مقدمه: در دنیای امروز، با توجه به گستردگی رقابت و پیشرفت های تکنولوژی، باید کارکنان را برآن داشت تا بر مهارت های خود بیافزایند و از عقب ماندگی فردی جلوگیری نمایند و موجب بقا و بهبود عملکرد سازمان شوند. در این راستا، طرح مسیر ارتقای شغلی پرستاران و متصدیان مشاغل بهداشتی و درمانی تصویب گردید و در بیمارستان ها به اجرا گذاشته شد. در تحقیق حاضر، به بررسی رابطه ی بین اجرای این طرح با شاخص های عملکرد بیمارستان ها پرداخته شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع تحلیلی بود که به صورت مقطعی در تابستان سال 1388 در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان کرمان انجام شد. در این پژوهش، امتیاز مشمولین طرح مسیر ارتقای شغلی پرستاران و متصدیان بهداشتی و درمانی، از عناوین و شاخص های مختلف طرح در سال 1387 محاسبه شد و رابطه ی آن ها با شاخص های عملکرد بیمارستان ها (درصد اشغال تخت، متوسط اقامت بیماران و چرخش اشغال تخت) در همان سال مورد بررسی قرار گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از فرم های طرح مسیر ارتقای شغلی و فعالیت بیمارستان (از مصوبات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که نیازی به سنجش پایایی وروایی آن ها نمی باشد)، و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی Kendal و نرم افزار 11SPSS استفاده شد.
یافته ها: طرح مسیر ارتقای شغلی، شامل سه عنوان کلی عوامل مربوط به مهارت و توانایی فردی (دوره های آموزشی، تحصیلات، تجربه و پذیرش مسؤولیت)؛ عوامل مربوط به عملکرد افراد (رضایت ارباب رجوع، کیفیت خدمات، استقرار اصول بهداشتی، ارایه ی پیشنهادها و آموزش به همکاران)؛ و سایر عوامل (ارایه ی کتاب و مقاله، تحقیقات، خدمت در مناطق روستایی و تشویق و تقدیر) می باشد. از بین این عناوین و زیر شاخه ها، تنها بین رضایت ارباب رجوع با درصد اشغال تخت (02/0 = P)، استقرار اصول بهداشتی با چرخش اشغال تخت (04/0 = P) و خدمت در مناطق روستایی با درصد اشغال تخت (01/0 = P) و متوسط اقامت بیماران (02/0 = P) ارتباط معنی داری وجود داشت (05/0 > P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، اجرای طرح به هدف اصلی آن (بهبود عملکرد افراد و در نتیجه سازمان) نرسیده است و لازم است طراحی و اجرای طرح دوباره بررسی، کارشناسی و ارزیابی گردد. پیشنهاد می شود تمامی امتیازات بر مبنای ضوابط و مدارک معتبر ارایه شود و به 65 درصد از پست های پرستاری، بهداشتی و درمانی که امتیاز بالاتری کسب نمایند، اختصاص یابد؛ تا زمینه ی رقابت میان کارکنان در جهت افزایش مهارت ها و در نتیجه، بهبود عملکرد آن ها و سازمان را ایجاد نماید.
مقدمه: استفاده ی مؤثر از نیروی انسانی یکی از عوامل کلیدی در کارآمدی نظام های سلامت شمرده شده است. همچنین دسترسی عادلانه ی افراد به خدمات قابل پرداخت، بر حسب نیاز نیز نشانه ی عادلانه بودن نظام ارایه ی خدمات بهداشتی و درمانی تلقی می گردد. ارایه ی خدمات سلامتی، به ویژه سلامت باروری، به زنان به عنوان یکی از اقشار آسیب پذیر جامعه، یکی از اولویت های اصلی سیاست گذاران سلامت محسوب می شود. متخصصان زنان و کارشناسان مامایی برای ارایه ی برخی از خدمات سلامت باروری، توانمندی ها و مهارت های مشترکی دارند. این مقاله با هدف بررسی هزینه- خدمت این خدمات، از منظر کارآمدی طراحی گردید.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی– تحلیلی در سال 1390 در سه گام انجام شد. ابتدا برنامه ی درسی کارشناسان مامایی و متخصصین زنان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. سپس پرسش نامه ی محقق ساخته ای، حاوی 20 سؤال طراحی و روایی و پایایی آن تأیید گردید. در مرحله ی آخر، اطلاعات پرسش نامه ها به صورت تصادفی توسط 261 خانم در سنین باروری در 9 دفتر کار مامایی و 15 مطب پزشک متخصص زنان از فهرست مطب های سراسر شهر اصفهان جمع آوری و با استفاده از نرم افزار آماری 18SPSS تحلیل گردید.
