مدیریت زنجیره تأمین عبارتست از ایجاد یک هماهنگی کارا بین تمامی سازمانهای موجود در زنجیره یهمنظور فراهمسازی محصولات و خدمات موردنیاز مشتریان نهایی.در حال حاضر مفهوم جدیدی از ترکیب دو موضوع کسب و کار الکترونیکی و مدیریتی زنجیره تأمین با عنوان مدیریت زنجیره تأمین الکترونیکی ظهور یافته است. ظهور فناوری اطلاعات فرصتهایی را برای شرکتها فراهم نمود که زنجیره تأمین خود را کاراتر نمایند. در حالیکه جنبههای عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین همچنان در حال پژوهش و بررسی است، یکی از سئوالات بدون پاسخ در این حوزه این است که چگونه میتوان در محیط نامعین زنجیره تأمین، استراتژی مناسب توسعه داد. در این مقاله بمنظور پاسخ به این سئوال مدلی دو مرحلهای ارائه شده است.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه سبکهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه در درس زبان انگلیسی شهر شیراز پرداخته است. روش انجام پژوهش، توصیفی ازنوع پیمایشی می باشد.جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه های اول، دوم و سوم دوره متوسطه شهر شیراز به تعـداد 27000 نفرکه در سال تحـصیلی 88-87 در مدارس این شهر مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش را 392 نفر از دانش آموزان رشته های علوم انسانی، علوم تجربی و ریاضی و فیزیک پایه های اول، دوم و سوم دوره متوسطه ناحیه 2 شیراز بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه سبک یادگیری هانی و مامفورت و آزمون پیشرفت تحصیلی بود. و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، میانگین و فراوانی درصدی و از آمار استنباطی رگرسیون چند متغیره، تحلیل واریانس یک راهه و آزمونt مستقل استفاده شد یافته ها نشان داد که: بین سبکهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معنا داری وجود ندارد. بین سبکهای یادگیری و رشته های مختلف تحصیلی، تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. تفاوت معناداری بین سبکهای یادگیری دختران و پسران وجود ندارد. تفاوت معناداری در سبکهای یادگیری(عمل گرا ، اندیشه گرا) پایه های دوم و سوم وجود ندارد. اما بین سبکهای یادگیری فعالیت گرا و نظریه پرداز در پایه های تحصیلی دوم و سوم تفاوت وجود دارد.
در دنیای امروزه و با وقوع انقلاب تکنولوژی و فناوری اطلاعات، الگوی اقتصاد جهانی، تغییر اساسی کرد و دانش به عنوان مهمترین سرمایه، جایگزین سرمایه مالی و فیزیکی شده است. به همین منظور هدف این پژوهش بررسی تاثیر دارایی نامشهود و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش 103 شرکت به روش حذفی از بین شرکت های بورسی انتخاب شد. جهت اندازه گیری عملکرد مالی پنج معیار (سود خالص، درآمد کل، نرخ بازده سرمایه گذاری (ROA)، درآمد هر سهم و سود نقدی هر سهم) با توجه به پیشینه پژوهش انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش حاضر از آمار استنباطی ضریب همبستگی، مدل رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل واریانس استفاده شده است. فرضیه های پژوهش در سطح هر صنعت و در سطح کل صنایع مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به آزمون فرضیه اول، بین شناسایی دارایی نامشهود و سود خالص در صنایع خودرو و ساخت قطعات و فلزات رابطه معناداری وجود دارد، همچنین در سطح کل صنایع این فرضیه تایید شده است. نتایج فرضیه دوم بیانگر وجود رابطه معنی دار بین شناسایی دارایی نامشهود و درآمد کل در صنایع ماشین آلات و تجهیزات، خودرو و ساخت قطعات و فلزات و در سطح کل صنایع است. نتایج آزمون فرضیه سوم نشان دهنده وجود رابطه معنی دار بین شناسایی دارایی نامشهود و نرخ بازده سرمایه گذاری فقط در صنعت دارویی است و در سطح کل صنایع این فرضیه رد شده است. با توجه به آزمون فرضیه چهارم بین شناسایی دارایی نامشهود و درآمد هر سهم در صنایع الکتریکی و دارویی رابطه معنی داری وجود دارد ولی در سطح کل صنایع این فرضیه رد شده است. نتایج فرضیه پنجم بیانگر وجود رابطه معنی دار بین شناسایی دارایی نامشهود و سود نقدی هر سهم در صنایع الکتریکی و غذایی است ولی آزمون این فرضیه دال بر عدم وجود رابطه معنی دار در سطح کل صنایع است.
