یکی از بزرگترین چالشهای مدیریت امروز چگونگی ایجاد نسلهای جدیدی از سازمانهای هوشمند است این پژوهش به بررسی رابطه بین هوش سازمانی و خلاقیت در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی می پردازد. مولفه های هوش سازمانی از نظر آلبرخت چشم انداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، روحیه، اتحاد و توافق، کاربرد دانش و فشار عملکرد می باشند. روش جمع آوری اطلاعات از نوع همبستگی بوده است. نمونه های آماری شامل 280 نفر از کارکنان دانشگاه در سطوح مدیریتی، کارشناسی و کارمندی و به روش طبقه بندی نسبی تصادفی انتخاب شد ،ابزار پژوهش شامل پرسشنامه هوش سازمانی آلبرخت و پرسشنامه خلاقیت رندسیپ بوده است. نتایج پژوهش ارتباط مثبت و معنی دار هوش سازمانی و مولفه هایش با خلاقیت را تایید نمودند، به طوریکه به ازای هر واحد افزایش یا کاهش در هوش سازمانی و مولفه های آن خلاقیت افزایش یا کاهش می یابد.
فساد اداری به طور مستقیم بر کارآیی نظام اداری، مشروعیت نظام سیاسی و مطلوبیت نظام فرهنگی و اجتماعی اثرات نابهنجاری دارد، اندیشمندان دیدگاه های مختلفی برای مدیریت فساد ارائه کرده اند، یکی از این دیدگاه ها مدیریت شیشه ای است که بر اساس آن فناوری اطلاعات، کلید اصلی کنترل فساد تصور می شود، در این پژوهش به بررسی این دیدگاه پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش ادارات شهرداری جنوب استان آذربایجان غربی می باشد. ابزار گردآوری داده ها برای دولت الکترونیک پرسشنامه استاندارد تورس، پینا و رویود بوده و برای سلامت اداری از پرسشنامه استاندارد دکتر قرضاوی استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون های آماری کلموگروف- اسمیرنوف و آزمون همبستگی اسپرمن استفاده شده است و نتیجه گرفته شد که، فناوری اطلاعات نه تنها اثر قابل ملاحظه ای بر مدیریت فساد ندارد، بلکه در برخی موارد خود فرصت های جدیدی را برای فساد ایجاد می کند. بنابراین برای استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری برای مبارزه با فساد، باید به عوامل دیگری نیز توجه کرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی موانع اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی در سازمان های دولتی استان زنجان بوده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران عالی و کارشناسان ستاد مرکزی ادارات کل استان زنجان در سال 1389 تشکیل میدهد که به روش تصادفی ساده و با استناد به فرمول تعیین کمترین حجم نمونه تعداد 300 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند. روش انجام پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پیمایشی (میدانی) است. بمنظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه 44 گویه ای بسته با طیف پنج درجه ای لیکرت و 2 سئوال باز استفاده شده است. پایایی این ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 92/0 محاسبه شده است. روایی محتوایی این پرسشنامه نیز توسط متخصصین مورد تأیید قرار گرفته است. از بین 300 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 275 پرسشنامه بازگشت داده شد. بدین ترتیب نرخ بازگشت پرسشنامه ها 6/91 درصد می باشد. در راستای تحلیل داده های گردآوری شده از آزمون t استیودنت و آزمون اولویت بندی فریدمن استفاده شده است. یافته های حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که مهمترین موانع اثرگذار در اجرای سیاست های کلی اصل 44 (خصوصی سازی) به ترتیب شامل نوع و چگونگی قوانین و مقررات، سیاست گذاری عکس العمل کارکنان با واگذاری، مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از فرایند خصوصی سازی و برنامه ریزی در فرایند خصوصی سازی می باشد.
