این پژوهش که با هدف تدوین مدل مدیریت بازنشستگی در بانک رفاه کارگران انجام گرفته است ، به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، ترکیبی از نوع اکتشافی به شمار می رود. در بخش کیفی به شیوه پدیدارشناسی و در بخش کمی به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفته است. جامعه ی آماری تحقیق در بخش کیفی شامل کارکنان نزدیک به بازنشستگی (15 نفر) ، کارکنان حین بازنشستگی (8 نفر) و بازنشستگان (16 نفر) بود که در مجموع تعداد 39 نفر به عنوان نمونه و به شیوه گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع اطلاعات ، مورد مصاحبه قرار گرفتند. جامعه آماری تحقیق در بخش کم ّ ی برای نزدیک به بازنشستگی، تعداد 115 نفر، حین بازنشستگی،30 نفر و بعد از بازنشستگی، 1175 نفر بود که حجم نمونه براساس نمونه گیری تصادفی برای هریک از سه گروه فوق به ترتیب برابر با 92، 28 و 285 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه مستخرج از نتایج بخش کیفی بود. برای اعتبار داده ها در بخش کیفی از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان، تائیدپذیری و برای روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی- صوری و همچنین روایی سازه استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد که برای هر سه پرسشنامه بالای 0.8 محاسبه گردید که حاکی از پایایی خوب آنها می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش 7 مرحله ای کلایزی و در بخش کمی از آزمون های آماری تحلیل عاملی، میانگین و واریانس، آزمون بار مقطعی و آزمون کیفیت مدل استفاده گردید. در نهایت، ابعاد و مولفه های مدل برای هر سه مرحله نزدیک به بازنشستگی (شامل : نگرانی ها، امیدها، انتظارات)، در حین بازنشستگی(نگرانی ها، نیازها و انگیزه ها، انتظارات) و برای بعد از بازنشستگی(چالش ها، انتظارات، راهبردهای شخصی)شناسایی و ابعاد و مولفه های آن در بخش کمی تایید گردید.
در این مقاله به موضوع بازاریابی شبکه ای پرداخته می شود شیوه ی بازاریابی شبکه ای چند سالی است که وارد کشورمان شده است و به روشی بسیار جذاب و پر طرفدار برای بسیاری از جوانان و نو جوانان کشور برای کسب درامد شده است. اما آیا همه آنها با اگاهی کامل به این عرصه وارد می شوند ویا فقط رویای پولدار شدن انها را به این سمت می کشد. در این مقاله هدف اصلی ما معرفی بازاریابی شبکه ای و ارائه تصویری روشن از نحوه ی فعالیت این نوع شرکت ها و روش های آن در دنیا و کشورمان است. همچنین روش به کارگیری ان با استفاده از مطالعه موردی شرکت بازاریابان ایران زمین با استفاده از روش توصیفی مبتنی بر روش مصاحبه با خبرگان و ارائه راهکارها و پیشنهادهایی برای بهتر شدن مکانیزم این روش و تحقق بهینه این نوع بازاریابی به نحوی که موجب اثر بخشی بیشتر ان شود. در انتها به نتایجی دست یافتیم که با توجه به این نتایج پیشنهادهایی برای افرادی که وارد عرصه بازاریابی شبکه ای می شوند و همچنین برای تحقق بهینه این روش در شرکت ارایه شد که در انتهای مقاله به تفضیل شرح داده شده است.
در این مقاله از روش پویایی شناسی سیستم به عنوان رویکردی نوین برای مدل سازی رویدادهای حسابداری استفاده شده است. برای این منظور ابتدا با تعریف حساب های مالی در قالب متغیرهای حالت و نرخ، اثرگذاری رویدادهای حسابداری بر یکدیگر بر اساس روابط علی و معلولی و در قالب الگوی پویایی شناسی مدل سازی شد، سپس با استفاده از داده های واقعی یک شرکت تولیدی، متغیرهای کلیدی در افق سال 1400شبیه سازی شد. نتایج مطالعه نشان داد روش پیشنهادی ضمن مدل سازی عملیات مالی بر اساس رویکرد پویا، با شبیه سازی روند متغیرها در دوره های آینده به مدیران کمک می کند تا اثرگذاری متغیرها را بر اساس الگوهای رفتاری مورد تحلیل قرار دهند و با شبیه سازی رفتار متغیرهای مالی در آینده، اطلاعات مفیدی را برای تصمیم گیری مدیران فراهم می کند. براساس نتایج حاصل، الگوی رفتاری متغیر مطالبات مشکوک الوصول نه تنها بصورت آنی و همزمان نیست، بلکه دارای تابع توزیع نمایی و توام با تاخیر زمانی است و تغییرات آن با متغیرهای نرخ فروش، نرخ بازگشت سرمایه و حساب های دریافتنی ارتباط معناداری دارد. به طوری که با دریافت بازخور از روند تغییر دریافت مطالبات، الگوی رفتاری فروش برای آینده نیز تغییر خواهد کرد.
