اعتباردهندگان و سایر اشخاص ذینفع محسوب می شود و نتایج حاصل از آن مبنای بسیاری از تصمیم گیری ها در داخل و خارج از شرکت ها است. بنابراین، هدف این تحقیق، بررسی رابطه ساختار سرمایه و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با تأکید بر هزینه های نمایندگی است. بدین منظور یک فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و داده های مربوط به 69 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره ی زمانی بین سال های 1384 تا 1393 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این تحقیق، برای محاسبه ساختار سرمایه و عملکرد به ترتیب از اهرم مالی و بازده دارایی ها (ROA) و برای آزمون فرضیه تحقیق از مدل های رگرسیونی در دو حالت ایستا و پویا استفاده شده است. مدل رگرسیون تحقیق در حالت ایستا با استفاده از روش داده های تابلویی با رویکرد اثرات تصادفی و در حالت پویا با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) بررسی و آزمون شد. نتایج تحقیق در هر دو مدل ایستا و پویا بیانگر وجود ارتباط (U شکل) ساختار سرمایه با عملکرد شرکت است. همچنین، در مدل پویا نتایج نشان داد که عملکرد یک دوره قبل رابطه مثبت و معناداری با عملکرد جاری شرکت دارد. افزون بر این، نتایج تحقیق در هر دو مدل نشان داد که اندازه شرکت نیز ارتباط (U شکل) با عملکرد شرکت دارد.
کارگزاران تبلیغات همچنان در شگفت اند که چرا تبلیغات ماندگار نیست. صاحبان کالاها و خدمات نیز متعجب اند چرا کسی از برند یا کالا و خدمات آنها چیزی نمیگوید، این در حالی است که تیزرهای تلویزیونی، بیلبوردها، بروشورها، آگهیهای مطبوعاتی، برپایی نمایشگاهها، تقدیم هدایای تبلیغاتی برای بازدیدکنندگان، عرضهی نمونه کالا و اجرای خدمات به وفور و کاملاًً در دسترس و معرض دید مخاطبان یا مشتریان بالقوه قرار گرفت.
جان وانامیکر (John Wanamaker) این توضیح را سالها پیش در عبارتی ساده و گویا بیان کرد که: من میدانم که نیمی از پولی را که برای تبلیغات خرج میکنم، تأثیری ندارد، اما هرگز نتوانستم آن نیمه را پیدا کنم! ظاهراً به رغم پیشرفتهایی که حاصل شده، کارگزاران تبلیغاتی گاه تمایلی ندارند به موضوعات پایه ای و اساسی تکیه کنند تا ماندگاری تبلیغات خود را تأمین کنند. از این رو ترجیح میدهند خود را با تکنیکهای دیداری و شنیداری، خلاقیتهای درخشان هنری، و موضوعاتی از این دست سرگرم سازند.
چاره چیست؟ آیا همچنان باید هزینه کرد بیآنکه سودی حاصل شود یا به سراغ موضوعات اساسی رفت؟ خرد حکم میکند که به سراغ موضوعات اساسی برویم. اما کدام موضوعات، پایه ای و اساسی است تا ماندگاری تبلیغات رخ دهد؟
حافظه، قواعد و قوانین حافظه، نقش و عملکرد حافظه، پاسخگوی بخشی از این ناکامی کارگزاران تبلیغاتی و صاحبان کالاها و خدمات است. این اثر که در پی میآید، تنها از منظر موضوعاتی که به اختلال در حافظه، یا کاستیهایی در حافظه مربوط میشود، پرداخته است. ویژگی برجستهی این اثر در آن است که مؤلف که از نظریه پردازان برجسته ی حافظه در جهان است، پس از برشماری هفت نقیصهی حافظه، توصیه های عملی برای کارگزاران تبلیغات دارد تا چگونه کمپین های تبلیغاتی را طراحی کنند.
با توجه به نزدیک تر شدن بیشتر دولتها و ملتها به یکدیگر در مناسبات تجاری و بازرگانی و نیز لزوم برقراری ارتباط سریع برای آگاهی از شرایط بازارهای داخلی و بین المللی و نیز برخورداری از اطلاعات جدید و همچنین مراودات تجاری و شخصی استفاده از OUT LOOK با توجه به ویژگیهای پیشرفته آن می تواند گام موثری در یک تجارت موفق به حساب آید . ...
