راهبری شرکتی عاملی مؤثر بر نوع واکنش شرکت نسبت به تغییرات نرخ مالیات شرکت ها است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر توانایی مدیریت بر رابطه حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی می باشد. به منظور سنجش اعتماد به نفس بیش ازحد مدیریت دو شاخص متفاوت بر اساس پژوهش های گذشته تعریف شد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 120 سال- شرکت در بازه زمانی 1396-1391 می باشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته است و برای تجزیه و تحلیل فرضیه از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که میان حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین توانایی مدیریت رابطه میان حاکمیت شرکتی و اجتناب از مالیات را تحت تأثیر قرار می دهد.
در 11 مارس 2011 در اثر زلزله و سونامی ناشی از آن، ویرانی های گسترده ای در سراسر ژاپن ایجاد شد که احتمالاً منجربه خسارات قابل ملاحظه ای در بازار جهانی بیمه اتکایی خواهد شد. بر طبق برآوردهای اخیر، پیش بینی می شود که مجموع زیان های اقتصادی تقریباً بیش از 300 میلیارد دلار و مجموع خسارات بخش بیمه اتکایی بالغ بر 35 میلیارد دلار است. باتوجه به وسعت خرابی ها، بزرگی و اهمیت خسارات مورد انتظار، ضروری است بیمه گران و بیمه گران اتکایی با دقت قراردادهای اتکایی خود را تجزیه وتحلیل کنند تا دریابند که آیا قراردادهای موجود تحت تأثیر شدید خسارات مورد انتظار قرار دارند؛ اگر این چنین است بیمه اتکایی چگونه باید واکنش نشان دهد و پاسخ گو باشد.
در فضای رقابتی امروز سازمان ها و صاحبان مشاغل دریافته اند که می بایست تمرکز را از منبع مادی به سمت دانش و منابع نامشهود خود منعطف کنند تا بتوانند در وضعیت موجود با رقبای خود رقابت کنند. از این رو جهت مدیریت، استفاده درست و بهره برداری از این منابع نامشهود، سازمان ها نیازمند بهره گیری از مفهومی به نام مدیریت دانش هستند که استفاده از آن باعث کسب مزیت رقابتی برای آنها می شود. با کمی توجه به ماهیت خاص دانش و این مطلب که امروزه این دانش است که قدرت را تعیین می کند و قدرت در دست فرد و یا گروهی است که دانش را در اختیار دارد، مسائل اخلاقی متعددی حول محور دانش و مدیریت دانش وجود دارد. از جمله این مسائل می توان به مواردی همچون: حفاظت از حریم خصوصی، مالکیت معنوی، محافظت از داده ها در مقابل سرقت و تحریف، اعتماد، انصاف، عدالت، صحت، دسترس پذیری، حفاظت از سرمایه های فکری، آزادی اطلاعات، حفظ امنیت ملی و ... اشاره نمود. از منظر دیگر می توان این طور بیان کرد که مدیریت دانش مفهومیست نظام مند که به جهت اجرای موفقیت آمیز آن می بایست دیدی جامع و کل نگر داشت. به همین منظور افزون بر توجه به ویژگی های مثبت، کاربردها و مزایای آن، می بایست به منظر دیگری از مدیریت دانش که همان مسائل اخلاقی است نیز توجه ویژه داشت. در واقع در جهان امروز اطلاعات و دانش است که مایه قدرت افراد و سازمان ها هستند و هر کجا که سخن از قدرت باشد خواسته و یا ناخواسته پای اعمال خرابکارانه و غیراخلاقی نیز به میان کشیده می شود. گفتنی است که پژوهش های متعددی به خصوص درباره مسائل اخلاقی مدیریت دانش در کشورهای مختلف انجام شده است؛ اما در کشورمان، ایران، تحقیقات کمی در این باره صورت گرفته است. با توجه به موارد بیان شده محقق در این پژوهش می کوشد تا به مطالعه سیستماتیک و نظام مند متون، اسناد، مقالات و کتاب های موجود در زمینه اخلاق در حوزه مدیریت دانش در ایران و سطح بین الملل بپردازد.
