هدف این پژوهش، بررسی نحوه ی تأثیرگذاری کیفیت گزارشگری مالی بر پراکندگی بازده غیرعادی سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.بر اساس ادبیات، کاهش در کیفیت گزارش گری مالی موجب افزایش نوسان بازده ی غیرعادی سهام شرکت ها می شود(Rajgopal and Venkatachalam ,2011,1). در این پژوهش، داده ها به صورت سالانه و برای دوره ی زمانی 1386الی 1388 مورد بررسی قرار گرفته اند. به منظور اندازه گیری کیفیت گزارشگری مالی از سه معیار کاهش در کیفیت اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری و مجذور اقلام تعهدی اختیاری استفاده و پراکندگی بازده ی غیرعادی سهام نیز از طریق واریانس بازده ی غیرعادی ماهانه سهام اندازه گیری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هموارسازی سود با استفاده از اقلام تعهدی کل و اقلام تعهدی اختیاری توسط بازارهای سهام درک و باعث افزایش واریانس بازده ی غیرعادی سهام شرکت ها می شود
در مقابل تئوری های اقتضایی در مدیریت استراتژیک منابع انسانی که بر بهترین هماهنگی میان استراتژی های سازمان و استراتژی منابع انسانی برای دستیابی به عملکرد موفق تر تاکید می کنند، در رویکرد جهان شمول در مدیریت استراتژیک منابع انسانی مطرح می شود که به کارگیری بهترین اقدامات مدیریت منابع انسانی همواره می تواند موفقیت سازمان ها را تضمین کند.
با توجه به بدیع بودن رویکرد جهان شمول، این مطالعه درصدد آزمون این رویکرد و شناخت بهترین اقدامات احتمالی مدیریت منابع انسانی در میان 100 شرکت برتر بورس اوراق بهادار تهران می باشد. یافته های پژوهش رویکرد جهان شمول را تایید کرده است و نتایج نشان می دهد که در شرکت های بورس اوراق بهادار تهران، شرکت هایی که استراتژی تسهیل سازی در مدیریت منابع انسانی را به کار گرفته اند و اقدامات خاصی را برای منابع انسانی خویش برنام ریزی کرده اند، عملکرد مطلوب تری را نشان داده اند.
از آنجا که امروزه یکی از درآمدهای مهم دولت از مالیات تامین می شود. بنابراین میزان وصول درآمدهای مالیاتی پیش بینی شده و اتخاذ سیاستهای لازم برای افزایش ان با در نظر گرفتن ارزش فعلی بسیار مهم می باشد. با توجه به قابلیتهای روش زنجیره های مارکف در شناخت فرآیندهای احتمالی و روش برنامه ریزی دینامیک، در این مقاله با ترکیب این دو روش و اطلاعات مالیات دریافتی کشور طی سالهای 88 -84، الگوی مناسبی جهت سیاست بخشودگی مالیاتی ارائه شده است. نتایج کاربرد این روش نشان داد با توجه به اطلاعات دوره های قبل، میزان عدم وصول درآمدهای مالیاتی 6714 میلیارد ریال بوده است که با اعمال 2% بخشودگی به مشتریان و در نظر گرفتن ارزش فعلی مالیات دریافتی، عدم وصول مالیات به 3108 میلیارد ریال کاهش خواهد یافت یا به عبارتی درآمد حاصل به میزان 3606 میلیارد ریال افزایش خواهد یافت. علاوه بر این از آنجا که فرآیند دریافت درآمدهای مالیاتی دارای دوران گذار می باشد، با در نظر گرفتن این وضعیت در طول دوره و تنزیل آن بر اساس ارزش فعلی، ارزش جریانات نقدی آینده درآمد مالیات دریافتی برابر با 16034 میلیارد ریال خواهد شد. در نهایت با استفاده از روش برنامه ریزی پویا، شاخص بخشودگی مالیاتی در نقطه سربسر مشخص گردید. بر این اساس در حالتی که ارزش عامل تنزیل کمتر از 22% باشد، سیاست مطلوب دولت برای افزایش مالیات دریافتنی، عدم ارائه تخفیف به مشریان می باشد و در صورتی که عامل تنزیل بیش از 22% باشد سیاست مطلوب ارائه بخشودگی به مشتریان خواهد بود.
