در دهه های اخیر به تناسب پیشرفت فناوری اطلاعات و کاربری آن در عرصه های مختلف، الگوها و مدل های متعددی در حوزه پذیرش فناوری پدید آمده است. نتایج پژوهشهای انجام شده نشان می دهد که این مدل ها در زمینه مطالعه فناوری های مختلف و پذیرش آنها، عملکردهای متفاوتی دارند. هدف اصلی این مقاله، مقایسه تحلیلی سه مدل تئوری عمل مستدل، تئوری رفتار برنامه ریزی شده و مدل پذیرش فناوری با تاکید بر پذیرش بانکداری اینترنتی است. مدل های مزبور بر مبنای سه معیار توانایی پیش بینی قصد استفاده، میزان تبیین واریانس قصد استفاده و برازش کلی مدل ها با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری لیزرال و آنالیز رگرسیون در این مطالعه نشان داد که از نظر هر سه معیار، تئوری رفتار برنامه ریزی شده در مقایسه با دو مدل دیگر از عملکرد بهتری برخوردار است.
آینده نگاری به توانایی انسان در تصور کردن مسایل احتمالی آتی گفته می شود و تا باعث پیشرفت می شود. آینده نگاری فرآیندی نظام مند است که به شناسایی فرصتها و نیازهای آینده کمک می کند و سازمانها را در اتخاذ تصمیمات بلندمدت یاری می رساند. نکته حایز اهمیت در آینده نگاری، انجام مطالعات بر اساس چارچوب و فرآیندی ساختار یافته است. این مقاله، تلاش دارد تا با استفاده از روش فراترکیبی، چارچوب فرایندی مناسبی را برای اجرای مطالعات آینده نگاری پیشنهاد دهد. بدین منظور، هفت چارچوب آینده نگاری ارایه شده توسط پژوهشگران و صاحبنظران این حوزه بررسی و چارچوب جدیدی برای مطالعه آینده نگاری بدست آمده است. تفاوت چارچوب ارایه شده با دیگر چارچوبها، ارایه گام هایی جامع تر و توجه به روند زنجیره ارزش اطلاعات است. علاوه بر آن توجه به تاثیر بافتار داخلی و خارجی بر مطالعه آینده نگاری نیز وجه تمایز دیگر این چارچوب می باشد. در نهایت چارچوب پیشنهادی با استفاده از نظرسنجی از خبرگان مورد ارزیابی و تایید قرار گرفته است.
این مقاله، با هدف بررسی ارتباط بین نوع نگرش اعضای هیات علمی با میزان تناسب آنها با دانشگاه به آزمون پنج فرضیه می پردازد. جامعه آماری این مقاله، شامل 393 نفر از اعضای هیات علمی تمام وقت دانشگاه شهید باهنر کرمان، در سال 1385 بوده که بر اساس مطالعه مقدماتی و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای، تعداد 205 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با پرسشنامه صورت گرفته است. در پرسشنامه از اعضای هیات علمی خواسته شد تا میزان تناسب خود را با دانشگاه بر اساس پنج معیار سازگاری اهداف، سازگاری ارزش ها، سازگاری شخصیت، سازگاری محیط کاری و سازگاری مهارت، توانایی و دانش (KSAs) مشخص کنند. همچنین در پرسشنامه با طرح سوال هایی میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی آنها به عنوان مولفه های نگرش سازمانی سنجیده شده است. نتایج حاصله، به طور کلی بر وجود سطح قابل قبولی از تناسب میان اعضای هیات علمی و دانشگاه مورد مطالعه تاکید داشته اند و در نهایت، تاثیر درجه تناسب فرد- سازمان بر نگرش اعضای هیات علمی را مورد تایید قرار داده اند. آنچه از نتایج بر می آید این است که میزان درجه تناسب فرد- سازمان می تواند پیش بینی کننده مناسبی برای نگرش سازمانی اعضای هیات علمی دانشگاه باشد.