یافته ها: 14 خدمتی که هر دو گروه قابلیت و مهارت ارایه ی آن را داشتند، شناسایی و مورد بررسی قرار گرفتند. 65 درصد از زنان مورد مطالعه، تحت پوشش بیمه های تأمین اجتماعی و خدمات درمانی بودند و میانگین سنی آنان 28 سال بود. عفونت های دستگاه تناسلی و مراقبت های دوران بارداری، شکایت شایع زنان برای مراجعه به متخصصان زنان و دفاتر مامایی بود. شایع ترین دلیل مراجعین در انتخاب متخصص زنان، اطمینان از مهارت آن ها و برای مطب های مامایی، هزینه ی قابل پرداخت خدمات بود. مراجعین دفاتر کار مامایی، زمان انتظار کمتر و طول ملاقات بیشتری داشتند و در کلیه ی 14 خدمت هزینه ی کمتری پرداخت نموده بودند.
نتیجه گیری: اختصاص وقت متخصصان زنان به مراقبت های قابل انجام توسط کارشناسان مامایی با پرداخت هزینه های بیشتر و زمان انتظار طولانی تر می تواند نشانه ای از ناکارآمدی خدمات سلامت باروری تلقی گردد. از این رو، استفاده از سیستم ارجاع و تحت پوشش بیمه قرار گرفتن خدمات قابل ارایه توسط کارشناسان مامایی، می تواند سالانه بیش از 250 میلیارد تومان صرفه جویی در بر داشته باشد و کارآمدی نظام ارایه ی خدمت سلامت باروری کشور را بهبود بخشد.
مقدمه: بهره وری هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به ذخیره ی دانش، مهارت، خلاقیت و تجربه ی نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد. از این رو، ضروری است که هر سازمان با تنظیم برنامه ی آموزش، نیازهای توسعه ی فردی، شغلی و سازمانی را استخراج و تأمین کند. این مقاله به صورت گزارش موردی، برنامه ی ارتقای عملکرد مدیران شاغل در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را از طریق مسلح ساختن آن ها به دانش، بینش و مهارت های مدیریتی مورد نیاز مأموریت سازمانی تشریح نموده است.
روش بررسی: توانمندسازی مدیران بر اساس رویکرد «آموزش مبتنی بر شایستگی»، در سال های 87-1381، با طراحی برنامه ی 7 مرحله ای و تشکیل کمیته ی تخصصی آموزش و راه اندازی 7 مرکز آموزش- پژوهش- مشاوره در وزارت بهداشت انجام شد و کلیه ی مدیران شاغل در این وزارتخانه را تحت پوشش قرار داد. در هر مرحله، از یافته های مطالعات قبلی و یا اجرای پژوهش های جدید استفاده شد. کمیته ی آموزش با استفاده از ابزارها و روش های علمی، صحت اطلاعات ثانویه و اولیه ی هر مرحله و همچنین شیوه ها و نتایج اجرای دوره های آموزشی را مورد تأیید قرار داد.
یافته ها: نیازهای آموزشی استخراج شده، بسته های آموزشی تدوین شده و دوره های آموزشی اجرا شده به تفکیک سطوح مدیریت، در راستای اهداف، راهبردها و فرآیندهای کلان و اهم مسایل وزارتخانه بودند و تکالیف قانونی و ظرفیت های شغلی و سازمانی مورد نیاز مدیران را پوشش می دادند. ارزیابی عملکرد مدیران در دوره ی زمانی 6 ماهه و یک ساله نشان داد که رتبه های مدیران آموزش دیده، نسبت به دوره ی زمانی قبل از خود و نسبت به مدیرانی که دوره ی آموزش را سپری نکرده بودند، به ترتیب رشد متوسطی معادل 25 درصد و 37 درصد داشته است و عملکرد آن ها بهتر بوده است. این در حالی بود که اغلب مدیران شاغل، از دانش، مهارت و تجربه ی مدیریتی مناسب با مأموریت های سازمانی خود برخوردار نبودند.
نتیجه گیری: برای ارتقای عملکرد مدیران، توجه به مأموریت سازمانی و تواناییهای علمی و اجرایی مورد نیاز آن ها ضروری است. این تجربه نشان میدهد که الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی، شیوه ای مناسب برای ارتقای عملکرد فردی، شغلی و سازمانی به حساب میآید و میتوان با استفاده از ظرفیت های موجود، آن را در سطوح سازمانی و مدیریتی وزارت بهداشت به کار گرفت.
