مقاله حاضر به کاربرد بهینه¬سازی استوار در تعیین ترکیب بهینه محصول با استفاده از بهینه¬سازی استوار در صنایع خودروسازی پرداخته است. هدف تعیین تعداد و نوع محصول تولیدی با در نظر گرفتن تمامی محدودیت¬ها، برای رسیدن به بالاترین سود در شرایط عدم قطعیت است. در این مقاله، ابتدا مدل قطعی مساله ترکیب محصول در صنایع خودروسازی ارائه می¬شود. سپس مدل قطعی با استفاده از رویکرد استفاده شده توسط برتسیمس و سیم در سال 2004 به مدل استوار تبدیل می¬شود. از مزایای استوارسازی به روش برتسیمس و سیم، قابلیت تنظیم کردن استواری جواب بهینه و سطوح حفاظت می¬باشد. مدل استوار مساله ترکیب محصول ارائه شده در این مقاله به صورت خطی بوده و از آن برای بهینه¬سازی سبد محصول صنایع خودروسازی تحت شرایط عدم قطعیت می¬توان بهره گرفت.
نمودارهای کنترل کلاسیک با استفاده از داده های دقیق و معین، فرآیندهای تولیدی را در دو گروه «تحت کنترل» یا «خارج از کنترل» قرار می¬دهند. در حالیکه مجموعه های فازی با تعریف توابع عضویت پیوسته و استفاده از دادههای مبهم و نا معین با بهره گیری از اعداد فازی مثلثی و ذوزنقه ای، سطوح مختلف تصمیم را برای تصمیمگیرندگان معرفی میکند. در این مقاله با استفاده از مد فازی برای ترسیم نمودارهای کنترل فازی علاوه بر استفاده از داده¬های نامعین و مبتنی بر تجربه و ذهنیت افراد، سطوح چندگانه کیفی برای محصول موردنظر در شرکت تولیدی مورد آزمون به صورت «تحت کنترل، نسبتاً تحت کنترل، نسبتاً خارج از کنترل و خارج از کنترل» تعریف شده است که بیان¬کننده حالات واقعی¬تر شرایط تولیدی است.
رفتارگرایان از دیرباز اثر تجربه را بر تصممیم بویژه در رشته های بسیار تخصصی نظیر حسابرسی، مورد توجه قرار داده اند. این مقاله، اثر تجربه را در سطوح مختلف پیچیدگی کار بررسی می کند و بر اساس مدل تصمیم گیری سیمون نشان می دهد هر چه وظایف و کار حسابرسی پیچیده تر شود، اهمیت و اثر تجربه بیشتر نمایان می شود. این مقاله با توجه به این مدل، به بررسی وظایف ساختار یافته، نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته می پردازد و افراد تحت مطالعه را به دو گروه "باتجربه" (حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی) و "کم تجربه" (سطوح سازمانی پایین تر و حسابرسان کم تجربه شاغل در سازمان حسابرسی) تقسیم می کند. برای تعیین پیچیدگی و تعیین وظایف ساختار یافته، نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته و تجربه مورد نیاز جهت قضاوت برای ارزیابی این وظایف، یک مطالعه جداگانه که با شرکت 46 شریک و مدیر حسابرسی انجام شده است، مبنا قرار گرفته است. نتایج، نشان گر این واقعیت است که تفاوت معناداری بین تصمیم گیری گروه های مورد آزمایش وجود دارد و حسابرسان کم تجربه خصوصاً در مورد وظایف ساختار نیافته جانشین های مطمئنی برای حسابرسان محسوب نمی-شوند.