هدف این مقاله بررسی دیدگاه های سرمایه گذاران حرفه ای و غیر حرفه ای در خصوص اثر بخشی هیات مدیره و اثرات آن بر قضاوت و تصمیمات سرمایه گذاری آنها است. بنابر طبیعت و ماهیت طرح، از روش تجربی استفاده شده است. در چارچوب این روش، طرح پژوهش شامل ارایه یک وضعیت ثابت از سناریوی مالی یک شرکت و در دو وضعیت از اثربخشی هیات مدیره (قوی و ضعیف) می باشد که بین سرمایه گذاران به صورت پرسشنامه توزیع و فرضیه های پژوهش با انواع مدلهای آماری تست شده است. متغیرهای: اثر بخشی هیات مدیره، نوع سرمایه گذار، عملکرد مالی و وضعیت مالی، به عنوان متغیرهای مستقل در حالی که ریسک سرمایه گذاری و مبلغ سرمایه گذاری بعنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده است. آزمون T-Test برای مقایسه میانگین زوجها و مقایسه میانگین دو نمونه مستقل بکار گرفته شده است. و در ادامه، همبستگی بین متغیرهای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون ارایه و برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره به روش حداقل مربعات معمولی (OLS) استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که برداشت سرمایه گذاران از اثربخشی هیات مدیره ارتباط معنی داری با قضاوت آنها در رابطه با ریسک سرمایه گذاری ندارد. همچنین برداشت سرمایه گذاران از اثربخشی هیات مدیره رابطه مثبت (مستقیم) با میزان سرمایه گذاری آنها دارد. و در نهایت رابطه بین اثربخشی هیات مدیره و قضاوتهای سرمایه گذاری در رابطه با سرمایه گذاران حرفه ای و غیرحرفه ای مشابه می باشد.
پدیده تأمین اجتماعی از دو بخش شناخته شده بیمه اجتماعی و حمایت اجتماعی تشکیل شده و ساز و کارهای حاکم بر این دو بخش کاملاً با هم متفاوت است. سازمان ملل متحد توسعه تأمین اجتماعی را الزام کلیه دولتها تلقی کرده و اعلامیه جهانی حقوق بشر برخورداری از آن را حق کلیه اعضای جامعه میداند. مقاوله نامه ۱۰۲ دفتر بین المللی کار ویژگیهای اصلی آن را تعریف کرده و استانداردهای حداقل را توصیف نموده است. بخش اعظمی از جمعیت جهان از حفاظتهای اجتماعی برخوردار نبوده، یا برخورداری جزیی دارند. این امر در کشورهای در حال توسعه شدیدتر است. شاغلین بخش غیررسمی اقتصاد به دلایل متعددی از پوشش تأمین اجتماعی خارج هستند و مهمترین علت آن وجود مشکل در جمع آوری سهم مشارکت کارگر و کارفرماست.
دگرگونی حاکم بر سازمان ها با سرعت و رشد بسیار زیادی در حال شکل گیری و شکوفایی می باشد و در جهان امروز فناوری های نوین در حال پیشرفت و تکامل چشم گیری است. سازمان هایی می توانند در جهان امروز در عرصه رقابت باقی بمانند که بتوانند منابع انسانی خود را که رکن اصلی سازمان ها می باشد را با این تغییرات شتابان هماهنگ نمایند، شایان ذکر است که آموزش نقش اصلی را در این تغییرات بر عهده دارد و سازمان ها باید تلاش کنند تا با آموزش دانش کارکنان خود را منطبق با تغییرات شتابان جهانی افزایش دهند.
تجربه، جوهر یادگیری سازمانی است که از موفقیت ها و شکست ها حاصل می شود و مستندسازی تجارب یکی از منابع اساسی توسعه و انتقال دانش و تجربه محسوب می شود. نظام علمی مستندسازی تجربه ها و مستندسازی تجارب مدیران ایرانی، نوید بخش مدیریت دانش بومی است. مدیران عالی بخش دولتی و خصوصی از تجارب مدیریتی ارزنده ای برخوردارند که مستندسازی آن ها بر غنای مدیریت در ایران می افزاید. برای تحقق این امر مهم، باید عوامل رفتاری و فرهنگی مستندسازی تجارب مدیران و سازوکار های ثبت تجربه را شناسایی کرد که این مقاله به این امر می پردازد. ابتدا ضمن مروری مختصر بر ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی، متغیرهای پژوهش شناسایی شده و سپس با استفاده از روش پیمایشی، آراء و نظر خبرگان و صاحبنظران اخذ گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در پایان با توجه نتایج حاصل، پیشنهادهای لازم ارائه شده است.