هدف کلی این مقاله بررسی تأثیر قابلیت پردازش سیستم های اطلاعاتی حسابداری بر عملکرد سازمانی مجتمع فولاد شاهین بناب می باشد. در این تحقیق برای اندازه گیری متغیر مستقل تحقیق (سیستم اطلاعاتی حسابداری) از چارچوب نظری آلریج گلیناس شامل ده مؤلفه؛ فن آوری، پایگاه داده ها، گزارشگری، کنترل، عملیات تجاری، پردازش رویدادها، تصمیم گیری مدیریت، توسعه عملیات و سیستم ها، ارتباطات و اصول حسابداری و حسابرسی و برای اندازه گیری متغیر وابسته (عملکرد سازمانی) از چارچوب نظری خاندوالا شامل قابلیت دسترسی به منابع مالی و تصور ذهنی و وفاداری مشتریان استفاده شده است. فرضیه های تحقیق شامل یک فرضیه اهم و دو فرضیه فرعی می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان بخش اداری- مالی مجتمع فولاد شاهین بناب می باشند که با توجه به محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری40 نفر بود. ابزار سنجش متغیر های تحقیق، شامل دو پرسشنامه محقق ساخته می باشد که قبلاً پس از توزیع اولیه پرسشنامه ها داده های آنها وارد نرم افزار SPSS شده و روایی و پایایی آنها مورد مطالعه و تأیید قرار گرفته است و سپس با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرونف؛ نرمال بودن توزیع داده ها در جامعه به تأیید رسیده و لذا جهت تحلیل استنباطی داده های جمع آوری شده از آزمون های آماری پارامتریک تحلیل رگرسیون خطی ساده استفاده گردیده است. با توجه به تحلیل داده ها و یافته های تحقیق، همه فرضیه های تحقیق مورد تأیید قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که سیستم اطلاعاتی حسابداری بر ابعاد عملکرد سازمانی (قابلیت دسترسی به منابع مالی، تصور ذهنی و وفاداری مشتریان) تأثیر دارد و میزان تأثیر سیستم اطلاعاتی حسابداری بر قابلیت دسترسی به منابع مالی، بیشتر از تأثیر آن بر تصور ذهنی و وفاداری مشتریان می باشد. نهایتاً بر اساس یافته های تحقیق پیشنهادهای کاربردی ارائه گردید.
هدف - هدف از تدوین این مقاله بررسی رابطه هماهنگی راهبرد سطح کسب و کار و راهبرد تولید و تأثیر آن بر عملکرد سازمانی است.
روش - به منظور دستیابی به هدف، گروه صنعتی صفا) فعال در زمینه صنعت فولاد ایران(، بعنوان مورد مطالعه انتخاب شده است و داده ها با استفاده از روش پرسشنامه و مصاحبه شخصی با افراد ذیربط گردآوری شده اند. برای آزمون الگوی فرضی ارائه شده، از روش آماری الگوی معادلات ساختاری (SEM) استفاده نمودیم.
یافته های تحقیق - نتایج تحقیق مشخص می کند که بنگاه ها به منظور دستیابی به عملکرد بالاتر باید به رابطه این دو سطح راهبرد توجه نمایند. از آنجا که تدوین راهبرد در بنگاه ها از سطح بالاتر انجام می گردد و سپس راهبرد های سطوح پایین تر مشخص می گردند، یافته های تحقیق نیز به همین ترتیب گزارش می شوند. یافته ها نشان می دهند که اگر سازمان راهبرد رهبری هزینه را انتخاب کند، بهتر است به معیار هزینه پایین در راهبرد تولید اهمیت بیشتری بدهد. تمرکز بر متغیر تحویل بموقع و صرف منابع برای دستیابی به این معیار، برای سازمان اولویت رقابتی محسوب نمی شود. سازمانی که راهبرد تمایز را برمی گزیند، بهتر است به کیفیت به عنوان اولویت تولیدی خود توجه کند. همچنین می تواند با تمرکز بر معیار تحویل بموقع به عملکرد نسبتاً بالایی دست یابد. یافته ها به طور غیر قابل انتظاری رابطه غیر معنی دار راهبرد تمایز و متغیر انعطاف پذیری را نشان دادند.
نتایج کاربردی/مدیریتی– مدیران و تدوین کنندگان راهبرد باید توجه داشته باشند که یکی از جنبه های مهم پیاده سازی راهبرد، برگردان راهبرد های سطح کسب و کار به راهبرد های کارکردی می باشد و راهبرد تولید به عنوان یکی از راهبرد های کارکردی، جزئیاتی را به پیاده سازی راهبرد کسب و کار اضافه می کند که بررسی آن به منظور شناسایی و انتخاب راهبرد های هماهنگ، به سازمان ها در دستیابی به معیارهای عملکردی بالاتر کمک بسیاری می نماید و عدم توجه به این مسئله می تواند زیان هایی را به بار آورد که به وضوح قابل ردیابی نمی باشند. در این تحقیق، جزئیات تناسب میان این دو سطح راهبرد که مدیران باید در نظر داشته باشند، آورده شده است.
