پس از ورود جدی بانک های خصوصی و موسسات مالی و اعتباری به عرصه بانکداری، رقابت بین موسسات و بانک ها به منظور شناسایی، جذب و حفظ مشتریان از اهمیت بالایی برخودار شده است. تحلیل رفتار مشتریان در سازمان های فعال در این حوزه که با تعداد کثیری از مشتریان در نقاط پراکنده با ویژگی های متفاوت سر و کار دارند، باعث موفقیت آنها در بازار رقابتی و مدیریت ارتباط موثر با مشتریان می شود. بخش بندی مشتریان، از رویکردهای داده کاوی که منجر به کشف گروه های مشابه از مشتریان می شود، اغلب بر اساس مدل ""تاخر خرید، بسامد خرید، و ارزش مالی آن"" ( RFM ) انجام می گردد. در این مقاله، الگوی جدید بخش بندی مشتریان بر پایه مدل توسعه یافته RFM به وسیله افزودن متغیر توالی روزهای انجام تراکنش (C) ارائه شده است. مشتریان بانک بر اساس مدل RFM و مدل پیشنهادی این پژوهش ( RFMC ) و با استفاده از الگوریتم خوشه بندی دو مرحله ای و بکارگیری گام های متدلوژی GRISP-DM بخش بندی شده اند. این پژوهش نشان می دهد، دقت مدل RFMC نسبت به مدل RFM در بخش بندی مشتریان این صنعت به مقدار 5.5% بیشتر است. پس از انجام فرایند خوشه بندی با استفاده از مدل پیشنهادی، مشتریان یکی از بانک های خصوصی کشور به 5 خوشه تقسیم شده اند. ضمن تحلیل رفتار مشتریان هر خوشه، مدلی مبتنی بر شبکه عصبی پیش خوراند برای پیش بینی شماره خوشه مشتریان بر مبنای ویژگی های رفتاری و جمعیت شناختی آنها توسعه داده شده است.
هدف این مقاله معرفی بعد جدیدی از تعهد، با عنوان تعهد سیاسی (تعهد به سیاستهای سازمانی) است و سه عامل مهم و اثرگذار روی تعهد سیاسی یعنی نگرش فرد به تیمهای خود هدایت شونده ، شفافیت نقش و تعارض نقش فرد در تیم را بررسی می¬کند و با استفاده از این عوامل، ساختاری مفهومی ارائه کرده و تأثیر هر یک را روی تعهد سیاسی بررسی و در نهایت نتایج ناشی از این تعهد را روی دو بُعد از رفتار شهروندی سازمانی یعنی وجدان کاری و فضیلت شهروندی نشان می¬دهد.
جامعه آماری مدیران و کارکنان سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است و از آنجا که تکنیک معادلات ساختاری استفاده شده است روش تحقیق علًی و بر مبنای هدف کاربردی است، همچنین برای آزمون فرضیه¬های از نرم افزار آماری لیزرل استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می¬دهد نگرش فرد به تیمهای کاری خود هدایت شونده و شفافیت نقش فرد در تیم به صورت مثبت روی تعهد سیاسی اثرگذار بوده و همچنین تعهد سیاسی نیز به صورت مثبت روی وجدان کاری و فضیلت شهروندی تأثیر گذاشته¬است اما ارتباط معناداری میان تعارض نقش فرد در تیم و تعهد به سیاستها مشاهده نشد
هدف: هدف از این تحقیق بررسی نقش سازمان جهانگردی در توسعه صنعت گردشگری در دوره پهلوی دوم، بین سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ است.
روش/رویکرد پژوهش: این تحقیق بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی، و با تکیه بر اسناد، مقوله جهانگردی و وضعیت گردشگری در دوره پهلوی دوم را بررسی کند.
یافته ها و نتایج: ایران، با توجه به موقعیت جغرافیایی، تار یخی، و جاذبه های فراوان گردشگری، برای جهانگردان اهمیت ویژهای دارد. اما وجود جاذبه ها به تنهایی نمی تواند در جذب گردشگر مؤثر باشد، بلکه باید اقدامات زیربنایی متعددی به منظور گسترش گردشگری انجام داد. در دوره پهلوی، صنعت جهانگردی با ناکامی هایی مواجه شد که مهم ترین آنها عدم مشارکت مردمی و عدم توجه دستگاه حکومت به ارزش های حاکم بر جامعه بود که این امر از جمله عوامل مؤثر بر عدم تحقق توسعه پایدار گردشگری بود. با وجود تلاش فراوانی که سازمان جهانگردی برای توسعه گردشگری انجام داد، این صنعت موفقیت چشمگیری نداشت .