مطاله حاضر به بررسی تاثیر پذیری مدیریت دانش از فرهنگ سازمانی و رابطه آن با پرورش کارکنان دانشی در سازمان های دولتی می پردازد. در این مطالعه برای بررسی مدیریت دانش از مدل عمومی دانش در سازمان و همچنین از مدل هالس استفاده شده است. روش تحقیق توصیفی بوده و برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی مدل دنیسون(٢٠٠٦) و مدیریت دانش (١٣٨٨) استفاده شد. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه کارکنان سازمان های دولتی و ادارات کل استان آذربایجان غربی می باشد که چهار سازمان بازرگانی٬ دارایی٬ مسکن و شهرسازی و صنایع انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد، فرهنگ سازمانی بر ابعاد مدیریت دانش تاثیر می گذارد که بیشترین تاثیر را بر بعد بکارگیری دانش خواهد داشت. این مطالعه پیشنهاد می نماید برای پرورش کارکنان دانشی در سازمان، لازم است، ذخیره سازی دانش و توزیع آن در حد بالایی مورد توجه قرار گیرد.
جرالد زالتمن؛ دریافت مدرک لیسانس از کالج بیتس (Bates)، اخذ مدرک MBA از دانشگاه شیکاگو، دریافت مدرک دکتری در رشتهی جامعه شناسی از دانشگاه جان هاپکینز، 7 سال تدریس در دانشگاه نورث وسترن، 16 سال تدریس در دانشگاه پیتزبرگ و 20 سال تدریس در دانشگاه هاروارد.
اگر فکر میکنید تمام این افتخارات نمیتوانند متعلق به یک نفر باشند، لازم است هر چه زودتر با پروفسور جرالد زالتمن آشنا شوید. فردی که از سال 1968 تا به امروز در بالاترین رده های دانشگاهی دنیا تدریس کرده ولی هیچ گاه خود را به تدریس محدود نکرده است. در حقیقت آنچه پروفسور زالتمن را از سایر اساتید و صاحبنظران بازاریابی جدا میکند استفادهی کاربردی وی از مباحثی است که دیگر اساتید فقط به تعاریف آنها در کلاس بسنده میکنند.
این تحقیق به بررسی رابطه اقلام تعهدی اختیاری و محافظه کاری حسابداری در بازار سرمایه ایران پرداخته شده است. در این تحقیق اقلام تعهدی به دو جزء اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری تقسیم شده و با استفاده از مدل جونز اندازه گیری شده اند.جهت آزمون رابطه ی اقلام تعهدی (اعم از اختیاری و غیراختیاری) با محافظه کاری از مدل باسو استفاده شده است. فرضیه های تدوین شده در این تحقیق به شرح ذیل است:
فرضیه اول: اقلام تعهدی اختیاری با محافظه کاری حسابداری رابطه معنا دار دارد.
فرضیه دوم: اقلام تعهدی غیر اختیاری با محافظه کاری حسابداری رابطه معنا دار دارد.