برای کنترل نمایندگی مدیران در شرکتها و اطمینان از ایفای مسوولیت و پاسخگویی آنان در شرکتهای سهامی بزرگ و حمایت از حقوق سهامداران باید راهکارهایی اندیشیده شود. یکی از این راهکارها، مکانیزم پرداخت پاداش به مدیران بر اساس عملکرد است. در تحقیق حاضر نیز تاثیر دو متغیر پاداش پرداختی به مدیران و درصد مالکیت سهام آنان بر عملکرد شرکتها بررسی شده است. نمونه آماری تحقیق شامل 83 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1388- 1383 است که سهام آنها به طور فعال در بورس معامله شده است. بررسیها با استفاده از دادههای ترکیبی، حاکی از رابطه معنیدار بین پاداش پرداختی به مدیران با معیارهای اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده) ارزیابی عملکرد است. همچنین، یافتهها حاکی از رابطه معنیدار بین درصد مالکیت سهام مدیران با ارزش افزوده بازار و عدم رابطه معنیدار با دیگر معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد مورد بررسی بوده است.
در این پژوهش ویژگی های مقیاسی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از طریق تحلیل چندفراکتالی نوسانات روندزایی شده بررسی می شود. نمای مقیاسی بدست آمده برای سری های زمانی روزانه شاخص کل نشان داد که دو نوع مختلف توزیع های احتمال دم ـ کلفت و همبستگی های بلندمدت، باعث چندفراکتالی شدن نوسانات شاخص بورس اوراق بهادار تهران می شوند. قیمت ها در بورس اوراق بهادار تهران دارای همبستگی و حافظه می باشند و سرمایه گذاران خبره می توانند با توجه به آنها بازده بیشتری بدست آورند.
مقدمه: طول مدت اقامت یکی از مهم ترین و کاربردی ترین شاخص های بیمارستانی است که امروزه، به طور گسترده ای در بیمارستان ها به کار گرفته می شود و بیانگر میزان کارایی و عملکرد فعالیت های بیمارستانی می باشد. از طرفی تکنیک تحلیل سلسله مراتبی یکی از فنون تصمیم گیری گروهی است که جهت تعیین الویت ها به کار می رود. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر طول مدت اقامت به کمک تکنیک تحلیل سلسله مراتبی در مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) انجام شده است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی– مقطعی است. جامعه ی پژوهش شامل مدیریت، ریاست، سوپر وایزر آموزشی و مسؤولین کلیه ی بخش های بستری بیمارستان الزهرا (س) (25نفر) در سال 1388 بودند که تمامی آن ها به صورت سرشماری، به عنوان نمونه ی پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی مقایسه های زوجی بود که روایی آن با نظر استادان فن مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله ی نرم افزار Expert Choice صورت گرفت.
یافته ها: به طور کلی بیماری های زمینه ای بیمار (245/0)، آماده بودن تخت بیمار (203/0)، ترخیص در روزهای قبل از ایام تعطیل (657/0)، هماهنگی واحد های پاراکلینیکی با بخش های درمانی (294/0)، آگاهی کارکنان درمانی (241/0)، انجام دادن گرافی های مختلف در بیمارستان (286/0) و برقراری ارتباط روحی پرستار با بیمار (517/0)، بیشترین تأثیر را در طول مدت اقامت بیمار در بیمارستان الزهرا (س) داشتند.
نتیجه گیری: شناخت عوامل تأثیرگذار بر کاهش طول مدت اقامت بیمار، از وظایف اصلی مدیران در بیمارستان است. در این میان عوامل مرتبط با ویزیت بیمار، هماهنگی بخش های دیگر و ویژگی های بیمار دارای اهمیت بیشتری است و نیاز به برنامه ریزی و توجه بیشتری از طرف مسؤولین بیمارستان ها دارد.
