یکی از معضلاتی که بسیاری از سازمان های کشور ( دولتی و غیر دولتی ) با آن روبرو هستند ، انجام پروژه های مختلفی است که بعضا با یکدیگر هم افزایی لازم را ایجاد نکرده و سازمان ها را با انبوهی از پروژه ها در حوزه های مختلف غرق ساخته و هزینه های زیادی بدون ایجاد ارزش مطلوب بدنبال دارند . حتما با سازمان های مختلفی روبرو شده اید که تقریبا تمامی یا قسمت اعظمی از مباحث مدیریتی و مهندسی روز دنیا به صورت همزمان در قالب پروژه های مختلف در آن ها در جریان باشد ...
نظام پیشنهادها یک نظام مدون براى به کارگیرى ایده ها ی کارکنان و بهبود فعالیت هاى سازمانى است. نظام ارایه ی پیشنهادها به دلیل برخى خصوصیات و مزیت هاى ذاتى آن ، در حال حاضر یکى ازمناسب ترین ،مطمئن ترین و قابل دسترس ترین برنامه هاى مشارکت جو در کشورمان به شمار مى آید. با اجراى نظام مدیریَت مشارکتى انگیزه ی بهبود وتحول در همه افراد سازمان فراگیر مى شود و عملکرد کارکنان و ادارات دولتى بهبود مى یابد. این پژوهش با هدف ارزیابی مقبولیت نظام پیشنهادها و تاثیر اجرای یک ساله ی آن در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت. روش برررسی: این پژوهش یک مطالعه ی مقطعى -توصیفى ، مداخله اى و کاربردى بود که در دانشگاه علوم پزشکى تبریز انجام گرفت .در این مطالعه ابتدا نظام پیشنهادها و اساسنامه اجرایى آن بر اساس مطالعه متون علمى و استفاده از تجربیات سازمانهاى مختلف طراحى شد سپس این نظام به صورت پایلوت به مدت یکسال اجرا شد ، در خاتمه نتایج مداخله بر اساس جمع آورى و تحلیل تعداد پیشنهادهای رسیده و پذیرفته شده استخراج گردید سپس با با استفاده از ابزار پرسشنامه خود ساخته که روایى و پایایى آن مورد تایید قرار گرفته بود نظر کلیه مدیران و کارشناسان درگیر دراین مداخله در مورد تاثیر اجراى نظام پیشنهادها ، جمع آوری و اطلاعات به دست آمد؛و با استفاده از نرم افزار SPSSو Access جمع بندی و تجزیه و تحلیل شد . یافته ها : نتایج حاصل از یک سال فعالیت این شورا ، نشان مى دهد که سرانه ی پیشنهاد در دانشگاه علوم پزشکى تبریز 45/0 و درصد پیشنهادهای پذیرفته شده 7/15درصد کل پیشنهادهای ارسالى و درصد پیشنهادهای اجرا شده 21 درصد پیشنهادهاى مصوب است که نسبت به سازمان هاى مشابه استقبال ضعیفى را نشان مى دهد . اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه هاى نظر سنجى از مدیران و کارشناسان نشان مى دهد که پیشنهادهاى واصله به شوراى پذیرش و بررسى پیشنهادهاى دانشگاه می تواند باعث صرفه جویى در زمان انجام امور و همچنین صرفه جویى در منابع شود(p value 0/99).. همچنین اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه هاى نظر سنجى از مدیران و کارشناسان نشان می دهد که پیشنهادهاى واصله در بهبود روش هاى انجام کار و همچنین بهبود روابط و مناسبات سازمانى و انسانى تاثیر گذارنبوده است(p value 0/99). نتیجه گیرى : با توجه به نتایج به دست آمده از این |پژوهش و مقایسه با نتایج به دست آمده در سایر سازمان ها مى توان نتیجه گیرى کردکه گرچه اجراى نظام پیشنهادها در سازمان ها ضرورى ست لیکن تغییر فرهنگ سازمانى و ایجاد محیط مناسب در سازمان قبل از اجراى آن نباید نادیده گرفته شود بهترین راه براى اجراى موفق این شیوه ی توسعه سازمانى و افزایش آگاهى مدیران و کارکنان در مورد مزایاى این شیوه ی مدیریَتى است.