سازمانها برای ارتقای سطح بهره وری و کسب رضایت کارکنان و مشتریان از روشهای مختلف مدیریت مشارکتی سود می جویند . تیمهای کاری یکی از این روشهاست . در این مقاله ابتدا مفهوم و مبانی تیمهای کاری ، تفاوت آن با گروه و جایگاه آن در نظام مشارکتی مطالعه شده است . آن گاه شاخصهای سنجش میزان موفقیت تیمها بیان ، و عوامل و شر ایط تاثیر گذار در موفقیت آنها را با اشاره بر ویژگیهای تیمهای اثر بخش تبیین کرده ایم . موانع اجرایی تیمهای کاری را از دو بعد ساختاری و فرهنگی بررسی و راهکارهایی برای رفع آن موانع ارائه شده است .
نتیجه مطالعات انجام شده بیانگر آن است که، فناوریهای اطلاعات و ارتباطات تأثیر بسیار عمیقی بر رشته مدیریت منابع انسانی گذاشته و در برخی از ابعاد جدید باعث تحول آن شده است. متخصصان نیز معتقدند مدیریت الکترونیک منابع انسانی پتانسیل کاهش هزینه¬های مدیریتی، افزایش بهره¬وری، تسریع در زمان پاسخ گویی، بهبود فرایند تصمیم¬گیری و توسعه خدمات مشتری را داراست و به همین دلیل به مدیریت منابع انسانی کمک می کند تا استراتژیک¬تر، منعطف¬تر و از نظر هزینه مقرون به صرفه¬تر باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مدلی برای توسعه مدیریت الکترونیک منابع انسانی در سازمانهای دولتی ایران طراحی و اجرا شده است. برای این منظور، با بررسی پیشینه تحقیق و مصاحبه با افراد متخصص و خبره، مدل اولیه توسعه مدیریت الکترونیک منابع انسانی طراحی و بر اساس آن، شش فرضیه تعریف و برای آزمون آنها پرسشنامه¬ای طراحی و در اختیار جامعه آماری تحقیق (کارشناسان مسئول و مدیران صفی وزارتخانه تعاون، کار، رفاه و تأمین اجتماعی) قرار داده شد. با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (مدل¬های اندازه گیری و ساختاری) روابط بین متغیرهای مدل بررسی شدند. نتایج نشان دهنده آن است که برای توسعه مدیریت الکترونیک منابع انسانی در سازمانهای دولتی لازم است ابتدا عوامل محیطی و سازمانی بررسی شده و بر اساس آن راهبری فناوری اطلاعات و ارتباطات منابع انسانی سازمان تدوین و بر اساس آن مدیریت الکترونیک منابع انسانی شکل دهی شود
هدف عمده این مطالعه ارائه نگرشی مفید به کاربرد فرایند تحلیل شبکهای (که یک متدولوژی
تصمیم گیری چند معیاره است) برای ارزیابی مسائل مربوط به گزینش تأمین کننده است. مسائل مربوط
به گزینش تأمین کننده، مسائلی پیچیده هستند که ممکن است بسیاری دغدغههای کمی و کیفی را به
همراه داشته باشند. در این مطالعه، یک مدل فرایند تحلیل شبکهای به عنوان چارچوبی برای کمک به
مدیران در جهت تعیین هدف ارزیابی، تعیین مهمترین عامل ارزیابی و گزینش بهترین تأمین کننده
راهبردی در زنجیره تأمین پیشنهاد شده است. فرایند تحلیل شبکهای به عنوان ابزار تجزیه و تحلیل
تصمیم برای حل مسائل چند معیاره گزینش تأمین کننده که شامل وابستگیهای درونی اند، قابل استفاده
است. فرایند تحلیل شبکه ای متدولوژی پیچیده ای است و نسبت به متدولوژی سنتی فرایند تحلیل
سلسله مراتبی نیازمند مقایسات بیشتری است و تلاش مضاعفی را می طلبد. برای نشان دادن کاربردی
بودن مدلِ پیشنهادی، موردی به عنوان مثال نیز ارائه شده است.
