کارشناسان و مدیران منابع انسانی به عنوان متولیان منابع انسانی نقش بااهمیتی در عملکرد کسب وکار دارند. یادگیری از یک سو راهی برای توسعة شایستگی های آن ها است و از سوی دیگر، ابزار تطبیق و سازگاری با تغییرات سریع در محیط کسب وکار محسوب می شود. با توجه به اهمیت یادگیری در بهبود عملکرد واحد منابع انسانی و ارتقای شایستگی های متولیان آن، پرسش مهم این است که کارشناسان و مدیران منابع انسانی چه منابع و روش هایی برای یادگیری و توسعة شایستگی های خود به کار می گیرند؟ در این پژوهش که به روش روایتی و با مصاحبه های واقعه محور انجام گرفته است، تجربه ها و روایت های 7 کارشناس و 9 مدیر منابع انسانی در صنعت خودرو به منظور شناسایی روش ها و منابع یادگیری آن ها در جریان انجام دادن فعالیت های مدیریت منابع انسانی به طور دقیق شناسایی و مستند شد. سپس، فرایند کدگذاری کیفی انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد کارشناسان و مدیران منابع انسانی از چهار منبع «یادگیری از انجام دادن وظایف کاری»، «یادگیری از آموزش- انتشارات»، «یادگیری از تعاملات انسانی- اجتماعی» و «یادگیری از سیاست ها-چالش های سازمان» بهره می برند. دو روش شامل یادگیری از «انجام دادن کارهای تخصصی» و یادگیری از «دریافت بازخوردهای تخصصی» بیشترین فراوانی در متن روایت های بیان شدة مدیران و کارشناسان حوزة منابع انسانی صنعت خودرو بوده است.
لازمه موفقیت و عملکرد مناسب شرکت ها، وجود ساختار حاکمیت شرکتی قوی برای نظارت بهتر بر مدیریت و استفاده از محافظه کاری جهت بهبود عملکرد مالی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی و ارتباطات سیاسی بر محافظه کاری حسابداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش به روش حذف سیستماتیک، از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازده زمانی 1390 تا 1398 که حجم آن 140 شرکت می باشد، انتخاب شده است. همچنین، برای آزمون فرضیه ها ی پژوهش از روش رگرسیون داده های ترکیبی بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش حاکی از آن بود که اندازه هیئت مدیره تأثیر مثبت و معناداری بر محافظه کاری حسابداری ندارد.استقلال هیئت مدیره، کیفیت حسابرسی و مالکیت مدیریتی تأثیر مثبت و معناداری بر محافظه کاری حسابداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارند. همچنین، نتایج نشان داد مالکیت دولتی و روابط سیاسی تأثیر منفی و معناداری بر محافظه کاری حسابداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارند.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مدیریت تعالی در صنعت سیمان با رویکرد سرمایه انسانی انجام شده است. این پژوهش از نظر اهداف؛ کاربردی، از نظر داده؛ آمیخته اکتشافی و از نظر نوع مطالعه، الف؛ پیمایش مقطعی و ب؛ مبتنی بر نوع دلفی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان و خبرگان حوزه صنعت سیمان به تعداد 1000 نفر تشکیل داده اند که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده و مبتنی بر جدول بولا 255 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در خصوص 216 شاخص طراحی شده محقق ساخته اظهار نظر نمودند. همچنین گروه نمونه 80 نفری را که بیش از 15 سال سابقه فعالیت در صنعت سیمان داشته اند و از بینش مدیریتی لازم و همچنین تحصیلات بالاتری برخوردار بودند انتخاب و نظرشان در خصوص الگو، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها از طریق تحلیل عاملی تائیدی مورد بررسی قرار گرفت. اعتبار ابزار مذکور بوسیله آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار آن برابر 0.814 به دست آمد و به منظور بررسی روایی ابعاد و مؤلفه های مدیریت تعالی با رویکرد سرمایه انسانی از روایی سازه بهره برده ایم. آزمون آماری مورد استفاده در پژوهش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تائیدی می باشند. یافته ها نشان می دهد ارزش های ویژه 4 بعد داده، فرآیند، ستاده و بازخورد و 12 مؤلفه بزرگتر از یک است و درصد پوشش واریانس مشترک بین متغیرها برای این 4 بعد و 12 مؤلفه بر روی هم 45/72 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می کند. افزون بر این، مقدار KMO برابر با 969/0 و معنادار بودن مشخصه آزمون کرویت بارتلت نیز در سطح 001/0 است . همچنین نتایج تحلیل عاملی تائیدی بیانگر این بود که مقادیر متناظر با هر یک از شاخص ها، مجذور کای ( ), 87/22، نیکویی برازندگی, (GFI) 98/0 شاخص تعدیل شده نیکویی برازش (AGFI)، 97/0 و ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب (RMSEA)، 04/0 بیانگر این است که ابعاد و مؤلفه های الگوی مدیریت تعالی با رویکرد سرمایه انسانی مورد تائید است. در بخش کیفی نیز ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگوی مدیریت تعالی حاصل شده، از طریق فن دلفی (با سه بار ارسال) و بارش مغزی بین 30 نفر از خبرگان این حوزه (حلقه های کانونی) نیز مورد تائید قرار گرفتند.