در کسب و کار پویای امروز، به دلیل ظهور سه روند عمده رقابت شدید بین المللی، بازارهای گسسته و تکنولوژی در حال تغییر، شاهد طرح بیش از پیش موضوع نوآوری هستیم. روندهای مذکور، علاقه صاحبنظران حوزه کسب و کار را به توجه شگرف و جستجو در مفهوم سرمایه اجتماعی به مثا به عا مل حیاتی در ارتقای سطح عملکرد سازمان و پیش آیند خلق مزیت رقابتی مبتنی بر نوآوری جلب کرده است. با این حال، کمتر پژوهشی سرمایه اجتماعی سازمانی و نوآوری سازمانی را به صورت توامان بررسی نموده است؛ از این رو غایت مطالعه حاضر، بررسی چگونگی نقش آفرینی سرمایه اجتماعی سازمانی و ابعاد آن در گرایش به نوآوری سازمانی و همچنین تعیین سهم نسبی هر یک از این ابعاد در پیش بینی گرایش به نوآوری در شرکت های دانش بنیان است. روش شناسی پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری کارکنان شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری دانشگاه تهران را در بر میگیرد. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج مطالعه، گویای نقش آفرینی موثر و معنی دار سرمایه اجتماعی سازمانی در گرایش به نوآوری سازمانی است. بدین ترتیب بعد رابطه ای سرمایه اجتماعی پیش بینی کننده گرایش به نوآوری هست، لیکن ابعاد شناختی و ساختاری سرمایه اجتماعی نمیتوانند پیش بینی کننده مناسبی برای گرایش به نوآوری در سازمان باشند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تأثیر سرمایه گذاری در منابع انسانی بر سرمایه انسانی در سطح سازمان و مزیت رقابتی انجام شده است. بدین منظور پرسشنامه¬ای برای سنجش این متغیرها طراحی شد و پس از اطمینان از روایی و پایایی ابزار اندازه-گیری توسط تحلیل عاملی تأییدی، در میان نمونه ای متشکل از 300 نفر از مدیران شرکت¬های داروسازی توزیع گردید. روش تحقیق حاضر، توصیفی- همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است .
نتایج نشان داد که همه فرضیات و روابط بین متغیرها معنا دارهستند. همچنین از بین دو مولفه سرمایه گذاری منابع انسانی (سرمایه گذاری در تأمین نیرو از بیرون و سرمایه¬گذاری در تأمین نیرو از درون)، سرمایه گذاری در تأمین نیرو از درون و از بین مولفه های سرمایه انسانی در سطح سازمان، مولفه خاص بودن سرمایه انسانی بیشتر متغیر مزیت رقابتی را تبیین می¬نماید. همچنین داده ها نشان داد که سه بعد از چهار بعد سرمایه انسانی در سطح سازمان یعنی ابعاد تناسب، مکمل بودن و خاص بودن با یکدیگر تقریباً همبستگی بالایی دارند.
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی رابطه رهبری خدمتگزار با تعهد سازمانی کارکنان و مولفه های آن می باشد. جامعه ی آماری این تحقیق شامل کلیه ی کارکنان رسمی و قرار دادی سازمان بهزیستی استان اصفهان در پاییز 1389 است. روش نمونه گیری، تصادفی ساده با استفاده از جدول اعداد تصادفی و بر مبنای فهرست اسامی کارکنان انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات مربوط به آزمون فرضیات پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است: برای سنجش تعهد سازمانی از پرسشنامه سه مولفه ای آلن و همکاران(1993) که شامل سه جزء تعهد یعنی تعهد سازمانی مستمر ، هنجاری و عاطفی است، استفاده شده است. پایایی این پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 763 /0 بدست آمد. برای سنجش رهبری خدمتگزار با استفاده از پرسشنامه قلی پور و همکاران (1388) که دارای چهار مولفه ی خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی است، مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان آن 948 / 0 بدست آمد. نتایج مربوط به همبستگی ساده بین متغیرهای پژوهش نشان داد که : رابطه بین رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی کارکنان در سازمان بهزیستی استان اصفهان، معنادار است (01/0 > P). نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که متغیر تواضع و فروتنی بطور معناداری می تواند تعهد سازمانی را تبیین کند.
پذیرش و کاربرد گسترده نظام برنامهریزی منابع سازمان در سازمانهای بزرگ و متوسط، انقلاب ERP توصیف شده است. چنین نظامهایی، ارائه پاسخی یکپارچه و منسجم را به نیازهای اطلاعاتی سازمان در زمینه جایگزین کردن نظامهای اطلاعاتی سنتی و جزیرهای نوید میدهند. اگر نظام برنامهریزی منابع سازمان، به درستی و با توجه به مسائل اقتصادی و سازمانی استقرار یابد، بهرهوری افزایش خواهد یافت. در غیر این صورت، استقرار این نظامها، سازمانها را با چالشهای جدی مواجه میکند. در مقاله حاضر، با تکیه بر چارچوب نظریه کلاسیک وظایف مدیریت، عوامل مهم موفقیت در اجرای نظامهای برنامهریزی منابع سازمان در قالب برنامهریزی، سازماندهی، کارمندیابی، رهبری و کنترل مورد بررسی قرار میگیرد.
