مدیریت زنجیره تامین یکی از مباحث جدید در نظام های مدیریت نوین است که توسط بسیاری از صاحبنظران حتی با نظامهای لجستیک و پشتیبانی در مجتمع های بزرگ صنعتی و تولیدی مترادف تلقی می شود . لیکن با طرح نظریه های جدید در ارتباط با رضایت مشتریان ، تولید براساس درخواستها و نیازهای مشتریان و مسائل رقابتی در بازار از یک سو و سودآوری برای تولیدکنندگان اصلی همانند شرکتهای بزرگ خودروسازی ، فروشگاه های بزرگ زنجیره ای که از نظر فیزیکی و جغرافیایی گستردگی پیچیده ای دارند ، از سوی دیگر و همچنین تاثیر و گسترش نفوذ تکنولوژیهای اطلاعاتی (IT) و ارتباطی و نوع همبستگیهایی که بین تامین کنندگان و تولیدکنندگان بزرگ را در بر می گیرد ، این بحث به بحثی جامع تبدیل شده است ...
"روند رو به افزایش سرمایهگذاریهای مالی و انسانی، موضوع بهرهوری فناوری اطلاعات را پیش از گذشته واجد اهمیت کرد. تحقیقات، نتایج متفاوتی از بهرهوری فناوری اطلاعات را نشان میدهند؛ درحالیکه برخی از تحقیقات بهبود و افزایش بهرهوری و سودآوری را به فناوری اطلاعات نسبت میدهند، تحقیقات دیگری منافع حقیقی فناوری اطلاعات را ناامید کننده دانسته و ادعا میکنند که فناوری اطلاعات نتوانسته به افزایش بهرهوری و ایجاد مزیت اقتصادی کمک کند.
تحقیق حاضر به مطالعه بهرهوری فناوری اطلاعات در سطح میانی اقتصاد (سطح صنعت) پرداخته و با مطالعه شاخصهای کلان اقتصادی و شاخصهای صنعت، ارزیابی متفاوتی از معیارهای بهرهوری فناوری اطلاعات دارد. نتایج تحقیق میدانی و بررسی اسناد و آمارهای معتبر روشن ساخت که علیرغم عدم وجود تفاوت معنادار بین سرمایهگذاریهای مالی و انسانی، شکاف میان بهرهوری فناوری اطلاعات در وضع موجود و حدود مورد انتظار وجود دارد. در این مقاله ضمن بیان شاخصهای مطالعه و ارائه فرضیهها و نتایج تحقیق به معیارهای متفاوت ارزیابی بهرهوری فناوری اطلاعات پرداخته میشود."
این مقاله به بررسی نقش و جایگاه بخش برق در میان بخشهای مختلف اقتصادی و بررسی میزان ارتباط آن با سایر بخشها با استفاده از تحلیل داده – ستانده می پردازد. شاخص پیوند پسین و پیشین هیرشمن - راسموسن نشان می دهد رتبه بخش برق از جهت نیاز به ستانده سایر بخشها و تامین نهاده مورد نیاز دیگر بخشها در بین 64 بخش مورد مطالعه به ترتیب 27 و 17 می-باشد. بخش برق از منظر روابط پیشین در میان سایر زیربخشهای انرژی در جایگاه اول ایستاده است و از منظر روابط پسین پس از بخش های زغالسنگ، بنزین و گازوئیل بالاترین اهمیت را در تامین نیاز بخش های اقتصادی به انرژی داراست. صنایع آلومینیوم، ساخت کانیهای فلزی، سیمان، گچ و آهک، ساخت محصولات آهنی و فولادی و بخش آب از نظر اثرپذیری از رشد ارزش افزوده بخش برق در رتبه های اول تا پنجم قرار دارند و در مقابل حمل و نقل جاده ای بار، خدمات مالی، بیمه و بانک، راه آهن، جنگلداری و خدمات آموزش عمومی کمترین تاثیر را از افزایش ارزش افزوده بخش برق می پذیرند. افزایش ارزش افزوده بخش برق بالاترین تاثیر را بر ستانده بخش صنعت بر جای می گذارد. بخش برق در میان سایر زیر بخش های انرژی دارای بالاترین ضریب تکاثر تولید می باشد به گونه ای که هر یک ریال افزایش در تقاضای نهایی این حامل انرژی، تولید همه زیربخشهای اقتصادی را نزدیک به 2 ریال افزایش می دهد. پس از بخش برق بخش های گازوئیل، نفت سفید و بنزین از ضرایب تکاثر بالاتری برخوردارند ولی در مجموع مقدار ضرایب تکاثر زیربخشهای مختلف انرژی تفاوت قابل ملاحظه ای با یکدیگر ندارد.
