در این تحقیق مدلی برای آزمون کارایی بازار سهام ارایه شده است. این تحقیق برای سنجش کارایی بورس اوراق بهادار تهران بهکار گرفته شدهاست. به منظور آزمون کارایی بازار سهام تهران، از شبکههای عصبی استفاده میشودکه قادرند روابط و دینامیک موجود در فرآیندهای پیچیده را آموزش ببینند. پس از شرح در مورد تئوریهای موجود در این زمینه با استفاده از شبکه عصبی به شبیه سازی معاملاتی پرداخته شده است. در این تحقیق ارزش روزانه 2 شاخص در بازه مهر 1383 تا اسفند 1385بهکار گرفته شدهاست. نتایج زیادی با بهکارگیری سیستم پیشبینی و معاملاتی بهدست آمده است که در آن از 4 حد آستانه و 4 سطح هزینه معاملاتی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که در اغلب موارد شبکه عصبی توانسته است بازده بالاتری نسبت به روش خرید و نگهداری بهدست آورد. این امر بیانگر آن است که بازار سهام احتمالاً در شکل ضعیف ناکارا است. برای اعتبار سنجی مدل از «آزمون گردش» استفاده شده که نتایج این آزمون نیز یافتههای مدل را تأیید کرد. در نهایت در این تحقیق راهکارهای ارتقاء کارایی بازار سهام ارایه شده است.
بانکها بیشک در اقتصاد ایران همچون سایر کشورها به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای واسطهای در جایگاه سازمانهای مالی، دولت را در اجرای سیاستهای پولی( انبساطی و انقباضی) یاری میکنند. این سازمانها که در تقسیم بندی بخشهای اقتصادی در بخش خدمات هستند، در ارتباط مستقیم با نیروی انسانی و مشتریان قرار دارند، به عبارت دیگر مشتری و عامل انسانی چه درقالب خدمت گیرنده و چه در قالب خدمت دهنده عامل حیات و بقای آن است، لذا بهینه سازی سیستم خدمت دهی بانکها میتواند در محیط رقابتی امروز با افزایش رضایت مشتریان و کاهش هزینهها باعث ایجاد مزیت رقابتی برای آنها گردد. سیستم کارمند- تحویلداری یکی از طرحهائی است که در راستای تکریم ارباب رجوع و با هدف جلب هر چه بیشتر رضایت آنها طراحی شده است. از این رو رفع نقاط ضعف آن میتواند سر آغاز حرکت به سمت مشتری مداری و موفقیت سیستم بانکی شود. در این تحقیق سعی بر این بوده که از طریق بکارگیری تکنیکها و مدلهای صف به ارزیابی عملکرد سیستم کارمند – تحویلداری در بانک سپه به لحاظ پارامترها و شاخصهای تئوری صف(معیارهای زمانی، معیارهای تجمعی و شاخص بهره وری) پرداخته و عملکرد سیستم مذکور با سیستم قبلی(تحویلداری) مقایسه شود. برای این مهم با ارائه مقدمهای کوتاه به تشریح مبانی نظری و متدولوژی تحقیق پرداخته و در ادامه با استناد به مبانی نظری، اقدام به پردازش دادهها از طریق بکارگیری تکنیکهای آماری و مدلهای مورد استفاده در تئوریهای صف شده و پس از انطباق اطلاعات بدست آمده از طریق پردازش دادهها با فرضیات و اهداف مورد نظر به آنالیز دقیق سیستمهای تحویلداری و کارمند – تحویلداری، ارائه نتایج و پیشنهادات پرداخته شده است.
مدیریت منابع انسانی را شناسایی ، انتخاب ، استخدام ، تربیت و پرورش نیروی انسانی به منظور نیل به اهداف سازمان تعریف کرده اند . یکی از وظایف مدیریت منابع انسانی طراحی سیستم حقوق و دستمزد است . تعیین میزان حقوق و دستمزدی که سازمان به کارکنان خود بپردازد یکی از مهمترین جنبه های مدیریت منابع انسانی است . ...
بی تردید در عرصه نوین رقابت میان شرکتها، بدست آوردن یا از دست دادن حتی یک مشتری نیز حائز اهمیت است. تعدد شرکتها و رقابت، آنها را ناگزیر می سازد تا جهت دستیابی به گروهی از مشتریان تلاش نمایند، چرا که دستیابی به تمام مشتریان در این رقابت شدید غیر ممکن شده است. بدین ترتیب شرکتها احساس می کنند به تقسیم بازار و بخش بندی نیاز دارند. البته اصل این نیاز از گذشته...
