هدف مقالهی حاضر آن است تا با کنکاشی نوپردازانه و ایجاد هم گرایی مؤثر بین دوحوزهی بازاریابی و کارآفرینی به تبیین چگونگی و چیستی مفهوم نوظهور ""بازاریابی کارآفرینانه"" پرداخته و با پیشنهاد چارچوبی منطقی و فرایندگرا، شیوهی سامان دهی فعالیت های بازاریابی را در بنگاه های کارآفرین تشریح کند. در این بررسی دو گونه نوآوری انجام شده است؛ یکی مشارکت نظری و توسعهی مرزهای دانش بازاریابی و کارآفرینی و دیگری مشارکت عملی و الگوشناسی فعالیت های بازاریابی کارآفرینان با بهره گیری از راهبرد پژوهش موردی اکتشافی مرکب. نتایج بررسی نشان داد که عناصر تشکیل دهندهی بازاریابی کارآفرینانه بین المللی شامل 6 موضوع، 24 بعد و 191 جز هستند که در دوره های زمانی مختلف ویژگیهای متفاوتی به خود میگیرند. در ضمن این فرضیه تقویت شد که فرایند بازاریابی کارآفرینانه بین المللی به صورت تکاملی و شامل پنج مرحلهی فروش محدود و فعالیت های اولیه بازاریابی، فروش مناسب و فرصت طلبانه، بازاریابی متنوع، بازاریابی سودآور و منسجم، بازاریابی بیش فعالانه است.
کارآفرینی دانشگاهی ازرسالت های جدید دانشگاه ها پس از رسالت های آموزش و پژوهش است. مفهوم کارآفرینی دانشگاهی با تجاریسازی دانش قرین میباشد. این مقاله به دنبال یافتن عوامل موثر بر کارآفرینی دانشگاهی است. از این رو در ابتدا سوالات و فرضیه هایی برای پاسخ به آن ها تدوین شد. سپس بر اساس منابع علمی مدل مفهومی برای عوامل موثر بر کارآفرینی دانشگاهی و نیز کارآفرینی دانشگاهی طراحی شد. برای سنجش عوامل و نیز کارآفرینی دانشگاهی دو پرسش نامه جداگانه طراحی شد که پرسش نامه اول را رئیسان یا معاونان مراکز و واحدها و پرسش نامه دوم را مسؤولان کارآفرینی استان ها پاسخ داده اند. جامعه آماری همهی مراکز دانشگاه پیام نور و نیز واحد هایی که حداقل سه سال از تاسیس آن ها گذشته باشد، بود. به دلیل محدود بودن جامعه آماری به 260 مرکز/ واحد در سراسر کشور، بین کل جامعه آماری پرسش نامه توزیع شد و با استفاده از روش های تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر،شاخص ها و رابطه ها بررسی شدند. با آزمون فرضیه ها از 25 فرضیه تدوین شده به جز یک فرضیه از عوامل ساختاری،دو فرضیه از عوامل محتوایی و چهار فرضیه از عوامل زمینه ای و دو فرضیه از فرضیه های اصلی، بقیه فرضیه ها تایید شدند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده با استفاده از روش های تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر توسط نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل، الگوی مفهومی طراحی شده آزمون، اصلاح و برازش شده و الگوی نهایی پیشنهاد شد. در پایان برای تحقیق های آینده پیشنهاد هایی مطرح شد.
