنیت فلسفی بهینه دور می سازد؛ و این می تواند موجب شود حسابرس به صورت سطحی قضاوت نماید.
هدف این مطالعه بررسی تاثیر رهبری اصیل بر یادگیری سازمانی با توجه به نقش میانجی هوش سازمانی بوده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی و از نظر جمع آوری داده ها پیمایشی به شمار می آید. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد رهبری اصیل والومبا و همکاران (2006)، پرسشنامه هوش سازمانی آلبرخت (2001) و پرسشنامه یادگیری سازمانی دیان نیفه (2001) بوده است و برای سنجش متغیرها از طیف پنج تایی لیکرت استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق مشتمل بر 400 نفر از کارکنان رسمی پالایشگاه دوم مجتمع گاز پارس جنوبی بود. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 119 نفر به عنوان نمونه نهایی تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، در بخش آمار توصیفی از نرم افزار SPSS و در بخش آمار استنباطی از آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که رهبری اصیل بر هوش و یادگیری سازمانی تاثیر معناداری دارد. همچنین نقش میانجی هوش سازمانی نیز با توجه به تاثیر معنادار بودن روابط مورد تایید قرار گرفت.
نگهداشت منابع انسانی، رسالت اساسی هر سازمانی است. در این راستا مشارکت در تصمیمات سازمانی از ارکان مهم در حفظ نیروی انسانی شایسته محسوب می شود. امروزه سازمانها به دنبال ایجاد جوی ارتباطی هستند که از آزادی بیان در سازمان حمایت کند. زمانی که کارکنان این جو آزادمنشانه را در سازمان احساس کنند، به عضویت در سازمان افتخار کرده، ارزش های سازمان در آن ها نهادینه می شود. از این رو در مقابل بیان اندیشه ها و نظرات ارزنده و متفاوت به منظور بهبود و تحول در سازمان احساس مسئولیت می کنند. این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل گری آزادی بیان در ارتباط میان هویت سازمانی و دگراندیشی سازمان انجام شده است. برای رسیدن به این هدف، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی یزد را به عنوان جامعه آماری انتخاب و بر اساس فرمول کوکران، 386 نفر نمونه تعیین شده اند. برای بررسی متغیرهای پژوهش از پرسش نامه های هویت سازمانی چنی(1983)، دگراندیشی کاسینگ (1998) و آزادی بیان گوردن و اینفنت (1980) استفاده شده است. آزمون فرضیه ها با مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار Amos، نشان می دهد که هویت سازمانی 76 درصد بر دگراندیشی سازمانی تاثیر دارد. همچنین نتایج تحلیل اثر متقابل نقش تعدیل گری آزادی بیان را در رابطه میان هویت سازمانی و دگراندیشی سازمانی تایید می کند.
Choosing the financial supply is one of the most important decisions for providing optimal structure that can be effective for firm value and stocks market of companies. Therefore, marketing as one of the abilities of the firm can be effective on firm function. The purpose of this research is studying the role of marketing intensity on the relation of financial leverage and firm function in Companies listed on the Tehran Stock Exchange. This study is performed between 2012 and 2016 and 103 firms are studied in this research. The independent variables in this research are financial leverage and marketing intensity. The dependent variable is firm evaluation that Tobin's Q is used for evaluating this variable. For evaluating the research variables, Eviews 9 software is applied. The research findings illustrate there is not a U relation between financial leverage and firm function and marketing intensity is not a moderator between these two variables.