این مقاله به آزمون تجربی مدل دیچو و دیچو (2002) در مورد خطای برآورد اقلام تعهدی در بازار بورس تهران میپردازد. هدف از مقاله این است که ابعاد جدیدی از کیفیت اقلام تعهدی مربوط به سرمایه در گردش و سود بررسی شود. از آنجا که اقلام تعهدی باعث تعدیل و یا تغییر در زمانبندی شناسایی جریانهای نقدی در سود در طی یک دوره زمانی میشوند، انتظار میرود سود معیار بهتری برای سنجش عملکرد باشد. اما اقلام تعهدی نیازمند برآورد و مفروضاتی است و کیفیت اقلام تعهدی و سود با افزایش در میزان خطای برآورد اقلام تعهدی کاهش مییابد. با بررسی 96 شرکت در طی سالهای 83- 77 و با استفاده از روش رگرسیون ترکیبی و در سطح شرکت، نتایج نشان میدهد که: میان تغییرات در سرمایه در گردش (غیرنقدی) و جریانهای نقدی رابطه معنیداری وجود دارد، از میان ویژگیهای منتخب هر شرکت (نظیر اندازه شرکت، میزان فروش، چرخه عملیاتی و نوسان در اجزای اقلام تعهدی) تغییرات در سرمایه در گردش (غیرنقدی) را میتوان بهعنوان ابزاری برای ارزیابی کیفیت سود بهکار برد؛ و معیار مورد استفاده در ارزیابی کیفیت اقلام تعهدی (که باقیماندههای حاصل از رگرسیون میان تغییرات در سرمایه در گردش و جریانهای نقدی هستند) رابطه مثبت معنیداری با پایداری سود دارد.
کارآفرینی یک واژه فراگیر است که هم سازمان ها و هم افراد را در بر می گیرد. به این منظور که
نمی توان سازمانی را کارآفرین در نظر گرفت که کارکنان و مدیران آن نتواسته باشند توانمندی های
خودرا شناسایی و با استفاده از فهم محیطی ایجاد شده خلاقیت های فردی را پرورش داده باشند. به
این ترتیب نگریستن به این مفهوم در خلأ نمی تواند کمکی به گسترش آن در سازمان های امروزی کنند.
شرکت های صنعتی کوچک برای تبدیل به یک بخش سود آور ناچارند که از تمامی ظرفیت های خود
استفاده نمایند و به نظر می رسد این مسأله مهم تنها در سایه کارآفرینی سازمانی امکان پذیر باشد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی وارزیابی نقش عوامل مرتبط با مدیریت، ساختارسازمانی، ابعاد
استر اتژیکی ، سیستم مالی و بودجه ، نظام ارزیابی عملکرد و ابعاد فرهنگی در شرکت های صنعتی
کوچک، سعی در تعیین اهمیت هر یک از این عناصر و رتبه بندی تأثیر آنها در ایجاد ساختاری
کارآفرین دارد. به این منظور 25 شرکت صنعتی در شهرک های صنعتی با روش علی – مقایسه ای
مورد مطالعه قرار گرفتند که با استفاده از روش های آماری تی مستقل ، دوجمله ای و تحلیل واریانس
فریدمن و روش های توصیفی داده های به دست آمده تحلیل شد.
