شناخت دشمن، روش ها و شیوه های عملکرد او یکی از مهمترین ابزار لازم برای چگونگی آمادگی و مقابله با این تهدیدات می باشد. عملیات توزیع لجستیک مشترک یکی از مفاهیم عملیاتی ارتش آمریکا است که برای حفظ اقتدار ارتش آمریکا در آینده ایجاد شده است.عملیات توزیع مشترک بطور کلی قابلیت بکارگیری در سرتاسر عملیات نظامی را به ویژه بر چالش های موجود در توزیع در پشتیبانی از کسب ابتکار عمل ابتدایی در مراحل اولیه عملیات عمده نظامی دارد.عملیات توزیع مشترک به معنی فراهم نمودن نیازمندی های لجستیکی فرمانده نیروی مشترک از لحظه حرکت از مبدأ تا صحنه نبرد و ادامه عملیات در صحنه است. این مفهوم در مورد عملیات توزیع مشترک آینده با تأکید ویژه بر چالش های یکپارچه سازی سریع و مؤثر توانمندی های توزیع مشترک در مراحل اولیه عملیات های عمده نظامی است، بحث می کند.
امروزه تمامی مدیران در همه سازمانها، خواستار استفاده بهینه از امکانات و ظرفیتهای موجود در بخشهای مختلف میباشند. بنابراین وجود مدلی به منظور ارایه بازخورد در راستای بهبود عملکرد شعب مختلف سازمانها و دستیابی به ابزاری جهت برآوردن این نیاز مدیران، بسیار ضروری و منطقی بهنظر میرسد. سازمان تامین اجتماعی نیز محق و علاقهمند است که در راستای ضرورت فوق، سعی و تلاشی در بهکارگیری مدلی مناسب جهت ارزیابی عملکرد شعب خود داشته باشد تا بتواند علاوه بر شناسایی شعب کارا و ناکارا، استراتژیهای مناسب را جهت بهبود عملکرد شعب ناکارا و تقویت هرچه بیشتر شعب کارا تدوین نماید. در این مقاله که تجربهای از بهکارگیری مدل تحقیقی کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی دادههای فازی در ارزیابی عملکرد شعب تامین اجتماعی شهرستانهای استان تهران میباشد، سعی شده است در ابتدای امر میزان عملکرد شعب با استفاده از کارت امتیازی متوازن که ابزاری مناسب جهت طراحی شاخصهای ارزیابی عملکرد و سنجش آنها از چهار دیدگاه: مشتری، درونسازمانی، رشد و نوآوری و مالی میباشد، محاسبه میشود. سپس کارایی این شعب با توجه به وجود دادههای غیرقطعی در شاخصهای طراحی شده توسط مدلBSC، با استفاده از تحلیل پوششی دادههای فازی اندازهگیری خواهد شد.
اصلیترین جلوه مدیریت در سازمان، تصمیمگیری در مراحل مختلف مدیریتی است و دسترسی به اطلاعات صحیح، دقیق و به موقع از مهمترین عوامل برای اتخاذ تصمیم میباشد. برای دستیابی به این هدف بهکارگیری هرچه بیشتر شبکههای رایانهای و سیستمهای یکپارچه بهطور روزافزون در حال گسترش میباشد. در بُعد درونسازمانی با طراحی یکپارچه فرآیندها و بهکارگیری نرمافزارهای یکپارچه و در بُعد برونسازمانی بهکارگیری ابزار وب به صورت پورتالهای یکپارچه و یا برپائی اینترانت و یا بهکارگیری اینترنت میتوان یکپارچهسازی را انجام داد. در این راستا میتوان از زبان XML و پروتکلهای UDDI ، WSDL ، SOAP به عنوان مهمترین ابزار یکپارچهسازی یاد نمود که در این مقاله به آن اشاره شده است و در نهایت بر پایه مفاهیم فوق یک مدل مفهومی که تاثیر یکپارچهسازی سازمان را در فرایند تصمیمگیری بیان میکند ارائه شده است. سپس با استفاده از عوامل مؤثر شناسایی شده یک مدل عملیاتی برای ارزیابی تاثیر سیستمهای یکپارچه سازمانی در فرآیند تصمیمگیری مدیران که نشان دهنده 28 شاخص شناسائی شده می باشد طراحی و در شرکت صنایع الکترونیک ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است .