نوآوری تحقیق- این تحقیق ، مطالعات پیشین را در زمینه ی نقش راهبردی تولید، بوسیله تجزیه و تحلیل تأثیر آن بر عملکرد سازمانی؛ و در زمانی که راهبرد تولید بعنوان متغیر میانجی میان راهبرد کسب و کار و عملکرد مورد توجه قرار می گیرد، تکمیل می کند،. از آنجا که محققین پیشین که در زمینه هماهنگی راهبرد ها به فعالیت مشغول بوده اند، این مورد را بعنوان پیشنهاد برای بررسی بیشتر ارائه کرده اند، تحقیق حاضر از این حیث خلأ موجود در ادبیات را پر می نماید.
تاکنون در ادبیات سازمانی، کمتر به سلامت و شادکامی نیروی کار به عنوان یکی از سازه های کلیدی سرمایه ی انسانی توجه شده است. هم اکنون اگر نیروی کار به عنوان یک دارایی بسیار ارزشمند مورد قبول قرار گیرد، در مقیاسی وسیع و به موجب سهمی که در خلق ارزش سازمانی دارد، موجب ارتقای جایگاه آن می شود. به نظر می رسد که نیروی کار سالم و سلامت، یک دارایی مضاعف و باارزش است که تلاش برای پرورش آن لازم می نماید. این مقاله، یافته های یک پژوهش پرسش نامه ایِ پیمایشی - علی از کارکنان یک کتابخانه ی دولتی در رابطه با مسائلی که گریبان گیر به رسمیت شناختن سلامت نیروی کار به عنوان یک دارایی سازمانی است را به بحث می گذارد که در ادامه ی تلاش برای مرتفع ساختن مشکل بیماری گونه، پرهزینه و ادامه دار غیبت از محل کار است. داده های این پژوهش با استفاده از پرسش نامه های سرمایه ی روان شناختی (PCQ) و سلامت عمومی (GHQ) با تأیید مجدد روایی و پایایی، جمع آوری شد و با استفاده از روش الگو یابی معادلات ساختاری و در سطح اطمینان 95/0 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که درحدود 32 درصد از واریانس متغیر سلامت در الگوی سرمایه ی روان شناختی قابل پیش بینی است که نشان از اثر متقابل سازه های سرمایه ی انسانی بر یکدیگر و لزوم توجه به سلامت نیروی کار به عنوان جزئی از سرمایه ی انسانی دارد.
تحقیق حاضر با عنوان «نقش برنامه های توسعه صادرات بر ارتقای عملکرد صادرات بنگاه ها» بخشی از یک گزارش پژوهشی است که درصدد سنجش اثرات مستقیم و غیر مستقیم برنامه های توسعه صادرات-که توسط دولت وضع می شود- و عوامل محیطی درونی و بیرونی بر عملکرد صادراتی بنگاه ها است. در این مقاله، پس از مرور الگوها، سوابق و ادبیات مرتبط، الگو مفهومی تحقیق تهیه و سپس با استفاده از نظرات خبرگان اصلاح و نهایی گردید. برای آزمون الگو مفهومی نیز از دو رویکرد روش شناختی کمی و کیفی بهره گرفته شد. بطوری که در رویکرد کیفی از روش مصاحبه عمقی از خبرگان دانشگاهی و اجرایی کشور و در رویکرد کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری تحقیق عبارت است از تمامی صادرکنندگان نمونه صنعتی و معدنی و خدمات فنی و مهندسی کشور شامل 152 شرکت که طی دوازده سال (از سال 78 تا سال 89) از سوی سازمان توسعه تجارت ایران در قالب چهارده گروه محصول برگزیده شده اند. تعداد 298 نفر بعنوان نمونه تحقیق از میان مدیران و کارشناسان حوزه صادرات شرکتهای فوق الذکر انتخاب شدند و مورد پرسش قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد که هر چند برنامه های توسعه صادرات به طور مستقیم تاثیر معناداری بر عملکرد صادراتی شرکت ها ندارد، اما به واسطه عوامل محیطی درونی تاثیر غیرمستقیم بر عملکرد صادراتی دارد.