امروزه ریسک یکی از مهم ترین جنبه ها در مدیریت پروژه های مهندسی، تدارکات و ساخت (EPC) به حساب می آید. از سوی دیگر با توجه به تعداد و تنوع ریسکها در پروژه های EPC، تعیین وزن و رتبه بندی آنها از اهمیت وِیژه ای برخوردار است. همچنین ارتباط و اثرگذاری میان ریسکها در بسیاری از پژوهشهای این حوزه تاکنون در نظر گرفته نشده است. پژوهش حاضر به ارزیابی و تعیین ضریب اهمیت ریسکها به کمک روشهای تجزیه تحلیل حالات بالقوه خرابی (FMEA) و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) می پردازد. بعنوان مورد کاوی صنعت پتروشیمی به دلیل وجود حجم عظیمی از سازه ها، تأسیسات و فرآیندها با ریسک ها و خطرات اجتناب ناپذیر انتخاب شده است. خبرگان این پژوهش که مرجع اصلی داده ها شمرده می شوند شامل کارشناسان واحد آموزش و امور قراردادها (پیمان های مدیریت طرح ها) هستند. ریسک های بحرانی به دست آمده با استفاده از روش تحلیل فرآیند شبکه ای (ANP)، به کمک نرم افزار سوپردسیژن وزن دهی و رتبه بندی شده اند. براساس نتایج پژوهش، ریسک های بخش برآورد قرارداد کمترین اهمیت و ریسک های بخش مهندسی بیشترین اهمیت را داشته اند. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد، ریسک های بخش تدارکات، ریسک های موجود در برآورد (مقادیر و بها) قرارداد، ریسک های بخش مالی و در نهایت ریسک های بخش مهندسی (طراحی) به ترتیب دارای بالاترین اهمیت هستند. در انتهای این مقاله، استراتژی های پاسخ به ریسک، اقدامات اصلاحی و همچنین تحلیل های حساسیت لازم در این حوزه ارائه شد.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین چرخش حسابرسان و ساختار مال یکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. فرضیه ها در قالب دو مدل تدوین شده اند که مدل اول به آزمون رابط ه چرخش حسابرسان و متغیر های ساختار مال یکت ) شامل مدیران غیر موظف و مال یکت نهادی ( م یپردازد و مدل دوم واکنش بازار را در مقابل چرخش حسابرسان را مورد آزمون قرار م یدهد. در این پژوهش اطلاعات 136 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1385 تا 1390 بررسی شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار استفاده شده است. نتایج مدل اول پژوهش نشان داد که بین استقلال مدیران و مال یکت Eviews نهادی با چرخش حسابرسان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج مدل دوم رابطه مثبت و معنادار بین بازده سهام و چرخش حسابرسان را در شرکت های دارای مال یکت نهادی تا یید نمود اما نشان داد که رابطه بین چرخش حسابرسان و بازده سهام در میان شرکت هایی که دارای مدیران غیر موظف هستند مثبت است اما معنادار نمی باشد.
هدف:این نوشتار در پی استخراج چارچوبی بر اساس تحلیل مضمون رهبری معنوی در آموزش عالی بود. روش:پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی و متوالی بود که با همسوسازی داده ها، به تدوین و اعتباریابی چارچوب نظری اولیه بر اساس تحلیل مضمون و تحلیل عاملی تأییدی پرداخته شد. محیط پژوهش منابع در دسترس دست اول پایگاههای اینترنتی و بانکهای اطلاعاتی علمی معتبر در گستره زمانی 2016-1990 در حوزه رهبری معنوی در آموزش عالی با نمونه گیری هدفمند بود. جامعه آماری پژوهش شامل رؤسا و معاونان کلیه واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی ایران به تعداد 46 واحد و رؤسا و معاونان دانشکده های آن به تعداد 736 نفر بود. بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده، 530 نفر در پژوهش مشارکت کردند. یافته ها:مدل رهبری معنوی در سازمان آموزش عالی شامل پنج بُعد و 22 مؤلفه بود. نتیجه گیری:مدل حاضر می تواند مبنای مناسبی برای شناخت رهبران معنوی در جایگاه خود و همچنین سنجش و ارائه راهکارهای بهبود رهبری معنوی سازمانها و به خصوص نظام آموزش عالی بر اساس معرّفهای تعریف شده در این مدل باشد. پیشنهاد می شود جمعیت دانشگاه و نظام آموزش عالی به مدل رهبری معنوی در آموزش عالی ایران توجه ویژه ای کند و این دیدگاه نوین به همه اعضای دانشگاه آموزش داده شود.
