بازی وار سازی نوعی فعالیت مهارت محور است که موجب یادگیری مزایای رفتار صحیح کاری حتی در نبود واسطه های بیرونی است. از این برنامه کاربردی برای افزایش مشارکت و انگیزه کاربران درجهت رسیدن به اهداف بهره برده می شود. ازآنجاکه مهم ترین مانع موفقیت تحول دیجیتالی، نبود فرهنگ و مهارت های دیجیتالی است پس می توان از این فناوری درجهت تغییری شگرف در عملکرد سازمان با محوریت فناوری های تحول آفرین استفاده کرد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیرگذاری عوامل مؤثر بر این فناوری در تحول دیجیتالی در منابع انسانی سازمان ها، درجهت افزایش تعهد کارکنان و کاهش تبدیل و تغییر آنها است. در این پژوهش به مدل تشریحی پذیرش فناوری اقتباس شده از ویکسُم و تُد استناد می شود که بر پایه مدل پذیرش دیویس است. مطالعه حاضر از نوع پیمایشی توصیفی است و واحد موردتحلیل و مطالعه فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور با حداقل یک سال سابقه خدمت و آشنا به نرم افزار با جامعه آماری 230 و نمونه 144 نفر است. نمونه گیری، تصادفی و مبتنی بر هدف و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. برای محاسبه پایایی، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده و برای بررسی بهنجار (نرمال) بودن داده ها از آزمون کلموگروف اسمیرنف و برای آزمون فرضیه ها از آزمون رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بالاترین درصد واریانس تغییرپذیری، سودمندی را پیش بینی می کند و بالاترین تأثیر را سودمندی بر تمایل رفتاری دارد. بنابراین، تقویت دو سازه اصلی تصمیم گیری به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث تقویت نگرش و تمایل رفتاری کارکنان است و به استفاده از فناوری منجر می شود. حال آنکه، افزایش ویژگی های نوآوری خود باعث افزایش دو سازه اصلی است.
بازدارندگی به عنوان یکی از مهمترین حوزه های مطالعاتی روابط بین الملل و مطالعات استراتژیک از جمله موضوعاتی علمی است که در کنار جنگ به عنوان مهمترین موضوع مطالعات استراتژیک مطرح می باشد. به عبارتی دیگر، از جمله پرسش های موجود در این حوزه این واقعیت است که چگونه می توان از بروز جنگ که سبب ساز تحمیل هزینه های زیادی بر واحدها خواهد شد، جلوگیری به عمل آورد؟ پاسخ به چنین پرسشی منجر به شکل گیری مفهوم تئوریک بازدارندگی خواهد شد. از همین رو، این نوع رابطه و خلق آن ارتباط زیادی به توان راهبردی طرفین، نوع استراتژی و همچنین شناخت عوامل مؤثر در شکل گیری این استراتژی ها خواهد داشت که در قالب نظریه، رویکردها و طراحی آن در یک نظام، به عنوان متغیرهایی خودنمایی می نمایند. در این راستا، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، تلاش دارد ضمن واکاوی بنیانهای نظری مفهوم بازدارندگی در روابط بین الملل، ساختارها، طراحی مدل ها و استراتژی های مختلف در این نوع از سیستم های کنترلی (واپاشی)، به وِیژه کار بست های نوین و منطقه ای آن در سیستم نوین بین الملل را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
The effective role of capital in every country flows through giving guidelines for capital and resources, generalizing companies and sharing development projects with public, and also adding accredited companies stock market requires appropriate decision making for shareholders and investors who are willing to buy shares based on price mechanism. Forecasting stock price has always been a challenging task, since it is affected by many economic and non-economic factors and variables; therefore, selecting the best and the most efficient forecasting model is tough and essential. Up to now applying weighted mean called weighted mean price has been used to forecast industry average price for companies in the stock market and investors were forecasting based on this method. First we have identified 10 accredited banks in TSE and 10 banks in Iran Fara Bourse. In this article, by applying one of the mathematical optimizing techniques, industry means got calculated based on optimized parameters and compared with the industry average; in this statement we strived to find another variable that could forecast with less deviation. In the following study, by calculating frequency level of deviations, average for price forecasting in banking industry during five years is examined. Finally, the research suggests that, instead of using mean of industry average, it is better to use mean average of golden number, which will lead us to more accurate results.