ایران دارای بنادر فراوان در خلیج فارس و دریای عمان است که بسیاری از آنها به دلایل گوناگون قادر به پذیرش کشتی های بزرگ نیستند. ایده استفاده از بنادر بزرگ موجود در منطقه به عنوان مراکز واسط برای دریافت کالا از کشتی های بزرگ و ارسال آن توسط کشتی های کوچک تر به سایر بنادر و از آنجا به داخل کشور میتواند در جهت فعال کردن بنادر کوچک تر و نیز کشتیرانی خصوصی در منطقه بسیار کارآمد باشد. در این مقاله علاوه بر طرح این ایده، یک سیستم کلی حملونقل متناسب با آن طرح شده و به صورت یک شبکه متشکل از مسیر های وسایل نقلیه و مسیر های حملونقل چند وجهی برای اولین بار مدل شده است. در این مقاله برای حل مدل این شبکه، برای مسائل با ابعاد کوچک، از روش انشعاب و تحدید استفاده شده و برای حل مدل های دارای تعداد گره بیشتر، روشی ابتکاری به نام SB RAB بر اساس روش سیمپلکس با ورود محدود متغیرها توسعه داده شده است. از بعد محاسباتی، روش SB RAB برای حل دو سری از مسائل مبنای موجود در ادبیات مسیریابی وسیله نقلیه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج آنها گزارش شده است. همچنین، این مسائل مبنا از روش مرسوم در ادبیات حملونقل یعنی روش تفکیک شبکه به دو زیر بخش مسیریابی وسیله نقلیه و حملونقل چند وجهی نیز حل و نتایج مربوطه گزارش شدهاند. در انتها، با مقایسه همه نتایج، نشان داده شده که روش SB RAB میتواند جوابهایی برتر در مدت زمانی قابل قبول ارایه دهد.
بدون شک هدف اساسی برنامه ریزی، تقلیل میزان قبول خطر نسبت به اتفاقات احتمالی و اتخاذ تدابیری جهت هماهنگی برای دستیابی به موفقیت های بهتر است. به علت محدودیت منابع و نامحدود بودن نیازهای این حوزه ها، مساله تخصیص بهینه منابع مطرح می شود. تخصیص بهینه منابع مهم ترین ابزار اجرای استراتژی و برنامه ای بلند مدت برای حوزه پژوهشی دانشگاه ها است و سیاست ها و هدف های برنامه هر حوزه پژوهشی، در تخصیص بهینه منابع به فعالیت ها انعکاس می یابد.با توجه به اینکه تخصیص منابع در حال حاضر به روش سنتی و مبتنی بر تجربیات و استدلال ذهنی نیزوی انسانی می باشد و استفاده از آن سبب ایجاد نارضایتی است و قابلیت تعمیم پذیری و انطباق دلیل ریاضی ندارد.لذا هدف از این پژوهش استفاده از تئوری ریاضی جهت نزدیک کردن کمیت و کیفیت استدلال انسانی به استدلال ریاضی می باشد و سعی می شود با بررسی های دقیق و ارایه یک مدل مناسب جهت تخصیص بهینه منابع در حوزه تحت مطالعه ارایه شود.