این پژوهش با هدف رابطه درگیری شغلی و منابع شغلی با میل به گردش شغلی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان انجام شد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی، از لحاظ روش جزء تحقیقات توصیفی و همبستگی و از لحاظ ماهیت کمی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان در سال 1398 بودند که تعداد آنها 140 نفر بود. با توجه به محدود بودن جامعه آماری، حجم جامعه به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد که پس از توزیع و جمع آوری پرسشنامه ها تعداد 110 نفر به پرسشنامه ها پاسخ صحیح دادند. گردش شغلی با پرسشنامه شادفر (1389)، درگیری شغلی با پرسشنامه شافلی و همکاران (2002) و منابع شغلی با پرسشنامه باباکاس و همکاران (2009) سنجیده شدند. یافته ها نشان داد که سطح منابع شغلی حدود 2/63%، میزان میل به گردش شغلی کارکنان تقریباً 4/67% و درگیری شغلی دارای سطحی به میزان 2/74% بود. نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیری تحت نرم افزار SPSS نسخه 25 نشان داد که بین درگیری شغلی و منابع شغلی با میل به گردش شغلی کارکنان رابطه معناداری وجود داشت.
با توجه به اهمیتی که تصمیم گیری بعنوان یکی از وظایف کلیدی مدیران در سازمان دارد و کانون اصلی مدیریت را تشکیل میدهد، عوامل مرتبط و موثر بر آن نیز همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. لذا، در این مقاله بر آن شدیم تا رابطه بین هوش هیجانی و سبک تصمیم گیری ( بر اساس سبکهای تصمیم گیری عقلایی ، شهودی ، وابستگی ، آنی و اجتنابی ) مدیران موسسه مطالعات بین المللی انرژی را مورد بررسی قرار دهیم. بدین منظور از بین 50 نفر از کل مدیران این موسسه ، تعداد 44 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های مربوط به هوش عاطفی با استفاده از پرسشنامه هوش عاطفی سیبریاشرینگ و داده های مربوط به سبک تصمیم گیری به وسیله پرسشنامه سبک تصمیم گیری اسکات و بروس جمع آوری گردید . روایی محتوایی دو پرسشنامه با نظر اساتید و صاحبان فن مورد بررسی و تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش هیجانی 0.81 و برای پرسشنامه سبک تصمیم گیری0.76 به دست آمد . به منظور تبیین رابطه بین هوش هیجانی و سبکهای پنج گانه تصمیم گیری، آزمون همبستگی پیرسون مورد استفاده قرار گرفت . نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و سبکهای تصمیم گیری عقلایی و اجتنابی مدیران یک رابطه معنادار و منفی و بین هوش هیجانی و سبک تصمیم گیری شهودی و آنی مدیران مورد مطالعه یک رابطه معنادار و مثبت وجود دارد . بین هوش هیجانی و سبک تصمیم گیری وابستگی در این بررسی رابطه معناداری بدست نیامد .
طی سال های اخیر، در نتیجه تغییر شکل رهبری آموزش عالی که با هدف مواجهه با تغییرات و چالش های جهانی صورت گرفته، علاقه فزاینده ای نسبت به مشاغل رهبران در حوزه مؤسسات آموزش عالی به وجود آمده است. انتخاب رهبران متخصص، بر رشد و پیشرفت مراکز آموزش عالی مؤثر بوده و عاملی اساسی در دستیابی به استانداردهای دانشگاه و تقویت عملکرد، تلقی می شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر رهبری تحول گرا و اطلاع رسانی شفاف بر استقبال کارکنان از تغییر، با تبیین نقش میانجی اعتماد سازمانی در نیروی انتظامی شهرکرمان بود. تحقیق حاضر ازحیث هدف یک تحقیق کاربردی و همچنین براساس چگونگی به دست آوردن داده های موردنیاز، از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کارکنان نیروی انتظامی شهر کرمان به تعداد 220 نفر که حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر با 140 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد با روایی و پایایی مناسب استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آماره های توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای16 SPSS و Smart PLS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که اعتماد سازمانی، تأثیر مثبت معنی داری بر استقبال کارکنان از تغییر دارد. رهبری تحول گرا تأثیر مثبت معنی داری بر اعتماد سازمانی، استقبال کارکنان از تغییر و اطلاع رسانی شفاف دارد. ازطرفی، اطلاع رسانی شفاف بر اعتماد سازمانی و استقبال کارکنان از تغییر، تأثیر مثبت معنی داری دارد. همچنین اعتماد سازمانی در تأثیرگذاری رهبری تحول گرا و اطلاع رسانی شفاف بر استقبال کارکنان از تغییر، نقش میانجی ایفا می کند. به طورخلاصه اینکه، بروز رفتارهای مختلف رهبری ازسوی رهبران دانشگاه از اهمیت زیادی برخوردار است، اما رهبری تحول گرا به آنها اجازه می دهد تا نقش خود را با شایستگی بیشتری در محیط پویای فعلی ایفا کنند.