در بیماران اورژانسى، کیفیَت درمان مبتنى برشواهد و اطلاعات، عامل تعیین کننده براى حیات یا مرگ یا ازکارافتادگی در طول زندگى مى تواند باشد. در همین راستا با توجَه به اهمیَت اطلاعات در تصمیم گیرى به موقع و ارائه ی برنامه ی درمانی مناسب براى بیماران این سؤال پیش مى آید که آیا در مراکز حسَاسى مانند اورژانس که با زندگى و مرگ افراد سر وکار دارند نظام مدیریَت اطلاعات براى پاسخگویى به موقع و کافى به نیازهاى اطلاعاتى متفاوت کادر پزشکى در اورژانس چگونه عمل مى کند ؟ این تحقیق به منظور شناسایی نظام مدیریَت اطلاعات سلامت دربخش های اورژانس بیمارستان هاى تابعه دانشگاه علوم پزشکى استان اصفهان انجام شد. روش بررسی :نوع مطالعه مشاهده ای؛ و جمعیَت مورد مطالعه بیمارستان هاى دانشگاه علوم پزشکى اصفهان بود. ابزار جمع آورى اطلاعات چک وارسی نامه ای ست که بر اساس استانداردهاى کمیسیون مشترک اعتباربخشى مؤسسات بهداشتى درمانى(Joint Commission of Accreditation of Healthcare Organization) و سؤالات محقَق ساخته تهیه شد، و پس از سنجش روایى و پایایى آن در شش بیمارستان استان اصفهان تکمیل شد . براى دستیابی به اهداف و پاسخ به سؤالات پژوهشى از توزیع فراوانى و درصد استفاده شد و کلیه تجزیه و تحلیل ها با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت . یافته ها : بیشترین میزان ثبت کامل؛ داده های هویَتی در پرونده ی بیماران اورژانسی (1/98درصد) مربوط به بیمارستان الزهرا(س) و کمترین آن (3/83 درصد) در بیمارستان آیت اله کاشانی بوده است (P<001). داده های آماری در 8/70 درصد اورژانس بیمارستان های مورد مطالعه جمع آوری و ثبت می شود .توزیع فراوانی نحوه ی ذخیره سازی و بازیابی داده های اورژانس در بیمارستان های مورد مطالعه نشان دادکه در 50 درصدموارد ذخیره و بازیابی داده ها به طور مناسب انجام می شود . در 8/64 درصد بیمارستان ها هیچ تحلیلی بر روی داده های اورژانس انجام نمی گیرد و آمار تنها به صورت خام استفاده شده و بر نتایج بازیابی شده تحلیلی صورت نگرفته است . در 6/66 درصد موارد نحوه ی واگذاری داده ها در اورژانس بیمارستان های مورد مطالعه مناسب بود . نتیجه گیری : در اورژانس بیمارستان های مورد مطالعه مدیریَت بخش مدارک پزشکى مطلوب و کمترین درصد مطلوبیَت مربوط به جمع آوری داده ها ست .نتایج تحقیقی که در اورژانس بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده ، با برخى از نتایج این تحقیق متفاوت است، و میزان ثبت اطلاعات توسط کادر پذیرش در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از وضعیت بهتری نسبت به آنها برخوردار بود.
"ایجاد و حفظ مزیت رقابتی برای سازمانها در قرن بیست و یکم، مستلزم شناخت تغییرات تأثیرگذار برسازمان، چابکی و انعطاف در مواجهه با تغییرات و افزایش قابلیتها در ارتباط با تقاضاهای متنوع مشتریان است و تنها سازمانهای یادگیرنده این¬گونه¬اند.
سازمانها به منظور یادگیرنده شدن، فرایند چهار مرحله¬ای شناسایی و خلق اطلاعات، تعبیر و تفسیر و تبادل اطلاعات، کاربرد عملی اطلاعات/ تولید دانش و نهادینه¬کردن دانش را به کار می¬گیرند و اجرای چنین فرایندی نیازمند بستر مناسب سازمانی است. سازمانهایی که ویژگیهای خاصی را در رهبری، نیروی انسانی، طرح سازمانی، فرهنگ و مأموریت و استراتژی خود ایجاد می کنند، زمینه را برای یادگیرنده شدن فراهم می سازند.
نوآوری تحقیق در این است که سطوح یادگیرندگی سازمانها را براساس دو سنگ بنای فرایند یادگیری و ویژگی سازمانهای یادگیرنده تعیین می¬کند و یافته¬های پژوهش نشان می دهد که شرکتهای قطعه¬سازی خودرو از نظر سطح یادگیرنده¬بودن با یکدیگر متفاوتند و می¬توان آنها را با توجه به میزان تأکید و استفاده آنها از داده، اطلاعات و دانش بترتیب به سازمانهای داده مدار، اطلاعات مدار و دانش مدار تقسیم کرد. هر سازمان با توجه به اینکه تا چه مرحله از فرایند یادگیری سازمانی را به کار گرفته است و به چه میزان ویژگیهای سازمان یادگیرنده را به دست آورده است، در یکی از سطوح یادگیرندگی سازمانها قرار می¬گیرد."