سازمان ها برای بهبود جایگاه رقابتی خود، مجبور هستند برای نگهداشت دانش موجود و نیز یادگیری دانش های نوین مدیریت دانش را به کار گیرند. تلاش سازمان در زمینه مدیریت دانش به دو بخش قابل تفکیک است: نخست، سازمان باید به آنچنان توانمندی دست پیدا نماید تا بتواند دانش نوین را بیاموزد که این بخش را یادگیری سازمانی گویند. دوم، سازمان باید بتواند در برخی از موقعیت ها، دانش سازمانی خود را آگاهانه کنار بگذارد و دانش جدیدی را جایگزین نماید که این بخش نیز فراموشی سازمانی نامیده می شود. این پژوهش با هدف شناسایی میزان فراموشی سازمانی انجام شده است. در این مقاله پس از بررسی مفهوم و ابعاد فراموشی سازمانی در ادبیات نظری، سه بعد فراموشی (نوع فراموشی، پیامد فراموشی و روش فراموشی) شناسایی شد و رابطه این سه بعد در سه فرضیه مورد آزمون قرار گرفت. برای سنجش این ابعاد از پرسشنامه ای 25 سئوالی که توسط نگارند گان تهیه شده است، استفاده گردید. جامعه مورد بررسی در این پژوهش تعدادی از سازمان های دولتی و خصوصی است. روش نمونه گیری در این مطالعه، تصادفی بوده است. برای سنجش اندازه گیری ابعاد فراموشی سازمانی از روش مدل سازی معادلات ساختاری و برای سنجش فرضیه های پژوهش از آزمون معناداری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند پرسش های پرسشنامه به نحو مناسبی ابعاد سه گانه فراموشی سازمانی را اندازه گیری می کنند. همچنین نتایج بیانگر آن است که فرضیه های پژوهش (رابطه بین نوع دانش فراموش شده، روش فراموشی و پیامدهای فراموشی) مورد تایید قرار گرفته اند.
در اختیار داشتن نیروی انسانی که علاوه بر وظایف محول شده منطبق با شرح شغل، به طور داوطلبانه گام هایی در جهت افزایش عملکرد سازمان بردارد ، از منویات هر سازمانی است. بیش از 20 سال است که تلاش برای شناسایی عوامل پیش بین چنین رفتارهایی که از آن ها با عنوان «رفتارهای شهروندی سازمانی» یاد می شود، در دستور کار پژوهشگران رفتار سازمانی قرار گرفته است؛ از جمله این عوامل، ادراک سیاست سازمانی است. اگرچه برخی پژوهش ها از رابطه منفی میان این دو متغیر پیش بین و ملاک یاد می کنند، ظرفیت بالقوه معنویت سازمانی در فراهم کردن بستری برای تقلیل پیامدهای منفی ادراک سیاست سازمانی از یک سو و دامن زدن به ظهور رفتارهای شهروندی سازمانی از سوی دیگر، بررسی نقش این عامل را در مقام متغیر تعدیل گر رابطه مزبور طلب می کرد.
در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ادراک سیاست سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی، با توجه به نقش تعدیل گر معنویت سازمانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد معنویت سازمانی رابطه منفی بین ادراک سیاست سازمانی و رفتارهای شهروندی سازمانی را به طور معناداری تعدیل می کند.
عملکرد واحدهای اقتصادی براساس دست یابی به اهداف تعیین شده کوتاه مدت و بلند مدت اندازه گیری می شوند. از این رو، عملکرد معیار مناسبی جهت دسترسی به اهداف تعیین شده قلمداد می گردد. این ارزیابی میزان موفقیت سازمان ها و بنگاه های اقتصادی را در دسترسی و نیل به اهدافشان نشان می دهد. برخی از بنگاه های اقتصادی در دهه های اخیر، تکنیک های متنوعی را براساس رویکردهای مختلف برای ارزیابی عملکرد بکار بسته اند، اما تعداد محدودی از آنان از اثربخشی فرایندهای ارزیابی سازمان خود رضایت دارند......
امروزه مساله اخلاق یکی از ضرورت های اساسی در سازمان ها می باشد و پرداختن به آن در سازمان ها امری گریزناپذیر است. مطالعات اخلاق در دنیای مدیریت و سازمان ذیل عناوین مختلفی چون اخلاق مدیریت، اخلاق سازمانی، اخلاق کار و ... انجام گرفته است و مطالعه مرزهای این دانش ها برای تفکیک گزاره های مطرح شده در هر یک از آنها ضروری است. در این مقاله ابتدا از منظر فلسفی به موضوع علم پرداخته می شود؛ آنگاه عناوین مطالعات اخلاقی مرتبط با مدیریت و سازمان که عبارتند از: اخلاق کار، اخلاق حرفه ای، اخلاق سازمانی، اخلاق کسب و کار و اخلاق مدیریت، مطرح شده و با توجه به تعاریف صاحبنظران و کنکاش در مباحث آنها سعی می شود که مرز مشخصی بین این حوزه ها ترسیم گردد تا بتوان جایگاه گزاره های مطرح شده در این حوزه ها را شناسایی نمود.