"با آغاز هزاره سوم میلادی و گذشت حدود سیصد سال از انقلاب صنعتی، حوزه عمل و رقابت بنگاهها در مقیاس جهانی گسترش پیدا کرد. صنعت خودروی ایران با بیش از چهل سال قدمت و تخصیص 5/2 درصد درامد ناخالص ملی، 20 درصد ارزش افزوده در بخش صنعت و 54/2 درصد سرمایه گذاریهای کشور به خود، طی سالهای اخیر رشدی معادل 30 درصد را تجربه کرده است، اما تاکنون نتوانسته است تا حضوری شایسته در بازارهای جهانی داشته باشد. آیندهنگری ایجاب میکند تا برای پیشگیری از وقوع آینده محتمل، توانایی استراتژیک این صنعت برای حفظ بازار داخلی و ورود به بازار جهانی مستمراً ارزیابی شود. بررسی نظریههای موجود در خصوص دادوستد بینالمللی و مدلهای بینالمللی شدن بنگاهها نشان میدهد که اغلب این نظریهها براساس مفروضات پایهای بازار رقابتی کشورهای توسعه یافته غربی و بر اساس مطالعات انجام شده روی شرکتهای غول آسای چند ملیتی تدوین شدهاند و هر یک از آنها از زاویه دید یک سطح تجزیه و تحلیل (بنگاه، صنعت، کشور و محیط بینالمللی) به موضوع پرداختهاند. بنابراین به نظر میرسد هیچ یک از آنها بتنهایی از تعمیمپذیری کاملی برای تعیین توان استراتژیک بنگاههای فعال در کشورهای در حال توسعه که در تلاش برای ورود به بازارهای جهانی هستند، برخوردار نمیباشند.
هدف از این مقاله ارائه یک مدل مفهومی برای تعیین الگوی استراتژیک ورود بنگاههای فعال در کشورهای در حال توسعه به بازار جهانی است. این مدل در برگیرنده چهار سطح تجزیه و تحلیل (بنگاه، صنعت داخلی، سیاستهای توسعه مزیت رقابتی ملی و روابط با بازیگران جهانی) میباشد. الگوی مفهومی ارائه شده در این مقاله آثار چهار متغیر مستقل «فضای درونی بنگاه»، «ساختار صنعت داخلی»، «مشخصات و ویژگیهای فضای رقابتی ملی» و «روابط بنگاه با بازیگران بینالمللی صنعت» را بر «توان استراتژیک بنگاه برای جهانی شدن و ورود به بازار جهانی در یک چارچوب واحد منسجم کرده است و نشان میدهد که چگونه توان استراتژیک بنگاه برای جهانی شدن تابعی از شایستگی محوری بنگاه و همافزایی ساختار صنعت داخلی، هم افزایی فضای رقابتی ملی و هم افزایی مزیت مشارکتی حاصل از روابط بینالمللی بنگاه با بازیگران جهانی صنعت میباشد."
مطرح شدن رویکردهای گوناگون در زمینه بالندگی سازمانی، این پرسش اساسی را به وجود میآورد که در چه شرایط سازمانی، کدام رویکرد برای ایجاد تحول در سازمان اثربخش است؟ به منظور پاسخ به این سؤال اساسی، رویکردهای تحول سازمانی، بررسی و در سه گروه جای داده میشوند. گروه اول، رویکردهایی است که تحول سریع و از بالا به پایین و به کارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی را برای دگرگونسازی و بالندگی سازمان لازم میشمرند. نمونه بارز این گروه از رویکردها، مهندسی مجدد فرایندهای کاری است. گروه دوم، رویکردهایی است که به بهبود دائم فرایندها تأکید دارند و توجه به کیفیت فراوردههای صنعتی و خدماتی سازمان را از طریق برنامهریزی بهبود کیفیت حیاتی میشمرند. نمونه مهم این گروه از رویکردها، مدیریت کیفیت فراگیر است. گروه سوم به تغییر تدریجی از طریق یادگیری سازمانی به منظور آمادگی سازمان برای مقابله با هرگونه تحول محیطی توجه میکنند. سازمانهای یادگیرنده از نمونههای بارز این گروه از رویکردها میباشند.. پس از این دستهبندی با توجه به شاخصهای مهم تحول سازمانی، یعنی وضعیت مالی، بازار و مشتری، الگویی برای شرایط استفاده از هر رویکرد ارائه میشود. براساس این الگو، پس از تحلیل مالی، تحلیل بازار و تحلیل مشتری با توجه به عوامل مهم موفقیت که در راهبرد سازمان مشخص شده، معلوم میشود که باید از کدام رویکردهای تحول استفاده شود تا اثربخشی بیشتری به دست آید. این الگو از طریق مورد کاویهایی که در شرکتهای ایرانی انجام پذیرفته است، مورد آزمون قرار میگیرد.