امروزه فناوری به عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه اقتصادی و صنعتی کشور مطرح است. در مناطق مختلف جهان، روش های گوناگونی برای تسهیل انتقال و مبادله فناوری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی به کار می رود. ایجاد فن بازار به عنوان مرکز و مرجع مبادلات فناوری یکی از ساز و کارهای پیشرفته و نوپا در جهت یاد شده محسوب می شود. در ایران، مبادلات و انتقال فناوری از نظام و ساختار منسجم و هدفمندی برخوردار نیست و این مساله باعث بروز مشکلات بسیاری برای عرضه کنندگن فناوری (شامل نخبگان، دانشگاه ها، مراکز تحقیق و توسعه و ...) و متقاضیان فناوری (مانند دولت، صنایع مختلف به ویژه صنایع کوچک و متوسط، سرمایه گذاران و ...) شده است. در مقاله حاضر پس از بررسی بحث مبادلات فناوری، بطور اجمالی برخی از فن بازارها در اروپا و آسیا مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه با استفاده از مصاحبه و مطالعه میدانی از بین کارشناسان فن بازار و حیطه های مرتبط و آشنا با آن (مانند حقوق فناوری، ارزیابی و بازاریابی فناوری، زمینه های تخصصی فناوری، صندوق های حمایلت مالی و غیره) مدل فن بازاریابی در سطح ملی در ایران، ارایه شده است. در مدل مذکور ماموریت و اهداف، بخش های مختلف، مالکیت، فرایند داخلی و ارتباطات فن بازار در سطح ملی و همچنین پیش نیازهای ایجاد فن بازار تشریح شده است. بدیهی است دقت در تجربیات سایر کشورها و توجه به پیش نیازهای و زیرساخت اولیه، مسوولین مربوط را در برنامه ریزی هرچه بهتر و جامع تر رهنمون خواهد شد.
کیفیت در سازمان های خدماتی در طی فرآیند ارایه خدمت و در تقابل بین مشتری و ارایه دهنده خدمت رخ می دهد. برای سنجش کیفیت خدمات، در واقع تفاوت بین آنچه که مشتریان احساس می نمایند که باید دریافت کنند و آنچه که به طور واقعی ارایه می گردد مورد سنجش قرار می گیرد. در این مقاله با مطالعه درباره ویژگی های کیفیت خدمات، پنج شاخص از سنجه های کیفیت، شناسایی و این شاخص ها یا سنجه ها از طریق فرآیند تحلیل سلسه مراتبی وزن دار گردیدند. از وزن های اولویت بندی شده به نوبه خود، در مدل مدل برنامه ریزی آرمانی استفاده شود تا به گزینش بهترین مجموعه ابزار کنترل کیفیت برای اهداف مربوط به مشتری به کار گرفته شوند. این مقاله راهی را برای تصمیم گیری پیشنهاد می کند که وزن دار کردن (اولویت بندی) سنجه های کیفیت خدمات ویژه یک سازمان را ممکن می سازد و محدودیت منابع دنیای واقعی (بودجه، ساعت، نیروی کار و غیره) را در نظر می گیرد و یک مجموعه بهینه ابزارهای کنترل کیفیت خدمات درباره سنجه های کنترل کیفیت می توان تصمیم گیری کرد و آن ها را به کار بست، و همچنین چگونه از فرآیند تحلیل سلسه مراتبی در مدل می توان استفاده نمود. مطالعه ای موردی نیز در این مقاله بیان شده است تا کاربردی بودن این مدل ترکیبی را نشان دهد.
آشفتگی روند تجاری، افزایش رقابت در میان شرکت های تجاری، محیط پیرامون سازمان ها را بسیار متفاوت تر از گذشته نموده است. شناخت مسیرهای آتی تجاری و حرکت در راستای آنها به نحوی که منافع سازمان را به همراه داشته باشد، ضرورت وجود تحقیقات بازاریابی را التزام می بخشد. به نظر می رسد بنابر باور برخی از صاحبنظران، بازارگرایی با تاثر از تحقیقات بازاریابی بتواند نتایج عملکردی سازمان را به نحو مطلوبی بهبود بخشد. از این رو به منظور بررسی فرضیه هایی که مبتنی بر مدل این مطالعه می باشند، پرسش نامه ساخته شده پس از تایید روایی و پایایی، بین آژانس های مسافرتی شهر مشهد به عنوان جامعه آماری توزیع گردید. تحلیل داده های احصایی از پرسش نامه ها مبتنی بر روش تحلیل مسیر می باشد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، حاکی از آن بود که تحقیقات بازاریابی اثر بسزایی بر بازارگرایی و همچنین عملکرد دارد، از طرفی بازارگرایی نیز از اثر زیادی بر عملکرد دارد. با این وجود، اگر چه نتایج حاصل از تحقیق تمامی فرضیه ها را مورد تایید قرار می دهد؛ اما فرضیه اصلی تحقیق که همانا نقش واسطه گری بازارگرایی در میان تحقیقات بازاریابی و عملکرد بود با تردید روبرو گردید.