همانند کسب و کارهای سنتی در تجارت الکترونیک و کسب و کارهای آنلاین، رفتار خرید مجدد مشتریان از معیارهای کلیدی موفقیت به شمار می رود، اما متفاوت به نظر می رسد. از این رو پژوهش حاضر در صدد رسیدن به مدلی برای قصد خرید مجدد آنلاین B2C است. این پژوهش در چارچوب الگوواره فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی، روش کیفی و تکنیک تحلیل مضمون با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده است. بر این اساس با 36 نفر شامل، 6 نفر متخصص در زمینه تجارت الکترونیک، 13 نفر کارگزار در حوزه کسب و کار اینترنتی و 17 نفر مشتریانی که خرید مجدد آنلاین داشته اند، مصاحبه انجام شد. پس از کدگذاری مصاحبه ها نخست به 120 کد و سپس با تقلیل کدها به 89 کد نهایی دست پیدا شد که این تعداد در قالب 21 مضمون پایه دسته بندی شده اند. در نهایت پس از تجزیه و تحلیل نهایی، مضمون های پایه در قالب چهار مضمون سازمان دهنده دسته بندی شدند: روان شناختی، فناوران، سازمانی و مشتری. از میان این چهار مضمون، مبحث فناوری بیشترین میزان تأکید را داشته است و مباحث سازمانی، مشتری مداری و مباحث روان شناختی در رتبه های بعدی قرار دارند که می تواند با همین میزان اهمیت مورد توجه مدیران حوزه تجارت الکترونیک قرار گیرد.
امروزه بنا به دلایل بسیاری، برند ها به لحاظ نوع محصول یا خدماتی که ارائه می دهند، مانند هم عمل می کنند. شرکت های بیمه نیز از این قاعده مستثنا نیستند. در چنین وضعیتی، فقط شرکت هایی می توانند خود را متمایز جلوه دهند که هویتی ویژه، مشخص و از پیش تعریف شده داشته باشند. نظر به اهمیت نقش مدیریت ارتباط با مشتری در انتقال پیام برند سازمان به مشتریان، به ویژه در سازمان های خدماتی، هدف این پژوهش ارزیابی تاثیر هویت برند بر عملکرد از طریق نقش میانجی مدیریت ارتباط با مشتری شرکت بیمه ایران است. کلیه مشتریانی که از خدمات بیمه ایران استفاده می کنند به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب شدند که با استفاده از روش نمونه گیری کوکران نمونه 384 نفری تعیین شد.این پژوهش به روش توصیفی از نوع همبستگی اجرا شد و جمع آوری داده ها به کمک پرسشنامه انجام گرفت. برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه با مقیاس طیف لیکرت استفاده شد. روایی ابزار تحقیق با استفاده نظرجمعی از صاحب نظران و متخصصان مورد تایید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 813/0 تایید شد. برای برازش مدل از روش تحلیل مسیر و برای بررسی وضعیت فرضیه های تحقیق از مدل یابی ساختاری و نرم افزار LISREL 8.8 استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که برند به عنوان خدمات ، برند به عنوان نماد ، برند به عنوان سازمان و برند به عنوان شخص بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبت دارد. این در حالی است که تاثیر برند به عنوان خدمات بر عملکرد سازمانی نسبت به سایر عوامل بیشتر بوده است.