رشد و توسعه خوشه های صنعتی بیش از دو دهه است که رهیافتی برای توسعه کسب و کارهای کوچک معرفی شده و شناخت جنبه های مختلف این رویکرد مورد بحث و توجه پژوهشگران و سیاستگذاران کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه قرارگرفته است. در این بررسی، با هدف شناسایی بیشتر عوامل بازدارنده و پیش برنده در مسیر رشد و بالندگی"خوشه نساجی یزد"، با نگاهی به شکل گیری و تحولات این صنعت در منطقه، ابتدا لیستی از عوامل مؤثر بر توسعه خوشه های صنعتی، با مطالعه ادبیات موجود و مرور پژوهشهای پیشین، استخراج گردید. از این لیست به عنوان چهارچوب نظری مبنا برای موردپژوهی عوامل مؤثر بر توسعه خوشه ای صنایع نساجی یزد استفاده شد و بر مبنای این عوامل که جمعاً 31 مورد بودند، با آماده سازی طرح تحقیق، داده ها از منابع مختلف اطلاعاتی شامل ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و نیز انجام مطالعات میدانی مانند مصاحبه های فردی و گروه کانونی، بصورت نظام مند گردآوری شدند. تحلیل داده ها نیز به موازات گردآوری آنها و با استفاده از روش ویرایش وکدگذاری داده ها تا رسیدن به مرحله اشباع یافته ها ادامه پیدا نمود. بر اساس عوامل اصلی بررسی شده، نتایج این پژوهش نشان داد که در وضعیت کنونی 14 مورد به عنوان عامل پیش برنده و 25 مورد به عنوان عامل باز دارنده در جهت رشد و توسعه این خوشه عمل می کنند که دسته بندی مجدد آنها به تدوین چهارچوب نهایی این تحقیق منجر شد. همچنین به دلیل تنوع و حجم یافته های پژوهش و نیاز به یک ساختار مناسب برای ارائه، تشریح وضعیت این عوامل در قالب الگو "الماس پورتر" صورت پذیرفت.
کارآفرینی درعرصة فناوری اطلاعات و ارتباطات از پهنة وسیعی برای فعالیت برخوردار می باشد و در هر یک از سطوح سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات و ارتباطات کاربردهای بسیاری دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر توسعة فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کسب و کار کارآفرینانه در استان مازندران انجام شده است. روش تحقیق پیمایشی و اسنادی می باشد. بر مبنای آن پرسش نامه ای تنظیم گردیده و به صورت حضوری در اختیار 120 نفر از مدیران عامل عضو جامعه آماری 182 نفری کارآفرینان مستقل مرتبط با این فناوری در استان مازندران قرار داده شده است. داده های گردآوری شده پس از کدگذاری وارد نرم افزارهای SPSS و Lisrel شده و مورد آزمون قرار گرفته اند. نتایج و یافته های تحقیق، نشان داد که متغیر توسعة آموزش منابع انسانی بیش ترین اثرگذاری و متغیر سیاست ها و برنامه های حمایت قانونی دولت کم ترین تأثیر را در کارآفرینی مستقل مرتبط با فناوری اطلاعات مرتبط دراستان مازندران دارد.
مقدمه و هدف پژوهش: در جامعه ما نیز امروزه مفهوم کج روی دارای مصادیق و موارد متعدد و متنوعی است که یکی از آنها پدیده وندالیسم و یا رفتارهای وندالیستی نام دارد. که در این پژوهش به نقش مدیریت فرهنگی در مواجهه با این مفهوم، انواع، زمینه ها، علل و راهکارهای مهار یا کنترل آن پرداخته خواهد شد.اهداف پژوهش حاضر عبارت اند از 1)تبیین نقش مدیریت فرهنگی در مواجهه با وندالیسم؛ 2) ارائه راهکارهای مدیریت فرهنگی در حوزه مدیریت شهری جهت مواجهه با مسئله وندالیسم
روش پژوهش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی است و از نظر روش نیز تحقیق همبستگی می باشد که در پی توصیف ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های موثر بر مدیریت فرهنگی در مواجهه با وندالیسم می باشد.یافته ها: مؤلفه مدیریت فرهنگی به عنوان ضعیف ترین مؤلفه ارزیابی می گردد که نشان از ضعف نقش مدیریت فرهنگی در مواجهه با پدیده وندالیسم دارد که این به معنای عدم کارایی مدیریت فرهنگی نمی باشد بلکه به معنی دور بودن از وضعیت مطلوب است که با به کار بستن تمهیدات لازم به سمت آن نیل می کنیم.نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد در بین مؤلفه های پنج گانه مدیریت فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی با 36/0 تأثیرگذارترین مؤلفه فرهنگی محسوب می شود.