این تحقیق به بررسی رابطه بین کیفیت سود و سود تقسیمی شرکت ها می پردازد. برای اندازه گیری کیفیت سود، چهار معیار اقلام تعهدی مطرح شده در مدل دیچو و دایچو (2002)، وجود اقلام استثنائی، تجدید ارائه صورت سود و زیان و همبستگی پیرسون بین درآمد عملیاتی جاری و آتی به عنوان متغیرهای مستقل و سود تقسیمی، نسبت سود تقسیمی به ارزش بازار هر سهم در تاریخ مجمع و تغییرات سود تقسیمی به عنوان متغیرهای وابسته انتخاب و سه فرضیه طراحی شد. نمونه های آماری تحقیق شامل 85 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره پنج ساله 1381-1385 می باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد با معیار تجدید ارائه صورت سود و زیان، شرکت هایی که کیفیت سود بالاتر دارند سود تقسیمی را در زمان مقرر پرداخت نمی کنند؛ با معیار وجود اقلام استثنائی، شرکت هایی که کیفیت سود بالاتر دارند سود تقسیمی بیشتری پرداخت می کنند، و هیج کدام از چهار معیار کیفیت سود با تغییرات سود تقسیمی رابطه معنادار ندارند.
این پژوهش با هدف تدوین مولفههای اصلی آسیبشناسی مرکز ملی فرش ایران و بررسی نقش آن در صادرات فرش دستباف انجام شد. الگوی مورد نظر جهت آسیبشناسی (الگوی شش جعبهای ویزبورد) از میان 14 الگوی تایید شده آسیبشناسی انتخاب شد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. تعداد 89 نفر از کارکنان مرکز ملی فرش و صادر کنندگان فرش دستباف (40 کارمند به همراه 49 صادرکننده) به صورت تصادفی ساده گزیده شدند. نتایج نشان داد که بر مبنای الگوی بومی شده از الگوی شش جعبهای ویزبورد در مرکز ملی فرش مولفه حقوق و پاداش سازمانی دارای بیشترین آسیب و بعد از آن مولفههای مکانیزمهای مفید (عوامل نرمافزاری)، مقصد و هدف سازمانی، ساختار سازمانی، ارتباطات سازمانی و در نهایت آسیبهای رهبری دارای اهمیت هستند و نیز میان صادرات فرش و آسیبهای مرکز ملی فرش رابطه معنیداری وجود دارد.
برخی تحقیقات در زمینه مساله نمایندگی به مطالعه نقش سیستمهای کنترلی در رابطه با مالکان و مدیران پرداختهاند. در این تحقیق رابطه بین دو مکانیسم کنترلی، یعنی افشایاختیاری (مکانیسم کنترل خارجی) و مدیران غیرموظف (مکانیسم کنترل داخلی)، که تقلیل دهنده مشکلات نمایندگی میباشند، مورد مطالعه قرار گرفت. به همین منظور نمونهای از شرکتهای تولیدی حاضر در بورس که صورتهای مالی و گزارش فعالیت هیاتمدیره مربوط به 29 اسفند سال 1385 را منتشر کرده بودند، انتخاب و در نهایت شامل 239 شرکت گردید. افشایاختیاری توسط 71 شاخص که در مطالعات قبلی نیز بکار رفته است با اعمال تعدیلاتی تعیین گردید. نتایج تحقیق نشان داد که مدل بکاررفته، 20 درصد از تغییرات افشایاختیاری را که در حدود یافتههای قبلی نیز میباشد، بازگو میکند. این در حالی است که رابطه معنیداری بین افشایاختیاری و مدیران غیرموظف یافت نشد. این مطالعه حرکتی در جهت تحقیقات آتی با محوریت افشای اختیاری است و بر موضوع شفافیت در بازار سرمایه تاکید دارد.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین برخی از نمایندگان هزینه سیاسی و محافظهکاری حسابداری در شرکتهای ایرانی میپردازد. فرضیه سیاسی بیان میدارد شرکتهایی که مورد موشکافی بیشتری قرار دارند هزینههای به نسبت بیشتری را در مقایسه با سایر شرکتها متحمل میشوند و بنابراین برای گریز از این هزینهها تمایل بیشتری به ارایه سود پایینتر و اعمال محافظهکاری دارند. در تحقیق حاضر ما از اطلاعات 5 ساله(1385-1381) شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده نمودهایم. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین اندازه و شدت سرمایهگذاری با محافظهکاری یک رابطه منفی و بین درجه رقابت در صنعت و مالکیت دولتی با محافظهکاری یک رابطه مثبت وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که بین نرخ موثر مالیاتی و ریسک با محافظهکاری رابطه معناداری وجود ندارد.