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جریان نقد و تامین مالی برون سازمانی با در نظر گرفتن متغیر مداخله گر محدودیت مالی شرکتها است. نمونه پژوهش از بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 86 تا 91 می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند که منابع تامین مالی به جریان نقد در شرکتهای با محدودیت مالی و شرکتهای بدون محدودیت مالی حساس نیست. بر اساس یافته ها، حساسیت منابع تامین مالی به جانشینی دارایی های ثابت مشهود با جریان نقد در شرکتهای با محدودیت مالی و شرکتهای بدون محدودیت متفاوت است. در شرکتهای بدون محدودیت مالی حساسیتی یافت نشد اما در شرکتهای با محدودیت مالی با افزایش داراییهای ثابت مشهود به جای جریان نقد، تامین مالی از طریق بدهی بر تامین مالی از طریق انتشار سهام ارجحیت می یابد. .
در این مقاله شبکه مصنوعی عصبی تنظیم شده بیزی به عنوان یک روش جدید برای پیش بینی وضعیت مالی بازار پیشنهاد داده شده است. قیمت روزانه بازار و شاخص های فنی مالی به عنوان ورودی برای پیش بینی یک روز بعد قیمت سهام فردی بسته شده، استفاده شده است. پیش بینی حرکت قیمت سهام به طور کلی بعنوان یک کار چالش برانگیز و مهم برای تجزیه و تحلیل سری های زمانی مالی در نظرگرفته می شود. پیش بینی دقیق حرکات قیمت سهام می تواند نقش مهمی در کمک به سرمایه گذاران برای بهبود بازده سهام بازی کند. پیچیدگی در پیش بینی این روند در اختلال ذاتی و بی ثباتی در حرکت روزانه قیمت سهام نهفته است. شبکه های منظم بیزی یک ماهیت احتمالی به وزن های شبکه اختصاص داده، اجازه می دهد شبکه به طور خودکار و بهینه مدل های بیش از حد پیچیده را جریمه کند. روش پیشنهادی بطور بالقوه نیاز بیش از حد به برازش و آموزش را کاهش داده و کیفیت پیش بینی و تعمیم شبکه را ارتقا می دهد. آزمایش با سهام شرکت های ایران خودرو و سایپا به منظور تعیین اثربخشی مدل انجام شد. دلیل این انتخاب جذابیت صنعت خودرو برای فعالان بازار سرمایه است، زیرا نرخ بازدهی آن نسبت به شاخص کل بورس و شاخص کل صنعت بالاتر است.
از کارشناسان فعال در هر دو حوزه ""روابط عمومی"" و ""تبلیغات"" دعوت به عمل آمد تا با اتکا به یک هم اندیشی مناسب ، این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم که آیا واقعاً دوره تبلیغات خاتمه یافته و دوره روابط عمومی آغاز شده است؟ یا لازم است تعاملی را بین این دو برقرار کرد؟ حکیمیان(مدیر کل روابط عمومی بانک تجارت) : امروزه در دنیا ، نفوذ روابط عمومی آن قدر زیاد است که وقتی روسای جمهور کشورها تعیین می شوند، دو دوره آموزشی برای ایشان برگزار می شود که یکی روابط عمومی است و دیگری امنیت ملی. اسفرجانی (رئیس هیأت مدیره شرکت تبلیغاتی داروگ) : تفاوت روابط عمومی و تبلیغات فقط رسانه و هزینه نیست. موضوع این است که ""پیام"" به عنوان مهمترین عنصر در روابط عمومی نقش دارد. یعنی اگر ما پیاممان روشن نباشد ، فعالیتهایمان بیهوده است. درگی (عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی) : هر چه سطح آگاهی مردم افزایش پیدا می کند ، بخصوص در نوع کالاهای با درگیری بالا ، نقش روابط عمومی بیشتر می شود. به عبارتی هر چقدر به پیش می رویم ، تبلیغات کمرنگ تر می شود و روابط عمومی پر رنگ تر. بختائی (مدیر سایت تخصصی چهار راه تبلیغات) : اگر با دید مدیریت برند نگاه کنیم، حوزه بحث خیلی کوچک می شود و احتمالاً به نفع روابط عمومی تمام می شود. چون در حوزه برند سازی ، روابط عمومی حرف بیشتری برای گفتن دارد. اما بحث این است که تنها کارکرد و هدف تبلیغات، برند سازی نیست. یحیایی ایله ای(دکتری ارتباطات، مدیر آموزش شرکت قطارهای مسافری رجا، مدرس دانشگاه): روشهایی که روابط عمومی استفاده می کند، بسیار مفیدتر و موثرتر است. بدون توجه به اینکه از چه رسانه ای استفاده می کند. مهم این است که یک خبر کوچک به عنوان یک روش، بسیار موثرتر از یک صفحه تبلیغات عمل می کند. وقتی که این روش کارآمد تر است، یعنی روابط عمومی کارآمدتر است.