مقدمه و هدف پژوهش: طراحی الگوی اسلامی – ایرانی مدیریت پوشش از دیدگاه مدیریت ارزش است. تحقیق از نوع مطالعات غیر تجربی و کاربردی است.
روش پژوهش:1) در مرحله وزن دهی به مدل مفهومی تحقیق از نظرات 289 کارشناس (شامل: طراحان، تولیدکنندگان، فعالان اقتصادی و صاحب نظران حوزه و دانشگاه)، در خصوص ارزیابی وضعیت موجود مدیریت پوشش استفاده شده؛ 2) در مرحله اولویت بندی ارزش های تحقیق، نظرات 44 نفر از خبرگان توسط پرسشنامه محقق ساخته طراحی مدل بررسی شده و برای تعیین اولویت ارزش ها از تکنیک دلفی استفاده گردید. مدل (AGIL) پارسونز را به عنوان چهار بُعد مدل تحقیق انتخاب شد و سپس ارزش های بلانچارد و اوکانر را با توجه به کسب نظر از خبرگان، بومی نموده به عنوان شاخص های مدل جا نمایی شده است.
نتیجه گیری:
1) بر مبنای الگوی طراحی شده پژوهش می توان فعالیت های مدیریت پوشش در کشور را ارزیابی نمود و بهبود بخشید.
2) اهداف مطرح شده مبتنی بر شناسایی و دستیابی جهت مدیریت پوشش در کشور، مؤلفه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در بهبود مدیریت پوشش تا حد امکان محقق شده است.
3) ارزش شادابی با 7/30 درصد، ارزش سودآوری با 2/28 درصد، ارزش هویت 2/23 درصد و ارزش سلامت با 9/17 درصد به ترتیب چهار ارزش برتر مدل طراحی شده قرار گرفتند.
مقدمه و هدف پژوهش: در این پژوهش سعی شده تا با دیدگاهی دگرگونه، عوامل و مولفه های کلیدی در موفقیت مدیریت دانایی را شناسایی و بر اساس نقشه دانشی ساختاری با انجام مصاحبه با کارکنان و بررسی تجربیات و سوابق کاری و آموزشی آن ها در میان هر یک از حوزه های دانشی نسبت به ارائه الگوی نقشه دانشی برای سازمان های فرهنگی اقدام گردید. این پژوهش از لحاظ روش کار بر روی ساختارهای کیفی می باشد و از حیث روش تحقیق یک مدل سازی ریاضی و کمی را مطرح می سازد و از حیث هدف کاربردی است.
روش پژوهش: از این رو بادی های برنجی ادبیات موجود و صورت گرفته در بین صاحب نظران و خبرگان در این حوزه ابتدا 16 عامل به عنوان عوامل مهم در موفقیت مدیریت دانایی در سازمان ها شناسایی شده و سپس نسبت به تعیین اهمیت و رتبه بندی و میزان تأثیرگذاری آن ها در ارائه یک نقشه دانشی اقدام شد. در این رابطه ابتدا پرسشنامه ای برای استفاده از نظرات خبرگان و صاحب نظران در رشته مدیریت و مدیران ارشد بین سازمان تهیه گردید که پس از جمع بندی نتایج بدست آمده
یبریبیشبریبشرآمده پرسشنامه ای با 21 سؤال بر اساس عوامل طبقه بندی شده با اولویت بالا از بین 16 عامل فوق در اختیار معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار گرفت. همچنین اولویت بندی و وزن دهی هر یک از این عوامل با استفاده از نرم افزارهای اکسل[i] و مطلب[ii] و روش آماری محاسبه میانگین هندسی و حسابی الگوی مذبور طراحی و پیشنهاد گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: در این بین عوامل فرهنگ ارزشی و ساختاری نسبت به بقیه عوامل از اولویت و اهمیت بالاتری در الگوی دانشی سازمان نقش داشتند. در این بین بعد فرهنگ ارزشی سازمانی از عوامل ساختاری همچنین بعد اعتماد از عوامل فرهنگی، دارای بیش ترین اهمیت در بین ابعاد دیگر بودند. در انتها هم با توجه به وزن دهی مولفه ها و شاخص های کلیدی در موفقیت مدیریت دانایی در معاونت مورد مطالعه نسبت به ارائه یک الگوی نقشه دانشی در بنیاد شهید و امور ایثارگران اقدام شده است.