نتایج تحقیق نشان داد که میزان برخورداری مدیران از مهارت های مدیریتی سه گانه ، نوع سیستم
بودجه ریزی ، نظام ارزیابی عملکرد و ابعاد فرهنگی شرکت های کارآفرین با شرکت های غیر کارآفرین
به صورت معنا داری متفاوت است ، اما این تفاوت در دیگر متغیر های ساختاری (رسمیت و تمرکز) و
ابعاد استراتژیکی (تعیین اهداف و سیاست های اجرایی ) مشاهده نشد. یافته های دیگر نشان داد کهشرکت های کارآفرین به طور معناداری از لحاظ ساختاری پیچیده تر از شرکت های غیر کارآفرین
هستند. هم چنین شرکت های کارآفرین نسبت به شرکت های غیر کارآفرین در تدوین مأموریت های
سازمانی بهتر عمل می کنند.
سازمان ها برای از عهده برآمدن رقابت و تداوم رشد و حیاتشان همواره به دنبال کسب مزیت رقابتی هستند. نوآوری از مهم ترین روش های اصلی آن می باشد. به همین دلیل محققان مدل های نوآوری متعددی را ارائه نمودند. در این مقاله انواع نوآوری و مدل های نوآوری را موردبررسی مفهومی قرار خواهیم داد؛ اما هدف اصلی مقاله ارائه مدل نوآوری در فرآیند تولید می باشد. نوآوری در فرایند تولیدی (MPI) به معنای یک تلاش سازمانی برای بازطراحی بنیادین فرایندها و سیستم های تولیدی است که در راستای دستیابی به بهبودهای اساسی در شاخص های عملکرد تولیدی انجام می شود. نوآوری در فرایند تولیدی شامل فعالیت های مختلفی می شود. برخی از پیشگامان نوآوری در فرایند تولیدی بر روی نوآوری در فناوری تمرکز دارند درحالی که دیگران بر روی تغییر فرایندهای کاری و رویه های رفتاری در سازمان تأکید دارند. بااین حال، در ادبیات، نوآوری در فرایند تولیدی عمدتاً به عنوان یک نوع نوآوری در نظر گرفته می شود و طبقه بندی های بیشتری در مورد آن ارائه نشده است. در این مقاله مدل نوآوری تحت عنوان چهار نوع نوآوری در فرایند تولیدی معرفی می شود و انتظارات مدیریت در مورد هرکدام از آنها بحث می شود. مسیرهای استراتژیک پایه در مورد نوعی از نوآوری در فرایند تولیدی که می تواند در یک سازمان ویژه اجرا شود نیز بحث می شود. این چهار نوع نوآوری در فرایند تولیدی از طریق مرور ادبیات مرتبط با حوزه های پژوهشی مختلف توسعه پیداکرده اند.