بسیاری از مشکلات بشر، امروزه بوسیله فناوری های نوین رفع می شود. در این میان در حیطه مالی، فناوری بلاکچین و رمزارزها چند سالی است که بیشتر مورد بحث قرار می گیرد. فناوری بلاک چین گامی بزرگ در محاسبات شفافیت یک دولت است و به نوعی شفافیت محاسباتی را در پی خواهد داشت و از سوی دیگر می تواند اعتماد بین دو یا چند گروه در یک قرارداد که یکدیگر را نمی شناسند، تضمین کند. مقاله حاضر نحوه عملکرد بلاک چین و دلیل استفاده ادارات از آن را بیان می نماید. همچنین مزایا و معایب بلاک چین، توصیف و نمونه هایی از کاربرد بلاک چین نشان داده خواهد شد. موردی که اهمیت دارد آن است که بلاک چین باید به شکل گسترده از دیدگاه مفهومی و فنی درک شود. تصمیم گیرندگان و شهروندان قبل از اجرای چنین فناوری که به کلی چشم انداز سیاسی و مالی را تغییر می دهد، باید آموزش ببینند. به رغم اینکه بلاک چین راه حل نهایی برای همه مسائلی نیست که دولت های جدید با آن دست به گریبانند، اما ماهیت امن و شفاف آن می تواند سبب افزایش به اشتراک گذاری اطلاعات بین سازمان های عمومی شود.
در تحقیق حاضر با توجه به اهمیت سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار و توجه ویژه دولت ها به رونق این بخش از اقتصاد به دنبال معرفی بهترین روش سرمایه گذاری از بین دو روش تخصصی مطرح در بازار سرمایه یعنی روش تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال هستیم . محقق مدعیست که سرمایه گذاری براساس تحلیل بنیادی بازدهی بیشتری نسبت به سرمایه گذاری براساس تحلیل تکنیکال بدست می دهد . باتوجه به این ادعا می بایست میانگین بازدهی حاصل از هریک از این روش ها محاسبه شده و با یکدیگر ارزیابی و مقایسه شوند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی مقایسه می باشد که ماهیتا پس رویدادی بوده و به اطلاعات کمی گذشته توجه می نماید . نتایج حاضل از آن است که میزان بازدهی اکتسابی از روش تحلیل بنیادی بیشتر از تحلیل تکنیکی بوده و در دوره دو ساله مورد بررسی اداعای محقق را تأیید می نماید.
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی فرآیندهای اصلی سرمایه انسانی سازمان با استفاده از تکنیک تحلیل شکاف انجام شد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف و ماهیت توسعه ای-کاربردی است و از نظر نحوه گردآوری داده ها پیمایشی است که به شکل میدانی انجام گرفت. در این پژوهش از مقیاس تعدیل یافته (فرهی وهمکاران، 1393) بهره برده شد. جامعه مورد مطالعه را کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی به تعداد 98 نفر تشکیل دادند. از آزمون فریدمن جهت تحلیل داده ها استفاده گردید. برپایه یافته های حاصل از پژوهش اداره کل ورزش وجوانان خراسان رضوی از منظر فرایند آموزش و بهسازی با میانگین 33/2 در رتبه اول، فرایند بکارگیری با میانگین 35/2 در رتبه دوم، فرایند حفظ و نگهداری با میانگین 55/2 در رتبه سوم و در نهایت فرایند تامین با میانگین 86/2 در رتبه چهارم قرار گرفتند. به-طورکلی اداره کل ورز ش وجوانان در بیشتر فرآیندهای سرمایه انسانی در وضعیت نامناسب و بحرانی قرار دارد و از طرف دیگر نظر به اهمیت مدیریت فرآیند سرمایه های انسانی در سازمانهای مدرن امروزی برنامه ریزی های فوری و اضطراری جهت ارتقاء و توسعه این فرآیندها از سوی سازمان فوق ضروری به نظر می رسد.