<br clear="all" />
مقدمه و هدف پژوهش: کمیته امداد امام خمینی (ره) در اهداف فرهنگی خود به منظور زدودن فقر فرهنگی از خانواده های تحت حمایت و کاهش آثار فرهنگی فقر در جامعه مورد حمایت سال هاست آموزش مهارت های زندگی برای سالم سازی خانواده ها را با اجرای طرح آموزش خانواده جزء برنامه های مهم فرهنگی خود قرار داده است. پژوهش حاضر بر اساس این فرضیه اصلی که طرح آموزش خانواده کمیته امداد امام خمینی (ره) تأثیر بسزایی در توانمندسازی فکری، فرهنگی و معنوی خانواده ها داشته، انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ میزان و درجه کنترل، میدانی و از لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات نیز از نوع تحقیقات توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 822 خانوارهای تحت حمایت عضو طرح نظام جامع آموزشی تربیتی خانواده کمیته امداد امام خمینی (ره) استان البرز بود که با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب و تصادفی 120 نفر از خانواده ها به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. یافته ها: نتیجه بدست آمده از تحقیق نشان دهنده تأثیرگذاری بالای طرح نظام جامع آموزشی و تربیتی خانواده اجراشده در کمیته امداد امام خمینی (ره) استان البرز بر توانمندسازی و ارتقاء سطح آگاهی ها و توانایی های سرپرست و سایر اعضاء خانواده های تحت حمایت است و در ترتیب تأثیرگذاری ابعاد آموزشی دینی (بالا)، رفتاری (بالا)، تحصیلی (متوسط)، اقتصادی (متوسط)، فرهنگی (متوسط) و در آخر بهداشتی (پایین)، ارزیابی گردید. نتیجه گیری: نتایج حاصله از فرضیه های فرعی تحقیق نیز نشان می دهد که آموزش های انجام شده در بعد دینی طرح تأثیر بالایی در توانمندسازی و افزایش نگرش دینی و اعتقادی خانواده ها داشته و این بعد آموزشی جهت دهنده سایر ابعاد است.
مقدمه و هدف پژوهش: این مقاله برآمده از پژوهشی که با روش توصیفی پیمایشی انجام شده است، نظر جامعه نمونه در خصوص وضعیت مؤلفه های هویت ایرانی اسلامی از لحاظ قومی و قبیله ای، ایرانی، دینی (اسلامی)، مذهبی (شیعه) و جهانی جمع آوری، سپس با استفاده از عملیات و محاسبات آماری وضعیت هویت به لحاظ اهمیت و اولویت عضویت در جوامع، ارتباط فرهنگ ایرانی با فرهنگ اسلامی، تعلّق خاطر به هویت ایرانی اسلامی در میان جامعه آماری سنجیده شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر را با توجه به ماهیت تحقیق و موضوعیت یک پژوهش توصیفی تحلیلی است. این تحقیق با استفاده از پرسشنامه انجام شده و محقق در گام نخست اعتبار داده های جمع آوری شده را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محک زده، سپس اطلاعات جمع آوری شده، دسته بندی و تجزیه و تحلیل گردید. در این تحقیق با آزمون نسبت مؤلفه های هویت ایرانی-اسلامی مورد سنجش قرار گرفت و با آزمون فریدمن مؤلفه های هویت ایرانی-اسلامی بر اساس اهمیت و رتبه درجه بندی گردید.
یافته ها: نتایج به دست آمده از تحقیق نشان می دهد اکثر دانشجویان بر این باورند که: فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی عجین شده است و گسترش اسلام در جهان باعث رضایت و خشنودی شان می گردد؛ بین فرهنگ ایرانی و فرهنگ شیعه فاصله ای وجود ندارد و شیعه بودن نشانه ایرانی بودن است؛ احساس تعلّق به هویت ایرانی– اسلامی دارند.
نتیجه گیری: در راستای ارتقاء مؤلفه های هویت ایرانی-اسلامی در میان دانشجویان در محورهای اجرای موارد ذیل پیشنهاد می گردد: حفظوارتقاییکپارچگیبینهویتایرانیواسلامی؛ تأکیدبرباورهایاسلامی، ایرانی،منطقه ای،محلیوقومی؛ تأکیدمتوازنبرتمامیاَبعادهویت ایرانی-اسلامی در دانشگاه؛ بسترسازیبرایتربیت دانشجویانهویتیابوهویتجو در دانشگاه.