مدیریت ریسک اعتباری، رتبه بندی اعتباری و ارزیابی میزان ریسک مشتریان، در کنار جذب منابع از اهمیت بالایی برای بانک ها برخوردار است؛ زیرا اگر بانک ها با تخصیص بهینۀ منابع و کسب درآمد بین فرایند تجهیز و تخصیص منابع خود نتوانند توازن ایجاد کنند، در آینده با مشکلات زیادی روبه رو می شوند. براساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی بانک مرکزی ج.ا.ا در سال های اخیر، میزان مطالبات معوق بانک ها بسیار افزایش یافته است؛ زیرا سیستم اعتبارسنجی دقیقی برای ارزیابی اعتبار و اندازه گیری میزان ریسک مشتریان وجود ندارد. در این پژوهش، الگویی با استفاده از روش های داده کاوی برای پیش بینی شاخص نرخ وصول مشتریان ارائه می شود. رویکردی که در سال های اخیر در دنیا به عنوان روشی جدید برای اندازه گیری ریسک مشتریان به جای اندازه گیری احتمال نکول مدّنظر قرارگرفته است. نتایج نشان می دهد الگوی پیشنهادی این پژوهش، دقت بیشتری دارد. به طور کلی، هدف پیش بینی درصد وصول مطالبات قراردادهای با احتمال ریسک مطالباتی بالا قبل از اعطای تسهیلات است.
پایداری دفاتر ICT روستایی، به معنای توانایی حفظ مزیت رقابتی یا توسعه عملکرد در بلندمدت و تداوم رضایت روستائیان در طول زمان است. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش که با رویکرد کیفی و روش میدانی انجام شده است، شناسایی عوامل مؤثر بر پایداری و ارائه یک مدل هوش تجاری برای مدیریت پایدار دفاتر ICT روستایی است. منطقه مورد مطالعه در این پژوهش، استان اصفهان است و 388 دفتر ICT روستایی فعال در سطح استان وجود دارد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای، 50 دفتر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. برای به دست آوردن اطلاعات موردنیاز، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا در دو مرحله استفاده شد و 7 شاخص عمده و 37 متغیر مختلف پایداری دفاتر ICT روستایی شناسایی شدند. شاخص های اصلی عبارتند از: 1. ویژگی های فردی کارگزاران دفاتر، 2. فاکتورهای اجتماعی، 3. فاکتورهای اقتصادی، 4. فاکتورهای تکنولوژیکی، 5. مکان دفاتر، 6. خدمات و 7. فاکتورهای سازمانی. بر اساس شاخص های استخراج شده، مدل هوش تجاری برای مدیریت پایدار دفاتر طراحی گردید. این مدل می تواند در کمک به دفاتر ICT روستایی برای اجرا و نظارت بر شیوه های پایدار، نقش حیاتی ایفا کند.
