در این پژوهش با استفاده از داده های قیمت نقدی سکه طلا، در بازه زمانی سال 1387 تا 1394 پس از تخمین مقدار وجه تضمین با استفاده از سنجه های ریسک مبتنی بر صدک و با تأکید بر سنجه های منسجم ریسک به ویژه ریزش مدّنظر و سنجه ریسک طیفی نمایی و توانی مبتنی بر الگو های گارچ، گارچ نمایی و گارچ GJR، با آزمون های کوپیک و پوشش شرطی کریستوفرسن و توابع زیان دوم لوپز، بلانکو- ایهل، میانگین قدر مطلق خطاها (MAE) و مجذور میانگین مربعات انحراف ها (RMSE) به پس آزمایی و رتبه بندی الگو ها اقدام شده است. درادامه، با استفاده از این الگو ها، وجه تضمین موقعیت های خرید و فروش در قراردادهای آتی با یکدیگر مقایسه شد. نتایج نشان می دهد الگوی گارچ GJR عملکرد بهتری نسبت به سایر الگو ها داشته است که واکنش نامتقارن نوسان های قیمت سکه طلا را نسبت به شوک های منفی و مثبت نشان می دهد. همچنین مقادیر تخمین زده شده برای وجه تضمین موقعیت های فروش با استفاده از تمامی سنجه ها و به صورت معنی داری بزرگ تر از وجه تضمین موقعیت های خرید است که این امر، نشان دهنده واکنش نا متقارن نوسان های قیمت به شوک های منفی و مثبت است.
پژوهش حاضر در تلاش است به طراحی مدلی برای تبیین شکوفایی منابع انسانی در میان اعضای هیئت علمی بپردازد. در این پژوهش، مفهوم شکوفایی(تجربه همزمان سرزندگی و یادگیری) برای اولین بار به سطوح فردی، گروهی و سازمانی تفکیک و تلاش شده تا برای اولین بار پیشایندهای شکوفایی در هر سطح نیز به تفکیک مشخص گردد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی -توسعه ای و روش تحقیق آن کیفی می باشد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی شهر اصفهان بوده است. دادهها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل تم تجزیه و تحلیل شده است. سپس، از تکنیک دلفی برای برآورد شاخص های ناشناخته و توافق صاحب نظران استفاده گردیده است. در نهایت شاخص نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا محاسبه گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد که پیشایندهای شکوفایی فردی منابع انسانی شامل منابع وظیفه ای و منابع توسعه ای با نقش میانجی منابع شخصی، پیشایندهای شکوفایی گروهی شامل منابع اجتماعی و منابع تیمی با نقش میانجی رفتارهای کاری عاملی و پیشایندهای شکوفایی سازمانی شامل منابع فرهنگی با نقش میانجی منابع سازمانی بوده است. الزامات شغلی و منابع اجتماعی از منظر مصاحبه شوندگان از پیشایندهای شکوفایی فردی، گروهی و سازمانی بوده است.
در بیشتر صنایع هزینه ی مواد خام و اجزای تشکیل دهنده ی محصول، در حدود 00 % از بهای تمام شده )در برخی از صنایع تا 40 %( را در برمی گیرد. در چنین شرایطی، منبع یابی مناسب،، مبی توانبد نقشبی یلیبدی در یبارایی و اثربخشی سازمان ایفا نموده و تاثیر مستقیمی در یاهش هزینه ها، سودآوری و انعطاف پذیری یک شریت داشته باشد. در مقاله ی حاضر تعیین یمیت مطلوب سفارش در حالت وجود چند تامین یننده، چند محصبول، در یبی چند دوره، در حالت مجاز ببودن مبازاد و یمببود، ببا لحبا ماه یبت چنبدمعیاره و چندهدفبه ی مسباله و وجبود تخفیف افزایشی، با لحا عدم ایمینان در پارامترهای تقاضا، زمان انتظار، هزینه ی ثابت سفارش، سطح ییفیبت تامین یننده و بودجه ی هر دوره مد نظر قرار گرفته و با استفاده از برنامه ریزی مختلط صحیح استوار مدل و حبل شده است. به منظور لحا معیارهای موثر بر انتخباب تبامین یننبده در مبدل ریاضبی از فرآینبد تحلیبل شببکه و به منظور لحا وابستگی داخلی میان معیارها از دیمتبل اسبتفاده شبده اسبت. در پایبان نتبای و پیشبنه ادات ارائبه می شود