اهمیت نقش شرکت هایی با فناوری برتر در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها از یک سو و اهمیت تدوین راهبرد برای بقای این شرکت ها در فضای رقابتی امروز و به دنبال آن اهمیت روابط بین برنامه ریزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در این شرکت ها از سویی دیگر، لزوم انجام تحقیقی در این زمینه را مشخص می سازد. با توجه به توضیحات فوق الذکر، هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین تدوین برنامه ریزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در شـرکت های با فناوری برتر در ایران است. لذا این مقاله به دنبال تعیین میزان ارتباط عوامل درون سازمانی (شامل بر کارکنان، نوع برنامه ریزی، تحقیقات بازار، مبانی اصلی تعیین راهبرد) و برنامه ریزی راهبردی دراین شرکت هاست. اطلاعات به دست آمده از پرسش نامه نشان می دهد که اتخاذ برنامه ریزی راهبردی در بنگاه های مبتنی بر فناوری های برتر ایران، با متغیرهایی چون داشتن نیروهای بازاریابی، وجود راهبرد های کاملا مشخص و داشتن تحقیقات بازار درباره مشتریان آینده، همبستگی دارد. از نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که علی رغم این که مدیران این شرکت ها برنامه ریزی راهبردی را مهم می دانند؛ ولی این نگرش سبب انجام برنامه ریزی مزبور نشده است. این موضوع بایستی به عنوان مبحثی در مطالعات آتی مورد تجزیه و تحلیل دقیق تر قرار گیرد. شرکت های با فناوری برتر که اقدام به استخدام کارکنان با سابقه بازاریابی عمومی می نمایند و به عبارت دیگر این کار را مهم می دانند، در انجام برنامه ریزی راهبردی نسبت به سایر شرکت ها که اقدام به استخدام این گروه از افراد نمی کنند، موفق تر عمل می کنند. همچنین معلوم شد که شرکت هایی که فرایند برنامه ریزی راهبردی را دارند از پیشرفت های فناورانه و مقتضیات بازار به طور همزمان به عنوان ورودی های مؤثر در روند برنامه ریزی استفاده نمی کنند. در نهایت می توان گفت این نوع بنگاه ها به دلیل اتکا به فناوری های پیشرفته، از حساسیت های بیش تری برای تعیین مقاصد و مسیرهای راهبردی برخوردارند که سایه بر ارکان کلیدی دیگر بنگاه نیز می اندازد.
هدف از این پژوهش، ارزیابی و سنجش اثربخشی دوره های آموزش ضمن خدمت در زمینه ی افزایش دانش، مهارت و نگرش مدیران، هیئت علمی و کارکنان واحدهای دانشگاهی منطقه یک بود. جامعه ی آماری شامل مدیران، اعضای هیئت علمی تمام وقت و کارکنان رسمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک شامل4843 نفر می باشد. روش پژوهش ازنوع توصیفی- پیمایشی است. ابزار اصلی گرد آوری داده ها، منابع کتابخانه ای و پرسشنامه می باشد. روش نمونه گیری از نوع خوشه ای چند مرحله ای است که تعداد 215 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. داده های بدست آمده از پرسشنامه ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی با کمک نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده از تحلیل های انجام شده، نشان داد که آموزش های ضمن خدمت هر سه گروه در مقوله ی دانش با میانگین 95/22 و امتیاز 44 و در مقوله ی مهارت با میانگین 8357/46 و امتیاز 87 در مقوله ی نگرش ها و رفتار شغلی با میانگین 94 /67 و امتیاز 150 دارای اثربحشی همسان بوده است. تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین میانگین نمره های هر سه گروه در دستیابی به مقوله ی اثربخشی تفاوتی معنی دار وجود ندارد. عامل های دانش، مهارت و نگرش در مقوله ی اثربخشی تاثیر یکسان دارندف اما با توجه به تفاوت بین میانگین گروهها، آزمون دانکن نشان می دهد که در مقوله ی مهارت و رفتار، بین میانگین سطوح کارکنان و مدیران تفاوت وجود دارد، ولی در مقوله ی دانش بین میانگین سطوح گوناگون تفاوتی مشاهده نشد. در مقوله ی دانش، مهارت و رفتار تفاوتی معنی دار بین رشته های تحصیلی وجود ندارد، ولی در مقوله ی مهارت بین میانگین رشته های کشاورزی و پ زشکی تفاوت وجود دارد. از نظر سابقه ی خدمت اختلافی معنی دار وجود ندارد. در مقوله ی مهارت بین زنان و مردان تفاوتی معنی دار وجود دارد، ولی در مقوله ی دانش و رفتار تفاوتی معنی دار بین زنان و مردان وجود ندارد.