در دل تهدید ترافیک تهران فرصت کارآفرینی نهفته و این فرصت بزرگ، فرصت کارآفرینی در حوزهی توزیع فیزیکی کالای درون شهر است؛ اما این حوزه از کسب وکار، هنوز در سطح کلان جامعه به رسمیت شناخته نشده، نهادهای پشتیبانیکننده و توسعه دهندهی آن شکل نگرفته اند و ظرفیت بالقوهی این کسب وکار با آن چه امروز شاهد آن هستیم فاصلهی زیادی دارد. در این مقاله تلاش شده است تا پس از شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار بر کسب وکار ""توزیع فیزیکی درون شهری""، الگویی پویا از این کسب وکار براساس روش تحلیل پویایی نظام ارایه و رفتار نظام مند آن در محیط نرم افزار Vensim شبیه سازی شود. پس از تایید اعتبار الگو، براساس سناریو های مفروض ناشی از نبود قطعیّت های محیط آیندهی این کسب وکار، راهکارهایی که بهترین نتایج را در خروجی شبیه سازی داشته اند به عنوان راهکارهای موثر توسعهی خدمت ها ""توزیع فیزیکی درون شهری"" پیشنهاد شده است. این راهکارها شامل توسعهی ظرفیت خدمت ها در شرایط قطعیّت نداشتن درآمد سرانه، کاهش خطر محصول ها از طریق بیمه در شرایط قطعیّت نداشتن رشد جمعیت، افزایش ضریب امنیت در شرایط قطعیّت نداشتن جرایم کارکنان خدمت ها، کاهش هزینه ها از طریق بهبود فرایندها در شرایط قطعیّت نداشتن قیمت سوخت و افزایش کیفیت اطلاعات در شرایط قطعیّت نداشتن توسعهی زیرساخت های اطلاعاتی هستند.
توجه به همسو سازی نسبی اهداف فردی و سازمانی ایجاب میکند تا این واقعیت در نظر گرفته شود که به دلایل متعدد، گاهی بین اهداف فرد و اهداف سازمان برخورد و کشمکش ایجاد میگردد. این دو میتوانند گاهاً در تضاد باشند و بنابراین یکی از مشکلات عمده ای که مدیریت با آن روبرو میباشد یافتن ابزار و وسایلی در جهت به سازش کشیدن آنان است. در این مقاله تلاش میگردد تا عوامل مؤثر بر همسوسازی نسبی اهداف فردی و سازمانی مورد بررسی گیرد. در این راستا کلیه عوامل در قالب هفت شاخص: مدیریت بر مبنای ارزش؛ معنویت در محیط کاری؛ شفافیت، نظام انگیزشی پرداخت؛ نظارت و کنترل؛ عدم اطمینان محیطی؛ و مدیریت مشارکتی مطرح گردیده است. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- پیمایشی میباشد و جامعه آماری را کارکنان شاغل در شرکت طرح و اندیشه بهساز ملت تشکیل میدهد. نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد که کلیه عوامل ذکر شده در همسوسازی نسبی اهداف فردی و سازمانی از اهمیت قابل توجهی برخوردار هستند و بین آنان رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد.
هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی در بین معلمان و مدیران شهرستان تاکستان بود. روش تحقیق، توصیفی (همبستگی) بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه معلمان و مدیران شهرستان تاکستان در سال تحصیلی 1388-87 به تعداد 916 نفر بودند. حجم نمونه 270 نفر برآورد گردید و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. ابزار گرد آوری داده ها دو پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی که ضریب اعتبار آنها به کمک آلفای کرنباخ به ترتیب (a=0.8965) و (a=0.82)تعیین گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره، تحلیل واریانس یک راهه، آزمون شفه و آزمون t مستقل استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی معلمان و مدیران رابطه معکوس و معناداری r=- 0.352 وجود دارد. از میان مولفه های کیفیت زندگی کاری به ترتیب متغیرهای پرداخت منصفانه، تناسب اجتماعی، فضای کلی زندگی و توسعه قابلیتهای فردی بیشترین تاثیر را بر فرسودگی شغلی دارند.
هدف این مقاله آسیب شناسی و تعیین موانع نهادینه سازی نظامهای مدیریتی، پس از استقرار آنها در سازمان ها می باشد. جامعه آماری این تحقیق شرکت پالایش نفت تبریز می باشد که نمونه ای مشتمل بر 94 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب گردیده است. موانع نهادینه سازی به دو گروه موانع انسانی و موانع سازمانی تقسیم شده و مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که اهمیت و تاثیر موانع انسانی در مقایسه با موانع سازمانی بیشتر است. همچنین در مجموعه موانع انسانی، عامل عدم جاری سازی بند رضایتمندی کارکنان در خط مشی نظامهای مدیریتی بعنوان مهمترین مانع شناخته شد.