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طرح جبران خدمات انگیزه محور بر عملکرد مدیریتی با تبیین نقش متغیرهای تعدیل کننده عدم تقارن اطلاعاتی و تعهد سازمانی است. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و در زمره پژوهش های توصیفی و پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه می باشد. جامعه آماری موردمطالعه بانک صادرات ناحیه شرق استان گیلان است که از بین آن ها تعداد 183 نفر با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. داده های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از تأثیر مثبت متغیر جبران خدمات انگیزه محور بر عملکرد مدیریتی است. نتایج پژوهش همچنین بیانگر تأثیر مثبت متغیرهای جبران خدمات انگیزه محور بر عملکرد مدیریتی با لحاظ نمودن نقش تعدیل کنندگی تعهد سازمانی می باشد. هم چنین نتایج پژوهش نشان دهنده تأثیر منفی جبران خدمات انگیزه محور بر عدم تقارن اطلاعاتی و هم چنین عدم تقارن اطلاعاتی بر عملکرد مدیریتی را بیان می کند
صورت های مالی نقش قابل توجهی در بازار سرمایه ایفا می کنند و از آنجا که مدیران شرکت ها مسئولیت تهیة این اطلاعات را عهده دار هستند، ممکن است با انگیزة دستیابی به سود کوتاه مدت با مدیریت اقلام تعهدی اختیاری اقدام به مبالغه یا پنهان کاری در عملکرد واقعی شرکت کنند. در این پژوهش، رابطة بین سرمایة اجتماعی و مدیریت سود با استفاده از نمونه ای شامل 112 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1386 تا 1390 مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی به کار گرفته در این تحقیق از نوع همبستگی-پیمایشی می باشد. برای بررسی مدیریت سود از مدل تعدیل شدة جونز استفاده شده است و برای بررسی سرمایة اجتماعی از روش پرسشنامه ای بهره گرفته شده است. در این پژوهش برای تست آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیونی خی دو در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که رابطة مثبتی بین سرمایة اجتماعی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.
هدف از انجام این بررسی اثر کارکردهای سازگاری میان فرهنگی بر خصیصه های شخصیتی و عملکرد شغلی است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، در گروه تحقیقات کاربردی قرار گرفته و از جهت روش، تحقیق توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. جامعه پژوهشی را 2700 نفر از مدیران و کارکنان شرکت پالایش نفت تهران تشکیل می دهد که از این تعداد 337 نفر نمونه آماری به روش تصادفی انتخاب شدند. داده های آماری از طریق پرسشنامه جمع آوری و با روش مدل معادلات ساختاری توسط نرم افزار SPSS22 و AMOS22 مورد بررسی قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ و پایایی ترکیبی، و روایی پرسشنامه با استفاده از روایی همگرا و روایی محتوا با استفاده از نظر متخصصان آشنا به موضوع پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها منجر به تأیید همه ی فرضیه های پژوهش گردید. نتایج و یافته های مدل معادلات ساختاری حاکی از آن است که سازگاری میان فرهنگی به عنوان متغیر میانجی نقش مؤثری را در تأثیر عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر خصیصه های شخصیتی ایفا می کند.
در این مقاله با استفاده از الگوی چهارعاملی فاما و فرنچ و عامل مومنتوم معرفی شده کارهارت، رفتار بازگشت پذیری بتا براساس درجات مختلف ریسک سبد سهام در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. این نوع رفتار موجب بی ثباتی عامل بتا در بازار می شود؛ همچنین سبب می شود الگوهای قیمت گذاری، کارآیی لازم را برای ارزیابی عملکرد نداشته باشد. با استفاده از اطلاعات مربوط به شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران و تشکیل 25 سبد با معیارهای مختلف در بازه زمانی 1384 تا 1393 و نیز متغیرهای بتای متحرک و ریسک نوسانات ویژه، بازگشت پذیری بتا در بورس و فرابورس تهران سنجیده و رفتار آن تحلیل شده است. برای آزمون پرسش ها از الگوی رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است؛ روش آماری به کاررفته نیز داده های مقطعی است. نتایج پژوهش نشان می دهد بازگشت بتا در بورس اوراق بهادار تهران برای سبد های پرریسک بازار رخ داده است و با حذف سبدهای پرریسک از بازار، رفتار برگشت پذیری بتا کنترل می شود.