مقدمه: امروزه نوع جدیدی از مفهوم رهبری مطرح است که بر ارائه خدمت به دیگران، دیدگاه کلی نسبت به افراد، توسعه فردی و تصمیم گیری مشترک تأکید دارد که تحت عنوان «رهبری خدمتگزار» نامیده می شود. فلسفه رهبری خدمتگزار، خدمتگزاری رهبر، بارآوردن کارکنانی خدمتگزار و ارتقاء خدمت رسانی در سطح جامعه است. هدف این پژوهش، بررسی رابطه ی رهبری خدمتگزار و ابعاد جهارگانه آن با درگیری شغلی در کارکنان بیمارستان های آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی کردستان بود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی و کاربردی بود که به صورت مقطعی در سال 1389 انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل 151 نفر از پرسنل شاغل در بیمارستان های آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه رهبری خدمتگزار و نیز پرسشنامه درگیری شغلی جمع آوری و به وسیله نرم افزارSPSS و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شد. یافته ها: بین رهبری خدمتگزار و چهار بعد آن (خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی) با درگیری شغلی کارکنان در بیمارستان های آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان رابطه ی معنادار و مثبتی با ضریب همبستگی برابر 343.0 وجود داشت و وضعیت رهبری خدمتگزار با میانگین 56.2 و درگیری شغلی با میانگین 78.2 از 4 امتیاز در حد متوسط بود. بحث: نتایج این پژوهش نشان داد که بین رهبری خدمتگزار و ابعاد چهارگانه آن (خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی) با درگیریرشغلی کارکنان رابطه آماری معنادار و مثبت وجود دارد و میزان رهبری خدمتگزار و درگیری شغلی در سطح متوسط قرار داشتند. لذا به منظور ارتقا سطح رهبری خدمتگزار، مدیران باید همواره در خدمتگزاری به دیگران اعم از افراد داخل و خارج از سازمان پیشتاز بوده و خدمت رسانی را از وظایف خود بدانند.
مقدمه: گذار از مدارک پزشکی کاغذی به الکترونیک و توجه به محتوای داده های سلامت در سال های اخیر، از طرفی باعث ایجاد فرصت های جدید برای شاغلین حرفه مدارک پزشکی شده و از طرف دیگر، نیازهای آموزشی جدیدی را برای آنها ایجاد کرده است. هدف این مطالعه بررسی نیازهای آموزشی کارکنان بخش مدارک پزشکی بیمارستان های استان خوزستان بود. روش کا ر: این پژوهش یک مطالعه توصیفی می باشد. جامعه پژوهش را تمامی کارکنان بخش مدارک پزشکی در 52 بیمارستان استان خوزستان تشکیل می دادند. معیار ورود افراد به این پژوهش، اول داشتن رابطه استخدامی و دوم داشتن تحصیلات در رشته مدارک پزشکی بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود . داده های گردآوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی تحلیل گردیدند. یافته ها: در مجموع از دیدگاه کارکنان بیشترین آموزش مورد نیاز، مربوط به مهارت در زمینه استفاده از کامپیوتر و فناوری اطلاعات (70.4 درصد) و کمترین مهارت مورد نیاز، مربوط به مهارت در زمینه ایمنی و سلامت شغلی در مدارک پزشکی (50 درصد) بود. در مقایسه بین سطوح تحصیلی مختلف، در مقطع کاردانی، بیشترین نیاز مربوط به مهارت در زمینه اجرای فعالیت های آماری سلامت (78 درصد)، در مقطع کارشناسی، مهارت در زمینه استفاده از کامپیوتر و فناوری اطلاعات (74 درصد) و در مقطع کارشناسی ارشد، مهارت در زمینه اجرای فعالیت های آماری سلامت در مدارک پزشکی (72 درصد) بود. بحث : نتایج پژوهش نشان داد که همراه با توسعه سیستم های کامپیوتری اطلاعات سلامت، نیازهای آموزشی کارکنان بخش مدارک پزشکی نسبت به گذشته دچار تغییر شده است، و کارکنان بخش مدارک پزشکی نیاز به ارتقاء مهارت های خود در زمینه استفاده از کامپیوتر و فناوری اطلاعات در مدارک پزشکی را احساس می کنند.