حق الزحمه حسابرسی، به عوامل متعددی از جمله ویژگی های موسسه حسابرسی، ویژگی های صاحبکار، شرایط حرفه، استفاده کنندگان، شرایط رقابتی، محیطی و ... بستگی دارد. در این پژوهش، به منظور بررسی جامع عوامل موثر بر حق الزحمه، با مصاحبه عمیق خبرگان، از روش کیفی و رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی زمینه ای استفاده و نتایج در قالب یک مدل استخراج شده است. برای اعتباربخشی به نتایج پژوهش از معیارهای زاویه بندی (اجماع/مثلث سازی) داده ها، کنترل اعضا و مقبولیت استفاده شده است. طبق نتایج و مدل ارائه شده، اندازه موسسه، میزان رعایت آیین رفتار حرفه ای، ارزش (ارزشمند بودن) کار برای صاحبکار و ویژگی ها و اعتبار مدیران و شرکا مهم ترین عوامل موثر در سطح موسسه حسابرسی، اندازه، ریسک، توان تقاضای کیفیت، هدف صاحبکار از حسابرسی و حاکمیت شرکتی اثربخش مهم ترین عوامل در سطح صاحبکار و درک استفاده کنندگان و ذینفعان کلیدی از حسابرسی، نگرش و ویژگی های سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان و تدوین مقررات و ضوابط اثربخش، مهم ترین عوامل در سطح حرفه و شرایط محیطی شناخته شد که در صورت اتخاذ راهبردهای لازم و وجود زمینه مناسب در سطح کلان و حرفه حسابرسی از جمله فراهم شدن بستر اقتصادی، بازار، قدرت نهادهای ناظر بر حرفه حسابرسی و تعامل سازنده این نهادها با دولت و قانون گذاران منجر به دستیابی به حق الزحمه معقول می گردد. مجموعه این عوامل به همراه پیامدهای حق الزحمه معقول، مدل حق الزحمه خدمات حسابرسی را تشکیل می دهند.
نظام تأمین مالی، در بستر بازارهای مالی اعم از بازار پول و بازار سرمایه شکل می گیرد. در بازار سرمایه معاملات اوراق بهادار در بورس ها و بازارهای خارج از بورس دارای مجوز از شورای عالی بورس و اوراق بهادار صورت می گیرد. معاملات اوراق بهادار در فرابورس از منظر حجم و ارزش معاملاتی، پس از بورس اوراق بهادار قرار دارد. به همین دلیل تبیین حقوقی مؤلفه های انعقاد معاملات در این بازار در راستای نظام مند نمودن سیستم حقوقی بازار سرمایه و با هدف حفظ حقوق سرمایه گذاران، شفافیت و کارآمدی بازار سرمایه ضروری می باشد.<br /> «اراده» به عنوان اساسی ترین رکن در انعقاد کلیه معاملات از جمله معاملات اوراق بهادار در فرابورس محسوب می شود لکن مقررات گذار به لحاظ تشریفاتی بودن معاملات اوراق بهادار، ترتیباتی نسبت به آن وضع نموده است که هدف از انجام این تحقیق، بررسی مسائل مرتبط با رکن «اراده» از جمله تشریفات اعلام اراده، عیوب اراده و زوال آن با لحاظ تشریفاتی بودن معاملات اوراق بهادار در فرابورس می باشد. پاسخ به این مسائل با استفاده از منابع کتابخانه ای ارائه گردیده و به روش توصیفی- تحلیلی داده های حاصل از روش گردآوری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال اساسی است که الگوی مناسب جذب و نگهداری مشتریان راهبردی در بانک ها (مورد مطالعه: بانک انصار) کدام است؟ این پژوهش بر مبنای نتایج، از نوع توسعه ای – کاربردی و بر مبنای اهداف، از نوع پژوهش های تبیینی است که جهت جمع آوری داده از روش پیمایشی و جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه مشتریان راهبردی در شعب بانک انصار شهر تهران و کلیه مدیران شعب بانک انصار در شهر تهران می باشند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حدود 335 نفر با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند (قضاوتی) به عنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین، به علت محدود بودن حجم جامعه مدیران شعب مورد نظر، تعداد 76 نفر مدیر شعب شهر تهران به عنوان نمونه آماری برگزیده شدند. ابزارهای اصلی جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساخت یافته می باشد. نتایج نشان می دهد متغیر قابلیت اعتبار بر جذب مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم نداشته؛ اما متغیرهای شایستگی کارکنان، بازاریابی رابطه مند، پاسخگویی و همدلی بر جذب مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم دارد. ضمنا متغیرهای سفارشی سازی خدمات، قابلیت اعتماد و اطمینان و قابلیت دسترسی بر جذب مشتریان راهبردی در بانک انصار تاثیر معکوس داشته اند. همچنین، نتایج حاکی از آن است که متغیرهای شایستگی کارکنان، بازاریابی رابطه مند، پاسخگویی، قابلیت اعتبار، قابلیت اعتماد و اطمینان و قابلیت دسترسی بر نگهداری مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم نداشته؛ اما متغیر همدلی بر نگهداری مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم دارد. ضمنا متغیر سفارشی سازی خدمات بر نگهداری مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر معکوس دارد.