شرکت های ایران خودرو و سایپا از مهمترین تولیدکنندگان کشور می باشند و درصد بالایی از مشتریان داخل کشور را به خود اختصاص می دهند. هدف از انجام این تحقیق سنجش و ارزیابی رابطه بین خدمات پس از فروش این دو شرکت و میزان رضایت مشتریان می باشد.با انجام مطالعات مقدماتی و بررسی های اولیه در خصوص عناصر اساسی خدمات پس از فروش و ویژگی های اساسی یک شبکه موفق خدمات پس از فروش، سه شاخص اساسی برای ارزیابی خدمات پس از فروش انتخاب شد که عبارتند از: خدمات نمایندگی های مجاز، تامین قطعات و تضمین.بر اساس این شاخص ها فرضیاتی تدوین و بررسی شد. برای جمع آوری نظرات مشتریان در مورد خدمات پس از فروش این شرکت ها پرسشنامه 25 سوالی تهیه شد و این پرسشنامه ها در نمایندگی های مجاز ایساکو و سایپا یدک بین مالکین خودرو های پژو 405 و زانتیا توزیع شد. داده های جمع آوری شده به وسیله پرسشنامه با استفاده از نرم افزار Spss برای هر نوع خودرو و برای هر دو شرکت به طور جداگانه مورد آزمون قرار گرفت. در این بررسی از روش توصیفی - همبستگی استفاده شده است و از آزمون آماری کای دو برای تعیین رابطه و آزمون cramers V برای تعیین شدت همبستگی استفاده شده است. بر اساس آزمون فرضیات، نتیجه حاصل از فرضیه اول بیانگر این بود که در هر دو شرکت مورد بررسی فرضیه H1 پذیرفته شد و در حوزه دو خودروی مورد بررسی در خودرو زانتیا فرضیه H1 پذیرفته و در خودروی پژو 405 فرضیه H1 رد شد. نتیجه حاصل از فرضیه دوم و سوم بیانگر این بود که در هر دو شرکت و در هر دو خودروی مورد بررسی فرضیه H1 تایید شد. در پایان بر اساس نتایج آزمون فرضیات، پیشنهاداتی در جهت بهبود موقعیت فعلی خدمات پس از فروش این شرکت ها ارایه گردید.
روشها و ابزارهای مدیریت کیفیت نقش مهمی در مدیریت پیشگیری از اتلاف و بهبود منابع ایفا می کنند. از سوی دیگر توجه به پاره ای عوامل کلیدی و مهم می تواند ضمن کارآتر و اثربخش تر نمودن کاربرد روشها، مدیران را در انتخاب مناسب و گزینه ای آنها یاری کند.در این مقاله نقاط ضعف و قوت روشهای مدیریت کیفیت ارایه و با مشخص شدن اهمیت جامع بودن اطلاعات در مورد انواع روشها و ابزارها، بر استفاده گزینه ای از آنها با توجه به محل کاربردشان تاکید شده است. در ادامه برای انتخاب روشها، طبقه بندیهای مختلفی معرفی شده است. همچنین، چارچوبی برای استفاده از روشهای کیفیت در فرآیند بهبود مستمر و نیز یک دستورالعمل هفت مرحله ای برای بهبود کیفیت پیشنهاد شده که مطابق با آنها، نوع و میزان استفاده از ابزارها و روشهای مدیریت کیفیت در هر مرحله مشخص شده است.
این مقاله، خلاصه ای است از پژوهشی با همین عنوان که تحت نظارت مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی به اجرا درآمده است.این پژوهش ضمن بررسی نحوه پرداخت حق الزحمه ارائه کنندگان خدمات درمانی در جهان، سعی در ارائه الگویی کاربردی برای ایران دارد. بدین منظور، ابتدا مدل های نظری نظام پرداخت و سپس کاربرد آن در 10 کشور در حال توسعه، توسعه یافته و ایران بررسی شده است.در این مقاله با بیان روش های مختلف پرداخت بهای خدمات ارائه کنندگان خدمات درمانی، تأثیرات متفاوت هریک بر کیفیت ارائه خدمات درمانی، منطقی کردن هزینه ها و نحوه مدیریت اجرایی بررسی شده و نسبت به استفاده به صورت ترکیبی از آن ها تأکید می شود. در ادامه، هشت شیوه نظام پرداخت تجربه شده در کشورهای مختلف جهان به اجمال بررسی می گردد که عبارتند از: نظام پرداخت کارانه، نظام پرداخت موردی، نظام پرداخت روزانه، نظام پرداخت پاداش ، نظام پرداخت با نرخ ثابت، نظام پرداخت سرانه، نظام پرداخت حقوق و نظام پرداخت بودجه ای. در بخش بعدی، نتایج مطالعات تطبیقی در کشورهای منتخب، بررسی و نقاط قوت و ضعف آن ها تحلیل می شود.پس از آن، با استفاده از مطالعات تطبیقی، الگوی قابل اجرا در کشور نیز ارائه می شود. به تصریح این پژوهش بهتر است در کشور، نظام پرداخت سرانه در سطح اول و نظام پرداخت موردی و کارانه به ترتیب در سطوح دوم و سوم به صورت یک نظام پرداخت ترکیبی مورد استفاده قرار گیرد.در بخش تحلیل و نتیجه گیری نیز بر عدم اسکان حرکت به سوی ایجاد یک سیستم منسجم ارائه خدمات درمانی، بدون داشتن یک نظام توانمند بیمه اجتماعی درمان، تأکید می شود. در انتهای مقاله برخی «پیشنهادهای کاربردی» برای بهبود نظام بیمه درمان در کشور مورد توجه قرار گرفته است.