سرمایه گذاری بیش از حد بر اهرم مالی و نقدینگی سیستم مالی شرکت ها تاثیر گذار است. رابطه ای بین اهرم شرکت های بزرگ و سرمایه گذاری بیش از حد زمانی که نقدینگی سیستم مالی بالا است ایجاد می شود و این امر موجب تغییر در نقش اهرم مالی می شود.هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر نقدشوندگی سیستم مالی و اهرم مالی شرکت در سرمایه گذاری بیش از حد شرکت است. با شناخت این تاثیرات می توانیم از ایجاد نقدینگی بیش از حد که منجر به مشکل در سرمایه گذاری و همچنین ایجاد خلل در اهرم مالی شرکت ها می گردد، جلوگیری کنیم. در این پژوهش داده های120شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی محدوده زمانی سالهای 1391 لغایت 1396را مورد بررسی قرار میدهد.برای بررسی این تاثیرات متغیرهای سرمایه گذاری بیش از حد (OVERI) ،اهرم مالی(LEV) ،نقدینگی (DLIQ) ،جریان نقدی آزاد شرکت (FCF) ،تمرکز مالکیت (OWN) ،مالکیت-خانوادگی (FAM) ونسبت جاری (CR) مورد ارزیابی قرار می گیرند. در تحلیل داده ها ابتدا آزمون F-Limer (چاو) برآورد می شود تا مشخص شود که باید از رگرسیون تجمیعی (تلفیقی) استفاده شود یا از رگرسیونی داده های تابلویی، در گام بعد به انجام آزمون های جارک برا (Jarque-Bera) برای سنجش نرمال بودن خطاهای مدل،بروش گادفری (Breusch-Godfrey) به منظور انجام خودهمبستگی سریالی و بروش پاگان (Breusch-Pagan) برای کشف ناهمسانی واریانس در داده های ترکیبی استفاده میشود.در این پژوهش، از روش داده های ترکیبی برای برآورد مدل و آزمون فرضیه ها استفاده شده است و برای تعیین نوع الگوی مدل از آزمون چاو و هاسمن استفاده شد. با توجه به نتایج این آزمونها، الگوی رگرسیونی تلفیقی مورداستفاده قرار گرفت. درنهایت، نتایج آزمون فرضیه تحقیق نشان داد که فرضیه اول و دوم پژوهش در سطح خطای 5 درصد تائید شده است.
بانکداری مبتنیبر پلتفرم یکی از گرایشهای نوآورانه در صنعت بانکی است که با فراهم نمودن سرویسهای متنوع در قالب واسطهای توسعه نرمافزار جهت مصرفکنندگان عمده شرکتی و فینتکها، توانسته است نظر بسیاری از بانکهای بزرگ دنیا و ایران را به خود جلب کند. هدف از اجرای تحقیق حاضر این است که از طریق بهرهمندی ازنظر خبرگان بخش بانکی، الگوی مفهومی از پیادهسازی استراتژی بانکداری پلتفرمی در فضای بانکهای تجاری ایران ارائه شود. برای دستیابی به هدف بیانشده، از طریق نمونهگیری هدفمند، اطلاعات20 نفر از خبرگان بانکی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، گردآوری تجزیهوتحلیل شدند و با استفاده از روش نظریه برخاسته از داده، الگوی پیادهسازی استراتژی بانکداری مبتنیبر پلتفرم ارائه شد. یافتههای این تحقیق کیفی نشان میدهد که الگوی پیادهسازی استراتژی بانکداری پلتفرمی دارای شش مؤلفه مدیریت اقتصادی و اصلاح فرایندهای بانکی، مدیریت تجربه مشتریان، مهندسی زیرساختها و مکانیسمهای پیادهسازی، مدیریت استراتژیک دیجیتال، داده محور مشتری و تسهیل دستیابی به بهرهوری ساختاری و راهبری دیجیتال، در سایه شراکت دانشی با شرکای رقیب است که توسعه و پیادهسازی الگوی بانکداری پلتفرمی درگرو مدیریت برتر این مؤلفهها است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی پیادهسازی استراتژی بانکداری پلتفرمی را میتوان در51 مؤلفه، 25 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی طبقهبندی نمود.
امروزه یکی از دغدغه های اصلی مدیران علاقمند به استقرار پارادایم های نوین زنجیره تأمین، شناسایی اولویت های بهبود و تعیین نقاط تمرکز برای ارتقای عملکرد پاردایم های نوین زنجیره تأمین است. پژوهش حاضر با مطالعه عمکلرد اقدامات موثر در سه سطح زنجیره -تأمین شرکت کاله (شامل تأمین کننده رده اول، شرکت مرکزی، توزیع کننده رده اول) درصدد است با توسعه یک مدل تصمیم گیری استراتژیک و کاربردی، عوامل کلیدی پارادایم زنجیره تأمین لارج را شناسایی کرده و در واحدهای مورد مطالعه بهبود دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که، در شرکت پل بیشترین شکاف در اقدامات تولید به هنگام و کمترین شکاف در توانایی کاهش ریسک های احتمالی وجود دارد. در شرکت کاله بیشترین شکاف در روابط نزدیک و بلندمدت با تأمین کنندگان و کمترین شکاف در توسعه قابلیت رویت در گستره زنجیره تأمین مشاهده می شود. بیشترین شکاف شرکت بانی چاو مربوط به پاسخ گویی سریع به نیازهای مشتریان و کمترین شکاف مربوط به توانایی کاهش ریسک های احتمالی است.