رقابت در صنعت بانکداری مبتنی بر توانایی کارکنان بانک ها برای ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان است. رهبران فروش اغلب موفقیت سازمان را مدیون فرهنگ آن می دانند؛ فرهنگی که مبتنی بر نوآوری، کار تیمی و توانمندسازی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای شناسایی مفهوم، علل و پیامدهای فرهنگ نیروی فروش در بانک ملت (در بخش کیفی) و سپس آزمون مدل یادشده با استفاده از معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (در بخش کمّی) است. با استفاده از نظریه کیفی داده بنیاد برگرفته از نظریه اشتراوس و کوربین و انجام مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان بانکی، مدل فرهنگ نیروی فروش در بانک ملت در قالب 43 مفهوم، 8 زیرمقوله و 4 مقوله اصلی استخراج گردید. سپس بر اساس مدل فرآیندی و گزاره های حکمی به دست آمده از مرحله اول، فرضیه های پژوهش تدوین و در سطح شعب بانک ملت (با حجم نمونه 360 تایی) به صورت کمّی آزمون شد. در بخش دوم علاوه بر تأیید اعتبار مدل، تمامی فرضیات مطرح شده مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد متغییرهای فضای رقابتی و تغییر و تحول در پارامترهای کسب وکار تأثیر مثبت و معناداری بر فرهنگ نیروی فروش در بانک ملت داشته و استقرار آن پیامدهایی مرتبط با بانک، مشتریان و کارکنان دارد. رقابت در صنعت بانکداری مبتنی بر توانایی کارکنان بانک ها برای ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان است.رهبران فروش اغلب موفقیت سازمان را مدیون فرهنگ آن می دانند؛ فرهنگی که مبتنی بر نوآوری، کار تیمی و توانمندسازی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای شناسایی مفهوم، علل و پیامدهای فرهنگ نیروی فروش در بانک ملت (در بخش کیفی) و سپس آزمون مدل یادشده با استفاده از معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (در بخش کمّی) است. با استفاده از نظریه کیفی داده بنیاد برگرفته از نظریه اشتراوس و کوربین و انجام مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافتهبا خبرگان بانکی، مدل فرهنگ نیروی فروش در بانک ملت در قالب 43 مفهوم، 8 زیرمقوله و 4 مقوله اصلی استخراج گردید. سپس بر اساس مدل فرآیندی و گزاره های حکمی به دست آمده از مرحله اول، فرضیه های پژوهش تدوین و در سطح شعب بانک ملت (با حجم نمونه 360 تایی) به صورت کمّی آزمون شد. در بخش دوم علاوه بر تأیید اعتبار مدل، تمامی فرضیات مطرح شده مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد متغییرهای فضای رقابتی و تغییر و تحول در پارامترهای کسب وکار تأثیر مثبت و معناداری بر فرهنگ نیروی فروش در بانک ملت داشته و استقرار آن پیامدهایی مرتبط با بانک، مشتریان و کارکنان دارد.
یکی از پیش نیازهای مهم جهت تحقق مدیریت اسلامی، اشراف بر پیشینه پژوهش های مدیریت اسلامی است. ازآنجاکه تاکنون بررسی جامعی در این باره صورت نگرفته، این پژوهش با هدف شناسایی جامع و تحلیل چندبُعدی مقالات منتشرشده در حوزه مدیریت اسلامی به رشته تحریر درآمده است. در پژوهش حاضر، تمامی مقالات مدیریت اسلامی منتشرشده از ابتدای انقلاب اسلامی تا سال ۱۴۰۰ به صورت کلیدواژه ای جست وجو شده و با روش مرور دامنه مورد بررسی قرار گرفته است. این روش به ارزیابی مقدماتی اندازه و دامنه ادبیات موجود، با هدف شناسایی ماهیت و وسعت شواهد پژوهش صورت می پذیرد. بر این اساس تعداد 828 کلیدواژه ترکیبی از اصطلاحات خاصّ دانش مدیریت و اندیشه اسلامی جست وجو شد تا تمامی آثار این حوزه جمع آوری شود. در نهایت با غربال مقالات منتخب و حذف مقالات تکراری، تعداد 3336 مقاله منحصربه فرد در حوزه مدیریت اسلامی به دست آمد. سپس نتایج به دست آمده از حیثِ تحلیل تاریخی و کمّی، تحلیل موضوعات اسلامی و تحلیل موضوعات تخصّصی مدیریت طبقه بندی شد. از نوآوری های این تحقیق می توان به جامعیت در احصای آثار مدیریت اسلامی، تحلیل برمبنای حوزه های تخصصی دانش مدیریت و برمبنای منابع مختلف اندیشه اسلامی اشاره کرد. در پایان نیز چهارده نتیجه و پیشنهاد براساس تحلیل های حاصل از پژوهش فهرست شده اند. مهم ترین نتیجه پژوهش نیز ترسیم دامنه پژوهش های موجود در حوزه های مختلف مدیریت اسلامی است که می تواند راهنمای عمل پژوهش گران این حوزه باشد.