رویکرد نظام ملی نوآوری نگاهی نو به تعامل میان اجزا درگیر در تولید ، و اشاعه نوآوریها در هر کشور دارد . کشورهای مختلف برای افزایش نوآوری و اقتصادیتر کردن روابط نظام نوآوری خود به طراحی نظام ملی نوآوری روی آوردهاند . ایران نیز در یکی دو سال اخیر به سمت پایه گذاری این نظام به حرکاتی چند دست یازیده است . دست اندرکاران این حرکت نیازمند اطلاعات در مورد نحوهی فعالیت این نظام در سایر کشورها هستند ، در این مقاله با مبنا قرار دادن یکی از محورهای نظام ملی نوآوری ، یعنی چارچوبهای نهادی آن نظام ، نگاهی تطبیقی به چارچوبهای نهادی شش کشور قبرس ، جمهوری چک ، استونی ، مجارستان ، لهستان و اسلونی میپردازیم که همانند ایران در گامهای اولیه طراحی نظام ملی نوآوری خود هستند...
این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر استقبال مشتریان تهرانی از سیستم خرید الکترونیکی فروشگاه شهروند پرداخته و برخی از راهبردهای اساسی برای توفیق این فروشگاه در زمینه خرده فروشی الکترونیکی با توجه به فرهنگ کاربران ایرانی زیر ساختارهای فنی مورد نیاز خصوصیات رفتاری مصرف کنندگان ایرانی و برخی عوامل مرتبط دیگر را مورد شناسایی قرار داده است. استقبال خرید از فروشگاه الکترونیکی شهروند ناشی از عواملی چون میزان دسترسی بو آشنایی مشتریان به اینترنت آگاهی آن ها از وجود فروشگاه الکترونیکی شهروند حمل رایگان آن تمایل کم مشتریان به خرید از یک مکان جدید پس از توصیه آشنایان خرید خارج از منزل به عنوان تفریح امتحان وارسی و مقایسه کالا ها قبل از خرید جذابیت و توانمندی های پایگاه اینترنتی شهروند در پاسخگویی به خواسته های مشتریان و سیستم قوی حمل و نقل این فروشگاه در کالارسانی به مشتریان بوده است.
در این تحقیق در پی آن هستیم که بدانیم حضور خانم ها در هیئت مدیره شرکت به همراه مدیر مالی خانم به خاطر سبک مدیریت خاص و وجود شایستگی های خانم ها، آیا در سودآوری شرکت تاثیر مثبت دارد یا نه. برای این منظور به صورت سامانمند 183 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از سال 1389 الی 1395 انتخاب نمودیم، که از این بین در 29 هیئت مدیره شرکت و در 10 پست مدیر مالی خانم حضور دارد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که یا بین سودآوری شرکت و هیئت مدیره خانم و مدیر مالی خانم رابطه معنادار منفی وجود دارد یا اصلا هیچ رابطه معناداری وجود ندارد.