هدف از تحقیق حاضر شناسایی علل اجتناب کاربران از تبلیغات اینترنتی است .در این تحقیق با استفاده از پرسشنامه19سوالی به بررسی نظرات یک نمونه100 تایی از کابران اینترنتی در سطح شهر تهران پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داد که عدم اعتماد به تبلیغات اینترنتی بر رابطه بین ممانعت درکشده از هدف و اجتناب رفتاری از تبلیغات اینترنتی اثر تعدیلکننده(0.570=?،P<0.001) دارد و22? از تغییرات اجتناب رفتاری از تبلیغات اینترنتی را تشکیل میدهد. ممانعت درکشده از هدف بر اجتناب رفتاری از تبلیغات اینترنتی بصورت منفی اثرگذار تشخیص داده شد(0.487- =?،P<0.001). آزمون تی استیودنت نیز در تایید تعدیلگر بودن عدم اعتماد مشخص نمود که نمره اجتناب رفتاری از تبلیغات اینترنتی در گروه دارای نمره عدم اعتماد بالا(اعتماد پایین) بیش از گروه دارای نمره عدم اعتماد پایین(اعتماد بالا) است(t=3.040;P<0.001). تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی و پیمایشی است.آزمونهای مختلف آمار استنباطی بویژه رگرسیون سلسله مراتبی و تعدیل شده جهت بررسی یافتهها مورد استفاده قرار گرفته است.
مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) ابزاری کارآمد برای بدست آوردن، نگهداری و افزایش رضایت¬مندی مشتریان در صنایع رقابتی می¬باشد. یکی از مهمترین ابزارها در جهت رسیدن به مدیریت ارتباط با مشتری سودآور، محاسبه ارزش دوره عمر مشتری(Customer Lifetime Value (CLV)) است که باعث می¬شود سازمان بیشترین تلاش خود را برای حفظ مشتریان با سودآوری بیشتر متمرکز کند. CLV مقدار ارزشی است که انتظار میرود یک مشتری در یک افق زمانی معین برای سازمان به همراه داشته باشد که بدون شک این ارزش با میزان منفعتی که از این دسته مشتریان عاید شرکت می¬شود ارتباط مستقیم دارد. در این مقاله مدلی برای محاسبه CLV ارائه شده که در آن ضمن توجه به نقاط قوت روشهای متداول محاسبه ارزش عمر مشتری، با ترکیب دو روش RFM و ROIاحتمال عقد قرارداد مجدد مشتری در دوره¬های آینده و وفادار ماندن او به سازمان در مدل گنجانده شده است. این احتمالات پس از ترکیب شدن با میزان سوددهی مشتری برای سازمان، معیاری جهت اولویت¬بندی مشتریان خواهد بود. در پایان نیز بر اساس اطلاعات یکی از شرکتهای صنعت بیمه، نحوه استفاده از مدل و کارایی آن ارزیابی شده و نتایج آن نشان داده شده است.
برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی از موضوعاتی است که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است چراکه بسیاری از پروژههای سیستمهای اطلاعاتی در درون سازمانها به این صورت انجام میگیرد. از طرف دیگر نرخ شکست این گونه پروژهها نیز بسیار بالا است. هدف از ارائه مقاله این است که عوامل موثر در موفقیت مدیریت ریسک برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی را در بانکهای تجاری ایران بیابد تا با استفاده از این عوامل، ضریب موفقیت مدیریت ریسک پروژههای برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی را بتوان افزایش داد. روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی، ابزار آن، پرسشنامه و جامعه آماری، خبرگان حوزه بانکداری تجاری است. در این تحقیق ابتدا ریسکهای برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی شناسایی و رتبهبندی گردید، سپس علل برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی مورد پیمایش قرار گرفت و بالاترین علل شناسایی شد و در نهایت ریسکهایی که ارتباطی با بالاترین دلایل برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی نداشتند حذف و عوامل موثر در موفقیت مدیریت ریسکهای باقیمانده استخراج گردید.