در این مقاله رابطه بین ساختار سرمایه و مالکیت مدیریتی با عملکرد شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره زمانی 5 ساله (سالهای 1392-1388) و با نمونه انتخابی 108 شرکت مورد آزمون و ارزیابی قرار گرفت. فرضیههای پژوهش بر اساس مدل ارائه شده، با استفاده از رگرسیون چندگانه مورد آزمون قرار گرفت. برای این منظور مؤلفه ساختار سرمایه بهعنوان متغیر مستقل، مؤلفه مالکیت مدیریتی بهعنوان متغیر تعدیلکننده و مؤلفه عملکرد شرکتها (نسبت کیوتوبین، بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام) بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. نتایج این پژوهش نشان داد که با توجه به تمرکز مالکیت مدیریتی، مالکیت مدیریتی رابطه ساختار سرمایه و شاخص عملکرد شرکتها (نسبت کیوتوبین) را تعدیل میکند و این تعدیل مثبت و مستقیم میباشد. علاوه بر این آزمون فرضیهها بیانگر این بود که رابطهای بین ساختار سرمایه با بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام (B/M) در صورت تمرکز مالکیت مدیریتی وجود ندارد.
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تفاوت های شخصیتی کارکنان معاونت نیروی انسانی نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر میزان رضایت شغلی آن ها و تحلیل تاثیر این تفاوت ها است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ابزار گردآوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی است و برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان معاونت نیروی انسانی نداجا تشکیل دادند که شامل 30 افسر، 46 درجه دار و 17 کارمند می باشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد اعضای نمونه 73 نفر تعیین شد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، اعضای نمونه انتخاب و تعداد 73 پرسش نامه توزیع شد که از این میان،پاسخ 50 نفر در اختیار محقق قرار گرفت و برای تحلیل داده های پرسشنامه از نرم افزار spss نسخه 23 بهره جویی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش تاثیر معنی دار برخی متغیرهای پیشبین (میزان تمایل به عصبی شدن، اعتماد به نفس، میزان تمایل به با خود بودن، میزان سلطه جویی، اجتماعی بودن) را بر روی رضایت شغلی نشان داد. رابطه مستقیم بین پایین بودن تمایل به عصبی شدن و رضایت شغلی تایید شد. همچنین وجود ارتباط مستقیم بین متغیرهای پیشبین دیگر یعنی پایین بودن میزان با خود بودن، بالا بودن سلطه جویی، اعتماد بنفس و اجتماعی بودن با بالا بودن رضایت شغلی مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که همه متغیرهای پیشبین مورد بررسی به جز برون گرایی و درون گرایی بر رضایت شغلی تاثیرگذار هستند.