"مقدمه:
رضایت بیمار از خدمات بیمارستانی یکی از مهمترین شاخص های اثر بخشی و کیفیت ارائه خدمات بخشهای مختلف بیمارستان می باشد. یک بیمار راضی کلید موفقیت هر بیمارستانی است. این پژوهش به منظور تعیین میزان رضایتمندی بیماران بستری در بیمارستان زکریای رازی قزوین از خدمات ارائه شده صورت گرفته است.
مواد و روشها:
این مطالعه مقطی در اسفند 1380 در بیمارستان رازی قزوین (وابسته به سازمان تامین اجتماعی) صورت گرفت. 146 نفر از افرادی که برای دریافت خدمات در این بیمارستان بستری بودند به صورت سرشماری از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج:
میزان رضایتمندی بیماران از خدمات بیمارستانی 11/4 از 5 امتیاز (درجه خوب رضایتمندی) بوده است. رضایتمندی 5/9 درصد بیماران عالی 2/56 درصد خوب، 1/28 درصد متوسط و 2/6 درصد ضعیف بوده است. عواملی مثل سن، جنس، وضعیت تحصیلی، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی، نحوه ی پرداخت هزینه های بیمارستان و مدت بستری بیمار در بیمارستان بر میزان رضایتمندی وی از خدمات بیمارستانی تاثیر می گذارد.
بحث:
میزان رضایتمندی مراجعه کنندگان به بخشهای بستری بیمارستان زکریای رازی قزوین در حد خوب ارزیابی شده است. "
متخصصان ارتباطات، سازمان رسانه را بسیار پیچیده می دانند. مؤلفه های متعدد اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر فعالیت رسانه ای و پیچیدگی مسائل انسانی، ابهام را در تولید و عرضه محصولات رسانه ها بالا می برند و مدیریت را با مخاطرات زیادی مواجه می کنند. انتخاب تجربی یا سلیقه ای روش مدیریت نیز گاه باعث می شود روش های مورد استفاده، با وجود صرف هزینه های کلان، موفقیت چندانی به همراه نداشته باشند و حتی در برخی موارد نتیجه عکس بدهند. بنابراین تحقیق حاضر با هدف شناسایی و معرفی دیدگاه و روشی مناسب در مدیریت رسانه که این پیچیدگی ها و ابهامات را در نظر بگیرد و رشد سازمان را موجب شود، صورت گرفته است.
نویسندگان در این مقاله، با طبقه بندی ویژگی های سازمان رسانه و استنتاج نیازهای مدیریتی آن و بررسی میزان انطباق این نیازها، با قابلیت های چند روش معروف سیستمی، در نهایت روش شناسی سیستم های نرم یا «اس. اس. ام» را به عنوان روشی که تناسب بیشتری با فضای سازمان رسانه دارد و نیازهای آن را برآورده می سازد پیشنهاد کرده اند.
بازارهای مالی نقش برجسته ای را در توسعه اقتصادی کشورها ایفا می نمایند و سیاستگذاران مالی کشورها نیز بسیار علاقمندند تا جذابیت بورس اوراق بهادار خود را افزایش دهند. سه پرسش اساسی درباره تعیین میزان جذابیت بورس اوراق بهادار عبارتند از: 1) عوامل جذاب کننده بورس از دیدگاه سرمایه گذاران کدامند؟ 2) چگونه می توان میزان جذابیت بورس را مورد ارزیابی قرار داد؟ و3) با توجه به نتایج ارزیابی جذابیت بازار، چگونه می توان جذابیت بازار بورس را بهبود بخشید؟ این مقاله درصدد پاسخگویی به پرسش های اساسی مذکور می باشد. به این منظور، پرسش نامه ای طراحی و میان خبرگان و تحلیل گران مالی بورس اوراق بهادار تهران توزیع گردید. سپس نتایج داده ها جمع آوری شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج بررسی ها بیانگر آن است که علیرغم اقدامات متعدد بعمل آمده در سال های اخیر در جهت ارتقای جاذبیت بورس اوراق بهادار تهران، به طور کلی این بازار هنوز هم برای سرمایه گذاران خارجی جذاب نمی باشد و بازار از حیث میزان جاذبیت در وضعیت نسبتا ضعیفی به سر می برد.