نظام آموزش عالی به عنوان یک مرجع ایدئولوژیک وتمدن ساز، وظیفه حساس و تعیین کننده ای در توانمندسازی جوامع در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. لازمة ایفای چنین نقش حساسی، برخورداری از مدیران و رهبرانی شایسته می باشد. لذا دغدغه اصلی نظام آموزش عالی در هزاره سوم، شناسایی، انتخاب و به کارگیری مدیران کارآمد، توانمند و شایسته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل جامع استعداد یابی و جانشین پروری در نظام آموزش عالی بارویکرد پژوهش آمیخته انجام گرفت. برای این منظور در گام اول عوامل اولیه تشکیل دهنده م دل با بررسی گسترده ادبی ات نظری (به روش مرور نظامند) و مصاحبه با خبرگان (اساتید دانشگاهی صاحبنظر در حوزه مدیریت و همچنین مدیران ارشد دانشگاه و موسسات آموزش عالی) که به صورت نمونه گیری هدفمند و قضاوتی انتخاب شده اند و با رویکرد تحلیل محتوا تلخیصی و جهت دار و تکنیک دلفی در قالب 91 مولفه شناسایی گردید. سپس با استفاده از تکنیک دلفی، 15 مولفه فرعی تعیین و نهایی گردید. در گ ام بع دی به منظور برقراری ارتباط و توالی بین ابعاد و ارائه مدل ساختاری آنها، از روش م دلس ازی ساختاری-تفسیری (ISM) بهره گرفته شد. در نهایت و براساس نظ رات خبرگ ان و تجزیه وتحلیل های صورت گرفته، مدل جامع استعداد یابی و جانشین پروری در5 سطح (سطح اول شامل مولفه های ساختار و فرایند، پست های کلیدی و مدل شایستگی، سطح دوم شامل جبران عملکرد، ارزیابی مدون، آموزش و پرورش، شناخت آینده نگرانه، ارزیابی قابلیت ها و سازگاری فرهنگی، سطح سوم رهبری تحول گرا و خزانه جانشنی، سطح چهارم ایجاد انگیزش مشارکتی و سطح پنجم تعیین مسیر شغلی چند بعدی و جذب) برای نظام آموزش عالی احص ا گردی د.
نقطه شروع برای کسب موفقیت دربازاریابی دیجیتال مانند راهبرد بازاریابی یا کسب و کار خلق یک فرایند راهبردی است که به خوبی تعریف شده باشد تا اهداف بازاریابی را از طریق ارتباطات بازاریابی پیوندداده و روش هایی را برای کسب اهداف مورد نظر طراحی کند.بازاریابی دیجیتال روش فروش محصولات شرکت ها را تغییر می دهد علی رغم تمرکز روز افزون بر بازاریابی محتوا به عنوان ابزار مدرن بازاریابی، تحقیقات در مورد آن کم است. بعد تعاملی اینترنت این امکان را به مشتری داده است که بخشی از بازاریابی هر نام تجاری، محصول، خدمات یا نهاد باشد. بازاریابی دیجیتال، مشتری مداری را در اولویت قرار داده است. بعبارتی سازمان ها باید تمرکز خود را بر راهنمایی مشتری و ارائه ارزش به آن ها معطوف کنند. مشتری مداری مولفه مهمی در ورودی بازاریابی دیجیتال است و جهت ایجاد ارزش و ارتباط با مشتری، بازاریابی محتوا را مورد استفاده قرار می دهد. هدف از این مقاله بررسی بازاریابی محتوا به عنوان استراتژی اصلی بازاریابی دیجیتال با تاکتیکهای موثر است که توسط شرکت ها در محیطهای آنلاین اجرا شود. بینش ارائه شده در این مطالعه بر روی معرفی استراتژی بازاریابی محتوا به عنوان بستر تکنیک های بازاریابی و تعریف استراتژی مناسب براساس بازاریابی محتوا متمرکز است. به عبارتی استراتژی مناسب برای سایر تکنیک های بازاریابی را ارائه می کند. این مطالعه براساس گردآوری اطلاعات از مقالات و کتاب ها انجام شده است و هدف از آن آگاه سازی سازمان ها در استفاده از بازاریابی محتوا در بازاریابی دیجیتال به جای بازاریابی سنتی می باشد.