وجود عواملی نظیر محدود بودن منابع تأمین خون، فسادپذیری، شرایط خاص لازم برای نگهداری فرآورده های خونی و هزینه های بالای ناشی از تلفیات و کمبود خون در مراکز درمانی، موجب شده مدیریت مصرف فرآورده های خونی، به عنوان یکی از مسائل پیچیده و حائز اهمیت در حوزه ی سیستم های سلامت شناخته شود در این مقاله، یک مدل ریاضی خطی به منظور بهینه سازی مصرف فرآورده های خونی در بیمارستان های ارائه می شود که در آن علاوه بر امکان توزیع فرآورده ها توسط مرکز خون بین نقاط تقاضا، امکان انتقا ل جانبی خون بین نقاط تقاضا نیز به عنوان راهکاری جهت مقابله با عدم قطعیت تقاضا در نظر گرفته شده است علاوه براین، معیار تازهی خون و لزوم مصرف خون تازه برای برخی عمل های جراحی کیه در دنیای وا قعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است نیز در این مدل لحاظ شده است درنهایت ، به منظور اعتبار سنجی مدل پیشنهادی، یک مطالعه موردی با داده های مربوط به مرکز خون و بیمارستان های شهر تهران ارائه و نتایج حاصل از حل آن بررسی شده است
حاکمیت پیامبر اکرم(ص) الگویی ارزشمند برای حکمرانی اسلامی در عصر حاضر محسوب می شود. این مقاله با هدف شناسایی سبک حاکمیت نبوی(ص) و الگوبرداری برای دستیابی به حکمرانی اسلامی، با روش تحلیل مضمون به بررسی بیانات و رفتار آن حضرت در دوران حکومت در مدینه پرداخته است. وفق یافته های مقاله، سبک حاکمیت نبوی(ص) معرف الگویی پنج وجهی شامل «پایه مناسبات»، «میزان همگرایی»، «واسطه مبادله»، «ابزارهای هماهنگی و رفع تعارض» و «فرهنگ غالب» در جامعه اسلامی است. یافته ها همچنین نشان می دهند که سبک حاکمیت پیامبر اکرم(ص) برپایه ویژگی هایی همچون اخوت و یگانگی بر مبنای اهتمام به امور مسلمین، تکریم برادران دینی و حفظ پیوند برادری؛ وابستگی متقابل ناشی از تأکید بر یگانگی امت اسلامی؛ انگیزه پاداش الهی از طریق ترغیب به اعمال صالح؛ حکمیت الهی با تأکید بر اطاعت از خدا و رسول؛ و فرهنگ همیاری و یاری رسانی بنا شده است. این ویژگی ها حاکی از آن است که سبک حاکمیت حضرت محمد(ص) را می توان با تشبیهی استعاری، سبک مبتنی بر «نظام خانواده» دانست. این الگو می تواند راهنمای مناسبی برای طراحی حکمرانی اسلامی در عصر حاضر باشد.
هدف اصلی این پژوهش تعیین زمینه ها ی تحقق و راهکارهای اجرای نظام آموزشی دانشگاه هوایی شهید ستاری با رویکرد پژوهشی است. به منظورجمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای بر مبنای طیف پنج درجه لیکرت طراحی شده که وضعیت نظام آموزشی آن دانشگاه را در ابعاد چهارگانه مدل پژوهش محوری سنجیده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه اساتید و دانشجویان سال سوم دانشگاه هوایی شهید ستاری است که از بین آنها با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 334 نفر انتخاب شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که نظام آموزشی دانشگاه هوایی شهید ستاری آموزش محور بوده و ابعاد آن با مدل مطلوب فاصله دارد.
در واقع فراهم کردن بستر فعالیت های سودمند و مشروع اقتصادی و از آن سو جلوگیری از فعالیت های غیر مشروع و مخرب نسبت به کلیت اقتصاد کشور، یکی از وظایف مهم نهادهای حاکمیتی به ویژه قوه قضاییه است. البته شکی نیست که اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، آن گونه که موردتوجه و تأکید خاص سکان دار انقلاب است، نیازمند همسویی و هم افزایی قوای مجریه و مقننه نیز هست. در این میان، به جهت حوزه ی مأموریت ها و اهداف کلان، نقش دستگاه قضایی در اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی، تعیین کننده و سرنوشت ساز است. در این نوشتار پس از اشاره ای مختصر به اقتصاد مقاومتی، به بررسی وظایف قوه و نقش آن در تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخته شده است؛ و در آخر به الزامات و بسترهای موردنیاز برای اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی در سایر بخش های قوه قضاییه نیز اشاره شده است.