فرضیه سوم: اقلام تعهدی اختیاری و اقلام تعهدی غیر اختیاری به یک اندازه محافظه کاری حسابداری را تبیین می کنند. با توجه به فرضیه های فوق، اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری متغیر های مستقل و محافظه کاری متغیر وابسته خواهد بود. بر اساس یک نمونه متشکل از 720 سال – شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1378 تا 1386، نتایج حاکی از آن بود که اقلام تعهدی اختیاری با محافظه کاری حسابداری رابطه معنا دار دارد. از سوی دیگر بررسی های انجام گرفته در این مطالعه، حاکی از عدم وجود رابطه معنا دار بین اقلام تعهدی غیراختیاری و محافظه کاری حسابداری است؛ لذا می توان بیان نمود که اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری به یک اندازه محافظه کاری را تبیین نمی کنند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی و کشف ویژگی ها و مشخصات کارآفرینی در بین دانشجویان دانشگاه های ایران و ارزیابی گرایش کارآفرینی آنان از طریق مقایسه بین دانشجویان کارآفرین محور و دانشجویانی که میل کمتری به کارآفرینی دارند می باشد. نمونه این پژوهش به صورت تصادفی احتمالی ساده از بین دانشجویان کارشناسی سه دانشگاه ایران، انتخاب شده است. با تفکیک دانشجویان کارآفرین از غیرکارآفرین، ویژگی های کارآفرینی بین این دو گروه از دانشجویان بررسی و مقایسه شده است. نتایج حاکی از آن بود که به جز ویژگی های خوداتکایی و تحمل ابهام، در سایر ویژگی های ذکر شده، دانشجویان کارآفرین دارای سطوح بالاتری بودند. این پژوهش دیدگاه هایی در مورد آموزش و پرورش کارآفرینی ارائه می نماید، به عنوان نمونه، به منظور دستیابی به کارآفرینی بهتر، کدام ویژگی های کارآفرینی توسعه داده شود.
این مطالعه به بررسی و تبیین جایگاه حسابرسی عملیاتی در نظام اقتصادی ایران می پردازد. در این راستا، ابتدا سطح شناخت جامعه از موضوع حسابرسی عملیاتی و درادامه نیز حساسیت و تأکید آنها بر اجرای حسابرسی عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرارگرفته است. جامعه ی آماری تحقیق حاضر متشکل از: اساتید حسابرسی دانشگاه ها، هیئت مدیره و مدیران عامل، حسابرسان معتمد بورس اوراق بهادار، کارشناسان، مشاوران و تحلیلگران مالی می باشد.
در این تحقیق، نمونه ای به حجم 116 نفر برای مطالعات مقطعی در سال1390 انتخاب شده است. اطلاعات جمع آوری شده ازنمونه درقالب 15 متغیر سامان یافته است که جهت آزمون فرضیه ها از آزمون نسبت و نرم افزار استفاده شده است.
نتایج تحقیق حاکی از آن است که کل طبقات تشکیل دهنده ی جامعه آماری درارتباط با موضوع حسابرسی عملیاتی ازیک شناخت اولیه برخوردار هستند و همچنین این افراد بر پیاده سازی واجرای حسابرسی عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران حساسیت و تأکید بسیار دارند.
از جمله پرسش های مهمی که در زمینه معنویت در کار مورد توجه قرار گرفته ، توجه به ارتباط میان این سازه با نگرش-های کاری کارکنان است؛ ازاین رو جهت بررسی تاثیر معنویت در کار بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه شیراز به صورت مستقیم و غیر مستقیم (با تاکید بر نقش واسط تعهد سازمانی) چهار فرضیه اصلی مطرح گردیده است. مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزیی با کمک نرم افزار ""اسمارت پی ال اس"" و تحلیل پاسخ های 155 نفر از کارکنان غیر هیأت علمی دانشگاه شیراز به منظور بررسی مدل های اندازه گیری و ساختاری و آزمون فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش، نشان می دهد مدل به کار گرفته شده، مدل نظری مناسبی برای پیش بینی پیامدهای رفتاری کارکنان بوده و همه روابط مستقیم میان متغیرهای مدل نیز، معنادار بوده اند. همچنین یافته های تحقیق نشان می دهد معنویت در کار تاثیر تعیین کننده ای بر رفتارهای کمک کننده، رفتارهای کلامی و تعهد سازمانی کارکنان دارد. بنابراین، آگاه کردن مدیران نسبت به وجود این عامل ارزشمند و چگونگی استفاده از آن در پیشبرد اهداف سازمانی، می تواند تاثیر بسزایی در بهبود عملکرد سازمان داشته باشد.