Since the seismic behavior of the earth’s energy (which follows from the power law distribution) can be similarly seen in the energy realized by the stock markets, in this paper we consider a statistical study for comparing the financial crises and the earthquakes. For this end, the TP statistic, proposed by Pisarenko and et al. (2004), is employed for estimating the critical point or the lower threshold, i.e. the point beyond that the market energy follows from the power law (Pareto) distribution. The results confirm the deviation of the energy from the Pareto distribution in the high quantiles of the energy data. The upper threshold that the energy's distribution is changed from the Pareto to another distribution is also estimated by TP statistic. A simulation study is employed for checking out the statistical behavior of the estimated thresholds. Finally, the magnitude of the financial earthquakes is studied. The results indicate that the domestic and the international events have caused the financial earthquakes in Tehran Stock Exchange. Also, the positive relation between the daily energy released and the daily magnitude of the shocks that was connected by Gutenberg and Richter (1956) is confirmed.
هدف اصلی این پژوهش طراحی الگویی برای جبران خدمات پزشکان متخصص در بیمارستان های دولتی شهر تهران است. جبران خدمات پزشکان، براساس تئوری های انگیزشی و نظریه ی هزینه ی زندگی و سایر ادبیات مربوط از چهار بُعد «سازمانی»، «اجتماعی»، «مدیریتی» و «روان شناختی» مؤلفه های اصلی جبران خدمات را مورد سنجش قرار می دهد.
روش اجرای این پژوهش، توصیفی پیمایشی است و جامعه ی آماری آن بیمارستان های دولتی شهر تهران می باشد. برای گردآوری داده ها و سنجش مؤلفه های جبران خدمات، پرسش نامه ای با قابلیت اعتماد 4/91 درصد ساخته شد. به منظور اندازه گیری روایی آن از معادلات ساختاری استفاده شده است شاخص تناسب مدل حکایت از مناسب بودن مدل اندازه گیری مؤلفه های جبران خدمات دارد و چارچوب کلی سنجش آن معنادار و قابل پذیرش است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چهار بعد شناسایی شده با جبران خدمات پزشکان رابطه ای مستقیم و معنادار دارد.
به دلیل تغییرات شرایط تولید و بازار، شرکت ها با فشار زیادی مواجه شده اند. یکی از راه های برخورد با این فشارها مفهوم زنجیره تأمین و افزایش انعطاف پذیری آن برای ارضای نیازهای متفاوت مشتریان است. از آنجا که قبل از هرگونه تصمیم گیری درمورد انعطاف پذیری زنجیره تأمین، اندازه گیری آن امری ضروری است، در این مطالعه با به کارگیری روش فازی مبتنی بر عملگر اصلاح شده مرتب سازی مقایسات زبانی براساس میانگین هندسی موزون در جریان یک تصمیم گیری گروهی تعاملی، به اندازه گیری انعطاف پذیری زنجیره تأمین پرداخته شده است. در این اندازه گیری، انعطاف پذیری منبع یابی، انعطاف پذیری سیستم تولید و عملیات، انعطاف پذیری توزیع و انعطاف پذیری سیستم های اطلاعاتی، به عنوان ابعاد انعطاف پذیری زنجیره تأمین درنظر گرفته شده اند. مورد مطالعه این پژوهش در کارخانه یزدباف انجام شد. نتایج بررسی وضعیت مطلوب و وضعیت موجود این کارخانه، نیاز زنجیره تأمین کارخانه به بهبود را نشان می دهد که بهترین راه برای بهبود انعطاف پذیری زنجیره تأمین این کارخانه، بهبود بعد سیستم های اطلاعاتی آن است. این نتایج از سوی اعضای گروه نیز مورد پذیرش قرار گرفت