بیمارستان ها از منابع تولید زباله در شهرها به حساب مى آیند. بخش مهمى از مواد زاید بیمارستان ها را زباله هاى مخاطره آمیز تشکیل مى دهد. اگر جداسازى، جمع آورى، حمل و دفع آن به صورت مناسب انجام نگیرد، نه تنها سبب لطمه به سلامتى کارکنان و بیماران خواهد شد بلکه به صورت غیرمستقیم بر سلامتى انسان ها و جامعه اثر سوء خواهد داشت. بر همین اساس مدیریت زباله در بیمارستان هاى بوکان، مهاباد، میاندوآب، سقز مورد بررسى قرار گرفت.
روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفى به وسیله یک وارسى نامه (چک لیست) و مشاهده مستقیم در سال 1384 صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه بیمارستان هاى عمومى شهرهاى بوکان، مهاباد، میاندوآب و سقز مى باشد.
یافته ها: یافته هاى این پژوهش نشان داد على رغم این که جداسازى زباله صورت مى گرفت ولى جداسازى به صورت کامل و 100 درصد نبود. در بعضى مواقع زباله ها به صورت مختلط بودند. حمل زباله در 75درصد موارد به وسیله تریلى و در 25درصد موارد به وسیله چرخ دستى بود. 50 درصد بیمارستان ها داراى زباله سوز بودند. اما در این بیمارستان ها براساس مشاهدات کیفیت کار زباله سوزها زیاد مطلوب نبود. در 25 درصد موارد زباله هاى عفونى به صورت جداگانه و در 25 درصد موارد جهت سوزاندن به بیمارستان دیگر منتقل مى شد. در هیچ کدام از بیمارستان ها سیستم سرماساز براى زباله ها وجود نداشت و در همه بیمارستان ها نحوه انتقال زباله به خارج از بیمارستان در 50 درصد موارد توأم با سایر زباله هاى شهرى توسط شهردارى دفن مى شد و در 50 درصد موارد نیز به صورت جداگانه دفن مى شد.
نتیجه گیری: نظارت مستقیم و مداوم بر مدیریت زباله هاى بیمارستانى داراى اهمیت ویژه اى ست و بر همه مسوولان است که با تدابیر ویژه به اهمیت موضوع پى برده و آن را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند. "
پژوهش حاضر به تحلیل هزینه- اثربخشی منابع الکترونیکی در کتابخانههای تخصصی شهر تهران پرداخته و درصدد پاسخگویی درباره نوع، هزینه، و اثربخشی منابع الکترونیکی در کتابخانههای مذکور میباشد. روش پژوهش مورد استفاده، روش پیمایشی از نوع ارزشیابی است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه و جامعه مورد پژوهش، 63 کتابخانه تخصصی مستقر در شهر تهران است. تحلیل دادهها با روشهای آماری توصیفی و استنباطی با استفاده از نرمافزار آماری اسپیاساس انجام شده. نتایج نشان داد که کتابخانههای مورد پژوهش از 9 نوع منبع الکترونیکی برخوردارند که بیشترین درصد برخورداری مربوط به اینترنت با 4/21% و کمترین درصد برخورداری مربوط به چندرسانهایها با 2/7% میباشد. 1/84% کتابخانهها از بودجه سالانه برای خرید منابع الکترونیکی استفاده میکنند. 5/36% کتابخانهها هزینه هر بار استفاده از منابع الکترونیکی؛ 6/25% آنها هزینه ذخیره و انتقال منابع مذکور، و 3/33% کتابخانههای مورد مطالعه، میزان هزینه به ازای هر استفادهکننده را در حد «کم» ارزیابی کردهاند. بنابراین نتایج هزینه خرید منابع الکترونیکی در حد کمی قرار دارد. 1/65% کتابخانهها میزان برآورده شدن نیازهای اطلاعاتی کاربران توسط منابع الکترونیکی، 6/55% آنها میزان دسترسی کاربران به اطلاعات روزآمد و 2/49% کتابخانههای مورد مطالعه میزان دسترسی به اطلاعات دقیق را در حد «زیاد» ارزیابی کردهاند. با توجه به نتایج بهدست آمده، اثربخشی منابع الکترونیکی در حد «زیاد» میباشد.