امروزه موفقیت پلتفرم ها سبب شده است تا مدل کسب و کار پلتفرمی به یک مدل کسب و کار موفق در سطح جهانی تبدیل گردد. اما آنچه موجب ارزش آفرینی پلتفرم می گردد تسهیل تعاملات بوده، که در این راستا تحلیل و بررسی انتظارات خدمت دهندگان و خدمت گیرندگان به عنوان مشتری پلتفرم ها بسیار مهم می باشد. هدف پژوهش طراحی مدل انتظارات مشتریان (خدمت دهندگان و خدمت گیرندگان) در راستای رشد و توسعه پلتفرم با استفاده از الگوریتم های فرا ابتکاری و تحلیل عاملی می باشد. لذا این پژوهش از لحاظ هدف، یک تحقیق توسعه ای و کاربردی است و از لحاظ ماهیت و روش، یک تحقیق توصیفی- پیمایشی بوده، رویکرد کلی تحقیق استقرایی می باشد. پژوهش دارای دو جامعه آماری شامل خبرگان، اساتید دانشگاهی و پژوهشگران این حوزه و همچنین خدمت گیرندگان و خدمت دهندگان ایرانی پلتفرم می باشد. که از دو روش نمونه گیری قضاوتی (تکنیک گلوله برفی) و تصادفی ساده استفاده شده است. در ابتدا برای یافتن انتظارات خدمت دهندگان و خدمت گیرندگان از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده گردید، سپس با استفاده از الگوریتم های فرا ابتکاری به خوشه بندی خودکار پرداخته شد و نتایج بیانگر آن است که خدمت گیرندگان شامل دو خوشه خدمت گیرندگان پرتوقع و تعامل محور و خدمت گیرندگان بی تفاوت در همه ابعاد انتظارات بوده، همچنین خدمت دهندگان نیز شامل دو خوشه خدمت دهندگان پرتوقع و اعتمادمحور و خدمت دهندگان بی تفاوت در همه ابعاد انتظارات می باشند.
Object Detection has been one of the areas of interest of research community for over years and has made significant advances in its journey so far. There is a tremendous scope in the applications that would benefit with more innovations in the domain of object detection. Rapid growth in the field of machine learning has complemented the efforts in this area and in the recent times, research community has contributed a lot in real time object detection. In the current work, authors have implemented real time object detection and have made efforts to improve the accuracy of the detection mechanism. In the current research, we have used ssd_v2_inception_coco model as Single Shot Detection models deliver significantly better results. A dataset of more than 100 raw images is used for training and then xml files are generated using labellimg. Tensor flow records generated are passed through training pipelines using the proposed model. OpenCV captures real-time images and CNN performs convolution operations on images. The real time object detection delivers an accuracy of 92.7%, which is an improvement over some of the existing models already proposed earlier. Model detects hundreds of objects simultaneously. In the proposed model, accuracy of object detection significantly improvises over existing methodologies in practice. There is a substantial dataset to evaluate the accuracy of proposed model. The model may be readily useful for object detection applications including parking lots, human identification, and inventory management.
قانونگذاران، قوانین و استانداردهایی چون آئین رفتار حرفهای را برای گسترش رفتار اخلاقی میان حسابرسان وضع نموده اند. با این حال، رفتارهای غیراخلاقی در میان حسابرسان همچنان در حال وقوع است. فرض تأثیر فرهنگ سازمانی بر رفتار حسابرس، انجام مطالعات بیشتری درباره اثر بالقوه فرهنگ اخلاقی بر رفتار ناکارآمد حسابرس را توجیه مینماید. از سوی دیگر، رفتار حسابرسان منعکسکننده ویژگیهای شخصیتی آنها است و ویژگیهای شخصیتی تأثیر با اهمیتی بر انگیزه رفتاری آنها دارد. بنابراین، در این پژوهش تاثیر فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی و تیپ های شخصیتی حسابرسان بر عینیت حسابرس مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش، مدیران شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی هستند. دادههای پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج حاکی از آن است که فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی بر عینیت حسابرس تاثیر مثبت و معنیداری دارد. همچنین تیپ شخصیتی باوجدان بودن (وظیفه شناسی) نیز بر عینیت حسابرس تاثیر مثبت و معنی داری دارد. علاوه بر این، یافتهها نشان می دهد که فرهنگ اخلاقی موسسه حسابرسی بر رابطه بین تیپهای شخصیتی حسابرسان و عینیت حسابرس تاثیر دارد. بنابراین، بهبود فرهنگ اخلاقی موسسات حسابرسی گامی مهم در جهت اعتلای حرفه حسابرسی است و می تواند موجب افزایش عینیت حسابرس گردد و در نتیجه باید مورد توجه و اهتمام مدیران و شرکای موسسات حسابرسی قرار گیرد.