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر کشف تقلب صورت های مالی با استفاده از تکنیک قضاوت به روش فرآیند سلسله مراتبی و تکنیک های داده کاوی می باشد. جامعه ی آماری شامل حسابرسان ارشد، سرپرستان، سرپرستان ارشد، مدیر حسابرسی و شریک مؤسسه ی و همچنین شرکت های بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در راستای هدف پژوهش، تعداد 56 پرسش نامه و داده های 109 شرکت بورسی طی دوره ی زمانی 1391 تا 1396 گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس تکنیک قضاوت، بعد فشار اولویت اول، فرصت دومین عامل و توجیه به عنوان سومین عامل مؤثر بر کشف تقلب رتبه بندی می شوند که این نتایج با سایر تکینک-ها تفاوت دارد. از لحاظ تجربی، رویکردهای شبکه ی عصبی و درخت تصمیم در طبقه بندی صحیح نمونه ی مورد آموزش و آزمایش شبکه از نرخ دقت 65/98 درصد (شبکه ی عصبی)، 5/91 درصد (درخت تصمیم ) و 79/69 درصد (شبکه ی عصبی)، 10/69 درصد (درخت تصمیم ) برخوردار است، که از مدل لجستیک دقیق تر می باشد که در این روش تنها به 32/72 درصد و 10/88 درصد طبقه بندی صحیح در ارزیابی وقوع تقلب می رسد. علاوه بر این، به طور قابل توجه خطای نوع دوم ناشی از مدل درخت تصمیم در مقایسه با بکارگیری شبکه ی عصبی و مدل لجستیک از 18/58 درصد و 7/72 درصد به 6/55 درصد کاهش می یابد. با توجه به شاخص دقت، مدل درخت تصمیم نسبت به سایر مدل ها از کارآیی بیشتری برخوردار است؛ بنابراین از بین تکنیک های داده کاوی، وزن هر کدام از متغیرهای ورودی مدل درخت تصمیم مبنای رتبه بندی نهایی متغیرهای پژوهش قرار گرفته است.
بعد از ورشکستگی شرکت هایی همچون انرون و ورلدکام، توجه و نظر قانونگذاران و نهادهای نظارتی به سوی حسابرس و چرخش آنها بیشتر جلب گردید. در این ارتباط دو بخش 203 و 207 از قانون ساربنز آکسلی (2002) به موضوع منع تصدی گری شرکای حسابرسی بمدت بیش از 5 سال و انجام مطالعه در خصوص چرخش اجباری موسسات حسابرسی اختصاص یافته است. استدلال ها پشتوانه چرخش اجباری در دو مقوله ارتقای استقلال حسابرسان و تمرکززدایی در بازار حسابرسی است و در نقطه مقابل آن مطالعات نشان می دهند که این عمل نه تنها سبب بهبود کیفیت حسابرسی نشده است، بلکه افزایش هزینه های حسابرسی را به همراه داشته است. افزایش هزینه ها بدلیل ضرورت کسب شواهد، شناخت در سال های اولیه حسابرسی و تمرکزگرایی بیشتر در بازار بعلت افزایش رقابت و کمتر شدن شانس موسسات کوچک بوده است که این موارد سبب به خطر افتادن امنیت شغلی حسابرسان می شود. به عبارتی مفهوم حسابرسی اثربخش (انجام کارآمدترین حسابرسی با کمترین هزینه) مطابق با آنچه که مدنظر قوانین بوده است؛ محقق نشده است.