مدیران شرکت ها تلاش می کنند از طریق مدیریت سود، رشد سودآوری شرکت را به گونه ای نشان دهند که باعث افزایش سطح بازده مورد انتظار شود. مهمترین ابزاری که برای این منظور استفاده می کنند اقلام تعهدی است. تحقیقات انجام شده در مورد مدیریت ( دستکاری) سود در شرایط مختلف نشان می دهد مدیران به صورت فرصت طلبانه بر سود خالص مدیریت می کنند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر چرخه های بازار سهام بر واکنش سرمایه گذاران نسبت به تغییرات غیرمنتظره اقلام تعهدی است. به این منظور بازار سهام ایران را در فاصله سال های 83-1380 به سه چرخه یعنی زمانی که قیمت سهام افزایش قابل ملاحظه دارد، زمانی که قیمتها افزایش اندکی دارد و زمانی که قیمت سهام رشد متوسطی دارد تقسیم کرده و عکس العمل سرمایه گذاران در نمونه 66 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در این سه دوره مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج بیانگر این است که مدیریت سود شرکت ها نمی تواند عامل بازدارنده ای در نحوه سرمایه گذاری افراد باشد و هم چنین شرایط بازار و وجود سرمایه گذاران حرفه ای و غیرحرفه ای تاثیر به سزایی در این امر ندارد.
این پژوهش به دنبال تعیین معیارها و شاخص هایی است که توانایی شرکت در پرداخت سود تقسیمی را می سنجد. پس از بررسی منابع نظری موضوع تعدادی از عوامل که بر سود تقسیمی اثر گذارند، مشخص شدند. بر آن اساس، پنج فرضیه در نظر گرفته شد. برای بررسی این فرضیه ها، ابتدا متغیرهای مورد نظر تعیین و سپس اطلاعات لازم برای نمونه شامل 141 شرکت عضو بورس، طی یک دوره هشت ساله از سال 1387-1380 گردآوری گردید. برای تخمین مدل پژوهش از روش رگرسیون لاجیت استفاده شد. پس از چهار مرحله پالایش، یک مدل بهینه به دست آمد. در هر مرحله، علاوه بر اینکه بهبود مدل آزمون شد، نوع داده ها نیز بررسی گردید. مدل نهایی حاصل که به صورت لاجیت با رویکرد پانل و با اثر ثابت تخمین زده شد، نشان داد از بین عوامل مورد نظر، نا اطمینانی به جریان نقد، مرحله عمر شرکت، فرصت های سرمایه گذاری و سودآوری شرکت بر پرداخت سود تقسیمی اثر گذار هستند. پس از تخمین مدل، با محاسبه اثر حاشیه ای، مشخص شد مرحله عمر شرکت و سودآوری شرکت بیشترین تأثیر را در بین عوامل دارند.
در این مقاله ضمن شناخت مشارکتهای راهبردی و بررسی عوامل موثر بر موفقیت آنها، بر مبنای نتایج مرور تحقیقات، مهمترین عامل رفتاری موثر بر موفقیت مشارکتها (اعتماد) را شناسایی و انتخاب کرده و وضعیت آن را در یکی از مهمترین مشارکتهای راهبردی صنعت خودروایران موردتحلیل وارزیابی قرار میدهیم .بدین ترتیب عملکرد مشارکت راهبردی فوق را ازمنظر رفتاری و از طریق مهمترین عامل موفقیت آن و بصورت غیر مستقیم، مورد بررسی و موشکافی قرار داده و به کمک آن درک و بینش خوبی از اعتماد بین شرکا، ابعادمختلف آن و نیز میزان موفقیت مشارکت بدست میآوریم.
.....سرعت بالای تغییرات فناوری، کمبود تجهیزات، ابزارآلات و آزمایشگاههای تخصصی و ضعف دانش فنی و مهارتها از عمده ترین مشکلات پیش روی مدیران تحقیق و توسعه می باشد. برون سپاری تحقیق و توسعه یکی از روشهای نوین مدیریت می باشد که در مواجه با این کاستی ها و محدودیت ها جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. همزمان با منافع و مزایایی که این روش برای سازمانها به ارمغان آورده است، ریسکها و مخاطراتی را نیز با خود به همراه داشته است. از اینرو اجرا و پیاده سازی مدیریت ریسکهای برون سپاری تحقیق و توسعه موضوع مهمی است که نبایستی مورد غفلت قرار گیرد. مدلهای مختلفی برای مدیریت ریسک ارائه شده است که استاندارد PMBOK از معرفترین آنها می باشد. در این تحقیق که به منظور شناسایی و ارزیابی کمی ریسکهای برون سپاری تحقیق و توسعه صورت می گیرد، از این مدل استفاده شده و منبع اصلی جهت جمع آوری اطلاعات، افراد خبره و صاحب نظر بوده است. با جمع آوری اطلاعات و تحلیل آنها در قالب پرسشنامه اول، ریسکهای برون سپاری تحقیق و توسعه شناسایی شده و ساختار سلسله مراتبی ریسکها بر اساس دسته بندی مناسبی ارائه شده است. در مرحله بعدی با تحلیل داده های جمع آوری شده از پرسشنامه دوم و با استفاده از سیستمهای فازی، دانش ضمنی و غیر صریح افراد در ارزیابی کمی ریسکهای برون سپاری پروژه های تحقیق و توسعه مورد استفاده قرار گرفته است.