هدف این پژوهش بررسی نقش ویژگیهای حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود و عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1390 الی 1396 است. در این پژوهش برای ارزیابی حاکمیت شرکتی از متغیرهای مدت زمان تصدی مدیر عامل، اتکا بر بدهی، تمرکز مالکیت، استقلال هیات مدیره، دوگانگی وظایف مدیر عامل، و مالکیت نهادی استفاده شده است. مدل آماری پژوهش با بهره مندی از روش رگرسیون برآورد شده و یافتههای پژوهش بیانگر وجود رابطه منفی و معنادار بین حاکمیت شرکتی و مدیریت سود است. همچنین بین مالکیت نهادی، اتکای بر بدهی، و استقلال هیات مدیره با مدیریت سود رابطه معکوس و معنادار وجود دارد. تمرکز مالکیت و مدیریت سود دارای رابطه معنادار نبوده و بین مدت زمان تصدی مدیرعامل و دوگانگی وظیفه با مدیریت سود نیز رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. بین حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی رابطه معنادار و مستقیم مشاهد شد. مالکیت نهادی، مدت زمان تصدی مدیرعامل و استقلال هیات مدیره نیز دارای رابطه مستقیم و معنادار با عملکرد مالی بوده ولی بین تمرکز مالکیت، اتکای بر بدهی با عملکرد مالی رابطه معنادار حاکم نیست. همچنین، بین دوگانگی وظیفه مدیرعامل و عملکرد مالی رابطه معکوس و معنادار مشاهده گردید.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر رایانش ابری بر عملکرد سازمانی شرکت های بازرگانی و تجاری انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت علی – معلولی و از لحاظ جمع آوری اطلاعات توصیفی پیمایشی است. جامعه این پژوهش شامل شرکت های تجاری و بازرگانی شهرستان ارومیه است. تعداد شرکت های تجاری و بازرگانی ارومیه 33 شرکت است و در مجموع دارای 435 نفر کارمند دارند.. ابزار گردآوری داده در این تحقیق مشتمل بر 2 نوع پرسشنامه بود. نتایج پژوهش حاکی از تایید تمام فرضیه ها داشت و مشخص شد که رایانش ابری بر عملکرد سازمانی شرکت های بازرگانی و تجاری تاثیر معنادار دارد.
هدف: هدف اصلی این مطالعه شناسایی عوامل کلیدی توانمندساز در اجرای یک مشارکت راهبردی موفق از دیدگاه های نظری مختلف و تبیین نقش آنها در افزایش عملکرد مشارکت راهبردی است. روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی از نوع توصیفی پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری شامل خبرگان شرکت های زیرمجموعه سازمان صنایع هوایی است که در رابطه با مشارکت های راهبردی شناسایی شده در این پژوهش از دانش و اشراف کافی برخوردارند. به دلیل محدود بودن جامعه آماری و دسترسی به کلیه خبرگان، از روش نمونه گیری خاصی استفاده نشده است. برای آزمون مدل نیز از روش مدل سازی معادله های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل 79 پرسش نامه تکمیل شده، اعتبار مدل پیشنهادی و کلیه فرضیه های مطرح در آن را تأیید کرده و نشان می دهد عوامل توانمندساز شناسایی شده (قابلیت مدیریت مشارکت، هم سویی اهداف و انگیزه ها، تناسب منابع مشارکت و سرمایه اجتماعی مشارکت) در مجموع قادر به تبیین حدود 72 درصد از عملکرد یک مشارکت راهبردی هستند. نتیجه گیری: بر اساس مدل پیشنهادی این پژوهش، دو شرکت برای اجرای یک مشارکت راهبردی موفق می بایست ابتدا برای بهبود و توسعه مشترک چهار عامل توانمندساز اشاره شده اقدام های لازم را به عمل آورند. مقیاس های اندازه گیری و شاخص های ارائه شده در این پژوهش نیز می تواند مرجع مناسبی برای مدیران دو شرکت همکار به منظور ارزیابی جامع میزان آمادگی خود قبل از ورود به یک مشارکت راهبردی باشد.
با توجه به اینکه بیشتر فعالیت های اقتصادی بانوان در بخش خانواده است؛ بنابراین زنان با مدیریت صحیح این بخش نقش مهمی در اصلاح الگوی مصرف و امور اقتصادی جامعه و خانواده بر عهده دارند. زنان نه تنها در خرید لوازم و مواد مصرفی نقش مهمی دارند، بلکه در درست مصرف کردن و همچنین نگهداری موارد مصرفی نیز باید مدیریت داشته باشند. اگر احساس وظیفه و حفظ سرمایه های کشور در زنان ایجاد شود، آنان در حفظ منابع ملی نیز تأثیر بسزایی دارند و این امر خودبه خود عاملی برای ایجاد الگوی مناسب مصرف برای نسل های بعدی خواهد بود. در همین راستا مقاله حاضر با هدف بررسی نقش جهادی زنان در محیط خانواده در جهت بهینه سازی الگوی مصرف و ارائه راهکارهای مناسب انجام شده است. برای این منظور ابتدا به تبیین مفهوم مدیریت جهادی بهینه سازی الگوی مصرف پرداخته شده است. این مقاله از نظر نوع هدف کاربردی بوده و با روش مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه عمقی با خبرگان انجام شده است. یافته های این مقاله برخی از راهکارهای عملیاتی مدیریت جهادی در اصلاح الگوی مصرف را برای زنان را شناسایی نموده و همچنین برخی از موانع پیش روی خانواده در زمینه بهینه سازی الگوی مصرف را ارائه می نماید