مقدمه: سازمان های امروزی استفاده از ظرفیت فراموشی سازمانی را به عنوان یکی از ابزارهای بهبود عملکرد خود مورد نظر قرار داده اند. این پژوهش به دنبال شناسایی نوع رابطه بین فراموشی سازمانی هدفمند، یادگیری سازمانی، ظرفیت مدیریت دانش با عملکرد سازمانی است. روش کار: این تحقیق از نوع کاربردی و پیماشی است و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. در این پژوهش برای ارزیابی مدل ، از تحلیل عاملی تائیدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد و جهت تحلیل داده ها نرم افزار لیزرل به کارگرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش را رؤسا، معاونین، مدیران و سرپرستان بیمارستان های دولتی و خصوصی سطح شهر مشهد تشکیل داده اند. یافته ها: نتایج نشان دهنده این است که فراموشی هدفمند و یادگیری سازمانی بر روی عملکرد سازمانی از طریق ارتقاء ظرفیت مدیریت دانش تأثیر می گذارند که در این میان با توجه به نتایج حاصله از تحلیل عاملی مربوط به بررسی معنی داری روابط بین شاخص ها و عامل ها در سطح معناداری 01. 0 و همچنین پارامتر استاندارد ، شاخص های نادیده گرفتن دانش قدیمی و جایگزینی دانش جدید در شروع فعالیت ، استفاده از مکانیزم های رسمی جهت تسهیم تجارب، وجود فرایندهای منظم و بروز کسب دانش جدید از محیط و رضایت شغلی کارکنان از جمله مهترین عوامل تأثیرگذار بر عملکرد سازمانی است. بحث: یافته های پژوهش حاکی است که مدیران جهت ارتقاء و بهبود عملکرد سازمانی خود باید ظرفیت مدیریت دانش سازمان خود را بالا ببرند که این مهم زمانی اتفاق می افتد که فرایند یادگیری از طریق مدیریت فراموشی سازمانی به شکل پویاتر و مؤثرتری اجرا شود.
مقدمه: مدیریت دانش برای بقاء سازمان در آینده نقشی تعیین کننده دارد. شناسایی فاکتورهای کلیدی اجرای موفق یک پروژه مدیریت دانش و اتخاذ یک رویکرد مناسب می تواند تصمیم گیری در خصوص مدیریت دانش را تسهیل کند. این تحقیق سعی برآن است تا با شناسایی عوامل و شاخص های اجرای اثربخش مدیریت دانش در بیمارستان ها، روابط بین این عوامل از طریق معرفی یک مدل مفهومی و تکنیک تحلیل عاملی تأئیدی بررسی کند . روش کار : روش انجام این تحقیق به دو بخش تقسیم می شود. بخش نخست اکتشافی است. شامل مطالعه نظری و تبادل نظر با خبرگان برای شناسایی شاخص ها. بخش دوم پیمایشی است شامل جمع آوری داده از طریق پرسش نامه و استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری. جامعه آماری تحقیق مدی ر ان و معاونان و پزشکان مسئول بخش های مختلف بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر تهران را شامل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده و ابزار تحلیل، مدل یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار لیزرل بود. یافته ها: نتایج نشان می دهد هر چهار فاکتور شایستگی فرآیندی، شایستگی ساختاری فرهنگی، شایستگی تکنولوژیک به همراه شایستگی مدیریتی در سطح معناداری 0.01 در اجرای اثربخش مدیریت دانش مؤثرند که نقش شایستگی مدیر تعدیل کننده است. در میان شاخص ها نیز وجود اهداف شفاف در شروع پروژه های مدیریت دانش، زیرساخت های فناوری اطلاعات در دسترس، به کارگیری تیم مخصوص پیاده سازی مدیریت دانش و شرکت و حمایت مدیر ارشد بیشترین تأثیر را دارند. بحث: هر چهار عامل در اجرای اثربخش سیستم مدیریت دانش در بیمارستان ها مؤثر هستند و توجه مناسب به همه عوامل می تواند منجر به موفقیت شود. در حالی که تحقیقات قبلی در سازمان های ایرانی نشان می دهد این سازمان ها رشد ناهمگونی در بخش تکنولوژی داشته و به عوامل دیگر بی توجه بوده اند.