امروزه جنگ و کشمکش به صورت خواسته یا ناخواسته با زندگی و حیات جوامع بشری آمیخته شده است و در بسیاری از موارد به نظر می رسد که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد. در عین حال روش ها، قواعد و اصول جنگ با توجه به ا مکانات و توانمندی ها و دانش موجود در هر جامعه و عوامل موثر دیگر دچار تغییر و تحول اساسی گردیده است. در شرایط کنونی پدافند غیرعامل جزء اصول جدایی ناپذیر جنگ ها محسوب شده به طوری که در جهان امروز، بسیاری از کشورها که در عرصه فناوری نظامی صاحب نام هستند (نمونه کشور سوئیس)، به موازات پیشبرد تحقیقات و تولیدات سامانه های هوشمند و پیشرفته نظامی، توجه ویژه ای به ا قدامات دفاع غیرعامل داشته و تلاش مستمری در اشاعه فرهنگ آن در جامعه داشته اند.با این توصیف اجرای پدافند غیرعامل و توجه به ا صول و اقدامات آن برای کشورهایی که دسترسی به فناوری ساخت جنگ افزارهای مدرن را نیز ندارند، اهمیتی مضاعف دارد. با عنایت به آ نچه که گذشت، «میزان نقش توسعه فرهنگ پدافندغیرعامل در سطح ملی در جامعه ا یران در مقایسه با کشور سوئیس» به عنوان موضوع مقاله تحقیقی حاضر، مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت. هدف اصلی در این مقاله تحقیقی، تعیین میزان نقش فرهنگ پدافند غیرعامل در سطح کشور اسلامی ایران بوده و روش اجرایی آن از نوع توصیفی- مقایسه ا ی می باشد. نتیجه حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان می دهد فرهنگ اجرای اقدامات پدافند غیر عامل و رعایت اصول و اقدامات اساسی آن در سطح کشور جمهوری اسلامی ایران هنوز در مراحل مقدماتی و در ابتدای راه می باشد.
در این پژوهش ضمن معرفی راهبرد "ماتریس شبکه" جهت انتخاب پرتفوهای بهینه در شرکت های سرمایه گذاری، به بررسی توان تبیین این راهبرد در استخراج پرتفوهای حاصل پرداخته ایم، با این هدف که پرتفوهای استخراج شده دارای عملکرد بالاتری نسبت به شاخص عملکرد پرتفوی بازار باشند. این پژوهش به بررسی و مقایسه دو نوع از این ماتریس شبکه می پردازد، ماتریس اول متشکل از سهام رشدی ارزشی و ماتریس دوم متشکل از سهام تهاجمی تدافعی (مطرح شده توسط رهنمای رودپشتی) که اولی توسط معیارهای P/E و P/B و دومی توسط معیار ریسک سیستماتیک «?» گروه بندی شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون مقایسه متوسط شاخص عملکرد استفاده شده که با توجه به کم بودن تعداد داده ها، از جایگزین ناپارامتریک آن "من ویتنی" استفاده شده است. به منظور اندازه گیری عملکرد دو پرتفوی از نسبت پتانسیل مطلوب و برای بررسی عملکرد آن ها نسبت به هم و نسبت به شاخص عملکرد پرتفوی بازار از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و R2 استفاده شده است. در نهایت نتایج پژوهش بیانگر آن است که همبستگی مثبت معناداری بین هر دو ماتریس شبکه مشاهده می شود ضمن آنکه عملکرد ماتریس دوم همبستگی بالاتری نسبت به شاخص عملکرد پرتفوی بازار دارد.