مدیران شرکت ها در تلاشند تا بتوانند با توجه به فرهنگ سازمانی، سیستم های اطلاعات حسابداری را تقویت و با شفاف سازی اطلاعات آن در عملکرد شرکت نقش بهتری داشته باشند؛ در این راستا تأثیرگذار باشد که وان دانگ ها در سال 2020 به این موضوع پرداخته است و از این رو، محقق سعی بر این دارد که موضوع و فرضیات وی را در ایران مورد سنجش قرار دهد؛ از این رو هدف از انجام این مقاله تعیین و بررسی نقش تعدیلی فرهنگ سازمانی بر رابطه بین سیستم اطلاعات حسابداری و عملکرد عملیاتی شرکت های کوچک و متوسط منطقه ویژه عسلویه می باشد. داده های پژوهش به روش مقطعی و در سال 1400، از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. فرهنگ سازمانی، سیستم های اطلاعاتی حسابداری و عملکرد عملیاتی، از متغیرهای این پژوهش محسوب می شوند. نمونه آماری با توجه به جدول مورگان تعداد 162 شامل مدیران، کارکنان، کارشناسان حسابداری و متخصصان مالی در این شرکت ها انتخاب شده است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع کاربردی بوده و توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 و روایی و پایایی داده ها با استفاده از آزمون نرمال بودن اسمیرنوف و آزمون تی تک نمونه ای انجام گرفته است. یافته های پژوهش پژوهش نشان می دهد که فرهنگ سازمانی بر رابطه بین سیستم اطلاعات حسابداری و عملکرد عملیاتی شرکت های کوچک و متوسط منطقه ویژه عسلویه نقش تعدیلی دارد؛ بنابراین، استفاده از شاخص فرهنگ سازمانی نظیر مشارکت، بی ثباتی، مأموریت و تطبیق پذیری می تواند علاوه بر اثرگذاری در رابطه سیستم اطلاعات حسابداری و عملکرد عملیاتی شرکت های کوچک و متوسط، در ایجاد نوآوری ها، تکنولوژی ها و فناوری های نوظهور مفید باشد و باعث تسهیل ثبت اطلاعات حسابداری شود.
این تحقیق به مدلسازی انتخاب سبد بهینه با رویکرد حسابداری ذهنی و بر مبنای شاخص های ارزیابی ریسک و بازده بر اساس نظر خبرگان می پردازد. در این راستا پس از نظر سنجی چند مرحله ای از 28 خبره و تدوین مدل پایه بر اساس روشهای کیفی، با محاسبه بازده صنایع مختلف بورسی طی ده سال به ارزیابی مقایسه ای روش های بهینه سازی پرتفوی با توسعه روش های محاسبه ریسک از واریانس به ارزش در معرض خطر و وارد نمودن متغیر حسابداری ذهنی سرمایه گذاران در قالب دو دوره آموزش هشت ساله و آزمایش دو ساله پرداخته است. نوآوری اصلی تحقیق در تدوین مدل ریاضی بهینه سازی با درج محدودیتهای حسابداری ذهنی و نقدشوندگی بوده و ارزیابی نهایی مدل توسعه یافته نشان دهنده کارکرد مناسب مدلسازی مذکور در عملکرد پرتفوی می باشد. نتایج حاصله نشان می دهد که عملکرد پرتفوی های حاصل از مدل مبتنی بر حسابداری ذهنی DMSS و MVO در حالت ساده یکسان عمل کرده و اختلاف معناداری ندارند. ولی پرتفوی هایی که بر اساس مدلهای مبتنی بر حسابداری ذهنی با در نظر گرفتن محدودیتهای ارزش در معرض ریسک و نقدشوندگی تشکیل شده اند عملکردی به مراتب بهتر از مدل MVO دارند.