کارآفرینی، مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. به تعبیری دیگر، کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت بشر در عصر مدرنیته، تلقی می شود. به زبان ساده، کارآفرینی همان فرآیند تاسیس و یا توسعه کسب و کار، بر مبنای یک فکر و ایده نو است. کارآفرینی، به منظور رشد و نمو در جوامع،نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. با توجه به اهمیت کلیدی کارآفرینی...
یکی از مسائل مهم در جوامع امروز، تصادفات جاده ای است. هزینه تصادفات جاده ای در کشورهای توسعه یافته اروپایی معادل دو درصد تولید ناخالص ملی آنهاست و این در حالی است که این مقدار برای کشورهای در حال توسعه تاحدودی بیشتر است. اگرچه سه عامل اصلی بروز تصادف «انسان»، «وسیله نقلیه» و «راه» است اما مهندسان عمران تنها در بهبود عامل سوم نقش دارند.
شناسایی نقاط حادثه خیز و رفع آنها یکی از مهم ترین اموری است که در دست سیاست گذاران استان ها قرار دارد و سالانه بودجه های عظیمی به آن اختصاص داده می شود. نکته قابل ذکر شناسایی چگونگی تخصیص بودجه در راستای بهبود وضعیت موجود در یک استان است چراکه در بهبود وضع موجود برحسب نوع تصادفات اهمیت خدمات سیستم های مختلفی از قبیل سیستم امدادرسانی، اورژانس، مراقبت و نگهداری راه متفاوت است. در این مقاله سعی بر آن است که با تعریف شاخص هایی جهت بررسی وضعیت تصادفات، مقادیر آن برای یک استان نمونه کشور (مرکزی) محاسبه شده و با توجه به مقادیر این شاخص ها راهکارهای کلان بهبود وضعیت تصادفات برای این استان ارائه شود.
مقدمه: در عصر حاضر، با توجه به ارزش خاص اطلاعات، تجهیز مدیریت به یک سیستم اطلاعات صحیح و مطمئن، که توانایی مدیریت را در اتخاذ تصمیمات در مورد برنامه ریزی، سازمان دهی و کنترل ارتقا بخشد، به یک ضرورت اساسی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل و ارزیابی نیازهای اطلاعاتی واحد آمار معاونت درمان دانشگاه های علوم پزشکی کشور انجام گرفت تا نتایج آن در طراحی و انتخاب یک سیستم جامع اطلاعات مدیریت در این دانشگاه ها مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی و از دسته مطالعات توصیفی- مقطعی بود که در سال 1387 انجام گرفت. جامعه ی مطالعه ی آن شامل مدیران واحد آمار و مدارک پزشکی معاونت درمان 39 دانشگاه علوم پزشکی کشور و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه بود. با توجه به وجود روش های مختلف طراحی سیستم های اطلاعاتی، از دو روش BSP (Business system planning) -بر مبنای فرایندها و شرح وظایف- و CSF (Critical success factors) -بر مبنای فاکتورهای حیاتی موفقیت مدیران- الگوبرداری شد. جهت تحلیل و آنالیز داده ها از نرم افزار 16SPSS استفاده گردید.
یافته ها: در مجموع از 137 مورد نیاز اطلاعاتی شناسایی شده، 63 درصد جزء نیازهای اطلاعاتی اولیه از دیدگاه خود مدیران بوده است. 12 درصد از نیازهای اطلاعاتی، جزء فاکتورهای حیاتی موفقیت مدیران واحد (CSF) قرار گرفتند. 17 درصد نیازهای اطلاعاتی شناسایی شده، پایین تر از حد اولویت قرار گرفتند. 18 درصد نیازهای اطلاعاتی از طریق فرم، 9 درصد از طریق بانک اطلاعاتی، 33 درصد از طریق فرم و بانک اطلاعاتی به طور مشترک، 3 درصد از طریق وب سایت اینترنتی در دسترس بودند و 37 درصد نیازها منبع مشخصی نداشتند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه 37 درصد نیازهای اطلاعاتی مدیران فاقد منبع اطلاعاتی بودند، طراحی سیستم اطلاعات مدیریت در این واحد ضروری است. با وجود شناسایی 63 درصد از نیازهای اطلاعاتی واحد توسط خود مدیران، طراحی سیستم های اطلاعاتی نباید به تنهایی متکی بر نیاز آن ها باشد و استفاده از روش های علمی در طراحی سیستم های اطلاعاتی توصیه می شود.