امروزه، وارانتی به عنوان یک قرارداد خدمت نقش کلیدی در تولید، تجارت و معاملات قانونی بازای می کند؛ به طوری که بسیاری از پژوهشگران را بر آن داشته که با مدل سازی چنین خدماتی، بهترین استراتژی را برای چنین قرادادهایی ارائه کنند. در این مقاله، مدلی سه سطحی شامل تولیدکننده، واحد خارجی (تعمیرکننده) و مشتری تحت قراردادهای خدمت متفاوت ارائه شده و نشان داده می شود چگونه می توان چنین قراردادهای سه سطحی را تحلیل کرد. تولیدکننده با تعیین قیمت فروش، قیمت وارانتی و طول دوره وارانتی سود خود را بیشینه می کند، در حالی که، واحد خارجی یا تعمیرکننده به دنبال مشخص کردن هزینه های نگهداری و تعمیر بهینه است، به طوری که سود او بیشینه شود و درنهایت علاوه بر تولیدکننده و تعمیرکننده، مشتری نیز با انتخاب مناسب ترین گزینه پیشنهادی از سوی تولیدکننده و تعمیرکننده، می خواهد هزینه کمتری را متقبل شده یا به بیان دیگر رضایت بیشتری داشته باشد. با این حساب سه بازایکن به دنبال حداکثر کردن سود خود در عین رقابت هستند. در این مقاله، برای اولین بار تعاملات سه سطحی بین تولیدکننده، تعمیرکننده و مشتری در چارچوب نظریه بازای ها مدل سازی می شود.
این پژوهش، به بررسی تاثیر نوع ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت ها می پردازد. معیار در نظر گرفته شده برای عملکرد شامل بازده دارایی ها ، بازده جریان نقدی دارایی ها ، بازده فروش ، بهره وری (سرانه فروش و سرانه دارایی) و نسبت کیوتوبین است. به این منظور، عملکرد شرکت هایی که سهامدار عمده آن ها در دوره زمانی سال های 1387-1383 یکی از چهار گروه دولتی، عمومی غیردولتی، عمومی شبه دولتی و بخش خصوصی بود، مورد آزمون قرار گرفت. برای هر یک از سه گروه اول یک نماینده انتخاب شد و شرکت های تحت پوشش آن بررسی شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، با استفاده از آزمون رگرسیون نشان داد که ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت تاثیر دارد. همچنین نتایج نشان داد شرکت هایی که سهامدار عمده آن ها گروه عمومی شبه دولتی است، عملکرد بهتری نسبت به بقیه دارند، گروه دولتی، گروه عمومی غیردولتی و بخش خصوصی به ترتیب در رده بعدی قرار می گیرند.
هدف تحقیق حاضر، بررسی روند تغییرات نسبت بدهی و میانگین موزون هزینه سرمایه و همچنین بررسی رابطه ساختار سرمایه و میانگین موزون هزینه سرمایه می باشد. طبق نظریه دوم میلر و مودیلیانی (1963) بین ساختار سرمایه و میانگین موزون هزینه سرمایه رابطه خطی و معنی داری وجود دارد، و با افزایش وام دریافتی، هزینه سرمایه کاهش می یابد. تحقیق حاضر به بررسی اطلاعات جمع آوری شده از طریق نرم افزار ره آورد نوین برای 38 نمونه از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1379 تا 1388، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون پرداخته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که روند تغییرات نسبت بدهی دارای یک روند افزایشی نمی باشد و همچنین روند تغییرات میانگین موزون هزینه سرمایه دارای یک روند کاهشی نیست. همچنین رابطه-ای معنی داری بین ساختار سرمایه و میانگین موزون هزینه سرمایه یافت نشد.
به کارگیری فناوری های پیشرفته در فضای کسب و کار امروز از اهمیتی بالا برخوردار است. یکی از این فناوری های نوین در ارایه و استفاده از صورت های مالی، «زبان توسعه پذیر گزارشگری مالی» است که منافع عمده ای در کلیه مراحل تجزیه و تحلیل و گزارشگری تجاری ارایه می کند. در این پژوهش سعی شده عوامل مؤثر بر پذیرش زبان توسعه پذیر گزارشگری مالی در شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران و شرکت های تابعه بررسی شوند تا نتایج این ارزیابی به تصمیم گیرندگان و مجریان این نوآوری کمک نماید تا ابعاد مختلف موضوع را با دانش بیشتری مدیریت نمایند و از هزینه ها و تأثیرهای منفی بکاهند. جهت نیل به این هدف پس از مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه ی پژوهش، 11 عامل مؤثر بر پذیرش زبان گزارشگری توسعه پذیر گزارشگری مالی شناسایی شدند. سپس مدیران و کارشناسان مالی شرکت با ابزار پرسشنامه نظرسنجی واقع شدند. نظرات ایشان با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری مورد تحلیل واقع شدکه درنهایت تأثیر 9 متغیر مستقل بر متغیر وابسته مورد تأیید قرار گرفت.