به اشتراک گذاشتن دانش از امور حیاتی برای سازمان هاست و در این میان، اعتماد متقابل بین افراد و به طور خاص اعتماد به مدیریت، عاملی تاثیرگذار در آن مهم است. با توجه به مشهود نبودن رابطه بین اعتماد متقابل و اشتراک دانش، مطالعه حاضر سعی نموده با استفاده از متغیرهای میانجی ""ترس از دست دادن اعتبار شخصی فرد"" و ""مستند سازی دانش""، رابطه میان اعتماد به مدیریت و به اشتراک گذاشتن دانش را مورد بررسی قرار دهد. روش شناسی پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی است و با توجه به محدود بودن جامعه آماری، یعنی کارکنان منطقه 9 شهرداری مشهد، نمونه گیری به روش سرشماری انجام شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته های این پژوهش دارای کاربردهای مهمی در دو سطح نظری و مدیریتی است. این مقاله در سطح مدیران بر نقش اصلی افراد در روند به اشتراک گذاشتن دانش نسبت به دو مؤلفه مستند سازی دانش و ترس از دست دادن اعتبار شخصی فرد تاکید می کند. در سطح نظری نیز شواهد تجربی را برای دو مکانیزم که کمک به بیان تاثیر اعتماد به مدیریت بر به اشتراک گذاشتن دانش می کند، فراهم می نماید.
پژوهش حاضر با درک اهمیت شناخت و به خصوص الگوی پیچیدگی شناختی در فرایند تصمیم گیری کارآفرینانه به شناسایی ابعاد اثرگذار بر سطح پیچیدگی شناختی کارآفرینان تصمیم گیرنده، می پردازد. رویکرد پژوهشی در این تحقیق، روش آمیخته است. روش پژوهش در بخش کیفی، راهبرد گروه های کانونی و در بخش کمّی، توصیفی- پیمایشی می باشد. نمونه آماری در گروه کانونی اول، کارآفرینان برتر ایران در سال 1388-1389، در گروه کانونی دوم، خبرگان و اساتید حوزه کارآفرینی و تصمیم گیری، و در بخش کمی، کارآفرینان برتر استان تهران در دو سال نامبرده هستند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه های کانونی نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه، محقق ساخته بود. در تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. نتایج بیانگر آن است که الگوی پیچیدگی شناختی کارآفرینان تصمیم گیرنده به واسطه برهم کنش سه شاخص تصاویر شناختی، ساختارهای دانشی و نقشه های ادراکی شکل می گیرد و ابعاد تأثیرگذار بر سطح پیچیدگی شناختی آنها شامل دو بعد شخصیتی و محیطی است که شاخص های بعد شخصیتی عبارتند از: تحمل ابهام، مخاطره پذیری، خودباوری، تمایل به شناخت و هوش هیجانی و شاخص های بعد محیطی عدم قطعیت، پیچیدگی محیط، پراکندگی اطلاعات و ابهام در قلمرو مسأله هستند.
اعتماد از راه ایجاد همکاری و همبستگی بین اعضای گروه، موجب توسعه و ارتقای روحیه گروهی می شود و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر بازده گروه و در نهایت بر عملکرد سازمان تأثیر می گذارد. تسهیم دانش در سازمان ها به یادگیری سریع تر فردی و سازمانی منجر شده، خلاقیت را افزایش داده و به بهبود عملکرد فردی و سازمانی منتهی می شود. بنابراین سازمان ها تسهیم دانش را تقویت و کارکنان خود را به این امر تشویق می کنند. اعتمادسازی در سازمان و شناخت ارتباط آن با تسهیم دانش به ویژه برای کسب مزیت رقابتی سازمان ها مهم است. تحقیق حاضر با هدف «شناسایی نقش اعتماد بین فردی با تسهیم دانش در ستاد مرکزی شرکت ملی گاز ایران» انجام شد. داده های مربوط به اعتماد و تسهیم دانش جمع آوری و با روش همبستگی تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحقیق، همبستگی مثبت و معنی دار بین اعتماد بین فردی با تسهیم دانش و مؤلفه های آنها را تأیید کرد.